کد خبر: ۵۵۹۸۴
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

درباره کتابخوانی؛ علم بهتر است یا عقل؟

محمد پورغلامی

یک. به نظرم در کتاب «تعلیم و تربیت از منظر اسلام» استاد مطهری این ماجرا را خواندم که استاد شهید می‌گفت در آن ایام یکی از اروپایی‌های مقیم ایران برای گشت و گذار به یکی از روستاهای اطراف کرج رفته بود. در آنجا پیرمردی را دید و شروع به صحبت کردن با او کرد. مرد غربی دید در قبال سؤال‌هایی که می‌کند جواب‌های نغزی را از پیرمرد می‌شنود. براي همين با تعجب از پیرمرد پرسید از کجا جواب چنین سوال‌هایی را می‌دانی؟ آن پیرمرد در جواب به نکته‌ی جالبی اشاره کرد و گفت: ما دهاتی‌ها چون سواد نداریم، فکر می‌کنیم!

دو. چندين روز پیش که رهبر انقلاب دیداری با اهل کتاب داشت دوباره حال و حس کتاب‌خوانی در بین بچه‌ها گل کرد. خب الحمدلله. ای کاش آقا هر چند وقت یک بار از این دیدارها داشته باشد. این یک واقعیت است که جوان امروزی با وجود انواع و اقسام سی‌دی‌های مفتي فیلم و سریال خارجي و نيز با فراگير شدن پدیده‌ای به نام اینترنت و دنيای مجاز، کمتر حال و حوصله‌ی کتاب خواندن را دارد. در دنیای مثلا مدرن و صنعتی که دغدغه بیشتر افراد تبدیل شده به پدیده‌ي شومی به نام رقابت بر سر قدرت و ثروت، اگر هم وقت خالی برای انسان‌ها جور شود ترجیح می‌دهند یا بخوابند و یا با دنیای تصویر و سایبر خود را از خستگي‌ها و اضطرابات ناشي از اين زندگي، برهانند. و این چنین است که سرانه‌ي مطالعه‌ي جامعه می‌شود چیزی در حدود 20 دقیقه.

بدون شک این یک مشکل بزرگ است که البته فعلا در اینجا قصد پرداختن به این موضوع را ندارم. فکر می‌کنم همه‌ی شما با من هم عقيده‌ايد و در این زمینه اطلاعات بیشتری هم از من داريد. مي‌خواهم در اين‌جا از مشكل ديگري حرف بزنم. ما مشکل دیگری هم داریم. مشکلی با جماعت کتاب‌خوان. بله، گفتم «كتاب‌خوان‌ها». بر و بچه‌هایی که به اصطلاح ما «پر خوان» (یا به همان اصطلاح رایج، خر خوان) و به اصطلاح فرنگی‌ها «کرم کتاب»ند.

در جامعه افرادی وجود دارند که حسابی سرشان توی کتاب است و عین سیگاری‌های حرفه‌ای که تا این سیگار را تمام نکرده سیگار بعدی را با ته سیگاری قبلی روشن می‌کنند، آخر هر کتاب را وصل می‌کنند به مقدمه‌ي کتاب بعدی. علی‌الظاهر این مسأله مشکلی ندارد و خیلی هم خوب نشان می‌دهد اما وقتی نگاه به اظهارات و سخنان این اشخاص می‌کنیم می‌بینیم که متأسفانه فاقد عمق و محتوای کافی است. چرا؟ چون این دسته از افراد تنها یاد گرفته‌اند که هی بخوانند و بخوانند و بخوانند. در حقیقت این افراد «شهوت خواندن» دارند نه «بصیرت خواندن». درست مثل این فیلم بازهای حرفه‌ای که حاضرند حتی فیلم روی پرده و بی‌کیفیت را ببینند تنها به این علت که بگویند ما جزو نفرات اوّلي بودیم كه اين فيلم را ديديم. من از این جور آدم‌ها زیاد دیدم. هر فیلم یا کتابی که نام می‌بردم دیده و خوانده بود. اما وقتی می‌گفتم «جان‌مایه»ی آن‌، چه بود نمی‌توانست بیان کند.

مشكل ديگر اين افراد اين است كه حوزه‌ي مطالعاتي خاصي ندارند و از هر دري كتابي مي‌خوانند. نتيجه مي‌شود همان مثال معروف كه به جاي اين‌كه تبديل به يك رودخانه‌ي با عمق زياد بشوند، شبيه اقيانوسي هستند با عمق كم.   

سه. این نشان می‌دهد که اگر چه خر خوان بودن شرط لازم یک انسان در حال کمال است اما یقینا کافی نیست. آن موضوعی که مهم‌تر از این وجه اول ماجرا است «تفکّر» و «تعقّل» در کتاب و فحوای آن است. بگذارید مثال دیگری برایتان بزنم. 16، 17 ساله که بودم دوستی داشتم که همیشه به علم و اطلاعاتی که او داشت غبطه می‌خوردم. کمتر موضوعی بود که از او سؤال می‌کردم او جوابی در خور توجه به آن نمی‌داد. روزی ازش پرسیدم: «تو چطور این همه اطلاعات رو با این سن کم‌‌ت جمع کردی؟ مگه چند تا کتاب خوندی؟». او در جواب گفت: «شاید کل کتاب‌هایی که من خواندم سر هم بیشتر از چند جلد کتاب قطور نمی‌شه، اما سعی کردم هر چیزی رو که می‌خونم، روش فکر کنم.» و بعد برایم مثال زد که «مثلا اگر جایی دیدم که پیامبر (ص)، حضرت علی (ع) را با لقب ابوتراب خطاب کرده، کلی فکر کردم که چرا پیامبر از میان این همه القاب حضرت علی، در اینجا از چنین لقبی استفاده کرده».

چهار. به نظر مي‌رسد ما بیش از آن که نیازمند انسان‌های «اهل کتاب» باشیم محتاج انسان‌های «اهل عقل و فکر»یم. متأسفانه نظام آموزشی ما بیش از آن که «اندیشمند»ساز باشد در بهترین حالت ممکن، «دانشمند»ساز است. ما «عالِم» زیاد داریم اما «عاقِل»، کم. وقتی از «عقل» سخن می‌گویم یعنی همان تعریفی که امام صادق (ع) از آن ارئه داد: «العقل ما عبد به الرحمان و اکتسب به الجنان». پس عقل معطوف به «عمل» است. بنابراین عاقل کسی است که علم‌ش را به منصه‌ی عمل برساند. برای همین است که به تعبیر دینی جز مؤمن، اساسا کسی نمی‌تواند عاقل باشد.

از طرف دیگر، عالِم ممکن است «جاهل» باشد. یا بهتر بگویم عالِم ممکن است «عمل جاهلانه» هم انجام بدهد اما عاقل، نه. برای همین است که در تفکر دینی بر خلاف تصور ما، نقطه‌ي مقابل «جهل»، علم نیست، «عقل» است. در کلام روزمره، ما می‌گوییم «عالم و جاهل» اما در روایات می‌خوانیم «عاقل و جاهل». در کتب روایی ما هم بابی است به نام «باب عقل و جهل». پس ممکن است عالم، جاهل هم باشد. چنان‌چه در روایات آمده است «بسا عالمی که علم‌ش باعث جهل‌ش بشود.» این همه مشکلاتی که در دنیا دیده و می‌بینیم ناشی از اقدام جاهلانه‌ي عالمان بوده است. بر پایی جنگ‌های خانمان بر‌انداز، ساخت بمب‌های اتمی و هیدروژنی، تولید انبوه سلاح‌های میکروبی و كشتار جمعي، ساخت انواع و اقسام تسلیحات نظامی، بر هم زدن وضعیت طبیعی اکوسیستم زمین و تخریب آن به بهانه‌ي «توسعه» و... امثالهم، همه و همه ناشی از عمل عالمان جاهل بوده است.

البته همه‌ي این‌ها بدان معنی نیست که از اهمیت کتابخوانی بکاهیم. نه، مقصود این است که حالا خیال نکنید اگر کسی خیلی اهل کتاب بوده و از قضا کتابخانه‌ي بزرگی هم دارد، انسان خاصی است و همه‌ي نظرات‌ش هم، تمام و کمال است و هر چه که بگوید دُر و مروارید است و باید با آب طلا نوشت و بر در و دیوار زد. مطالعه‌ي کتاب تنها یکی از فاکتورهای یک «انسان متعالی» است نه همه‌ي آن. از این مهم‌تر همان‌طور که در بالا گفته شد مسأله‌ای است به نام عمل به علم. خدا رحمت کند آن مرد خدا، آیت‌الله بهجت را که همیشه این حدیث را می‌خواند: «کسی که عمل کند به آن چیزهایی که می‌داند خداوند به او می‌آموزد آن چیزهایی را که نمی‌داند.»

پنج. از جمع بین علم و عمل است که موضوعی به نام «حکمت» به وجود می‌آید. حکمت نیز تنها و تنها مختص به مؤمنان است و لاغیر. منورالفكرها خواسته‌اند معادل‌سازي كنند و كلماتي را براي حكمت از زان‌هاي ديگر استخراج كنند اما آن‌ها هيچ‌كدام معناي حكمت را نمي‌دهند. برای همین امیر (ع) فرموده است: «الحکمة ضالة المؤمن». دقت کنید نفرموده علم، فرمود حکمت!

حکیم نيز کسی است که «راه‌شناس» است. حکیم، «راه بلد» است و می توان با او به منزل رسید. حضرت روح الله، حکیم بود. برای همین یک لحظه هم در مسیر و راه انقلاب دچار لغزش و اشتباه نشد و آدرس را گم نکرد. سیدنا القائد نیز همین طور. برای اثبات این مدعا اگر فقط و فقط مدیریت و رهبری او در فتنه‌ي 88 و گذراندن کشتی انقلاب اسلامی از این طوفان سهمگین پيش روي ما بود باز هم کافی است تا پی به حکمت ایشان ببریم.

القصه این‌که انقلاب اسلامی برای تداوم خود نیازمند انسان‌هایی است که هم اهل علم‌ند و هم عمل. یعنی عاقل‌ند. انسان‌هایی که «اهل تفکر»ند. که فرمود: «تفکر ساعة افضل من عبادة سبعین سنة».

 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین