آمنه خواستگار اسيدپاش را بخشيد
آمنه بهرامي
- 35 ساله - غروب 10 آبان 83 از محل كارش در خيابان رسالت به خانه
ميرفت كه از سوي مجيد - خواستگار شكستخورده - هدف اسيدپاشي قرار گرفت.
به دنبال اين جنايت هولناك، دختر جوان از هر دو چشم نابينا شد و با
وجود بيش از 19 عمل جراحي روي صورت و چشمهايش او بينايي خود را بهطور
كامل از دست داد و پوست صورتش نيز هنوز ترميم نشده است.
پسر اسيدپاش پس از دستگيري ضمن اعتراف به جرمش در شعبه 71 دادگاه كيفري
استان تهران به رياست قاضي عزيز محمدي محاكمه و با درخواست قرباني حادثه
به قصاص محكوم شد. در حالي كه بسياري از نهادهاي اجتماعي و گروههاي فعال
حقوق بشر تلاش براي جلب رضايت آمنه را آغاز كرده بودند، اما او همچنان بر
اجراي حكم قصاص - كوري چشمان مجيد با اسيد - اصرار داشت. بدينترتيب قرار
شد ساعت 12 ظهر شنبه 24 ارديبهشت 90 حكم قصاص - كوري چشم متهم- در
بيمارستان دادگستري تهران اجرا شود. در حالي كه آمنه و خانوادهاش همراه
چندين خبرنگار و عكاس و جمعي از مردم در محل اجراي حكم حاضر شده بودند، بنا
به دلايلي اجراي حكم با دستور مقامات قضايي به تعويق افتاد. با اين وجود
به خاطر پيگيريهاي آمنه و خانوادهاش بار ديگر زمان اجراي حكم تعيين شد و
صبح ديروز آمنه و خانوادهاش همراه قاضي اميرآبادي - سرپرست دادسراي جنايي
تهران - قاضي جمشيدي - سرپرست شعبه اجراي احكام - و پزشك قانوني و چند تن
از مسئولان نيروي انتظامي در بيمارستان دادگستري حاضر شدند تا حكم قصاص
اجرا شود، اما در آخرين لحظات آمنه با اعلام رضايت چشمان مجيد را به او
بخشيد.
آمنه كه از گذشت و اقدام انساني خود خوشحال بود، به خبرنگار ما گفت:
شنبه شب - 8 مرداد - از پليس آگاهي با ما تماس گرفته و اعلام كردند حكم
قضايي صبح روز بعد اجرا خواهد شد. بنابراين ساعت 6 صبح يكشنبه همراه پدر،
مادر، برادر، عمو و دخترعمويم به اداره آگاهي رفتيم. از آنجا هم ما را تحت
مراقبت كامل و همراه چند خودروي پليس به بيمارستان دادگستري منتقل كردند.
وقتي وارد اتاق عمل شديم، دريافتيم مجيد روي تخت آماده تزريق آمپول بيهوشي و
اجراي حكم قصاص است. او به محض ديدن من با گريه و فرياد به ناسزاگويي
پرداخت، اما من هيچ عكسالعملي نشان ندادم، چرا كه ميدانستم ميخواهم چكار
كنم و از روز اول هم نميخواستم او را قصاص كنم، فقط ميخواستم او را تا
اينجا بكشانم كه بداند چشمانش حالا ديگر در دستان من است و اين قدرت را
دارم كه او را نابينا كنم. ميخواستم بداند و بفهمد كه حقش قصاص است. به هر
حال وقتي پرستاران لباس مخصوص اتاق عمل را به من پوشاندند، از خانوادهام
خواستم يكي از آنها همراهم باشد تا كمكم كند، اما پدر و مادر و عمويم
خودداري كردند. فقط برادرم حاضر به همراهي من شد. ميدانستم برادرم اين كار
را خواهد كرد و اسيد را در چشمان مجيد خواهد ريخت. به همين خاطر از پزشكان
خواستم هنگامي كه او ميخواهد اسيد را بريزد، به من اطلاع بدهند اما آنها
گفتند اگر نداني، بهتر است. من هم وقتي احتمال دادم ممكن است كار از كار
بگذرد، قبل از اين كه دير شود، با فرياد از برادرم خواستم اسيد را نريزد
چرا كه گذشت كردهام. پس از اين حرف، احساس كردم سكوت همه جا را فرا گرفته
است. همان موقع مجيد كه از صدايش معلوم بود شوكه شده، با گريه از تخت پائين
آمد و روي پاهايم افتاد و با گريه و زاري، طلب بخشش كرد. قبل از ترك اتاق،
او به من گفت: با من ازدواج كن؛ قول ميدهم تمام بديهاي گذشته را جبران
كنم اما من فقط خنديدم و گفتم: «فراموش كن!»
آمنه در حالي كه از آرامش روحي و روانياش حرف ميزد، گفت: الآن خيلي
خوشحالم و احساس سبكي ميكنم. مطمئنم اگر حكم را اجرا كرده بودم، حالا
وجدانم ناراحت بود و همه عصبي بوديم. من، مجيد را اول به خاطر خدا و بعد به
خاطر كشورم ايران و پدر و مادرم و همچنين به خاطر دو پزشك معالجم كه حتي
در آخرين لحظهها هم از امريكا و اسپانيا با من تماس گرفتند و گفتند آمنه!
او را ببخش و به خاطر خودت از اين حكم بگذر، بخشيدم. اين كار را كردم نه به
اين خاطر كه او مستحق بخشش بود. بلكه ميخواستم همه بدانند قصاص و مجازات
حق كسي است كه اسيد ميپاشد و بخشش از سوي كسي است كه ميتواند مجازات كند
اما ميبخشد.
آمنه در حالي كه از انجمنهاي حقوق بشر و فعالان اجتماعي بسيار گلهمند
بود، گفت: مردم بايد چهره حقوق بشر و كساني را كه خارج از كشور مينشينند و
فقط حرف ميزنند، بشناسند. حقوق بشر من هستم كه در اوج قدرت، ميبخشم نه
آنها كه با وعده پرداخت پول، ميخواهند رضايت بگيرند. من هيچ پولي از هيچ
نهادي نگرفتم اما ديه و حق قانونيام را از مجيد خواهم گرفت. به من گفتند
ديه چشم مقدار ندارد من هم گفتم 2 ميليارد و 800 ميليون تومان پول
ميخواهم. البته ديه صورتم حدود 200 ميليون تومان ميشود و قرار است تا
زماني كه ديه را نپرداخته، در زندان بماند. بدين ترتيب آمنه پس از اعلام
رضايت كتبي ظهر ديروز همراه مادرش به دفتر سرپرست دادسراي جنايي تهران رفت
تا با او در اين باره صحبت كند. مادر آمنه كه از اين كار دخترش شوكه بود،
گفت: وقتي تمام شب و روزهاي اين 7 سال را به ياد ميآورم و زجرهاي جسمي و
روحي دخترم را مرور ميكنم، باورم نميشود آمنه چنين كار بزرگي انجام داده
باشد. امروز هيچ كس نميتوانست مانع اجراي حكم شود اما آمنه با اين كارش،
باعث آرامش خود و خانوادهاش شد. وي در ادامه گفت: آمنه بزودي براي انجام
يك عمل جراحي ديگر به اسپانيا برميگردد كه البته به گفته خودش، اين بار با
خيالي راحت به زندگي پرماجرايش ادامه خواهد داد. دخترم چندي قبل كتابي در
خارج از كشور نوشته به نام «چشم در برابر چشم» كه به چند زبان ترجمه شده و
يكي از پرفروشترين كتابهاي سال گذشته در دنيا شد. بزودي نوشتن كتاب دومش
را نيز آغاز خواهد كرد كه ماجراي زندگي آمنه از كودكي تاكنون است.
دادستان تهران: اقدام آمنه شجاعانه بود
دادستان عمومي و انقلاب تهران نيز خبر گذشت آمنه از قصاص مرد اسيدپاش
را شجاعانه خواند. عباس جعفري دولتآبادي گفت: مقدمات اجراي حكم فراهم شده
بود كه قرباني اسيدپاشي در اقدامي شجاعانه و انساندوستانه، عامل اسيدپاشي
را بخشيد. به گفته دادستان تهران، آمنه در عين حال خواستار پرداخت ديه ساير
جراحاتش شده است. جعفري دولتآبادي تأكيد كرد: دادگستري بر اجراي اين حكم
مصمم بود اما آمنه با اقدام شجاعانهاش، از قصاص گذشت.
مديون آمنه هستيم
پدر مجيد نيز ديروز در تماسي تلفني با گروه حوادث ، به خبرنگار ما گفت:
حدود ساعت 9 صبح يكشنبه - ديروز - وقتي شنيدم آمنه، پسرم را بخشيده، از
خوشحالي سجده شكر بجا آوردم. حالا هم به خاطر اوج مهرباني، عطوفت و بخشش
اين دختر جوان اشك ريختم. الآن هم از او و خانوادهاش تشكر ميكنم و خودم
را براي هميشه مديون بخشش بزرگ آنها ميدانم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



عاملین تعلل در اجرای قصاص و مسببین بخشش همه مسئول نا امنی جامعه هستند.
انعکاس نظرات بعد از خروج خبر از صفحه اول یعنی نوشدارو بعد از مرگ سهراب!!!!
انعکاس نظرات بعد از خروج خبر از صفحه اول یعنی ما را سر کار گذاشتید!!!!
ما که بی کار نیستیم نظر تایپ کنیم بعد شما منعکس نکنید.
نظر ما مربوط به بولتن نیوز نیست بلکه مربوط به خود خبری است که در باره اش نظر میدهیم.
به خدا کلافه شدیم اعتراض فوق برای عدم انعکاس نظری بود که قبل از آن نوشته بودم ، اعتراض را منعکس ولی خود نظر را درج ننموده اید. آیا ممکن است علی رغم تأیید دریافت نظر پس از ارسال آن ، نظر را دریافت ننمائید؟