انگليس زمينهساز شكلگيري صهيونيستها
به گزارش بولتن به نقل از فارس، 25 جولاي هر سال يادآور قيموميت منحوس انگليس بر سرزمين فلسطين است كه در واقع زمينه ساز شكلگيري رژيم صهيونيستي در اين سرزمين مقدس است، به همين مناسبت نگاهي داريم به موضوع قيموميت انگليس بر فلسطين و بازتابهاي آن.
* شكلگيري جنبش صهيونيسم و همهگير شدن آن در اروپا
صهيونيسم، در واقع جنبش قوم يهود براي ايجاد جامعه و كشور خود مختار يهودي در فلسطين است. در سال 1897 با تشكيل نخستين كنگره جهاني صهيونيسم در شهر "بال " يا همان "بازل " سوئيس، صهيونيسم بشكل يك نهضت سياسي سراسر اروپا را فراگرفت و "تئو دورهرتزل " سردبير يكي از روزنامههاي معتبر وين رهبري نهضت را در دست گرفت.
* درخواست هرتزل براي تشكيل كشوري يهود در فلسطين و آغاز مهاجرتها
هرتزل در كتابچهاي كه در سال 1896 تحت عنوان "در يودن اشتات " (كشور يهوديان) منتشر كرد، خواستار تشكيل كشوري يهودي در فلسطين شد.
از آن زمان مهاجرت صهيونيستها به فلسطين تحت حاكميت امپراتوري عثماني شروع شد و مهاجران تازه پاي گذاشته به سرزمين جديد اقدام به خريد زمينهاي آنجا كردند. ديري نگذشت كه اعراب پيبردند، هدف واقعي مهاجران تشكيل كشوري يهودي است و در آن زمان بود كه به فكر مقابله برآمدند.
* تاسيس صندوق ملي يهود
در سال 1901سازمان جهاني صهيونيست شركتي به نام "كرن كايمت " يا "صندوق ملي يهود " تاسيس كرد تا براي اسكان دادن يهود زمين بخرد. بر اساس منشور اين سازمان، صندوق ميبايست در فلسطين، سوريه و ديگر مناطق عثماني (تركيه) واقع در آسيا و شبه جزيره سينا زمين خريداري كند و آن را به عنوان دارايي منقول يهود حفظ كند.
* ابراز تمايل انگليس به خريد اراضي فلسطين توسط يهود و تشديد حمايتها
انگليس از همان ابتدا علاقه خود به اين امر را نشان داد. در سال 1839 "لرد پالمرستون " وزير خارجه وقت انگلستان كنسولگري اين كشور در بيت المقدس (اورشليم) را افتتاح و به اعضاي آن دستور داد تا از يهود حمايت كنند.
در سال 1840موج خشونتهاي ضد يهودي در دمشق بالا گرفت، همين امر موجب شد تا انگلستان حمايتهاي خود از يهوديان را افزايش دهد.
*حاييم وايزمن و تلاش براي تاسيس كشور يهود
پس از مرگ هرتزل در سال 1904 "حاييم وايزمن " رهبري جنبش صهيونيسم را بدست گرفت. وايزمن كه يك شيميدان بشمار ميآمد، طي جنگ جهاني اول خدمات بسياري به دولت انگلستان در بخش تحقيقات نظامي ارائه داد و اين امر باعث شد تا "لرد بالفور " وزير خارجه وقت انگليس، وي را در نيروي دريايي سلطنتي انگلستان استخدام كند.
وايزمن نيز مانند هرتزل معتقد بود، حمايت از صهيونيسم به نفع انگليس تمام ميشود. زماني كه انگلستان در جريان جنگ جهاني اول بخشي از سرزمينهاي متعلق به امپراتوري عثماني را به چنگ آورد، وايزمن بر تلاشهايش افزود.
* موفقيت وايزمن در تصويب اعلاميه بالفور
تلاشهاي وايزمن سرانجام در سال 1917 به بار نشست و او موفق شد، لرد بالفور را متقاعد كند، لايحهاي اصولي براي دفاع از صهيونيسم به كابينه وقت انگليس ارائه دهد.
به درخواست بالفور، وايزمن و لرد روتچيلد كه سرپرستي فدراسيون صهيونيسم را در انگلستان به عهده داشتند، پيش نويس لايحه را تهيه كردند، بالفور كابينه را متقاعد كرد كه اين لايحه را تصويب كند و طي نامهاي براي روتچيلد نوشت: " انگلستان نسبت به استقرار وطن ملي براي يهود در فلسطين نظر مساعد دارد ".
* قرارداد سري "سايكس-پيكو "
"سرمارك سايكس " كارشناس انگليسي امور فلسطين كه صهيونيسم را ابزار توسعه نفوذ انگلستان در خاورميانه مي دانست، در سال 1916 موفق شد، قرارداد سري "سايكس-پيكو " منعقد كند؛ اين قرار داد به تقسيم امپراتوري عثماني پس از پايان جنگ ميپرداخت و به انگلستان اجازه ميداد، بندري در حيفا احداث كند، همچنين خواستار قيموميت مشترك انگلستان و فرانسه بر فلسطين بود.
* يهود و حمايت از منافع انگليس در برابر فرانسه
انگليس از رقابت فرانسه واهمه داشت و تصور ميكرد، حضور يهوديان تحت الحمايه انگلستان در فلسطين به لندن كمك خواهد كرد تا تسلط بيشتري بر آن سرزمين داشته باشد و اسكان يهوديان در فلسطين، پايگاه محكمي براي انگلستان خواهد بود تا بتواند توازن را در برابر تسلط فرانسه بر سوريه و لبنان حفظ كند.
* حكم قيموميت بر فلسطين يا همان اعلاميه بالفور
در آن روزها فلسطين كشوري بود با حدود 30 تا 60 هزار يهودي اما اين بدين معنا نبود كه همه آنها صهيونيست باشند. در 22 ژوئيه 1922 جامعه ملل بنا به درخواست انگلستان به آن كشور در اداره فلسطين حكم قيموميت داد.
حكم قيموميت كه حاوي بيانات اعلاميه بالفور بود و دقيقا به همان ترتيب توسط هيات وزيران انگلستان در سال 1917م تصويب شد، اعتراضاتي را در انگلستان به دنبال داشت.
* اعتراض به اعلاميه بالفور
معترضان اعتقاد داشتند، شناسايي اعلاميه بالفور، حق تعيين سرنوشت مردم فلسطين را از بين خواهد برد، اما اين اعتراضات راه به جايي نبرد و صندوق ملي يهود با تكيه بر همين اعلاميه ميزان خريد املاك در فلسطين را افزايش داد.
* تاسيس صندوق بنياد فلسطين
در سال 1920سازمان جهاني صهيونيست، "صندوق بنياد فلسطين " را تاسيس كرد تا بودجه اسكان يهود در سرزمينهاي خريداري شده را تامين كند. صهيونيستهاي مهاجر نيرويي به نام "هاگانا " تشكيل دادند تا مامور حفاظت از زمينهايشان باشد.
* افزايش مهاجرتها به فلسطين
در اوايل دهه سي زمانيكه احساسات ضد يهودي در آلمان شدت يافت، دولت انگلستان ميزان مهاجرت يهود به فلسطين را افزايش داد و در نتيجه جمعيت يهوديان فلسطين بين سال هاي 1931 تا 1935 يكباره دو افزايش يافت و انگلستان اجازه داد، آنها املاك بيشتري خريداري كنند.
* اعراب و تلاش براي توقف خريد اراضي فلسطين
درسال 1936 واهمه اعراب نسبت به اين احتمال كه آژانس يهود درپي ايجاد دولت يهودي در فلسطين است، منجر به شورش عليه انگلستان شد؛ اعراب اميدوار بودند، از طريق نهضتي كه بيشتر به روستاييان متكي بود، بر انگلستان فشار وارد آورند تا مسئله مهاجرت يهوديان و خريد اراضي را متوقف كند.
* اعتراض اعراب و واكنش وحشيانه هاگانا
از طرف ديگر، كميتههايي براي سازماندهي اعتصابات صنفي تشكيل شد و اعتراضهايي به اقدامات انگليس و اجازه خريد املاك جديد صورت گرفت؛ گروهي از اعراب نيز به صهيونيستها حمله بردند كه با حملات وحشيانه "هاگانا " مواجه شدند كه بسياري از اعراب را قتل عام و خانهها و روستاهايشان را نابود كرد.
* ارجاع دادن قضيه فلسطين به سازمان ملل
انگلستان از سازمان ملل خواستار ارائه راه حلي درباره وضعيت فلسطين شد. پنج كشور عرب از مجمع عمومي سازمان ملل خواستند، به قيموميت انگليس بر فلسطين پايان دادن و استقلال فلسطين را اعلام كند؛ آنها نگران بودند كه درخواست انگلستان براي ارائه راه حل در مورد وضعيت آينده فلسطين، مجمع عمومي را ترغيب كند، مسئله پناهندگان يهودي اروپا را به وضعيت فلسطين ارتباط دهد.
* اعلام موجوديت "اسرائيل "
در 14مه 1948 انگلستان از اقتدار خود در فلسطين چشم پوشيد و همزمان با خروج كميسر عالي انگليس از فلسطين، يهوديان اين كشور به فرماندهي "ديويد بن گودين " با نام "اسرائيل " اعلام موجوديت كردند.
* آمريكا و شوروي سابق و به رسميت شناختن رژيم غاصب
بلافاصله آمريكا و اتحاد جماهير شوروي سابق اسرائيل را به رسميت شناختند و آژانس يهود با صدور اعلاميهاي تاسيس اسرائيل را اعلام و به قطعنامه 181 سازمان ملل به عنوان سند به رسميت شناختن حق يهود جهت استقرار در كشوري مستقل و از آن خود استناد جست.
اين اعلاميه مرز مشخصي براي اسرائيل در نظر نگرفته بود، اما آژانس يهود در پيامي به "ترومن " رئيس جمهور وقت آمريكا اعلام كرد كه اسرائيل در چارچوب مرزهايي قرار دارد كه از سوي مجمع عمومي سازمان ملل در قطعنامه 29 نوامبر 1947 تاييد شده است.
علاوه بر قطعنامه181، آژانس يهود در ادعاي خود نسبت به فلسطين به تعيين مالكيت باستاني اين سرزمين اشاره كرد و يهوديان جديد را جانشين عبريان باستاني قلمداد كرد.
* جنگ اول اعراب - اسرائيل
غروب همين روز چهار كشور عربي مصر، سوريه، اردن و لبنان به دولت نو ظهور اسرائيل اعلان جنگ دادند و اين اولين جنگ خونين اعراب و اسرائيل بود.
در اين زمان فلسطينيها مالك 97 درصد اراضي كشور بودند. اعلاميه موجوديت اسرائيل باعث سرازير شدن يهوديان سراسر جهان به فلسطين شد و اين امر مورد حمايت آمريكا قرار گرفت.
* تشديد حمايتها از رژيم غاصب
صهيونيستهاي مقيم آمريكا نيز فعاليتهاي خود را تشديد و بر ضرورت تقويت دولت يهود تاكيد كردند؛ پيش از اين، يعني در 29 نوامبر 1947 آمريكا و شوروي طي نادرترين توافقات خود، طرح تجزيه سرزمين فلسطين به دو بخش يهودي و عربي را ارائه كردند و از سازمان ملل خواستند، آن را به تصويب برساند.
بر اساس اين توافق قيموميت انگليس در فلسطين تا اول اوت 1948 به پايان رسيده و تا اين كشور به دو بخش يهودي و عربي تقسيم گردد و بيت المقدس نيز منطقهاي بين المللي اعلام شود.
* تصويب طرح تجزيه فلسطين و خشم و نفرت جهان اسلام
تصويب طرح تجزيه فلسطين، خشم و نفرت جهان اسلام را بيش از پيش برانگيخت و تظاهرات خونيني عليه آمريكا ، شوروي سابق و صهيونيستها در بيت المقدس، يافا، حيفا و چند شهر ديگر فلسطين و كشورهاي اسلامي ديگر برپا شد.
در 8 دسامبر 1947 اتحاديه عرب، طي نشستي ضمن اعتراض به اقدام خائنانه سازمان ملل تصميماتي براي رويارويي با صهيونيستها اتخاذ كرد.
* جنگ دوم اعراب - اسرائيل
در سال 1948 جنگنده هاي مصري ابتدا تل آويو را بمباران كردند و نيروهاي زرهي لبنان از شمال، سوريه و اردن از شرق و مصر از غرب به سوي فلسطين به راه افتادند، در روزهاي نخست، نيروهاي اردن موفق به اشغال بخش عمدهاي از بيت المقدس شدند.
* اعلام آتشبس شوراي امنيت
شوراي امنيت كه ادامه جنگ را به ضرر صهيونيستها ميديد، در 2 ژوئن سال 1948 درحالي كه 19 روز از جنگ ميگذشت خواستار آتش بس شد، صهيونيستها بعد از آتش بس با حمايت آمريكا و چكسلواكي شروع به تجهيز قواي نظامي خود كردند و در سپتامبر همان سال يعني سه ماه بعد، آتش بس را نقض كردند.
* اشغال عكا ، ناصره و شكست اعراب
در داخل فلسطين هاگانا منطقه "عكا " جايي كه هزاران عرب از حيفا و نقاط ديگر به آنجا پناهنده شده بودند، را به گلوله بست و به دنبال آن تيپ هفتم هاگانا شهر "ناصره " را به تصرف خود در آورد و حملات خود را به مواضع مصر آغاز كرد.
اعراب در جنگ دوم به علت فقدان فرماندهي واحد و عدم هماهنگيهاي لازم نتوانستند پايداري كنند و در نتيجه، جنگ اعراب و اسرائيل در شرايطي كه 6 هزار كيلومتر مربع از اراضي اعراب به اشغال صهيونيستها در آمده بود، با ميانجيگري سازمان ملل به پايان رسيد.
* امضاي توافقنامههاي متاركه جنگ
در بهار سال 1949، اسرائيل توافقنامههاي جداگانه متاركه جنگ و نه قراردادهاي صلح با مصر، لبنان، ماوراء اردن و سوريه را منعقد كرد؛ اما اين توافقنامهها پايدار نماند و اسرائيل هر چند وقت يكبار حملاتي به قسمتي از اين كشورها تدارك ميديد.
* آوارگي حدود يك ميليون فلسطيني
در همان سال رژيم اشغالگر قدس حدود 400 شهر و روستاي عرب نشين فلسطين را تخريب كرد و به جاي آنها جنگل مصنوعي ايجاد كرد. به اين ترتيب در اين جنگ نزديك به يك ميليون فلسطيني آواره و به كشورهاي عربي منطقه پناهنده و هزاران نفر از سربازان طرفين كشته و زخمي شدند و صهيونيستها توانستند بر 78% كل خاك فلسطين مسلط شوند و اين رهاود قيموميت انگلستان بر فلسطين بود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


