به دانشجوها بگویید ریشهای شان را نتراشند!
بولتن نیوز: عزت الله شاهی (مطهری) در سال 1325 در شهر خوانسار و در خانوادهای تنگدست چشم به جهان گشود. مبارزات بسیار و زندانهای سخت همراه با شکنجههای دردناک، از او شخصیتی قابل توجه ساخته است که در خاطرات خود آن را به نمایش می گذارد. در گوشه ای از کتاب خاطرات زیبای او، نکته ای جالب نهفته است که اهمیت وحدت میان حوزه و دانشگاه را نشان میدهد.

این خاطره که مربوط به سال 1343 است نشان میدهد که حضرت امام خمینی (ره) از ابتدای نهضت به وحدت این دو قشر توجه ویژه داشته و با تندروی هر دو طرف نسبت به یکدیگر مخالف بوده اند. خواندن این خاطره با حواشی آن از زبان عزت خالی از فایده نیست:
پس از آزادی آقای خمینی (و رهایی از حصر) در فروردین 1343 علاقه مندان به وی از هر قشر و طبقه ای به دیدارش میرفتند. ما هم به دیدارشان رفتیم.
در آن روزگار، بعضی اوقات اختلافاتی بین طبقه دانشجو و روحانی پیش می آمد و برخی دانشجویان، روحانیون را به عقب ماندگی و ارتجاع متهم میکردند و برخی روحانیون نیز از دانشجویان به عناوین روشنفکر، لاابالی و بی دین یاد میکردند. به این اختلافات توسط عناصر نفوذی ساواک دامن زده می شد و هر از گاهی کدورتها و ناراحتیها بالا میگرفت.
در یکی از دیدارهایمان با آقای خمینی در قم، عده ای دانشجو برای ملاقات با ایشان به آنجا آمدند. یکی از روحانیون رفت و درگوشی به آقای خمینی گفت که بهترین موقعیت است که شما اینها را نصیحت کنید. ایشان گفتند که من چیزی از اینها نمی بینم که بخواهم اینها را نصیحت بکنم. این آقا دوباره تاکید کرد: «نه آقا! الان بهترین موقعیته! الان اگر شما حرف بزنید حرف شما نافذ است.» آقای خمینی پرسید: «من چه به آنها بگویم؟!» آن روحانی گفت: «بگو ریششان را نتراشند.» آقای خمینی ضمن یک نگاه تند به آن روحانی، سکوت معناداری کردند و چیزی نگفتند. (برعکس آن خواسته) آقای خمینی خیلی با دانشجویان گرم گرفتند و خوش و بش کردند. همین رفتارهای ایشان باعث شد که این دو طیف روشنفکر و روحانی مقداری به هم نزدیک شوند.
مشاهده این صحنه الهام بخش نوعی فعالیت جدید در ما شد. من به اتفاق چند تن از دوستان مبارزم مثل امیر لشکری و احمد کروبی، گروهی را به وجود آوردیم و نامش را «جبهه آزادیبخش ملی ایران» نهادیم و بعد به نام گروه های مختلف اعلامیه صادر می کردیم. به عنوان نمونه به نام «دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران و سایر دانشگاه ها» اعلامیه صادر می کردیم و بر فعالیت های روحانیون صحه می گذاشتیم و نیز به نام «روحانیون» بیانیه منتشر می کردیم و از دانشجویان تقدیر و تشکر می کردیم. اگر طلبه ای را در قم می گرفتند، به نام «دانشجو» اعلامیه صادر و از آن طلبه حمایت می کردیم. اگر اتفاقی برای دانشگاه می افتاد و درگیری در صحن دانشگاه روی می داد، همین کار را با نام «روحانیون» انجام می دادیم. حتی اگر به دانشجویان چپی هم حمله می شد، ما با چپ و مارکسیست بودن آنها کاری نداشتیم به همین بهانه اطلاعیه منتشر می کردیم. بدین طریق می خواستیم یک نوع ائتلاف فکری و قلبی بین دو قشر ایجاد کنیم. این روند تا سال 50 ادامه داشت و ما در پی هر واقعه و حادثه اعلامیه های مجهول و مجعول این چنینی صادر می کردیم.
مجتبی شایسته نیا
منبع: خاطرات عزت شاهی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، صص 33 تا 34
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



تا کور شود فتنه گر و تفرقه گر.