خطبازی" و" خطسازی" تا کجا؟
به گزارش بولتن نیوز از سرویس سیاسی ندای انقلاب – قاسم صفایی نژاد/دعوت به «وحدت کلمه» که از ابتدای انقلاب در کلام امام خمینی (ره) و آیت الله خامنهای به عنوان یکی از شروط اصلی موفقیت از آن یاد میشد، در هفتههای اخیر از سوی رهبر معظم انقلاب پررنگتر دنبال میشود. اگر فرمایشات اخیر ایشان را بررسی کنید، متوجه خواهید شد که مکرراً گروههای مختلف سیاسی را به وحدت دعوت نمودهاند. یکی از موانع وحدت را میتوان «خطبازیها و خطسازیها» دانست و حب و بغضهای شخصی و جناحی. برای اینکه در این مورد بیشتر بدانیم، فرمایشات رهبر معظم انقلاب را درباره «خطبازی و خطسازی» گردآوری کردهایم تا حدود و ثغور و معایب آن بیشتر آشکار گردد.
- هر آنچه داریم از وحدت کلمه داریم
«من مىخواهم عرض كنم اين ملت، ملتى است كه با وحدت كلمه توانست اين انقلاب را بهوجود آورد؛ با وحدت كلمه توانست مصيبت بزرگى مثل جنگ تحميلى را از سر بگذراند؛ با وحدت كلمه توانسته است تا امروز در مقابل دشمنى ابرقدرتها - بخصوص دشمنى رژيم امريكا كه بهشدّت با اين ملت و با اين دولت و با اين نظام دشمنى كرده است و هنوز هم مىكند - بايستد. باز هم وحدت كلمه را حفظ كنيد و نگذاريد دشمن با طرح شعارهاى انحرافى، با طرح جاذبههاى دروغين، با طرح چهرههاى كاذب، در ميان شما تشتّت درست كند.» [1]
- خطبازی همان قبیلهگرایی است
«من در زمان رياست جمهورى در يك سخنرانى كه هر دو جناح حضور داشتند، گفتم شما مثل دو قبيلهايد - قبيلهى «الف»، قبيلهى «ب» - دعواهاى شما قبيلهاى است. امروز همان قبيلهگرايى - البته با شكلهاى بدش - ادامه پيدا كرده كه جاى صحبتش اينجا نيست؛ من با خود آنها در ميان مىگذارم و مىگويم.» [2]
«از لحاظ سياسى، آن وقتى مىتوانيد مفيد باشيد كه مجتمع باشيد و متفرق نگرديد. يعنى مجموعهى ائمهى جمعه، يك جهت و يك حركت داشته باشند. آن جهت هم بايد فارغ از اين خط و خطبازى و گروهبندى و جناحبنديهاى موجود جامعه باشد.
اينها اصلاً بايد فوق اين حرفها باشد. اصلاً نبايد اسير اين چيزها بشويد. آنوقت ما مىتوانيم مجموعهى ائمهى جمعه را يك جريان سياسىِ بدون اختلاف بدانيم كه وقتى چنين جمعى تشكيل شد، نگوييم ببينيم فلان كسان مثلاً جريانشان آنطورى است؛ فلان كسان جريانشان اينطورى است. نه، همه يك جريان و يك حركت داشته باشند. نبايد گفت كه آن آقا متعلق به فلان جريان است، اين آقا هم متعلق به جريان ديگر است. به نظر من، اينطور درست نيست. اصلاً مافوق جريانها، اصولى هست كه بايد مورد نظر باشد و رعايت گردد. در بقيهى امور هم هرچه اختلاف نظر باشد، اشكال ندارد. اصل انقلاب و اسلام و حمايت از دولت و جهتگيريهاى اصولى، بايستى مشترك باشد. همه بايد روى اين، نظر بدهند. در بقيهى امور هم هر كس كه سليقه و نظرى دارد، نظر خودش را داشته باشد؛ ولى نبايد موجب اختلاف بشود.» [3]
- دانشجوی دیندار، خطبازی را مایه اختلاف قرار ندهد
«براى خاطر خدا، دور اين مسائل خط و خطبازى را هم در محيط دانشگاه قلم بگيريد و نگذاريد گسترش پيدا كند. شما كه رؤسا هستيد، جلويش را بگيريد. اين مسائل اختلافات و نزاع سياسى و خطبازيها، واقعا ضرر زده است. در دانشگاه، در اين سالهايى كه من اطلاع دارم، اكثريتى دانشجوى بىمبالات و بىتقيد نسبت به دين و مسائل دينى - نمىگويم بىاعتقاد - مشغول كار خودشانند و اقليتى معتقد به دين، به دو، سه گروه تقسيم شدهاند و به سروكلهى هم مىزنند! اين، بلاهت است.» [4]
- سپاه به دور از خطبازی ولی دارای تشخیص و قضاوت سیاسی
«امام فرمودند: نيروهاى مسلح، نبايد در گروههاى سياسى باشند. واقعا نبايد هم در باندها و حزبها و تشكيلات و خط و خطبازى باشند. اينها براى كميته و سپاه، فعل حرام است. امام(ره) نيروهاى مسلح را از گروهگرايى و ورود به خطبازيهاى معمولى، نهى فرمودند. اين كارها، منهى و ممنوع است؛ اما بايد قدرت درك و تشخيص و قضاوت سياسى داشته باشند. بايد زمينهى اين مسائل را براى اين برادران فراهم كنند.» [5]
- هنرمندان به دور از خطبازیهای سیاسی، پای ارزشها بایستند
«هميشه توصيهى من به هنرمندان و كسانى كه با كار هنرى سر و كار دارند، اين است كه اينها را به بازيهاى خطى و سياسى نكشانيد. بحث حالا هم نيست؛ از زمانى كه بنده رئيس جمهور بودم، هر گاه با وزراى ارشاد وقت و مسؤولان گوناگون مواجه مىشدم، اين نكته را مىگفتم. توصيههاى خاصى هم نسبت به اشخاص گوناگون داشتم كه همه در اين جهت بوده كه نگذاريد خطوط سياسى و جناحهاى سياسى و شبهحزبها بيايند و وارد اين مقوله شوند و آن را قبضه كنند؛ زيرا در اين صورت همه چيز تباه خواهد شد. اما اشتباه نكنيد؛ آنجايى كه پاى حفظ ارزشها و تداوم بخشيدن به آنهاست، يا صحبت از استحالهى ارزشهاست، يك خطكشى وجود دارد؛ شما نمىتوانيد بگوييد من نه اين طرف هستم، نه آن طرف. مگر مىشود؟ اين مىشود بىهويتى. مگر مىشود آدم به يك ارزش، هم معتقد باشد، هم نباشد؛ يك ارزشى را، هم پاس بدارد، هم ندارد؟ اينجا آدم بايد موضع انتخاب كند و پاى آن بايستد.» [6]
- ملت در فضای متشنج بدبخت است؛ رسانهها دلها را به یکدیگر نزدیک کنند
«يك ملت هرچه قدرتمند باشد، هرچه ثروتمند باشد، اگر اختلافات در بين آحادش ريشه گرفت و آتش اختلافات مشتعل شد، بدبخت و بيچاره خواهد شد. اختلافات كه گفته مىشود، مقصود اختلاف سليقه نيست. اختلاف سليقه هست. اگر اختلاف خط، اختلاف جهت، اختلاف مذاق باشد، اشكالى ندارد. اختلافات، يعنى درگيريهاى سياسىاى كه فضا را متشنّج مىكند. اينكه من گاهى از بعضى از روزنامهها گله مىكنم، به اين خاطر است. فوراً بعضيها فريادشان بلند نشود كه «آزادى» محدود شد؛ نه. براى شعار آزادى ما بارها جان خودمان را در معرض مرگ قرار دادهايم! كسانى كه اهل دينند، بيشتر از همه از آزادى دفاع مىكنند. بنابراين، بحث «آزادى» نيست؛ بحث اين است كه از اين آزادى كه وجود دارد و از اوّل انقلاب هم وجود داشته است، كسانى براى متشنّج كردن فضا استفاده نكنند. انسان وقتى بعضى از روزنامهها را نگاه مىكند، مىبيند كأنّه اين عنوانهاى درشت را طورى انتخاب كردهاند، براى اينكه يك گروه را به جان يك گروه ديگر بيندازند! اين نقشِ همان بوقهاى تبليغاتى است؛ اين بد است. روزنامهها بايد كارى كنند كه دلها را به هم نزديك نمايند؛ جناحها را به هم نزديك نمايند.» [7]
- مردم از دیدن اختلاف بین مسئولین دلشکسته میشوند
«مردم عادّى كه اكثريت مردم اين كشورند، اصلاً توجّه و اعتنايى به اين جناحبنديها و خطبازيها ندارند؛ ولى دلشان مىشكند كه ببينند در بالا رؤسا و مسؤولان كشور با هم اختلاف دارند و با هم بدند. اگر بگويند عقيدهشان دوتاست، باشد، چه اشكالى دارد؟ اين آقا عقيدهاش اين است، آن آقا عقيدهاش آن است؛ چه اشكالى دارد؟ اين آقا عقيدهى خودش را بگويد، آن آقا هم عقيدهى خودش را بگويد؛ مانعى ندارد. اما اگر با هم دشمنى كنند، بخواهند زير پاى هم را خالى كنند، دائم عليه هم حرف بزنند و بدتر از همه فضا را متشنّج كنند كه آه، الان دعواست، چنين است، چنان است، اين درست همان نقشى است كه بوقهاى تبليغاتى خارجى و راديوهاى خارجى - كه اگر كسى گوش كرده باشد مىداند - ايفا مىكنند؛ يعنى به جان يكديگر انداختن دستجات مختلف.» [8]
راه حل وحدت خطها و جناحها
- جناحها و خطهای سیاسی خود را خدمتگزار بدانند
«من هم خودم را خدمتگزار شماها و خدمتگزار اين مردم مىدانم و چنانچه اين لقب خدمتگزارى بر من تطبيق كند، به آن افتخار مىكنم. من حتّى خودم را واقعاً كوچكتر از اين تعبير خدمتگزارى مىدانم. از بس امام فرمودند «من يك طلبه هستم»، من به خودم اجازه نمىدهم كه اين تعبير را به كار ببرم و بگويم من يك طلبهام؛ والّا منهاى اين فرمايش امام، حقيقتاً اينگونه است و ماها يك طلبه و يك آدم معمولى هستيم؛ هر چند حالا وظيفهيى هم به عهدهى ماست و بايستى آن را انجام بدهيم.
نگاه من به برادران گوناگون در هر دو جناح، همين نگاه است. وقتى از جناح صحبت مىكنم، به همه خطاب نمىكنم. مىدانم كه بسيارى از شماها، خارج از اين خطبنديها هستيد. درعينحال، نگاه من به آن برادرانى كه در اين خطبنديها قرار دارند و در هريك از اين خطوط و جناحها هستند، همين نگاه است. من هر دوى شماها را جزو اين جناح و اين خط اصلى مىدانم و معتقدم كه نسبت به اين انقلاب، هر دويتان به يك اندازه مديون و موظفيد. » [9]
- جناحهای سیاسی به رقیبشان نزدیک شوند
«اگر جناحهاى سياسى و گروههاى سياسى واقعاً معتقد به يك مبنا و اصلى هستند، بايد سعى كنند كه هرچه ممكن است، در عمل، خودشان را به گروههاى رقيبشان نزديك كنند، با هم مهربانى كنند، قضاياى گوناگون را با هم حل كنند؛ نه اينكه اختلافات را همينطور دائم موج بدهند، اوج بدهند، بزرگنمايى كنند، بنويسند و بگويند. اين فضا را متشنّج خواهد كرد. » [10]
- میتوان ضرر خطکشیها به انقلاب را از بین برد اما...
«در اين مسائل خطّى و خطوطى و نزاعى و دعوا و خطكشيها و امثال اينها - كارى نداريم كه اينها درست است يا غلط است - مهم اين است كه اگر همهى اطراف قضيه كه معتقد به مبانى اسلام و ارزشهاى انقلاب اسلامى و ارزشهاى اسلامند، چنانچه معيارشان همين باشد كه بخواهند رضاى خدا را كسب كنند، هيچكدام از اينها به انقلاب ضرر نخواهد زد؛ اما اگر اين معيار و ملاك نبود؛ دنبال رضاى خدا نبوديم، دنبال هوىها و هوسها و خواستهها و خودخواهيها و خود بينىها بوديم، طبيعى است كه دهها و صدها مشكل بهوجود خواهد آمد؛ دهها و صدها منفذ براى نفوذ دشمن بهوجود خواهد آمد و خداى متعال هم ما را هدايت نخواهد كرد. اگر ما رضاى الهى را هدف قرار ندهيم، از هدايت الهى هم به گمان زياد محروم خواهيم ماند. البته يك وقت هم ممكن است تفضّلاً لطفى در حق ما بشود، اما نمىتوانيم ديگر به هدايت الهى مطمئن باشيم و سكون نفس داشته باشيم. اين سكون نفس، آن وقتى پيش خواهد آمد كه ما هدفمان را رضاى خدا قرار دهيم. » [11]
یاد قیامت داروی عبور از خطبازی
«برادران و خواهران عزيز! اين صراط براى من و شما خيلى حساس است. ما مسؤوليم. ما با آدمهاى معمولى كوچه و بازار فرق داريم. ما چه نمايندهى مجلس باشيم، چه عضو دولت باشيم، چه مدير فلان بخش نظامى باشيم، چه بخش قضايى باشيم، همين كه شما آقايان و خانمها مسؤولان بخشهاى مختلف هستيد، كار من و شما سخت است. ما اگر تخطى و لغزش پيدا كنيم و اشكالى در كارمان پيدا شود، ضررش فقط به خود ما نمىرسد؛ ضررش به جمع وسيعى مىرسد. ما اگر كمكارى و كوتاهى كنيم، كشور ضرر مىكند. ما اگر خداى نكرده از هواى نفس خود در تصميمگيرىها پيروى كنيم، از رفيقبازى و خطبازى و عدم ملاحظهى ارزشهاى حقيقى تبعيت كنيم، كشور صدمه مىبيند. كار ما سخت است. ما بيشتر از ديگران بايد به فكر جهنم و عبور از اين صراط دشوار باشيم. اين چند سال مسؤوليت، ابدى نيست. نمايندهى مجلس هستيد، عضو دولت هستيد، وزيريد، مديريد؛ اين سه سال، چهار سال، پنج سال، ده سال مىگذرد. اگر اين چند سال را دندان روى جگر بگذاريد و دنبال كسب پول، دنبال درآمدهاى نامشروع، دنبال رانتخوارى، دنبال استفادهى از امكانات دولتى و دنبال تعرض به بيتالمال نباشيد - اينكه خيلى دشوار نيست - آن وقت «ان الذين سبقت لهم منا الحسنى اولئك عنها مبعدون». «هذا يومكم الذى كنتم توعدون»؛ فرشتگان الهى پيش متقين و مؤمنين مىآيند و مىگويند اين همان روز شماست؛ همان روزى است كه وعده و مژدهى آن را انبيا در طول تاريخ به مؤمنين دادهاند. لذت ببريد؛ «ادخلوا الجنة». ما بيشتر از ديگران بايد مراقب باشيم و بيشتر از ديگران از جهنم بترسيم. آتش دوزخ كسانى را كه مسؤوليت مضاعف دارند، بيشتر تهديد مىكند تا آدمهاى معمولى كه خودشان هستند و بار مسؤوليت خودشان در دايرهى خيلى محدود و كوچكى. وضع ما سختتر است.» [12]
مجلس خبرگان، الگوی دوری از خطبازیها
«امتياز بىبديل مجلس خبرگان رهبرى اين است كه در اين مجلس دغدغههاى عمومى و ملى مطرح است؛ معطوفاً به اسلام و انقلاب. در اين مجلس - كه شايد اين خصوصيت در اين مجلس بىنظير باشد - جناحبندىهاى سياسى، خطبازىها و خطسازىها راهى ندارد؛ تاكنون بحمداللَّه اين جور بوده، بعد از اين هم به حول و قوهى الهى همين جور خواهد بود؛ و همين مايهى وزانت و متانت و اهميت اين مجلس در چشم مردم است. و لذا مىبينيد دشمنى دشمنها هم با اين مجلس بسيار وسيع و گسترده است، كه در هر برههاى از زمان به يك نحوى اين دشمنى نشان داده ميشود. اين مايهى اعتماد مردم است كه احساس بكنند اين جمع منتخب آنها - كه همه عناصر روحانى و شناخته شدهى به علم دين هستند - در اين مجلس به فكر مسائل اساسى اسلام و مسلمين و جامعهى ايرانى و مسائل عمدهى كشور هستند؛ مسائل شخصى و خطى و جناحى در تصميمگيرىها و در اظهارات اينها راهى ندارد. اين خيلى چيز مهمى است. صحنهى كار براى اين مجلس، صحنهى دفاع از اصول است، صحنهى دفاع از ارزشهاست؛ ممكن است سلائق و بيانهاى مختلفى باشد، لكن حقيقت قضيه همين است.» [13]
پاورقی:
[1]- خطبههاى نماز جمعهى تهران 4/10/1377
[2]- بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اصحاب فرهنگ و هنر 1/5/1380
[3]- سخنرانى رهبر معظم انقلاب در ديدار با ائمهى جمعهى سراسر كشور 7/3/1369
[4]- بيانات مقام معظم رهبری در ديدار با وزير و مسؤولان وزارت فرهنگ و آموزش عالى و رؤساى دانشگاههاى سراسر كشور 23/5/1369
[5]- سخنرانى رهبر معظم انقلاب در ديدار با فرماندهان و جمعى از پاسداران سپاه و كميتهى انقلاب اسلامى، مسؤولان دفاتر نمايندگى ولىفقيه در سپاه و خانوادههاى معظم شهدا، در سالروز ميلاد امام حسين(ع) و روز پاسدار 29/11/1369
[6]- بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اصحاب فرهنگ و هنر 1/5/1380
[7]- خطبههاى نماز جمعهى تهران 4/10/1377
[8]- خطبههاى نماز جمعهى تهران 4/10/1377
[9]- سخنرانى رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران 14/9/1369
[10]- خطبههاى نماز جمعهى تهران 4/10/1377
[11]- بيانات در ديدار با نمايندگان و كاركنان مجلس شوراى اسلامى 10/3/1378
[12]- بيانات مقام معظم رهبری در ديدار مسؤولان نظام 6/8/1383
[13]- بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 2/7/1388
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


