مشابه ایرانی خانم و آقای جونز!
گروه اجتماعی: امیر ناظمی - عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی، در یادداشت پیش رو به به اصطلاح «میل به جامعه پذیری خودجوش» داگلاس نورث پرداخته و آورده است: مشابه ایرانی جونز، همان اندازه هم تمایل به کارهای خیر دارد و هم مشارکت میکند، اما نه در یک سازمان بلکه به صورت فردی یا با کمک خانوادهاش! او با کمک سایر فارغالتحصیلان گردهمایی سالیانه هم برگزار میکند، در فعالیتهای مذهبی هیات محله خود نیز مشغول است. اما هیچکدامشان سازمان رسمی نیستند، مشارکت «مشابه ایرانی آقای جونز» از نوع هیاتی و گعدهای است!
به گزارش بولتن نیوز، متن این یادداشت به شرح زیر است:
جونز در بانکی تجاری در انگلستان کار میکند؛ و در خیریهای نیز عضو هیات مدیره است. همچنین در انجمن فارغالتحصیلان دانشگاه نیز فعال است و مسوول برگزاری گردهمایی سالیانه. جونز در یک انجمن علمی و حرفهای حسابداری نیز عضو است و البته نباید فراموش کرد که عضو حزب کارگر نیز هست.
این یک مثال کاملا معمولی برای یک شهروند در کشوری توسعه یافته است. عضویت در تعداد زیادی سازمان، اعم از تجاری، خیریهای، مردمنهاد و سیاسی! «میل به جامعهپذیری خودجوش» اصطلاحی است که «داگلاس نورث» به کار میبرد و آن را برای شکلگیری فعالیتهای بادوام ضروری میداند.
آقا یا خانم جونزِ فرضی در یک کشور درحالتوسعه، احتمالا با همان میزان از جامعهپذیری زندگی میکند اما عضویت نظاممند و مشخصی در هیچ کدام از این نهادها ندارد!
مشابه ایرانی جونز، همان اندازه هم تمایل به کارهای خیر دارد و هم مشارکت میکند، اما نه در یک سازمان بلکه به صورت فردی یا با کمک خانوادهاش! او با کمک سایر فارغالتحصیلان گردهمایی سالیانه هم برگزار میکند، در فعالیتهای مذهبی هیات محله خود نیز مشغول است. اما هیچکدامشان سازمان رسمی نیستند، مشارکت «مشابه ایرانی آقای جونز» از نوع هیاتی و گعدهای است!
مشکل از «مشابه ایرانی آقای جونز» نیست؛ مشکل از ساختاری است که از رسمیشدن پرهیز دارد!
مطالعات جهانی
مطالعات کووتز و همکارانش (۲۰۰۷) نشان میدهد که تعداد سازمانها در کشورهای توسعهیافته حدود ۲۲ برابر کشورهای کمترتوسعهیافته است! این همان مطالعاتی است که نورث (برنده نوبل اقتصاد) در کتاب درخشان «خشونت و نظمهای اجتماعی» نقطهی آغازین تحلیل خود قرار میدهد؛ تفاوت کشورها از «سازمان» آغاز میشود.
«سازمان» نقطهی عزیمت برای غیرشخصیسازی، قدمت یافتن، عبور از رانتهای اقتصادی، توسعهی نظارت عمومی و ... است.
در آمریکا به ازاء هر ۱۶۰ نفر یک سازمان غیرانتفاعی وجود دارد! و به ازاء هر ۴۵۰ نفر یک سازمان مذهبی و خیریهای! او ۵ ویژگی توسعهیافتگی را شناسایی میکند و یکی از آنها تعداد سازمانها است.
کشورهایی که سعی در کنترل بالا دارند، از طریق «مجوز دادن» در حقیقت مشغول ایجاد انحصار و رانت هستند. رانتهایی که تضمینکنندهی منافع گروههایی خاص است و البته مانع ورود سایر شهروندان.
تمایل بالای این نوع از حکومتها (که نورث «حکومتهای طبیعی» مینامد) ایجاد مانع برای شکلگیری هر نهاد رسمی است. در واقعیت آنها از مالیاتها (و البته الزاماتی مانند بیمه) نیز به عنوان ابزارهایی برای هراس از ایجاد سازمانها استفاده میکنند.

تفاوت جدی در سازمانها
سال گذشته در ایران، تعداد نهادهای حقوقی (اعم از شرکتهای تجاری، موسسههای غیرانتفاعی و انجمنها و ...) فعال که اظهارنامه مالیاتی خود را تکمیل کردهاند، حدود ۵۰۰ هزار مورد بوده است (البته در سایت رسمی سازمان امور مالیاتی هیچ دادهی مشخصی نیست و البته اصلا جای تعجب هم ندارد!)
به عبارت دیگر، به ازاء هر یک میلیون جمعیت ایران ۶۲۵۰ شخصیت حقوقی (سازمان) وجود دارد.
در آمریکا نسبت سازمانهای فعال به جمعیت در آمریکا، حدود ۴ برابر ایران است (جمعیت ۳۰۸ م. و ۷.۵ میلیون سازمان؛ یعنی به ازاء هر یک میلیون جمعیت ۲۴۳۵۰ سازمان).
در انگلستان همین نسبت حدود ۱۴ برابر ایران است (با جمعیت ۶۵ م. و ۵.۷ میلیون سازمان؛ یعنی در هر یک میلیون جمعیت ۸۷۶۹۲ سازمان)!
سوقدهی به فعالیت غیررسمی
عدم تمایل به ایجاد سازمان (حتی تجاریاش!) و ترساندن از رسمیسازی هر فعالیت، همان سیاستی است که میشود اسماش را گذاشت میل به «گعدهبازی» و «هیاتیسازی»! یعنی تشویق به:
1- غیررسمیسازی: موسسه رسمی با ترازنامه مالی مشخص و شفاف نیستند.
2- شخصیسازی: وابستگی به اشخاص دارند به جای سازمانی از افراد
3- موقتسازی: یعنی فقط در موقعیتهای خاص به فعالیت میپردازد.
یعنی به جای آنکه ما هیاتها و گعدهها را تبدیل به سازمانهای رسمی با فعالیتهای مستمر و غیرفردی کنیم، تمامی سازمانها را تبدیل به گعده و هیات کردهایم!
در وضعیت فعلی، هر فعال اقتصادی (از گروههای استارتآپی تا بنکداران بزرگ) هر سه ویژگی فوق را دارند:
- تا حد ممکن سعی در غیررسمی کردن فعالیت دارند
- موفقیتشان وابسته به اشخاص، خصوصا سیاسیون پرنفوذ است و
- فعالیتهایی موقت و با اهداف سود کوتاهمدت دارند
توسعه از همین نقطه آغاز میشود: تسهیل و دسترسی آزاد در تشکیل سازمانها؛ سازمانهایی رسمی، با مالکان، ماموریتها و ترازنامه مالی مشخص.
افزایش تعداد سازمانها اصلیترین عامل فشار به دولتها برای افزایش شفافیت و نظارت است و پنهانسازی اصلیترین مانع توسعه!
انتهای پیام/#
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


