کد خبر: ۵۳۸۶۱
تعداد نظرات: ۳۵ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

از فرشته ها هم یادی کنیم

شان فدا کردند و امروز نه تنها فراموش شده اند, بلکه دنیا طلبان زاهد ریاکار با نام آنها یکه تازی کرده و اوضاع را به کام خود میچرخانند.

بولتن نیوز: تمام اعضای خانواده‌ همیشه دوست دارند، حداقل یك وعده غذا را دور هم بنشینند اما چندین سال است كه این زن به تنهایی در گوشه آشپزخانه غذا می‌خورد طوری كه حتی صدای چیدن میز غذا به گوش همسرش نرسد؛ او خیلی وقت است كه غذای عطردار درست نمی‌كند و می‌گوید «من چگونه چنین غذایی را بخورم در حالی كه ابراهیم‌ام نمی‌تواند از آن بخورد».

 

 

مهران‌راد سال 1342 واد ارتش شده بود؛ در روزهای نخست جنگ تحمیلی با مدرك فوق دیپلم رشته پرستاری در بخش بهداری لشكر 81 زرهی اهواز مشغول به فعالیت شد؛ بعد از مجروحیتش نیز دوباره به منطقه بازگشت و به لشكر 58 ذوالفقار و پادگان ابوذر منتقل شد كه اثرات موج‌ بمب‌های خوشه‌ای دشمن در گیلانغرب و خونریزی سمت راست مخچه وی را از 15 سال گذشته خانه نشین كرده است.

در گوشه‌ای از اتاق داروهای این جانباز از جمله سرنگ بزرگی به چشم می‌خورد كه به نوعی ظرف غذای ابراهیم است؛ در معده این جانباز عزیز دستگاهی به نام «پیگ» كار گذاشته شده است كه از این طریق تغذیه می‌شود؛ این زن فداكار در ابتدا مواد مغذی ماهی، گوشت یا مرغ را به همراه سبزیجات و برنج پخته، از صافی عبور می‌دهد سپس این مواد یا داروهایی را كه در آب محلول شده است را با سرنگ وارد معده همسرش می‌كند .


كنار این مادر و زن مهربان می‌نشینیم تا از زندگی خود برایمان بگوید و این گونه اظهار می‌دارد: در امیریه تهران بزرگ شدم؛ از سوم ابتدایی چادر و روسری سر می‌كردم؛ چادر سرمه‌ای با گل‌های ریز سفیدرنگ كه به خاطر آن حرف‌ها و كنایه‌های زیادی شنیدم به طوری كه گاهی مرا با این چادر به عنوان كارگر منزل صدا می‌زدند اما تا امروز بر آن افتخار ‌كردم و خواهم كرد .


* دخترم هیچ گاه نمی‌خواست با پدر خداحافظی كند

او از روزهای پرالتهاب جنگ تحمیلی برایمان می‌گوید: قصرشیرین در دست دشمن بود؛ ابراهیم و ابراهیم‌ها نیز برای آزادسازی آنجا به منطقه رفتند؛ او سال 1362 مجروح شد و به محض بهبودی مختصر دوباره به منطقه ‌رفت؛ هر بار كه او به جبهه اعزام می‌شد، دخترم مرضیه خود را در گوشه‌ای از اتاق پنهان می‌كرد تا لحظه خداحافظی با پدرش را نبیند.


او در پادگان ابوذر تكنسین اتاق عمل بود؛ یكبار كودكی تركش خورده را در بیمارستان معالجه اولیه كرد تا زنده بماند؛ پس از آن می‌خواست آن كودك را به مادرش بدهد تا دست نوازشی بر سر او بكشد ناگهان كودك به شهادت می‌رسد، دیدن چنین صحنه‌ای با شرایطی جسمی و روانی به قدری برای همسرم سخت بود كه همان لحظه سكته‌ كرد و حدود 44 روز در بیمارستان قلب 502 ارتش بستری شد.

همسرم در جبهه به قدری مهربان بود كه همرزمان و دوستان او می‌گویند «مهران‌راد وقتی برای مرخصی به تهران می‌آمد، همه می‌گفتند یتیم شدیم تا مهران‌راد از مرخصی برگردد».

وی ادامه می‌دهد: در یكی از شب‌های برفی و زمستانی ابراهیم در منطقه جنگی بود؛ برای پارو كردن پشت‌بام مجبور بودم خودم اقدام كنم؛ وقتی پدر متوجه این موضوع شد گفت «به من می‌گفتی تا خودم هزینه كارگران را برای پارو كردن برف‌ها می‌دادم» به وی گفتم «می‌خواستم كمتر دلتنگی كنم به همین خاطر برف‌ها را پارو كردم ».


* خنده تلخ من از گریه غم‌انگیزتر است

این روزها هوا گرم است؛ امروز شیرین و ابراهیم از تفریحی كه به بیمارستان داشتند، برگشته بودند؛ او خیلی خسته بود اما با این حال برای اینكه حرارت بدن ابراهیم زخم‌هایش را اذیت نكند، آب هندوانه را گرفت و از طریق سرنگ وارد معده همسرش كرد.

دل‌های ما میزبان اشك‌ها و لبخندها در این سفر كوتاه به یك سرزمین آسمانی بود؛ گاهی قطرات اشك از گونه‌های شیرین جاری می‌شد و می‌گفت «خنده تلخ من از گریه غم‌انگیزتر است؛ كارم از گریه گذشته بدان می‌خندم».

او ادامه می‌دهد: خدا صدام را لعنت كند؛ اینها یادگاری‌های جنگ هستند؛ شب‌های یلدا و عید بچه‌های من دوست دارند، به منزل ما بیایند اما به خاطر اینكه سر و صدا و شلوغی پدرشان را اذیت می‌كند، اینجا نمی‌آیند.

دست‌های این همسر جانباز بوی زحمت می‌دهد؛ در حالی كه اشك روی گونه‌هایش سوسو می‌كند، خاطره‌ای از شب یلدا را برایمان اینگونه روایت می‌كند: انار روی میز بود؛ نیمه شب یادم ‌افتاد كه نكند سردار من، انار را دیده و دلش خواسته باشد؛ از رختخواب دل كندم؛ انار را با دست‌هایم فشار دادم تا آبی از آن چكانده و به او بدهم؛ دیدم او خواب است اما با سرنگ برایش گاواژ كردم تا این محبت به مغزش برسد و به او بگویم كه تنهایش نمی‌گذارم؛ گاهی آب میوه و غذاها را بر لب‌های او می‌زنم تا طعم‌ها فراموشش نشود.


* سالهاست عطر غذا در این خانه نپیچیده است

تمام اعضای خانواده‌ همیشه دوست دارند، حداقل یك وعده غذا را دور هم بنشینند اما چندین سال است كه این زن به تنهایی در گوشه آشپزخانه غذا می‌خورد طوری كه حتی صدای چیدن میز غذا به گوش همسرش نرسد؛ او خیلی وقت است كه غذای عطردار درست نمی‌كند و می‌گوید «من چگونه چنین غذایی را بخورم در حالی كه ابراهیم‌ام نمی‌تواند از آن بخورد».

ابراهیم یك بار با زبان بی‌زبانی از من نان و پنیر خواست؛ نان و پنیر و چایی را میكس كردم و برایش آوردم تا وارد معده‌اش كنم؛ او از این موضوع خیلی ناراحت شد و آن را كنار زد .


* به مونسم افتخار می‌كنم؛ از دیدن دردهایش ذره ذره می‌میرم

این زن ایثارگر هر روز صبح مانند سرباز وظیفه بیدار می‌شود و می‌گوید «فرمانده! در خدمتم؛ فرمان بده تا سربازت اجرا كند»؛ او می‌گوید: این راه زندگی را كه با ابراهیم طی كردیم خیلی ناهمواری داشت اما از این جهت كه مونسم یك جانباز است افتخار می‌كنم و گاهی از دیدن دردهای او ذره ذره می‌میرم.

زمان عقد دخترش می‌رسد؛ او به امیر نهاوندی و خرم‌طوسی می‌گوید پدر بچه‌ها قدرت تكلم ندارد، شما در مراسم عقد حضور پیدا كنید بلكه دل دخترم كمی آرام گیرد.

همسر جانباز مهران‌راد، روحی لطیف و احساس شاعرانه‌ای دارد؛ برای پرنده‌ها و یاكریم‌هایی كه پشت پنجره می‌نشینند، دانه می‌پاشد و به آنها می‌گوید برای شفای تمام مریض‌ها دعا كنید .


قطعا هر خواننده گزيز براي اين مطلب نظري موافق يا انتقادي يا مخالف دارد . شايسته است به منظور تبادل نظرات، نظر موافق يا انتقادي خود را با كليك كردن اينجا وارد فرماييد و در اختيار ديگران نيز قرار دهيد.

 

 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۳۵
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۳
محسن
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۰۷ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۹
0
14
به یاد پدرم که هم رزم این عزیز بود وهیچ کس از او یاد نکرد دعای خیر می کنم روحش شاد
علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۲ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۰
0
20
از خودم خجالت کشیدم.
دیریافته
|
New Zealand
|
۰۶:۰۸ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۰
0
12
خدایا چطور افرادی با دیدن اینها هنوز ساکت هستن و به راحتی میگذارن تعدادی با سو استفاده از اهداف جانبازان و شهدا که همان وطن و عدالت اسلامی هست _در سکوت بنشینن تا ان سودجویان به مال اندوزی خود ادامه دهند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۴۱ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۰
0
10
جوانان برومند این مرز و بوم با چه آروزهایی برای این آب و خاک از جان مایه گذاشتند. اما امروز به چه روزی آفتاده ایم هم مسئولین و هم ما چه جوابی برای اینان و روز قیامت برای خدا داریم. افسوس و صد افسوس
آرش صدیق
|
United Kingdom
|
۰۷:۴۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۰
5
10
با دیدن این تصاویر خواستم بگم سلام آقای مشایی ! سلام آقای بقایی و همینطور دکتر احمدی نژاد سلام! خوبید !!
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۷:۴۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۰
چ ربطی داشت آخه
اینا که گفتی نهایتاً 2 ساله که شدن جریان انحرافی قبل اینا چه گلی به سر ملت زدن
کم چرند بگو
سهیلا
| Iran, Islamic Republic of |
۰۷:۴۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۰
ناشناس این تویی که چرند میگی
حسن اكبري
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۰
0
5
بنام الله پاسدار حرمت خون شهيدان و...

خاك شد هركه در اين خاك زيست
خاك چه داند كه در اين خاك كيست

انقلاب خونبار اسلامي مان غيور مردان وشير زناني را در صدف غبار آلود و درد آور روزگار و زندگي در دل خود نهفته دارد كه هر از چند گاهي به وسيله وجدان بيداري با آتشفشاني موقت و زود گذر گدازه هاي آن تا مدت ها قلب و روح ما رابدرد مي آورد و وجدان خفته مان را با تلنگري موقت بيدار مي كند .
در روز جانباز در اداره اي ؟؟؟يكي ازاين جان باز نما ها كه بحمدالله تنهاو كم است ودرصد % او هم شبه ناك است، باتوجه به حضور افراد مسئول وهمرزمان دنبال ماديات ومنصب بود . انشاءاللهباديدناين صحنه ها از خوش خجالت بكشد.سپاس گذارم از سايتوزين بولتن و عكاس و خبرنگار بزرگوار خبر گذاري فارس برادر حسين زهره وند اجرتان با سالار شهيدان امام حسين(ع )، و سرورجانبازان حضرت ابالفضل العباس (ع)، والسلام


احساس سوختن به تماشا نمي شود

آتش بگير تا كه بداني چه مي كشد
با احترام ح اكبري
kambiz
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۱۱ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۰
0
11
اینها بودند که از جان و مال و ناموس مردم ایران دفاع کردند ولی افسوس که کسی صدای این دلاور مردان را در این زمانه نمی شنود خدا یار و یاور اینها باشد
کامران
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۴ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۰
0
4
بسیار سخت است دیدین این شیر مرد بسیار خجلم از این مرد بسیار خوشحالم که این مرد هموطن من است ما که خجالت زده این بزرگواران هستیم خدا کند با مهدی صاحب زمان محشور شود
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۲۱ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۰
0
7
خدایا چه بگویمإإإإ. خدا فقط لعنت بر کسانی که با جان وخون این غزیزان تجارت می کنند تا نانی خون آلود در شکمهای کثیفشان وارد کنند. آنان که هر زمان که نیاز به مردم فریبی دارند و رای میخواهند با نام و یاد این ها ، اسلاو و همه مقدسات چنگ می زنند و وقتی به هدف رسیدن فقط با رفتارهایشان پوزخند تحویل آنان می دهند. لعنت بر پوزخندشان و تشنگی شان تا قیامت مداوم باد
هادی
|
Netherlands
|
۰۰:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۱
0
2
ازدیدن چنین شیرمردانی واقعاخجالت میکشم مردانی که یک عمرگل زندگی پدرمادرشان بودندوالان درمقام پدر بایدنظاره پرپرشدنشان باشیم
ای کاش به اصطلاح دولتمردانمان یک کمی چشم بیناداشتند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۱۰ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۱
0
5
خدا این مرد را با سید الشهدا و همسرش را با زینب کبری محشور کند. الهی آمین!
آرمین
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۰۰ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۲
0
5
دم غرتشون گرم ولی غیرت ما چه...
طائف
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۱۹ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۲
0
4
سلام
سلام علی زینب الصبور
مهدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۲
0
4
نمیدونم چرا سرشت ما آدما اینجوریه که هر روز به یه چیزی مشغول میشیم و غفلت میاد سراغمون .
یه روز به کار ، یه روز با ماشین ، یه روز با منصب ، یه روز با ..................
فقط ار خدا میخوام گاهی به تلنگور بهمون بزنه تا بعضی چیزا خیلی یادمون نره
الميرا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۰۷ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۲
0
5
به جاي داستان عشق ليلي و مجنون يا خسرو و شيرين بايد داستان عشق اين زن و شوهر در كتابهاي درسي ما چاپ شوند تا كودكانمان بياموزند عشق واقعي روياي دور از دسترس نيست
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۴۴ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۲
0
0
به خدای احد و واحد مو به تنم راست شد.
واقعا از خودم خجالت میکشم...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۰۷ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۳
0
1
جونشون رو کف دستشون گذاشتنو از جوانی شون مایه گذاشتن ....
غیر از اینه که نسبت بهشون وظیفه داریم
به خصوص رهبر................
سهیلا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۴
0
2
دلم پاره پاره شد . بحق محمد و آل محمد الساعه خدا شفای عاجل عنایت کنه . تحمل یک لحظه شو نداریم . خدا به خانمش و مادرش اجر بده
مهدی کتابی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۴
0
1
کاش من مویی بودم بر سر این جانباز هم اینک با چشمان اشکبار این مطالب را می نویسم و فکر می کنم خدایا ما چگونه قدر دان این عزیزان باشیم خدایا به حق این روز های عزیز وشاد این جانباز عزیز را شفا بده و دل خانواده اش را شاد کن
پاسخ ها
سهیلا
| Iran, Islamic Republic of |
۲۰:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۴
الهی آمین
زهره
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۵
0
0
میان خاک سر از آسمان در آوردیم
چقدر قمری بی آشیان در آوردیم
وجب وجب تن این خاک مرده را کندیم
چقدر خاطره ی نیمه جان در آوردیم
چقدر چفیه و پوتین و مهر و انگشتر
چقدر آینه و شمعدان در آوردیم
لبان سوخته ات را شبانه از دل خاک
درست موسم خرما پزان در آوردیم
به زیر خاک به خاکستری رضا بودیم
عجیب بود که آتشفشان در آوردیم
به حیرتیم که ای خاک پیر با برکت
چقدر از دل سنگت جوان در آوردیم
چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم
زخاک تیره ولی استخوان در آوردیم
شما حماسه سرودید و ما به نام شما
فقط ترانه سرودیم - نان در آوردیم -
برای این که بگوییم با شما بودیم
چقدر از خودمان داستان در آوردیم
به بازی اش نگرفتند و ما چه بازی ها
برای این سر بی خانمان در آوردیم
و آب های جهان تا از آسیاب افتاد
قلم به دست شدیم و زبان در آوردیم



نمیدونم اون دنیا چطور باید جواب بدیم اصلا جوابی داریم که بدیم؟
نبی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۰ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۵
0
1
باسلام
در ابتدا از این که این گزارش را تهیه کردیدممنونم ،هم متن و هم عکس ها گویا هست.
با دیدن این گزارش مسئولیت ما در برابر نظام جمهوری اسلامی،امام (ره)،شهدا آزادگان جانبازان و خانواده های آنان بیشتر می شود.یاد می گیریم در ادامه برای حفظ نظام چه راهی باید برویم.خط سرخ شهادت.
ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد
یاعلی
حسین اکبری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۶/۰۳
0
2
بنام الله پاسدار حرمت خون شهيدان و...

خاك شد هركه در اين خاك زيست
خاك چه داند كه در اين خاك كيست

انقلاب خونبار اسلامي مان غيور مردان وشير زناني را در صدف غبار آلود و درد آور روزگار و زندگي در دل خود نهفته دارد كه هر از چند گاهي به وسيله وجدان بيداري با آتشفشاني موقت و زود گذر گدازه هاي آن تا مدت ها قلب و روح ما رابدرد مي آورد و وجدان خفته مان را با تلنگري موقت بيدار مي كند .
در روز جانباز در اداره اي ؟؟؟يكي ازاين جان باز نما ها كه بحمدالله تنهاو كم است ودرصد % او هم شبه ناك است، باتوجه به حضور افراد مسئول وهمرزمان دنبال ماديات ومنصب بود . انشاءاللهباديدناين صحنه ها از خوش خجالت بكشد.سپاس گذارم از سايتوزين بولتن و عكاس و خبرنگار بزرگوار خبر گذاري فارس برادر حسين زهره وند اجرتان با سالار شهيدان امام حسين(ع )، و سرورجانبازان حضرت ابالفضل العباس (ع)، والسلام


احساس سوختن به تماشا نمي شود

آتش بگير تا كه بداني چه مي كشد
با احترام ح اكبري
نگار
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۸
0
0
سلام
لطفا هر کاری میتونید بکنید تا درد کشیدنش کمتر بشه
پرویز نیک مهر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۴۲ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۱
0
1
سلام تمامی مطلب را با دقت خوندم بغضم ترکید گریه کردم واقعا از زنده بودنم احساس شرم می کنم دستان این شیر مردو شیر زن را می بوسم
hadi
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۹ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۱
0
0
سلام
من كسي نيستم اما به خاطر وضعيت جسميم(نخاعي از ناحيه گردن)كه بالااجبار با دنيايي از محدوديت سر و كار دارم وضعيت اين برادر و خواهرمو تا حدي درك ميكنم.
خاك بر سر من.
هيچگاه يادمون نره.....خدا هم هست....
مدیر پایگاه خدا انشاا.. همه مریضها را شفا دهد
قربان پژند
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۵ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۲
1
1
آقای مهران راد عزیر و همسر محترمه ،شما رو به خدا ما رو حلال کنید. ما مردم ایران همگی مدیون شما و جانفشانی شما و خانواده محترمتون هستیم . من امام رضا رو به جوادالائمه اش قسم میدم که هر چه زود تر آقای مهران راد رو شفا بده. ما مردم ایران منتظر خبر شفای آقای مهران راد هستیم . انشاالله.
پاسخ ها
ناشناس
| Germany |
۰۹:۱۵ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۲
آقای پژند گرامی مرا ببخشید، من خواستم مثبت بدهم اشتباهاً منفی خورد! حقیقتاً امیدواریم این از خود گذشتگان من و ما راکه جز گریستن بحال کشورمان و دعا جهت بهبودی و آرامش یافتن این بزرگواران و بستگانشان را نداریم حلال کنند.. کاش خداوند دستمان را میگرفت تا بتوانیم دست دیگرانی چون این مظاهر درد و مظلومیت در هر کجای دنیا ر بگیریم. ای حق تو کجائی؟
یاعلی
|
United States
|
۱۸:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۳/۱۶
0
1
جواب من به جز شرمندگی نیست...
اسیه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۳۲ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۷
0
0
خدا همه این صبر ها را میبیند خدا صابران را دوست دارد
میثم
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۱۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۶
0
0
خیلی مردی ؟
توران
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۴ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۷
0
0
نمیتونم چیزی بگویم..فقط شرمنده ایم
نسل سومی
|
-
|
۱۲:۳۸ - ۱۳۹۵/۰۴/۳۰
0
0
شرمنده ایم شرمنده ه ه ه ه ه اقای راد ما نسل سومی ها فقط ادعا داریم همین مثل شما که بی ادعا نیستیم و باد به غب قب بندازیم
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین