يقهسفيدهاي فوتبال!
بولتن نيوز: در تمام دنيا به هنگام نقل و انتقالات، واسطههايي فعاليت ميکنند که بخشي از مبالغ رد و بدل شده را نيز به جيب ميزنند، ولي شايد کمتر جايي مثل ايران وجود داشته باشد که واسطهها بهخاطر عقد قراداد يک بازيکن با يک باشگاه فوتبال سهم بيشتري از بازيکن موردنظر نصيبشان شود! کم نيستند بازيکنان دسته چندم خارجي که براي حضور در يک تيم فوتبال، به غذا و جاي خواب و حقوقي اندک قناعت ميکنند، ولي بهعنوان ستاره و با قيمتي گزاف به تيمها واگذار ميشوند و البته از مبلغ قرارداد هماني نصيب شان ميشود که دنبالش بودند و باقي آن به جيب آنهايي ميرود که به دلالان فوتبال مشهورند. دلالاني که عمدتا نوع فعاليتشان قانوني نيست و البته بيش از مدير برنامههاي رسمي فعالند!
شايد گمان کنيد اين واژه فقط مختص به افرادي است که در کنار فوتبال هستند و شغلشان دلالي است، اما حقيقت اين است که در جمع آنها اهالي فوتبال حضوري چشمگير دارند، از خبرنگار گرفته تا مديرعامل و مربي و حتي بازيکن! کم نيستند مربياني که بهخاطر دلالي شهره هستند و در قرارداد بازيکنان مستقيما دخالت ميکنند تا بخشي از مبالغ قراردادهاي منعقد شده را به جيب بزنند. البته اخيرا منشور اخلاقي شامل حال برخيشان شد تا موقتا از مربيگري محروم شوند، ولي کمي بعد دوباره فعاليت خود را از سر گرفتند!
در اين بين انگشت اتهام بهسمت افشين قطبي سرمربي سابق پرسپوليس و تيم ملي نيز نشانه گرفته شد و بسياري بر اين باور بودند که پيت بيوتر پيش از آنکه دستيار قطبي شود و به کادر فني تيم ملي ايران نيز راه يابد، در بازار نقل و انتقالات فوتبال هلند، نقش فعالي داشته و بيش از آنکه مربي باشد، يک دلال است! همين اتهامات در زمان حضور قطبي در پرسپوليس نيز مطرح شد، زمانيکه وي اصرار داشت مارکوي برزيلي را به کادر فني بياورد و در آن مقطع نيز اين مربيان بهخاطر جذب بازيکني دسته چندمي به نام ديکارمو متهم به دلالي شدند و کمي بعد مديرعامل سابق پرسپوليس از رابطه مارکو با دلالي پرده برداشت.

در مورد حضور فعال برخي از اهالي رسانه در امر پردرآمد دلالي فوتبال نيز اخبار متعددي منتشر شده که اوج آن با دستگيري جمع کثيري از آنها همراه بود. اسفند سال 87 برخي از مديران فوتبال، به توصيه مسئولان بلند پايه کشور فهرستي از افراد شاغل در بازار نقل و انتقالات تهيه کردند که بهطور غير قانوني به کار دلالي مشغول بودند و با کمترين تلاش به بيشترين سود دست مييافتند. مراجع امنيتي در همين راستا وارد عمل شده و اقدام بهدستگيري برخي از واسطهها کردند و اعترافات آنها، خبر از فعاليت غير قانوني برخي اصحاب رسانه و مربيان در نقل و انتقالات داد.
کمي بعد جمع کثيري از فعالان مطبوعات ورزشي که در بين آنها چهرههايي بسيار سرشناس وجود داشت، دستگير شدند. آنها اعتراف کردند با استفاده از موقعيت رسانهاي خود و البته در برخي موارد با همدستي برخي مربيان و مديران عامل باشگاهها، بازيکنان معمولي را به عرش رسانده و قيمت آنها را در بازار چند برابر ميکردند تا از اين طريق به سود بالايي از فروش اين به اصطلاح ستارههاي فوتبال دست يابند، ستارههاي خاموشي که قيمت واقعيشان بسيار پايينتر بود.
در آن مقطع قاضي حداد معاون امنيت دادسراي تهران، در مورد دستگيرشدگان گفت: «با اطلاعاتي که توسط سازمان اطلاعات استان تهران بهدست آمد، جرياني آلوده در مباحث ورزشي کشف شد و گزارشي مفصل در اين رابطه مبني بر اخاذي و دلالي از بازيکنان و مربيان تيمهاي ورزشي به مرجع قضايي ارسال شد. اين افراد با قصد اخاذي، اقداماتي را در مطبوعات ورزشي انجام ميدادند، از جمله اينکه يک بازيکن را چهره و در صورت همراه نشدن اين بازيکن، او را مورد تخريب قرار ميدادند. اين افراد با اخاذيهايي که انجام ميدادند اقدام بهجابهجايي بازيکنان ورزشي به ويژه در حوزه فوتبال کرده و پولهاي بسيار زيادي را از اين طريق بهدست ميآوردند.»
مسئولان ذيربط گمان کردند با دستگيري تعدادي خبرنگار و دلال، اين پديده در فوتبال ايران ريشهکن ميشود و اعلام کردند پاکسازي خوبي در فضاي ورزشي بهويژه در فوتبال بهوجود خواهد آمد، اما بسياري از اين متخلفان کماکان بهکار خود ادامه ميدهند و بسياري از نفراتي که دستگير شده بودند، امروز با اسم مستعار در رسانهها مشغول فعاليت هستند و شايد اين فعاليتها در آينده بار ديگر برايشان دردسرساز شود.
بسياري از غيرورزشيها نيز بحث دلالي در فوتبال را موردتوجه قرار دادهاند. نمايندگان مجلس چندي پيش از علي سعيدلو در اين خصوص توضيح خواستند که البته وي با بيان اين مطلب که دلالي فقط مختص به فوتبال نيست، به نوعي از پاسخگويي فرار کرد. يکي از نمايندگان مجلس (جلال يحييزاده) نيز يک روز پس از افشاي تباني در ليگ دسته سوم فوتبال (که منجر به دريافت 22 گل از سوي يک تيم شد!) در تذکري به محمود احمدينژاد خواستار برخورد قاطع با دلالي و تباني آشکار در فوتبال شد.
برنامهسازان تلويزيوني نيز بارها اين مسأله را به طرق مختلف مورد نقد قرار دادهاند. مهران مديري در سريال «مرد دوهزار چهره» بهخوبي و با زبان طنز بحث تباني در فوتبال ايران و نفوذ برخي روزنامهها در بازار نقل و انتقالات را به تصوير کشيد و نشان داد که چگونه ميتوان بازيکنان و مربيان فوتبال را از عرش به فرش رساند و بالعکس!
چندي پيش نيز سريال «در مسير زايندهرود» واقعيتي تلخ را نشان داد، واقعيتي که اعتراض اهالي ورزش بهويژه فوتبال را در پي داشت. در اين سريال يک دلال فوتبال نشان داده شد که حرفه اصلياش جابهجا کردن روده گوسفند بود و بهدليل ورشکستگي وارد فوتبال شد و فهميد که شغل جديدش بسيار پردرآمد است. گرکاني (دلالي که نقش آن را هومن برقنورد ايفا کرد) که بهقدري در فوتبال قدرت دارد که ادعا ميکند ميتواند يک فوتباليست اعدامي را نيز به ديگر تيمها بفروشد، در يکي از ديالوگهاي تلخ اين سريال ميگويد: «خبرنگاران بهدنبال نابودي من هستند، اما بهدليل ارتباط خوبي که با مديران باشگاهها دارم، اين تلاش آنها هرگز به نتيجه نميرسد.» اسماعيل عفيفه تهيهکننده در مسير زايندهرود در واکنش به انتقادهاي اهالي ورزش از اين سريال گفت: «من به شخصه براي تمامي ايجنت (مديربرنامه)هاي رسمي فوتبال ايران که بر اساس مجوز فدراسيون جهاني فوتبال فعاليت ميکنند احترام قايلم، اما بايد قبول کنيم دلالي و دلالبازي غيررسمي در فوتبال ايران کمابيش وجود دارد. متأسفانه 90 درصد بياخلاقيهاي موجود در فوتبال ايران از حضور افرادي نظير «گرکاني» سرچشمه ميگيرد. ما در اين سريال بهدنبال آن بوديم که نسل جوان ما با تماشاي اين اتفاقات، متوجه شود اگر قرار است وارد اين عرصه شود، بايد مراقب خودش باشد.»
اخيرا دلالها راه خوب ديگري براي امرار معاش يافتهاند و بازار جديدي براي خود در خارج از مرزها ايجاد کردهاند. اين افراد بهطور غيرقانوني بازيکنان درجه سه فوتبال ايران را به شرق آسيا منتقل ميکنند. جالب اينجاست که عامل اصلي اين نوع انتقال، برخي از بازيکنان خارجي هستند که در گذشته در فوتبال ايران فعال بودهاند و امروز بازيکنان جوان را از ليگهاي دسته يک، دو و سه ايران به کشورهاي شرق آسيا مانند اندونزي، سنگاپور و مالزي ميبرند، آنهم بدون آنکه تشريفات قانوني نقل و انتقال بازيکن را انجام دهند.
به گفته يکي از اين بازيکناني که از سوي يک دلال به اندونزي برده شده است، در اندونزي دو ليگ وجود دارد که از سوي دو برادر اداره ميشود؛ يکي سوپر ليگ و ديگري «تري ميا ليگ»، سوپر ليگ از سوي منابع دولتي تغذيه ميشود و تري ميا ليگ از سوي دومين شخص پولدار اندونزي. هرکدام از اين ليگها نيز مدعي هستند از ديگري بهترند و ميخواهند تيمهاي شرکتکننده در ديگر ليگ را جذب خود کنند. در چنين شرايطي است که برخي از دلالها، با استفاده از ارتباطاتي که با برخي از باشگاههاي ليگ برتر ايران دارند، بازيکنان درجه سوم ايران را بهعنوان بازيکن مطرح به اندونزي ميبرند و آنها را بهعنوان بازيکن درجه يک معرفي ميکنند و از اين تجارت نامتعارف در فوتبال سود خوبي ميبرند و بر اعتبار فوتبال ايران چوب حراج ميزنند.

به گفته اين بازيکن، اين دلالها با مسئولان برخي باشگاههاي ليگ برتري، ارتباط دارند و نام بازيکنان درجه سوم را در سايت خارجي تيمهاي ليگ برتري وارد ميکنند و آن سايت را به مسئولان باشگاههاي اندونزي نشان ميدهند و آنها را مجاب ميکنند که رقمهاي خوبي به اين بازيکن درجه سه که بهعنوان بازيکن ممتاز ليگ برتري به اندونزي برده شده بپردازند. مديران فوتبال اندونزي تجربه لازم را ندارند. آنها به يک بازيکن به پول ايران مبلغي در حدود 4 ميليون و 500 هزار تومان بهعنوان حقوق ماهانه، ميدهند که رقم قابلتوجهي براي يک بازيکن درجه سوم است. اما مسأله اصلي اين است که وقتي بازيکنان درجه سه ايراني بازيکن مطرح معرفي ميشوند، اعتبار فوتبال ايران نزد اهالي شرق آسيا و بهويژه کشور اندونزي خدشهدار ميشود. اکنون چند بازيکن ايراني در اندونزي بازي ميکنند، بدون آنکه مراحل قانوني انتقال را انجام داده باشند.
مدارس فوتبال راه ديگري است براي برخي سودجويان تا با سوءاستفاده از علاقه کودکان و نوجوانان به فوتبال، خانوادههاي آنها را سرکيسه کرده و پول خوبي به جيب بزنند. اگر اهل خواندن روزنامههاي ورزشي باشيد، قطعا بارها با آگهيهاي رنگارنگ اين مدارس فوتبال مواجه شدهايد که اين نويد را به شما ميدهند که ميتوانيد از طريق آنها فرزندانتان را به فوتباليستهاي مطرح در ايران تبديل کنيد. هميشه نيز نام يک چهره سرشناس بهعنوان متولي مدرسه درج ميشود، اما وقتي فرزندان شما در اين مدارس شروع به فعاليت ميکنند، هرگز اثري از آنچهره سرشناس نميبينند! برخي از کارشناسان فوتبال اين مسأله را نقد و بارها گوشزد کردهاند که بايد ارگان و سازمان خاصي وجود داشته باشد که بر عملکرد اين مدارس نظارت کند. مدارسي که تنها به دريافت پول از والدين اقدام ميکنند تا کودکانشان را به مدارج بالاي فوتبال برسانند، اما در عمل هيچ خروجي ندارند.
مسئولان فدراسيون در سالهاي اخير با طرحهايي مانند منشور اخلاقي و اخيرا قانون سقف قرارداد تلاش کردهاند تا حدي به مقابله با اين پديده شوم بپردازند، اما نميتوان با قاطعيت گفت که به هدف خود رسيدهاند. بسياري از نفراتي که منشور اخلاقي گريبانگيرشان شد، با گذشت زمان فعاليت خود را از سر گرفتند و در بحث سقف قراردادها نيز اهالي فوتبال بهخوبي در جريان چگونگي دور زدن اين قانون هستند. برخي بازيکنان که قيمتشان بهطور غيرطبيعي بالا رفته است، با مبلغي پايين که در قرارداد درج ميشود، به باشگاهي جديد ميپيوندند اما دريافتي آنها بسيار بيشتر از رقم درج شده است و به اين شکل با همان مبلغي که ميخواهند به تيم جديد ميروند تا دلالان نيز متضرر نشوند!
آخرين ورژن دلالان فعال در فوتبال نيز به «يقهسفيدهاي فوتبال» معروف شدهاند. اين تعبيري است که عليرضا عليپور، دبير رسيدگي به تخلفات حرفهاي فوتبال، براي اين فرصتطلبان بهکار ميبرد. به گفته عليپور برخي از پيشکسوتان و کارشناسنماها به فدراسيون و سازمان ليگ رفت و آمد دارند و به اتاق مسئولان ارشد فدراسيون و سازمان ليگ ميروند و با آنها احوالپرسي ميکنند. اين افراد در اين آمد و رفتها يا سؤال شفاهي از دبيرخانه فدراسيون، متوجه نتيجه پرونده برخي از مربيان، بازيکنان و باشگاهها ميشوند و بعد بهسراغ فرد يا باشگاه مورد نظر ميروند و ميگويند، 5 ميليون تومان به من بدهيد تا مثلا محروميت شما را تقليل بدهم؛ زيرا من ارتباط خوبي با حوزه رياست فدراسيون فوتبال دارم. برخي از آنها کارت ويزيتهايي نيز چاپ کردهاند و خود را کارشناس داوري يا کارشناس مسايل مديريتي فوتبال معرفي ميکنند، اما در واقع در فوتبال اخاذي ميکنند.
مشخص نيست که چه سازماني بايد در اين زمينه وارد عمل شود و به همين دليل تا امروز دلالي در فوتبال ريشهکن نشده و روز به روز بر قدرتش افزوده ميشود. کماکان قيمتهاي کاذب در بازار نقل و انتقالات و بازيکنان درجه چندم و مديران و مربيان ناپاک، خبرساز ميشوند. همچنان بازيکنان خارجي با قيمتهاي بالا سر از فوتبال ايران در ميآورند و کمي بعد مشخص ميشود به بيماريهاي صعبالعلاجي گرفتارند! همچنان مربيان خارجي با رزومهاي درخشان، هدايت تيمهاي ايراني را بر عهده ميگيرند و کمي بعد شصتمان خبردار ميشود که اينها در کشور خودشان هر کاري ميکردهاند، غير از مربيگري فوتبال و تمام اين شاهکارها حاصل فعاليت دلالاني است که بهخوبي کارشان را بلد هستند و ميدانند چطور از اين آب گلآلود فوتبال ما، ماهيهاي درشت صيد کنند
مهدي محمدي / نشريه پنجره
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


