حکایت ژست های اخلاق گرایانه عماد افروغ
1. مناظرات کاندیداهای ریاست جمهوری دهم بود. بعد از مناظره موسوی و احمدینژاد، وقتی از آقای «عماد افروغ» سوال پرسیدند نظرتان درباره مناظره دیشب چه بود، جواب داد: در مناظره دیشب، اخلاق برنده شد. نظرش عجیب بود، چون خیلیها این اتفاق را لباس کندن سیاست در ایران میدانستند. اما این تعجب وقتی بیشتر شد که یکی از دوستان خبرنگار، بنا به گفته خودش بعد از مناظرۀ موسوی و کروبی و آن همه بد و بیراهی که این دو نفر مثلا اخلاق گرا به احمدینژاد گفتند، دوباره به افروغ زنگ زد. پرسید: آقای دکتر، حالا بگویید امشب چه کسی برنده شد؟ فکر میکنید چه جوابی داد. ... هیچ. فوری گوشی را قطع کرد!!!
2. چند روز پیش یادداشتی از عماد افروغ در نشریات به چاپ رسید که جای گپ و گفت دارد. حرفهایی در این نوشتار به خورد مخاطب داده میشود که از منظر یک انسان بیطرف، جریان شکست خوردۀ در فتنه، به حق معرفی شده است زیرا دغدغههای ایشان بازتولید میشود. نگاهی میاندازیم به این حرفها و حاشیهای به آن میزنیم:
3. آقای افروغ در جایی از این نوشتار عنوان کردند:
«به نظر میرسد سلب اعتماد عمومی از برخی اجزای نظام سیاسی که میتواند به کارآمدی و مشروعیت نظام آسیب وارد سازد با توجه به انتخابات پیش رو مهم ترین مساله و دغدغه ما باشد. در مجموع اتفاقات و جریانات قبل، حین و بعد انتخابات ریاست جمهوری شرایطی را برای ما رقم زده است که نمیتوان با اطمینان خاطر از یک اعتماد عمومی دم زد. این شرایط به طور عمده دایر بر مدار بیحرمتی، هتاکی و ایراد افتراهای بدون ارایه سند محکمه پسند بوده است که در این زمینه یا باید اسنادی محکمه پسند ارایه شود و اقناع عمومی صورت گیرد یا مراکز و کانون های ایراد اتهام به اشتباه خود اعتراف کرده و با عذرخواهی زمینه ساز تقویت اعتماد عمومی شود.»
آنچه از این متن برداشت میشود این است که اولاً؛ نظام ما به خاطر مسائل بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم دچار «بحران مشروعیت» شده است. ثانیاً؛ به همین دلیل در جامعه «اعتماد عمومی» از بین رفته و مردم به نظام و حتی خودشان هم اعتماد ندارند. ثالثاً؛ این شرایط محصول «بیاخلاقی«های انجام شده توسط نظام است.
حال به نظر شما خوانندۀ محترم، اتفاقاتی که بعد از انتخابات رخ داد، تقصیر نظام بود؟ آیا عموم مردم ما نسبت به نظام سیاسی و پایگاههای اجتماعی آن خصومت دارند؟ اگر اینچنین است، پس این همه آدمی که در نماز جمعههای آقا و راهپیماییهای سراسر کشور، کفن پوش به میدان آمدند، کی بودند؟ یا آن جمعیت 40 میلیونی که در 9 دی برای دفاع از نظام به خیابان ها آمدند چه بود؟ و یا تجمعات میلون ها نفری بعد از آن در 22 بهمن و ... . آیا نظام اینها را مثلاً از افغانستان اجاره کرده بود؟ آیا اصلا میتوان بدون وجود حداقل کفی از اعتماد عمومی، پروژههای کلانی چون هدفمندی یارانهها را انجام داد؟ آیا میتوان بدون حداقلی از انسجام ملی، در لابهلای دعواهای سیاسی حضرات مسئول، جامعه را اینچنین سر پا و پر نشاط دانست؟
کسی یادش نمیرود که بعد از انتخابات چه توهینهایی انجام شد و چه سرهایی شکستند و چه خرابیهایی به بار آوردند. اما آیا کسی جز شخص امام و رهبری و مقدسات دین و نظام مورد توهین قرار گرفتند؟ آیا این بچه بسیجیها نبودند که کلی تلفات دادند؟ آیا خانۀ موسوی و کروبی و طرفدارانشان مورد خطر قرار گرفت یا مسجدها سوخت و دانشگاهها تخریب شد؟ معلوم است اگر کسی هم بخواهد طلبکار باشد، این حزبالله است اما ایشان که بدنۀ اصلی جامعه را شکل میدهند مثل کوه پشتسر نظام ایستادهاند. پس حرف از کدام عدم مشروعیت و بیاعتمادی است؟ آیا اینها همان حرفهای فتنهگران نیست که از کلام جناب افروغ و در قالبی آکادمیک و اتو کشیده، جاری میشود؟
4. در جایی دیگر از این متن، آقای افروغ می نویسند:
«به هر حال انتخابات همواره نماد به رخ کشیدن سطح مقبولیت و مشروعیت نظام سیاسی ما بوده است که نبایست با بیتوجهی به این امر مهم و با خوشبینی بیش از حد شرایط کنونی را نادیده گرفته و بدون تمهیدات لازم وارد فضای انتخاباتی شد. باید با آسیب شناسی دقیق اتفاقات رخ داده نسبت به اتهامات وارده بیتفاوت نبود و با احراز وارد شدن ظلم به دیگران در کمال شجاعت از این افراد دلجویی به عمل آید.»

بحران در انتخابات پیش رو! با کدام دلیل؟ نکند پیشگویی بلد شدهاید که اینطور به آیندۀ نظام برچسب بدبینی میچسبانید. آنچه در تاریخ جمهوری اسلامی رخ داده آن است که پای ثابت نظام و انتخاباتهای آن، کسانی نیستند که آقای افروغ نمایندگی ایشان را تقبل کرده است. با کدام دلیل از پایین بودن میزان مقبولیت و مشروعیت نظام حرف میزنید و انتخابات آینده را کم رمق میدانید؟ مگر مشروعیت و مقبولیت نظام در گرو نظر عدهای مفتخور نوچۀ غرب است که اگر خوشی زیر دلشان را زد و جلای وطن را به لقای آن ترجیح دادند، فریاد وا اسفا سر دهیم و نظام را خالی از پشتوانه تصور کنیم؟ خیر آقای افروغ. پایگاههای اجتماع نظام با آنچه شما تصور میکنید زمین تا آسمان فرق دارد. آنکه پشت نظام ایستاده نه آن بچه سوسول بالاشهری است که شما خواسته یا ناخواسته از طرفشان حرف میزنید. بلکه پشتوانۀ نظام هزاران جوانی هستند که در روستاها و شهرهای کوچک و بزرگ و مناطق مختلف تهران زیست میکنند و آدمهایی امثال شما فقط در کتب جامعهشناسیتان حرفی از ایشان میزنید. تازه آن هم به عنوان سر بارهای جامعه.
نکتۀ دیگر اینکه جناب افروغ خواهان عذرخواهی نظام از مردم (بخوانید عدهای روشنفکر ضد دین و وطن) شده است. به کدام گناه؟ آش نخورده و دهن سوخته؟ آیا این اشراف و تکنوکرات های دارای تفکر لیبرال نبودند که این همه بلا بر سر مردم و نظام آوردند؟ بعد شما از نظام میخواهید که معذرتخواهی کند؟ خیلی وقیح هستید که این بعد از گذشت این همه زمان از آن واقعه و رو شدن خیلی از پشت پردهها، هنوز حرف های تکراری گذشته را بیان میکنید.
5. در ادامه ایشان می نویسند: «به جرات میتوان داوری کرد که در سالهای اخیر با بدترین وضع اخلاقی و بیتوجهی به اخلاق و توقای سیاسی مواجه بودهایم. بیتوجهی به اخلاق در رقابتهای سیاسی هیچ نسبت و سنخیتی با آرمانهای متعالی انقلاب اسلامی و مبانی نظام جمهوری اسلامی ندارد. تمام توفیقها و دستاوردهای کمی اعم از اقتصادی، علمی، فناوری و ... در برابر مواجه بیاختلاقیها و هتک حرمتها فاقد اعتبار میشود. این دستاوردها در ذیل توجه به اخلاق و معنویت معنیدار میشود.»
ما هم خیلی بیاخلاقی دیدیم. اما این بیاخلاقیها چه ربطی به افرادی دارد که خالق آن همه افتخاراتاند؟ از آن گذشته در کنار آن همه زشتی، کلی زیبایی هم دیدیم که شاید شما ندیدید و یا نخواستید که ببینید؟ اگر در دوران انتخابات شاهد اوج بیاخلاقی از سوی فتنهگران بودیم، در کنارش نهایت مکارم اخلاق را از سوی رهبر انقلاب و نظام جمهوری اسلامی شاهد بودیم. پس اولاً کسانی که در ابعاد مختلف برای نظام ما کسب افتخار کردهاند افرادی نبودند که بیاخلاقی به خرج دادند و ثانیاً رویشها را در کنار ریزشها ببینید و نمونۀ عملی اخلاقگرایی را در رفتار آقا در این دوران بجویید و این قسمت پر لیوان را با آرمانهای انقلاب مقایسه کنید، نه چیزهایی که ربطی به انقلاب ندارد و امتحان نظام محسوب میشود. امتحانی که شاید در آینده هم رخ دهد. به عبارت دیگر، وقوع زشتی در جامعه معیار ارزیابی آن نیست. نوع برخورد و عکسالعمل با آن زشتیهاست که عیار نظام را به ما نشان میدهد.
6. یکی از اساتید ما میگفت: در انتخابات دورۀ بعد، یکی از کاندیداهای جریان اصلاحطلب، عماد افروغ است. آن روز ما خیلی به حرف استاد عزیزمان توجه نکردیم و حتی آن را غیرعلمی دانستیم. اما گویی دود از کنده بلند میشود و حرف استاد ما خیلی هم خلاف واقع نبوده است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



اگر منسفانه به مسائل پرداخته می شد و اشکالات اینطرف هم دیده می شد حتما خیلی از مسائل کنونی نظام پیش نمی آمد.
خدا جای حق نشسته...
ولی فقط میدانم گذشته از رفتار مقرضانه ی شخص خودم در خصوص حكومت جمهوری اسلامی، كشورم و هم میهنان ایرانی در موقعیت خطیری قرار گرفته و هرگونه برخورد و استراتژی فیزیكی در تقابل از طرف دو گروه موافق و مخالف، طرفداران موسوی، طرفداران احمدی و یكسره مخالفین هر دو گروه، و یا موارد دیگر به ایجاد جریان هایی به مراتب نابكارتر می انجامد.
به شخصه چندان به كشورهای اروپایی، مخصوصا انگلستان و سپس روسیه و چین و حتی ایالات متحده ی آمریكا كه دم از آزادی ایران میزند اعتماد ندارم.
به اعتقاد من سیاست این سرزمین ها یكسره همیشه به نفع خودشان رقم میخورد و ادعاهای مختلف در جهت انسانیت و حقوق بشر چارچوبی است كه پشت آن مخفی می سازند ایدئولوژی استعماری و استثماری خود را.
اما از طرفی یقینا روش حكومتی جمهوری اسلامی را رد و دشمنی و مخالفت با حكومت اسلامی را مخفی نمیسازم.
مساله ی حیاتی این است باید و باید برای احراز آزادی و حق و حقوق شهروندی ایرانیان خود ایرانیان تصمیم بگیرند. و حتی در صورت اراده ی مردم پابرجایی و یا اضمحلال حكومت جمهوری اسلامی نیز یكسره باید در اختیار مردم ایران باشد.
این مردم هستند كه حق تائین سرنوشت خود را دارند و خب درست است برخی بگویند خانم خاچیكیان با توجه به دو رگه بدن شما، آذری ایرانی جزو چهره های مجهول الاحوال هستید و گفته های شما مخالف اندیشه ی مردم ایران و موافق با روش دشمنان این مردم است.
حال آنكه من معتقدم باران بر این سرزمین پر گهر و پر نعمت همیشه باریده و باز خواهد بارید و ایران نه شبیه به لیبی و نه شبیه به عراق و افغانستان است كه آنچه در نهایت در آنها اتفاق افتاد در ایران نیز بیفتد.
خیر این مردم بسی از درك و شعور و بصیرتی ماورائی برخوردار هستند و یكسره سرنوشتی نیك در انتظار ایران است.
و خلاصه در خاتمه تكرلر میكنم فعلا كه من محتاط بوده و با توجه به اینكه ابرقدرت ها و كشورهای واحد بنوعی دارند از آب گل آلود سیاره زمین ماهی میگیرند بهتر است در كمال احتیاط كمتر یكدیگر را در انظار عمومی زیر سوال ببریم...
اوضاع دنیا افتضاح نا امن است. حداقل ما روشنگرانه و روشن بینانه راه را ادامه دهیم...
تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد