هشدارهای دوباره آقاوخواصی که هنوزدرخوابند

«معناى پاسدارى... با همهى ابعاد آن در وجود مقدس سيدالشهداء (سلام الله عليه) متجسد است... تمام راههائى كه ميشود فرزند پيغمبر از آن راهها استفاده كند براى حفظ ميراث عظيم اسلام در زندگى سيدالشهداء محسوس است؛ از تبيين و انذار، از تحرك تبليغاتى، از بيدار كردن و حساس كردن وجدانهاى عناصر خاص ـ همين خواص كه ما تعبير ميكنيم ـ در آن خطبهى منا، اينها همه در طول زندگى سيدالشهداء است.»
«من يك بار در يك صحبتى، صبر امام حسين (عليه السّلام) را تشريح كردم... صبرش فقط اين نبود كه بر تشنگى صبر كند، بر كشته شدن ياران صبر كند؛ اينها صبرِ آسان است. صبرِ سختتر اين است كه ديگران، افراد صاحب نفوذ، افراد آگاه، افراد محترم هى بگويند آقا نكنيد، اين كار غلط است، اين كار خطرناك است. هى ايجاد ترديد كنند. كىها؟ افرادى مثل عبدالله جعفر، عبدالله زبير، عبدالله عباس؛ اين شخصيتهاى برجستهى بزرگ آن روز دنيا، آقازادههاى مهم اسلام.»
و این آقازاده ها هنوز هم هستند. از آقازاده لندن نشین بگیرید تا آقازاده ها و آقاهایی که فتنه ها را طراحی کرده و می کنند. خواصی که مثلا خود را استوانه نظام می دانند و آبروی خود را با آبروی انقلاب یکی. اما وقتی زمان انتخاب بین مصلحت نظام و مصلحت خود می شود مصلحت خود را ترجیح می دهند. فرقی هم ندارد که این حضرات چپ باشند یا راست.
ای شخصیتهای مثلاً برجستۀ امروز دنیای اسلام! چه میکنید که دل آقا از درد و خون، موجب چنین بازگوییهایی در لسانشان میشود؟ اگر مسیری که میروید درست بود که نباید دوباره آقا، بعد از این همه وقت و این همه تکرار، باز از غربت حسین بگوید تا شاید کسی بفهمد این «مظلوم مقتدر»، اشارتی هم به غربت حسین زمان دارد و هیهات که نجابتش، اجازۀ بازتر کردن ماجرا را نمیدهد.
«يكى از چيزهائى هم كه حالا در عرصه و در ميدان لازم است به آن توجه كنيم، اين است كه: مراقب باشيم دستگاههاى انقلاب سرشان گرمِ كارهاى غيرمفيد و احياناً مضر در اين حركت پيشرونده نشود، كه يكى از اينها، همين مسئلهى اختلافات است...»
اگر کمی عزیزان کاسۀ داغتر از آش، از هوسهای مدیریتیشان کم میکردند و نگاهی به صحف قرآن کریم میانداختند، حتماً با آیاتی که بزرگترین مصیبت جامعه را، تکثر و اضمحلال وحدت معرفی میکند، مواجه میشدند. ای کاش حافظۀ برخی خواص اینهمه مشغول زخرفات این دنیایی نبود تا تذکرات و نهیبهای رهبر انقلاب را به این زودی از یاد ببرند و به این سرعت فراموش کنند که در همین مبعث تازه گذشته، چقدر از لزوم وحدت گفته شد و معلوم نیست در این فاصلۀ کوتاه، چه منازعات حقیرانهای صورت گرفته است که دوباره معظم له بر سر این مسئله تأکید میکنند. ای کاش کسی پیدا شود و سیلی در گوش ما بزند تا شاید از این خواب زمستانی تمامنشدنی بیدار شویم.
اما بعضی عبارتها، عین خون تازه تن بیمار را شفا میدهد. عبارتهایی که توضیح دادنش یعنی ضایع کردنش. فقط باید خواند و شنید که: «انقلاب از خودش دفاع ميكند، مثل هر موجود زندهى ديگرى. انقلابى كه نتواند در دوران فتنه، در دوران ايجاد كودتاهاى گوناگون ـ سياسى و نظامى و امثال اينها ـ از خودش دفاع كند، زنده نيست. اين انقلاب زنده است؛ لذا از خودش دفاع ميكند، غالب هم ميشود، پيروز هم ميشود، برو برگرد هم ندارد؛ كمااينكه در سال 88 ديديد اين كار اتفاق افتاد.»

اما در این میان باید مراقب آفتها بود. چه آفتی؟ آفت پاک کردن شیشه با دستمال کثیف: «يك مسئله اين است كه اگر يك كسى يك حرف غلطى زد، آيا كسى بايد به او جواب بدهد يا نه؟ خب، بله معلوم است. جواب دادن به حرف غلط، شيوهى خودش را دارد، راه خودش را دارد، كار خاص خودش است... تبيين لازم است؛ اما اين معنايش اين نيست كه ما به اختلافات درونى، هى دامن بزنيم. مراقب باشيد. اين را همه بايد مراقب باشند.»
خیلی طرف باید کند ذهن باشد که نفهمد این اشارات به چه قضایاییست و مخاطبانش کدام حضراتاند. ما که از بس گفتیم، کاسۀ صبرمان لبریز شد و زبانمان مو در آورد.
چند بار آقا هشدار بدهد که «تبیین کردن» با «اختلاف انداختن» تفاوت دارد. چند بار جنابشان بگویند که روشنگری با هوچی گری فرق دارد؟ چند بار فریاد بر آورند هر حرکتی که منجر به بروز و افزایش اختلاف در جامعه شود یقینا محکوم است؟
پس کو گوش های شنوا؟!
«این عمّــــار»؟
«این عمار» فقط برای دوران فتنه ها نیست برادران! حالا هم نیاز به «عمار»ها داریم. الان هم باید عمارها باشند که به جای هوچی گری، روشنگری کنند. که به جای اختلاف افکندن، تبیین کرده و بصیرت افزایی کنند. «این عمار»؟!
فقط امیدواریم روزی نیاید که امت اسلام پیش خودش بگوید: کاش زودتر منظور آقا را میفهمیدیم و این قدر به بیراهه نمی رفتیم. بیراهه ای که هم دنیای ما را خراب کرد و هم آخرت مان را.
سیدمجتبی نعیمی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


