کد خبر: ۵۱۸۶۰
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
اسد جوان و روباه پير استعمار؛

آرزوهایی که غرب در سوریه دنبال می کند

مثلا آسوشيتدپرس در ادعایی مضحک، زماني كه درباره درگيري‏ها شهر مرزي درعا مي‏نوشت تعداد جمعيت اين شهر 75 هزار نفري را 300 هزار نفر عنوان كرد تا مثلا بر عمق و وسعت حوادث بيافزايد. جالب اينكه در روزهاي اول درگيري‏ها در درعا آمار اولين تلفات 4 پليس و سه شهروند بود.

بولتن نیوز: در حالي كه به نظر مي‌رسد اين روزها سوريه در داخل كمي آرام‌‏تر شده است اما در خارج از آن اعمال فشار و تهديد پاياني ندارد. روزنامه الوطن، روز يكشنبه از طرح انگليس براي ايجاد طرح پراوز ممنوع بر فراز سوريه خبر داد. یعنی همان اقدامي كه آتش جنگ داخلي ليبي را شعله‏ورتر ساخت. همزمان با اين خبر انگليس به اتباع خود در سوريه نیز هشدار داد كه خاك اين كشور را ترك كنند تا تهديد جدي‏تر اعلام شود.

گزارشها حاكي از آن است كه فرانسوي‏ها هم موافق این طرح هستند و همزمان این دو کشور مجدانه تلاش مي‏كنند روسیه و چين را راضي كنند تا شوراي قطعنامه‏اي عليه سوريه صادر كند.

برخي معتقدند كه اين چانه زني انگليس و فرانسه براي تهديد به اقدامات نظامي كه در امريكا هم طرفداراني دارد شايد نهايتا به اقدام نظامي منجر نشود اما ممكن است تعديل شده و به صورت تحريم‏هايي عليه حكومت بشار اسد درآيد. در واقع انگليسي ها به مرگ گرفته‏اند تا چين و روسيه به تب راضي شوند.

اخباري هم از هماهنگي تركيه با اين طرح حكايت مي‏كند. در حالي كه رسانه هاي تركيه اي همچنان بر طبل تبليغات ضد سوري مي كوبند، روز دوشنبه گزارشي از ورود يک فروند بالگرد تركيه به حريم هوايي سوريه و انجام عمليات شناسايي در اين مرز منتشر شد.

در سرزمين‌هاي اشغالي اگر چه هفته پيش، وزير امور خارجه رژيم صهيونيستي از عدم تمايل اسرائيل براي حمله به سوريه خبر داد اما روز يكشنبه بزرگترين مانور تاريخ اسرائيل كه همه سطوح ضد موشكي- سايبري- ضد شورش را در بر مي‏گيرد، شروع شد تا آمادگي خود براي سناريوهاي گوناگون را اعلام كرده باشد.

با اين حال روز دوشنبه مدودف در مصاحبه با فاينشال تايمز اعلام كرد از حق روسيه( حق وتو) در شوراي امنيت براي جلوگيري  از هر گونه صدور قطعنامه اي كه مجوز حمله به سوريه باشد استفاده خواهد كرد تا بدين تريتب كمي خيال سوري ها راحت شود اگرچه روسها نشان داده اند كه اهل معامله هستند و هيچ بازيگر بين‏المللي نیست که همه تخم مرغهايش را در سبد انها بريزد. 

همزمان با انتشار اين مصاحبه روز گذشته اسد هم سخنراني كرد و ضمن اعلام آغاز پروسه ديالوگ ملي با حضور 100 شخصيت اين كشور از طيف هاي مختلف، قول مبارزه با فساد را داد.

 

و اما داستان سوريه چيست؟

اين روزها سوالي مدام در ميان مردم تكرار مي‏شود و گروهي نيز به عمد یا به سهو، وسط هر نوع بحثي آن را به زبان مي‏آروند که چرا رسانه‏هاي ايران به تحولات سوريه نمي پردازند؟ منصف‏ترها مي‏پرسند چرا رسانه‏هاي  ايران كمتر اخبار سوريه را گزارش مي‏كنند؟

شاید سوال دوم به حقيقت نزديكتر باشد چرا كه  سيري در روزنامه‏ها و سايت‏هاي خبر  ايران از هر دو جريان نشان از آن دارد كه مورادي زيادي وجود دارد كه اخبار همان طور كه از تلكس خبرگزاريهاي ‏رسيد، ترجمه و به روي كاغذ تخليه شده است، بدون آنكه ظاهرا اين اخبار همسو با جهتگيري ديپلماسي ما در برابر سوريه باشد. اما مساله اصلي اين است كه خبرنگران عموما نمي‏دانند اتقافات سوريه را چگونه تحليل كنند. گذشته از سانسور اخبار در خود سوريه، دروغ‏گويي و بزرگنمايي اخبار اين كشور در رسانه هاي غربي، فقر تحليلي راجع به امور سوريه همه را مي آزارد و همه دچار اين واهمه هستند كه نكند با همان سمت و سويي كه رسانه‏هاي غربي به ماجرا ورود پیدا کرده اند، به قضاياي سوريه نگريسته شود.

اين فقر تحليلي تنها مختص ما نيست. آنچه در سوريه مي‏گذرد تا حدودي از فقر تحليلي و ارزيابي غلط خود نظام سياسي سوريه هم ناشي مي‏شود. سوريه گرفتار همان درك جهان سومي از امور اجتماعي است كه مي شود جامعه را با سلاح، پزشك و مهندس اداره كرد و جايي براي جامعه شناس و عالم علوم اجتماعي در اين ميان نيست. اين ديد مكانيكي به راحتي در مقابل استعمار نوين كه اكنون علاوه بر سلاح مجهز به رسانه است و از متخصصين علوم انساي بهره وافي مي برد، یقینا قافيه را خواهد باخت.

گزارشهاي حوادث از سوريه نشان مي‏دهد كه عموما شهرهاي مرزي كه ارتباطات طايفه‏اي و قبيله‏اي با كشورهايي چون تركيه و اردن دارند و طبيعتا طعمه‏هاي مناسبي براي تحريك عليه دولت مركزي هستند، محل درگيري‏ها است و مناطق مركزي به خصوص دمشق اوضاع ارام است و اعتراضاتي كه در آنجا صورت گرفته آرام و محدود بوده و در عين حال چندين نوبت تظاهرات حمايتي از بشار اسد در دمشق و ديگر شهرها انجام گرفته است كه هيچ بازتابي در رسانه‏هاي غربي نداشته‏اند.

بزرگنمایی اتقافات سوریه برای کسانی که به طور مرتب اخبار شبکه های ماهواره ای را پیگیری می‏کنند امری است که به سادگی قابل تشخیص است. با وجود 4 ماه درگيري،‌ فیلم یا عکسی  که به اصصلاح  سرکوب مستقیم مردم توسط سربازان سوریه باشد محدود هستند و فیلمهای که از آن به نام  تظاهرات به اصطلاح مردمی یاد می شود هیچگاه جمعیتی انبوه را نشان نمی‏دهد.

خبرگزاری‏های غرب برای اینکه این مساله را توجیه کنند، ممنوعیت حضور خبرنگران خارجی را  در سوریه را بهانه کرده اند. اما چهار ماه درگیري و اعتراضات گسترده با وجود امکانات فروانی که خود مردم سوریه دارند ( از موبايل و دوربينهاي ديجيتال عكاسي كه امروزه همه جهان را در برگرفته) می‏تواند تولید کننده تصاویر بسیار زیادی باشد. تصاویری که حتی نه با شبکه که اگر به صورتی دستی هم از مزر خارج می‏شد می‏توانست بارها در رسانه های غربی نمایش داده شود. البته این به معنای نفی درگیری‏ها نیست. مساله این است که جهت، عمق و شدت درگیری ها  به آن گونه ای که غرب ادعا می‏کند نیست .

مثلا آسوشيتدپرس در ادعایی مضحک، زماني كه درباره درگيري‏ها شهر مرزي درعا مي‏نوشت تعداد جمعيت اين شهر 75 هزار نفري را 300 هزار نفر عنوان كرد تا مثلا بر عمق و وسعت حوادث بيافزايد. جالب اينكه در روزهاي اول درگيري‏ها در درعا  آمار اولين تلفات 4 پليس و سه شهروند بود.

بشار و دردسرهاي بزرگ

مي‏گويند بشار اسد تمايل چنداني براي به دست گرفتن حكومت پس از مرگ پدر نداشت. آيا او چنين روزهايي را براي كشور كه در خط مقدم جبهه مقاومت عليه رژيم صهيونيستي قرار گرفته مي‏ديد؟

بشار قبل از اعتراضات و بعد آن تحولات (همچون لغو قانون فوق العاده) از نياز كشورش به تحولات آگاه است، اما  بشار نه كاريزماي پدر را دارد كه همه احزاب و مقامات كهنه‏كار آن از وي حرف‏شنوي داشته باشند و نه  از ددمنشي رژيم صهيونيستي چيزي كاسته شده است كه اسد با ارامش خاطر به سمت اصلاحات برود. در سال 2007 اسرائيل با حمايت امريكا به تاسيساتي در عمق خاك سوريه حمله کرده و آن را بمباران كرد. این طور كه نشان مي‏داد بشار اسد اصلا از تجاوزگري تل آويو در امان نيست. در واقع جواب حركت اصلاح طلبانه بشار اسد براي خروج نيروهاي ارتش سوريه از لبنان در سال 2005 تهديدات بيشتر رژيم صهوينيستي و آمريكا بود. اين در حالي بود كه اسد خود را گرفتار اتهامات خنده دار غرب مي‏ديد. اتهاماتي مبني بر اينكه  وي دستور ترور نخست وزير لبنان داده است. اگر چه امروزه همه مي‏دانند شهودي كه كميته به اصطلاح بين المللي رسيدگي به پرونده رفيق حريري  از انها استفاده كرده يا تحت فشار و يا به واسطه تطميع دروغ گفته‏اند. مضاف بر اينكه گروه سوئيسي تحقيق از اين پرونده شواهدي را رو كرد كه نشان مي داد به رغم ادعاي اينكه حريري قرباني بمب گزاري زميني شده، قرباني يك حمله موشكي با مواد انفجاري خاص بوده است كه تكنولوزي آن تنها در دست آمريكا يا اسرائيل مي تواند باشد.

اما مشكلات اسد تنها به نقشه هاي شوم غرب منتهي نمي‏شود. اسد يك پزشك است ولي رژیمي را به ارث برده كه بر اثر شدت عمل دشمن خارجي به شدت در پوسته نظامي‏گري جمع شده است. نظامي گري حاكم بر رژيم بعث با طايفه بازي و تعصب مذهبي گره خورده و به راحتي تن به اصلاحات نمي‏دهد. اين ساختار متصلب سياسي طبعا اقتصادي ناكارآمد و فسادي فراگير بر مبناي رانتخواري را در پي داشته است.  اين به معناي رفع مسووليت از اسد نيست اما  شايد اصلاحات در سوريه چيزي باشد كه اسد مديريت آن را راحت تر مي پنداشت. به عبارت ديگر از نظر بشار و از نظر بسياري از اعضاي حزب بعث ضرورت‏هاي استرات‍ژيك مربوط به اصلاحات، تغييراتي تاكتيكي و احيانا تجملاتي  تصور و ارزيابي شده است.

سوداي سوري غرب

غرب به خوبي مي‏داند كه حزب بعث سوريه در سالهاي گذشته از واهمه هر نوع نفوذ رژيم صهوينسيتي اجازه تحرك چنداني به احزاب معارض، قوميتها و مذاهب ديگر نداده است و بنابراين جاي اختلاف برانگيزي در سوريه هست اما با اين حال همه غربيها ارزيابي يكساني از چالشهاي پيش روي سوريه ندارند.

يكي از مهمترين جريانات معارض سوريه اخوان‏المسلمين است كه غرب اصلا علاقه‏اي ندارد جايگزين احتمالي حزب بعث سوريه شود. بنابراين بسياري از كارشناسان معتقدند به رغم وجود برخي اظهارات افراط گرايانه درباره سوريه  نظر عمده كشورهاي غربي و حتي رژیم صهيونيستي اقدام جدي و حمله نظامي عليه سوريه نيست. حوادث سوريه نقطه عطفي است براي وارد كردن فشار بيشتر بر‌‌ اسد و هدايت در مسيري كه غرب از زمان روي كار آمدن او سعي كرده به انحاء گونه‌گون اين كار را انجام دهد: دور كردن سوريه از  ايران.

در سال 2010-2009 چهار دوره مذاكرات به ميانجيگري تركيه و با چراغ سبز امريكا ميان سوريه و رژيم صهيونيستي انجام شد تا شايد دشمني ديرينه و بنيادين ميان دو طرف را حل كند. اما رجب طيب اردوغان  كه تازه رويكرد جديد سياست خاورميانه اي خود را تمرين مي‏كرد، با وحشيگيري اسرائيل در غزه و حمله 22 روزه به مردم بي‌دفاع منطقه روبرو شد و در اجلاس داووس به رئيس رژيم صهيونيستي حمله كرد تا نقش تركيه به عنوان چاقوي جراحي ميان سوريه و ايران فعلا تمام شود. با از دست رفتن اين فرصت براي غرب حالا برخي اميدوارند دوباره پرونده راكد جراحي جداسازي تهران دمشق را با تزريق مصنوعي اعتراضات به سوريه رقم بزنند.

غرب به خوبي از گرایشات اصلاح طلبانه بشار اسد و روند فزاينده رشد محبوبيت داخلي او آگاه است. يك سوريه كه در مسير اصلاحات قرار گرفته باشد و از بالاترين حمايت مردمي بهره ببرد مي‏توانست سياست خارجي قاطعتري در مواجهه با تل‏آويو و واشنگتن اتخاذ كند و اين يعني نزديك‏تر شدن به پايان اشغال بلندي‏هاي جولان توسط صهوينستها، بلندي‏هايي كه اگر از دست بروند، رژيم صهونيستي مركز اصلي ارتباطات راديوي منطقه‏اي خود را از دست داده و تقريبا  در سطح زميني از سمت ايران كر مي شود.

بنابراين از نظر غرب بشار نبايد موفق شود تا پيش از امتياز دادن درباره جولان (مثلا تبديل شدن آن به منطقه‏اي بين‏المللي) هيچ‏گونه اصلاحاتي را در سوريه انجام دهد.

 

 

 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین