آرزوهایی که غرب در سوریه دنبال می کند
بولتن نیوز: در حالي كه به نظر ميرسد اين روزها سوريه در داخل كمي آرامتر شده است اما در خارج از آن اعمال فشار و تهديد پاياني ندارد. روزنامه الوطن، روز يكشنبه از طرح انگليس براي ايجاد طرح پراوز ممنوع بر فراز سوريه خبر داد. یعنی همان اقدامي كه آتش جنگ داخلي ليبي را شعلهورتر ساخت. همزمان با اين خبر انگليس به اتباع خود در سوريه نیز هشدار داد كه خاك اين كشور را ترك كنند تا تهديد جديتر اعلام شود.
گزارشها حاكي از آن است كه فرانسويها هم موافق این طرح هستند و همزمان این دو کشور مجدانه تلاش ميكنند روسیه و چين را راضي كنند تا شوراي قطعنامهاي عليه سوريه صادر كند.
برخي معتقدند كه اين چانه زني انگليس و فرانسه براي تهديد به اقدامات نظامي كه در امريكا هم طرفداراني دارد شايد نهايتا به اقدام نظامي منجر نشود اما ممكن است تعديل شده و به صورت تحريمهايي عليه حكومت بشار اسد درآيد. در واقع انگليسي ها به مرگ گرفتهاند تا چين و روسيه به تب راضي شوند.
اخباري هم از هماهنگي تركيه با اين طرح حكايت ميكند. در حالي كه رسانه هاي تركيه اي همچنان بر طبل تبليغات ضد سوري مي كوبند، روز دوشنبه گزارشي از ورود يک فروند بالگرد تركيه به حريم هوايي سوريه و انجام عمليات شناسايي در اين مرز منتشر شد.

با اين حال روز دوشنبه مدودف در مصاحبه با فاينشال تايمز اعلام كرد از حق روسيه( حق وتو) در شوراي امنيت براي جلوگيري از هر گونه صدور قطعنامه اي كه مجوز حمله به سوريه باشد استفاده خواهد كرد تا بدين تريتب كمي خيال سوري ها راحت شود اگرچه روسها نشان داده اند كه اهل معامله هستند و هيچ بازيگر بينالمللي نیست که همه تخم مرغهايش را در سبد انها بريزد.
همزمان با انتشار اين مصاحبه روز گذشته اسد هم سخنراني كرد و ضمن اعلام آغاز پروسه ديالوگ ملي با حضور 100 شخصيت اين كشور از طيف هاي مختلف، قول مبارزه با فساد را داد.
اين روزها سوالي مدام در ميان مردم تكرار ميشود و گروهي نيز به عمد یا به سهو، وسط هر نوع بحثي آن را به زبان ميآروند که چرا رسانههاي ايران به تحولات سوريه نمي پردازند؟ منصفترها ميپرسند چرا رسانههاي ايران كمتر اخبار سوريه را گزارش ميكنند؟
شاید سوال دوم به حقيقت نزديكتر باشد چرا كه سيري در روزنامهها و سايتهاي خبر ايران از هر دو جريان نشان از آن دارد كه مورادي زيادي وجود دارد كه اخبار همان طور كه از تلكس خبرگزاريهاي رسيد، ترجمه و به روي كاغذ تخليه شده است، بدون آنكه ظاهرا اين اخبار همسو با جهتگيري ديپلماسي ما در برابر سوريه باشد. اما مساله اصلي اين است كه خبرنگران عموما نميدانند اتقافات سوريه را چگونه تحليل كنند. گذشته از سانسور اخبار در خود سوريه، دروغگويي و بزرگنمايي اخبار اين كشور در رسانه هاي غربي، فقر تحليلي راجع به امور سوريه همه را مي آزارد و همه دچار اين واهمه هستند كه نكند با همان سمت و سويي كه رسانههاي غربي به ماجرا ورود پیدا کرده اند، به قضاياي سوريه نگريسته شود.
اين فقر تحليلي تنها مختص ما نيست. آنچه در سوريه ميگذرد تا حدودي از فقر تحليلي و ارزيابي غلط خود نظام سياسي سوريه هم ناشي ميشود. سوريه گرفتار همان درك جهان سومي از امور اجتماعي است كه مي شود جامعه را با سلاح، پزشك و مهندس اداره كرد و جايي براي جامعه شناس و عالم علوم اجتماعي در اين ميان نيست. اين ديد مكانيكي به راحتي در مقابل استعمار نوين كه اكنون علاوه بر سلاح مجهز به رسانه است و از متخصصين علوم انساي بهره وافي مي برد، یقینا قافيه را خواهد باخت.
گزارشهاي حوادث از سوريه نشان ميدهد كه عموما شهرهاي مرزي كه ارتباطات طايفهاي و قبيلهاي با كشورهايي چون تركيه و اردن دارند و طبيعتا طعمههاي مناسبي براي تحريك عليه دولت مركزي هستند، محل درگيريها است و مناطق مركزي به خصوص دمشق اوضاع ارام است و اعتراضاتي كه در آنجا صورت گرفته آرام و محدود بوده و در عين حال چندين نوبت تظاهرات حمايتي از بشار اسد در دمشق و ديگر شهرها انجام گرفته است كه هيچ بازتابي در رسانههاي غربي نداشتهاند.
بزرگنمایی اتقافات سوریه برای کسانی که به طور مرتب اخبار شبکه های ماهواره ای را پیگیری میکنند امری است که به سادگی قابل تشخیص است. با وجود 4 ماه درگيري، فیلم یا عکسی که به اصصلاح سرکوب مستقیم مردم توسط سربازان سوریه باشد محدود هستند و فیلمهای که از آن به نام تظاهرات به اصطلاح مردمی یاد می شود هیچگاه جمعیتی انبوه را نشان نمیدهد.
خبرگزاریهای غرب برای اینکه این مساله را توجیه کنند، ممنوعیت حضور خبرنگران خارجی را در سوریه را بهانه کرده اند. اما چهار ماه درگیري و اعتراضات گسترده با وجود امکانات فروانی که خود مردم سوریه دارند ( از موبايل و دوربينهاي ديجيتال عكاسي كه امروزه همه جهان را در برگرفته) میتواند تولید کننده تصاویر بسیار زیادی باشد. تصاویری که حتی نه با شبکه که اگر به صورتی دستی هم از مزر خارج میشد میتوانست بارها در رسانه های غربی نمایش داده شود. البته این به معنای نفی درگیریها نیست. مساله این است که جهت، عمق و شدت درگیری ها به آن گونه ای که غرب ادعا میکند نیست .
مثلا آسوشيتدپرس در ادعایی مضحک، زماني كه درباره درگيريها شهر مرزي درعا مينوشت تعداد جمعيت اين شهر 75 هزار نفري را 300 هزار نفر عنوان كرد تا مثلا بر عمق و وسعت حوادث بيافزايد. جالب اينكه در روزهاي اول درگيريها در درعا آمار اولين تلفات 4 پليس و سه شهروند بود.
بشار و دردسرهاي بزرگ
ميگويند بشار اسد تمايل چنداني براي به دست گرفتن حكومت پس از مرگ پدر نداشت. آيا او چنين روزهايي را براي كشور كه در خط مقدم جبهه مقاومت عليه رژيم صهيونيستي قرار گرفته ميديد؟
بشار قبل از اعتراضات و بعد آن تحولات (همچون لغو قانون فوق العاده) از نياز كشورش به تحولات آگاه است، اما بشار نه كاريزماي پدر را دارد كه همه احزاب و مقامات كهنهكار آن از وي حرفشنوي داشته باشند و نه از ددمنشي رژيم صهيونيستي چيزي كاسته شده است كه اسد با ارامش خاطر به سمت اصلاحات برود. در سال 2007 اسرائيل با حمايت امريكا به تاسيساتي در عمق خاك سوريه حمله کرده و آن را بمباران كرد. این طور كه نشان ميداد بشار اسد اصلا از تجاوزگري تل آويو در امان نيست. در واقع جواب حركت اصلاح طلبانه بشار اسد براي خروج نيروهاي ارتش سوريه از لبنان در سال 2005 تهديدات بيشتر رژيم صهوينيستي و آمريكا بود. اين در حالي بود كه اسد خود را گرفتار اتهامات خنده دار غرب ميديد. اتهاماتي مبني بر اينكه وي دستور ترور نخست وزير لبنان داده است. اگر چه امروزه همه ميدانند شهودي كه كميته به اصطلاح بين المللي رسيدگي به پرونده رفيق حريري از انها استفاده كرده يا تحت فشار و يا به واسطه تطميع دروغ گفتهاند. مضاف بر اينكه گروه سوئيسي تحقيق از اين پرونده شواهدي را رو كرد كه نشان مي داد به رغم ادعاي اينكه حريري قرباني بمب گزاري زميني شده، قرباني يك حمله موشكي با مواد انفجاري خاص بوده است كه تكنولوزي آن تنها در دست آمريكا يا اسرائيل مي تواند باشد.

اما مشكلات اسد تنها به نقشه هاي شوم غرب منتهي نميشود. اسد يك پزشك است ولي رژیمي را به ارث برده كه بر اثر شدت عمل دشمن خارجي به شدت در پوسته نظاميگري جمع شده است. نظامي گري حاكم بر رژيم بعث با طايفه بازي و تعصب مذهبي گره خورده و به راحتي تن به اصلاحات نميدهد. اين ساختار متصلب سياسي طبعا اقتصادي ناكارآمد و فسادي فراگير بر مبناي رانتخواري را در پي داشته است. اين به معناي رفع مسووليت از اسد نيست اما شايد اصلاحات در سوريه چيزي باشد كه اسد مديريت آن را راحت تر مي پنداشت. به عبارت ديگر از نظر بشار و از نظر بسياري از اعضاي حزب بعث ضرورتهاي استراتژيك مربوط به اصلاحات، تغييراتي تاكتيكي و احيانا تجملاتي تصور و ارزيابي شده است.
سوداي سوري غرب
غرب به خوبي ميداند كه حزب بعث سوريه در سالهاي گذشته از واهمه هر نوع نفوذ رژيم صهوينسيتي اجازه تحرك چنداني به احزاب معارض، قوميتها و مذاهب ديگر نداده است و بنابراين جاي اختلاف برانگيزي در سوريه هست اما با اين حال همه غربيها ارزيابي يكساني از چالشهاي پيش روي سوريه ندارند.
يكي از مهمترين جريانات معارض سوريه اخوانالمسلمين است كه غرب اصلا علاقهاي ندارد جايگزين احتمالي حزب بعث سوريه شود. بنابراين بسياري از كارشناسان معتقدند به رغم وجود برخي اظهارات افراط گرايانه درباره سوريه نظر عمده كشورهاي غربي و حتي رژیم صهيونيستي اقدام جدي و حمله نظامي عليه سوريه نيست. حوادث سوريه نقطه عطفي است براي وارد كردن فشار بيشتر بر اسد و هدايت در مسيري كه غرب از زمان روي كار آمدن او سعي كرده به انحاء گونهگون اين كار را انجام دهد: دور كردن سوريه از ايران.
در سال 2010-2009 چهار دوره مذاكرات به ميانجيگري تركيه و با چراغ سبز امريكا ميان سوريه و رژيم صهيونيستي انجام شد تا شايد دشمني ديرينه و بنيادين ميان دو طرف را حل كند. اما رجب طيب اردوغان كه تازه رويكرد جديد سياست خاورميانه اي خود را تمرين ميكرد، با وحشيگيري اسرائيل در غزه و حمله 22 روزه به مردم بيدفاع منطقه روبرو شد و در اجلاس داووس به رئيس رژيم صهيونيستي حمله كرد تا نقش تركيه به عنوان چاقوي جراحي ميان سوريه و ايران فعلا تمام شود. با از دست رفتن اين فرصت براي غرب حالا برخي اميدوارند دوباره پرونده راكد جراحي جداسازي تهران دمشق را با تزريق مصنوعي اعتراضات به سوريه رقم بزنند.
غرب به خوبي از گرایشات اصلاح طلبانه بشار اسد و روند فزاينده رشد محبوبيت داخلي او آگاه است. يك سوريه كه در مسير اصلاحات قرار گرفته باشد و از بالاترين حمايت مردمي بهره ببرد ميتوانست سياست خارجي قاطعتري در مواجهه با تلآويو و واشنگتن اتخاذ كند و اين يعني نزديكتر شدن به پايان اشغال بلنديهاي جولان توسط صهوينستها، بلنديهايي كه اگر از دست بروند، رژيم صهونيستي مركز اصلي ارتباطات راديوي منطقهاي خود را از دست داده و تقريبا در سطح زميني از سمت ايران كر مي شود.
بنابراين از نظر غرب بشار نبايد موفق شود تا پيش از امتياز دادن درباره جولان (مثلا تبديل شدن آن به منطقهاي بينالمللي) هيچگونه اصلاحاتي را در سوريه انجام دهد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


