کد خبر: ۵۱۰۵۴۰
تاریخ انتشار:
بی بی سی اذعان کرد:

گذران زندگی در پایتخت سوریه طبیعی است

عبدالرازق در گزراش سفر خود به سوریه نوشت: پس از شش سال که از بحران در سوریه می گذرد، فرصتی پیش آمد تا بار دیگر به این کشور سفر کنم. در این مدت چیزهای زیادی تغییر کرده است، سفارت سوریه در بیشتر کشورهای عربی و غربی بسته شد و پرواز خطوط هوایی مهم به دمشق متوقف گردید. من به بیروت رفتم تا روادید سفر را از سفارت سوریه در لبنان دریافت کنم و پس از آن از راه مرز زمینی لبنان به دمشق بروم.

به گزارش بولتن نیوز، عبدالرازق در گزراش سفر خود به سوریه نوشت: پس از شش سال که از بحران در سوریه می گذرد، فرصتی پیش آمد تا بار دیگر به این کشور سفر کنم. در این مدت چیزهای زیادی تغییر کرده است، سفارت سوریه در بیشتر کشورهای عربی و غربی بسته شد و پرواز خطوط هوایی مهم به دمشق متوقف گردید. من به بیروت رفتم تا روادید سفر را از سفارت سوریه در لبنان دریافت کنم و پس از آن از راه مرز زمینی لبنان به دمشق بروم.
نویسنده در ادامه گزارش افزود:
مسافران می گویند اگر به ترافیک روز جمعه و یکشنبه برخورد نکنید، راه دمشق بیش از یک ساعت و نیم طول نمی کشد . در طول مسیر در لبنان نشانه های امنیت و حضور نیروهای نظامی کاملا مشهود است. هزینه این سفر حداقل 150 دلار است و روزانه دهها خانواده که بیشتر آنان سوری هستند از این مسیر مرزی عبور می کنند. در میان مسافران به ندرت خانواده های خارجی دیده می شود.
ذهنیت من این بود که وضعیت جاده ها در لبنان خیلی بهتر از سوریه است اما بر خلاف تصورم در طول مسیر در بخش سوری هیچ کاروان نظامی مشاهده نکردم، تنها چند ایست بازرسی نظامی بود که بعد از پاسخ به چند سوال به راحتی از آن عبور کردیم.
این آرامش شاید به دلیل دور بودن از مناطق درگیری حاکم بود. اما حال وهوای جنگی همچنان دیده می شد. در طول مسیر، تصاویر ، پوسترها و شعارهایی در تایید ارتش سوریه و بشار اسد رئیس جمهوری و متحدانش به چشم می خورد.
نزدیک عصر بود که به خیابان المزه یکی از خیابان های اصلی دمشق رسیدیم. خیابان ها خلوت بود و کارمندان به منزل بازگشته بودند.
شب هنگام نتوانستم در مقابل کنجکاوی خود برای رفتن به منطقه اطراف میدان اموی مقاومت کنم ، زیرا متوجه شدم دمشق و یا حداقل مرکز آن از کانون درگیری ها فاصله دارد. وقتی خارج شدم چیزی که مرا غافلگیر کرد، شلوغی شهر بود ، نمی توانستی باور کنی در شهری هستی که صدها هزار نفر آن را ترک کرده اند. شلوغی آن روی سکه دمشق بود که خون و بمباران و انفجار در آن دیده نمی شد.
در ساعت 9 و نیم شب انبوهی از جمعیت را دیدم که در طرف دیگر میدان اموی مقابل کتابخانه ملی اسد تجمع کرده بودند . ظاهرا نمایشگاه بین المللی کتاب چند روز پیش در این مکان افتتاح شده بود. از نگهبان پرسیدم که آیا می توانم وارد شوم، وی گفت که درهای نمایشگاه درساعت 10 شب بسته می شود و من فقط نیم ساعت وقت داشتم.
خیابان احمد شوقی؛ -امیر شاعران عرب- شما را از المزه به منطقه ابورمانه متصل می کند، در امتداد این خیابان بوی دل انگیز گلهای یاس مشام شما را می نوازد. شب ها در منطقه ابو رمانه قهوه خانه ها پر از مشتری است ، انگار که هیچ آتشی به جز آتش قلیان دمشقی وبوی تنباکو در هیچ کجای سوریه وجود ندارد. دمشق با رستوران های وقهوه خانه های خود نشانی از جنگ ندارد.
حضور مردم در خیابان به جنسیت یا لباس و یا الگوی خاصی محدود نمی شود . همه مردم در خیابان ها زندگی عادی خود را ادامه می دهند . در رستوران ها وهتل ها هیچ سخنی راجع به سیاست و بمب گذاری شنیده نمی شود ومردم در مورد مسائل روزمره خود صحبت می کنند.
ساعت یک نیمه شب ، بر اثر صدای توپ از سمت جبل قاسیون بیدار شدم ، با دوست سوری ام صحبت کردم . او به من اطمینان داد که صدای بمباران نیز بخشی از زندگی طبیعی در دمشق است که مردم در چند سال اخیر به آن عادت کرده اند.

منبع: ایرنا

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین