متاسفانه فقط پهلوانپنبه هستيم..
محسن امیر یوسفی کار گردان فیلم آتشکار در گفت وگویی با شاهده یوسفی درهفته نامه مثلث به اظهار نظر درباره حضور فیلمهای سینمای ایران در جشنواره های جهانی پرداخته است .
با توجه به مناسبات موجود در سينماي جهان، نسبتا كشورهاي مختلف جشنوارههاي بينالمللي فيلم چگونه بايد باشد؟
سينماي هر كشوري علاقهمند است به بازارهاي جهاني و جشنوارهها دسترسي داشته باشد، جشنوارهها ويترين سينما هستند و فيلمها را براي عرضه و نمايش معرفي ميكنند. سينماي هيچ كشوري علاقه ندارد اين فرصت را از دست بدهد.
در ميان سينماگران و تحليلگران ايراني، برخي افراد جشنوارههاي خارجي را تهديد ميدانند. از سوي ديگر، بعضي هنرمندان معتقدند كه با حضور در جشنوارهها بايد از اين فرصت بينالمللي استفاده كرد. به اعتقاد شما، نسبت سينماي ايران با جشنوارههاي خارجي چگونه بايد باشد؟
براي جشنوارههاي خارجي تكليف تعيين نميتوان كرد، ولي اكنون حضور فيلمهاي ايراني در جشنوارههاي خارجي مانند دورههاي گذشته ـ حدود چهار پنج سال پيش ـ نيست و ميتوان گفت، فيلمهاي ايراني دوران طلايي خود را در جشنوارههاي خارجي پشت سر گذاشتهاند و دورهي فترتي را ميگذاريم تا نسل جديد اين مسير را ادامه دهد و سينماي ايران در بحث جشنوارههاي خارجي به دورهي ديگري وارد شود؛ اما در آن دوران، در حوزهي مديران سينمايي يا داخل بدنهي سينما، نظر مثبتي نسبت به جشنوارههاي خارجي وجود نداشت و ديدگاهها تركيبي از توهم توطئه، بحث سياسي و حسادت بود. با اين نگاه، حس تدافعي نسبت به جشنوارههاي خارجي وجود داشت. هر وقت بحث جشنوارههاي خارجي پيش ميآمد، قبل از اينكه كسي فكر كند كه حضور در جشنوارههاي بزرگ دنيا، افتخاري براي كشور است، به معايب و نيمهي خالي ليوان نگاه ميشد. اين دوره گذشته و فيلمهاي ايراني به دورهاي وارد شدند كه جشنوارههاي خارجي كمتر به آنها توجه ميكردند. در حال حاضر نيز مديران دولتي و سينماگرهايي كه رويكرد مثبتي نسبت به جشنوارههاي خارجي نداشتند، متوجه شدهاند كه حلقهي مفقودهاي بهوجود آمده و سينماي ايران، فرصت خوبي را از دست داده است. پيش از اين، با تلاش فيلمسازاني كه فيلمهاي بينالمللي ميتوانند بسازند، اين فرصت ايجاد شده بود. اكنون همه فهميدهاند كه آن فيلمسازان ارزشمند هستند، ولي متأسفانه سينماي ايران ياد نميگيرد كه از اين اتفاقها عبرت بگيرد و آن را تكرار نكند. من مطمئنم كه اگر دوباره اقبالي نسبت به فيلمهاي ايراني در جشنوارهها بهوجود آيد، باز هم فرصتسوزيهايي انجام ميشود. در اين ميان، برندهي نهايي فيلمسازاني هستند كه فارغ از جناحبنديها و نگاههاي خاص، فيلم خود را بسازند و موفقيتهاي بينالمللي بهدست آورند تا در نهايت، فرصتي براي آن فيلمسازان و سينماي ايران باشد.
براي استفاده از فرصت جشنوارههاي خارجي، آيا بايد خطوط قرمز و دستورالعملها از سوي مديران يا تصميمگيرندگان تعيين و اجرا شود يا هر فيلمسازي بر مبناي ديدگاه خود بايد فيلم بسازد و خودش دربارهي شركت كردن يا نكردن در جشنوارههاي خارجي تصميمگيري كند؟
برعكس به اين موضوع نگاه كنيد؛ كدام فيلم موفق سينماي ايران را در 30 سال گذشته ميتوانيد مثال بزنيد كه در داخل كشور با هدايت و كنترل توليد شده و قرار بوده است در جشنوارههاي خارجي موفقيت بهدست آورد، يعني اين كار با برنامهريزي و هدايتشده انجام شده است؟ تعداد اين فيلمها نسبت به فيلمهاي موفق ايران در جشنوارههاي خارجي واقعا چيزي نزديك به صفر است، يعني هيچوقت هدايتشده نميتوانيم فيلمي بسازيم تا در جشنوارههاي خارجي شركت كند و در عين حال سالم و كنترلشده هم باشد، چنين چيزي محال است. اين، تفكر بخشنامهاي است كه در گذشته نيز تفكر مردودي بود و اكنون هم تفكر مردودي است. هيچ كسي نميتواند سينمايي را بخشنامهاي بهوجود آورد. نتيجهي آن را در چند سال نخست سينماي ايران ديديم كه هر وقت چه پاي بخشنامههاي دولتي براي سينما پيش ميآمد و چه رويكرد جمعي فيلمسازان بهوجود ميآمد، نتيجهي خوبي نداشت. بهعنوان نمونه، چه تعداد فيلم دفاع مقدس در 30 سال گذشته ساخته شده و چه حمايتي از اين فيلمها شده است كه البته اين حمايتها بايد از ژانر فيلمهاي جنگي در كشور ميشد، ولي كداميك از آن فيلمها توانستند، بينالمللي باشند و در جشنوارههاي خارجي به نمايش درآيند؟ بايد در سه دههي گذشته بازنگري انجام شود كه نمونهي آن در فيلمهاي دفاع مقدس است؛ بايد اين ژانر در كشور وجود داشته باشد و بايد دربارهي جنگ هشتساله فيلم ساخته شود، ولي نتيجهي مديريتي كه در 30 سال گذشته وجود داشته، اين است كه در دورههاي مختلف فيلمهاي خوبي ساخته شده كه متاسفانه فقط مصرف داخلي داشته است و در زمينهي بينالمللي هيچ كدام از اين فيلمها نتوانستهاند، موفقيتي بهدست آورند.
يعني خود سازندگان اينگونه فيلمها خواستهاند موفقيت بينالمللي بهدست آورند و نتوانستهاند؟ چون برخي معتقدند اصلا برايشان مهم نيست كه جشنوارههاي خارجي چه برخوردي با فيلمهاي آنان دارند.
مطمئنا خواستهاند؛ هيچ فيلمسازي نميتواند بگويد كه علاقه ندارم فيلمم در جشنوارههاي خارجي باشد. در جشنوارهي كن امسال دست كم 80 درصد فيلمهايي كه سال اخير ساخته شدند، ثبت نام كردند، ولي پذيرفته نشدند. البته اين امر، دليل بد يا ضعيف بودن آن فيلمها نيست. تمام فيلمسازان دوست دارند فيلمشان در ويترينهاي بزرگ بينالمللي باشد و با تماشاگران بينالمللي ارتباط برقرار كند.
دربارهي جشنوارههاي خارجي دو بحث فرصت يا تهديد مطرح ميشوند. ممكن است كه جشنوارههاي خارجي آفتهايي را نيز بهدنبال داشته باشند كه در سينماي ايران تأثير نامطلوب داشته باشند يا شما اين جشنوارهها را فقط فرصت ميدانيد؟
وقتي ما در موقعيتي هستيم كه از فرصتها استفاده نميكنيم و بيشتر فرصتسوز هستيم، بايد ژست تهديد را كنار بگذاريم. وقتي صفت ما فرصتسوزي است، نبايد زياد پشت سپر ژست تهديد بايستيم. وقتي بحث تهديد پيش ميآيد، متاسفانه فقط پهلوانپنبه هستيم. ما از جواب دادن به معدود فيلمهايي كه در كشورهاي ديگر ساخته ميشوند و به فرهنگ و موقعيت ايراني توهين ميكنند، ناتوان هستيم، اين واقعيت سينماي ماست؛ ولي رجزخواني را خوب بلديم. يك فيلم هرقدر هم كه سفارشي باشد، يك مقولهي فرهنگي است، اما در مقابل آن نميتوانيم صفآرايي كنيم و به تهديد جواب دهيم. بنابراين به جاي اينكه فكر كنيم يك مقوله فرصت است يا تهديد، اگر فرصتها را از دست ندهيم و فرصتسوز نباشيم، تهديدها از بين ميروند. كاري كه در تمام دنيا انجام شده است؛ در سينماي هند و چين همين بوده است، بخصوص در سينما چين كه بحث تهديد در آن عميقتر و آكادميكتر از بحثي بود كه در سينماي ما مطرح ميشود؛ ولي اكنون سينماي چين بازارهاي جهاني را قبضه كرده است. دليل آن اين است كه مديران سينمايي و سينماگران در چين به تعامل رسيدند، البته اين كلمه در كشور ما آنقدر بد استفاده شده است كه حتا اسم آن را نبايد آورد. آنقدر هماهنگي و تعامل در ميان سينماگران چيني بهوجود آمد كه در سينماي چين كه چند دهه پيش فيلمهاي آن به سختي از چين خارج ميشد و در جشنوارهها بهنمايش درآمد، فيلمسازان شرايط ديگري را بهوجود آوردند و اكنون سينماي چين بازار جهاني را قبضه كرده است و فيلمهاي اين كشور از نظر تكنيكي، فني و هنري درسطح بالايي است. گاهي سينماي ايران نام برخي فرصتها را تهديد ميگذارد، وقتي شايستگي استفاده از فرصتها را نداريم، خوب است كه نام فرصتها را تهديد بگذاريم و در نهايت، صورت مسأله را پاك كنيم. به اين ترتيب، بعد از گذشت سالها، هيچ اتفاقي در سينماي ايران در حوزهي جشنوارههاي بينالمللي از طرف كساني كه به اين حوزه مي توانند كمك كنند، نميافتد.
برداشت من اين است كه شما معتقديد مديران سينمايي بايد از فرصت جشنوارههاي خارجي استفاده كنند؛ ولي استفاده از اين فرصت بايد به چه ترتيبي انجام شود؟
من اگر يك تصميمگيرنده در اين حوزه بودم، سعي ميكردم مسير را براي فيلمسازاني كه فيلم بينالمللي ميتوانند بسازند، هموارتر و آنها را شناسايي كنم و براي آنها شرايطي را ايجاد كنم تا در اين حوزه راحتتر كار كنند، وگرنه نگاه بخشنامهاي و اينكه ميتوانيم سينمايي را پرورش دهيم، راه به جايي نميبرد. فيلمسازان سينماي ايران نيز با تمام مشكلاتي كه در حوزهي سينماي بينالمللي، سوءتفاهمها و انگها وجود دارد، فيلم خود را روي دوش خودش ميگيرد و جلو ميبرد و موفقيتهايي را براي سينماي ايران كسب ميكند.
در دوران حضور در جشنوارههاي خارجي كه به آن اشاره كرديد، مديران زمينه را ايجاد كردند يا سينماگران خودشان موفقيت كسب كردند؟
سينماگرها تلاش خود را كردند و دولت هم چوب لاي چرخ آنها نگذاشت. اين دوران اواسط دههي 60 تا اوايل دههي 80 را شامل ميشود. آن دوران طلايي تمام شد و اكنون يك دوران طلايي در حال آغاز شدن است. سال گذشته، سينماي ايران جايزهي خرس طلايي را گرفت، امسال هم در جشنوارههاي خارجي حضور دارد. ادامهي اين مسير بعد از ركودي كه در دو سه سال داشته است، نويد ميدهد كه سينماي بينالمللي ايران يك دورهي پوستاندازي را طي كرده است. اميدوارم دوباره بر منوال گذشته نباشد كه بحث توهم توطئه و تهديد مطرح باشد بهجاي اينكه به فرصتها فكر كنيم. وقتي فرصتهاي بسوزد به تهديد تبديل ميشود؛ ولي مثل اينكه ما علاقه داريم فرصتها را بسوزانيم تا به تهديد تبديل شوند و سپس جنگاورانه بگوييم كه ما با يك تهديد بزرگ روبهرو بوديم و آن را از سر خود گذرانديم. كشورهاي آسيايي و شرقي نيز مانند ما دورههاي مختلفي را طي كردند تا فيلمهايشان به بازارهاي جهاني راه پيدا كرد؛ اما سينماي ايران هميشه در حالتي بوده كه هنوز به چيزي كه حقش بوده، نرسيده است تا فيلمهاي ايران در جشنوارههاي خارجي حتا بهشكل محدود نمايش داشته باشند.
اما برخي مطالب دربارهي مديران سينمايي مطرح ميشود، از جمله اينكه آنها با وجود اينكه جشنوارههاي خارجي را تهديد ميدانند، ولي به شكل گروهي در آن شركت ميكنند يا اينكه مديران بيشتر براي تفريح در جشنوارههاي خارجي شركت ميكنند تا كار و پيگيري مسائل حرفهيي. از نظر شما اين وصلهها به مديران سينمايي ما ميچسبد؟
در كشور ما بريز و بپاش زياد است و در اين شرايط، اگر ما روي حضور چند مدير در جشنوارههاي خارجي تمركز كنيم، اين موضوع به نوعي پاك كردن صورتمسألهي اصلي است. من موافقم كه دولت هر سال هزينهي سفر فيلمسازان، مديران و كساني را كه با جشنوارههاي خارجي مشكل دارند، بپردازد و آنها را دست كم به جشنوارههاي بزرگ بفرستد تا ببينند كه حضور يك فيلم ايراني در اين جشنوارهها چقدر مشكل است و هنگامي كه يك فيلم ايراني در اين جشنوارهها حضور مييابد، چقدر مهم است. برخي مديران و سينماگراني كه با جشنوارههاي خارجي به شدت مشكل داشتند، وقتي در اين جشنوارهها حضور پيدا كردند، لحنشان عوض شد و به بحث جشنوارههاي خارجي منطقيتر نگاه كردند. بحث كردن دربارهي حضور مديران در جشنوارههاي خارجي زياد جالب نيست. اميدوارم در برگشت آنها، به فيلمهاي بينالمللي سينماي ايران كمك شود. حلقهي گمشده اين است كه مديران سينمايي در جشنوارههاي خارجي شركت ميكنند، ولي فيلمهايي كه مورد توجه آنهاست، كمتر در اين جشنوارهها شركت ميكنند، چون جشنوارهها فيلمهايي را ميخواهند كه بينالمللي باشند و دستور زبان آنها را همهي مردم دنيا بفهمند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


