زيبايي معياري براي ازدواج مردان...
يک روانشناس با اشاره به اين مطلب که معيار زيبايي به عنوان يکي از اصلي ترين گزينه هاي انتخاب همسر براي مردان است، که با ورود ماهواره به خانواده ها تشديد شده است، مي گويد: در طول تاريخ زنان به دنبال مرداني بودند که از نظر اجتماعي شان بالايي داشته باشند و بالعکس مردان به دنبال زناني زيبا و جوان هستند ...
به گزارش برنا "دوره و زمونه عوض شده... زمان ما کي جرات داشت اين اطوارها رو بريزه؟ دوره ما اينطور نبود که دخترها و پسرها همديگرو ببينن و بپسندن... اصلا از اين خبرا نبود بزرگترها خودشون مي بريدن و خودشون مي دوختن... تا چشم باز مي کرديم شوهرمون داده بودن و داشتيم بچه داري مي کرديم..."
اين صحبتهاي مادر بزرگم است که معمولا هر چند شب يک بار، برايم ميگويد تا افکارم را نسبت به ازدواج تغيير دهد؛ او که تا لحظه عقد اجازه نداشت همسر آيندهاش را ببيند و حتي چيزي در موردش بپرسد...
سالها پيش درست زماني که مادربزرگها و پدربزرگ هايمان در آستانه ازدواج بودند خانوادهها نقش اصلي را براي انتخاب همسري مناسب براي فرزندانشان ايفا مي کردند. در بيشتر مواقع به دليل ساختار پدر سالاري در خانواده، حرف اول را پدر مي زد، هيچکسي هم حق اعتراض در برابر انتخاب او را نداشت. اگر هم کسي جرات مخالفت را داشت و در مقابل اين سنت(!؟) مي ايستاد براي هميشه از جمع خانواده طرد مي شد ضمن اينکه چنين فردي تا آخر عمر اجازه حضور در جمع فاميل را هم نداشت... بعضا بالاجبار تنها زندگي مي کرد و از ارث هم محروم مي شد و براي اينکه مادر بزرگ و پدر بزرگ دچار چنين سرنوشت تلخي نشوند و خداي ناکرده موجب رنجش والدينشان را فراهم نکنند وارد زندگي مي شدند به طوري که هيچکدام از يکديگر شناخت درستي نداشتند و پايه شروع زندگي آنها بر توافق و آشنايي خانواده ها بنيان نهاده شده بود.
زندگي آنها در حالي شروع مي شد که عروسک از دست مادر بزرگ و توپ از دست پدر بزرگ براي لحظه اي نمي افتاد به همين خاطر تا چند سال عروس موظف بود زير نظر مادر شوهر اصول خانه داري را فرا بگيرد. در اين صورت داماد نيز وظيفه داشت تا هنري بياموزد و بتواند ناني براي خانواده اش که مسلما در آينده به جمعيت آن افزوده مي شود تهيه کند... از طرفي تا چشم بروي هم گذاشتند فرزندانشان بزرگ شده بود و قصد ازدواج داشت اما نه مثل گذشته در سن 12 تا13 سالگي؛ سبک و شيوه ازدواج پا به پاي برگهاي روز شمار تقويم تغيير کرده بود و به همراه خود سبک جديدي را به ظهور رسانده بود؛ شناخت، عشق و علاقه که به دنبال خود معيار هاي جديدتري را نيز به همراه داشت.
لطفا کسي دخالت نکند!
مادربزرگ راست ميگفت، دوره و زمانه عوض شده است؛ جوان ها ديگر در بحث ازدواج تمايلي به دنباله روي از والدين خود ندارند. بلکه تمايل دارند همسر آينده شان را بدون دخالت ديگران انتخاب و با کسي ازدواج کنند که از صميم دل به او علاقمند باشند. اگر چه تشکيل خانواده به اين طريق و به سبک پدران و مادران ما سخت بود اما باز هم دختران و پسران جوان محتاطانه و گاهي با چاشني نگاه و يا رد و بدل کردن نامه دور از چشم خانواده ها با يکديگر ارتباط برقرار مي کنند و صبح به اين اميد از خواب بيدار مي شدند که شاهزاده اي با اسب سفيد بيايد و ...
معيارهاي نسل حاضر با گذشته گرچه تفاوت زيادي کرده است اما آن موقع هم مثل حالا وقتي دختر و پسر خود را در دام عشق ببينند، دختر حاضر ميشود روي يک روزنامه زندگي کند اما با پسري که در تب عشق او مي سوزد ...
آن روزها، مادربزرگ منتظر مردي بود که بتواند به او تکيه کند و همانند مادرش با لباس سفيد به خانه بخت بيايد و با لباس سفيد از آن خارج شود. پدر نيز خواهان زندگي با دختري بود که مطيع، سر به زير، کمي با سواد، کد بانوي ماهر به طوري که وقتي به خانه پاي مي گذارد تمام خانه برق بزند و بوي غذايش چند کوچه آن طرفتر را با خبر کند و همسر و مادري دلسوز که فرزندانش را نيکو بار بياورد.
اما واقيعت اين است که برخي پسرهاي اين زمانه به سراغ دختري مي روند که زيبا، يکي يک دانه، از يک خانواده به نسبت سرمايه دار به قولي مايه دار ترجيحا تحصيل کرده، شاغل و اجتماعي باشد؛ بنابراين اگر به چنين دختري برخورند احتمال اينکه از هول حليم با سر مهمان ديگ شوند بسيار بالا است حالا بگذريم از بحث بلند اهميت "اخلاق در زندگي" مشترک، که مثل آئينه و شمعدان و آن يک جلد قرآن، تبديل شده به يک سنت عادي؛ همين!
وحيد 29 ساله فوق ليسانس در رشته فلسفه در مورد معيارهايش براي ازدواج مي گويد:" زن و مرد بايد با يکديگر هم افق بوده و به بلوغ فکري مناسبي براي تشکيل زندگي رسيده باشند و در کنار همه اين متغييرها، تحصيلات بالا، زيبايي و ثروت نيز برايش اهميت زيادي دارد."
اين در حالي است که امروزه مشخصات ظاهري طرف مقابل براي برخي از افراد، در انتخاب همسر، از اهميت بالايي برخوردار بوده و بقيه مسائل را تحت تاثير خود قرار ميدهد. درحالي که کارشناسان مسائل خانواده معتقدند که پس از گذشت چند سال از زندگي مشترک ظاهر زوج براي همديگر عادي شده جذابيت ظاهري جاي خود را به جذابيتهاي دروني ميدهد.
اصليترين معيار ازدواج جوانان
ناصرقاسم زاده، روانشناس در گفتگو با باشگاه جواني برنا، با اشاره به اين مطلب که معيار زيبايي به عنوان يکي از اصلي ترين گزينه هاي انتخاب همسر براي مردان است، که با ورود ماهواره به خانواده ها تشديد شده است، مي گويد: در طول تاريخ زنان به دنبال مرداني بودند که از نظر اجتماعي شان بالايي داشته باشند و بالعکس مردان به دنبال زناني زيبا و جوان هستند.
وي درباره تغيير معيارهاي ازدواج در دو نسل گذشته نيز معتقد است: تعهد نسبت به يکديگر و زندگي مشترک يکي از متغيرهايي بوده است که متاسفانه در جامعه امروز شاهد کمرنگ شدن آن توسط جوان ها هستيم.
اين روانشناس اجتماعي در ادامه مي گويد: در ميان جوان ها شرايط مناسب اقتصادي از همه متغيرهاي ديگر پررنگتر شده است ضمن آنکه امروزه شاهد افزايش چشم و هم چشمي در ميان خانواده ها نيز هستيم. اين تغيير علت واحدي ندارد و ترکيبي از وضع اقتصادي، اجتماعي و تغييرات فرهنگي است.
البته به گفته محققان و کارشناسان امر ازدواج، مشکلات اقتصادي تنها در ذهن افراد به عنوان مشکل و سدي بزرگ تلقي ميشود. در حالي که در واقعيت مشکلات فرهنگي اصليترين سد سر راه ازدواج است.
به نظر ميرسد، به اندازه شيوع تکنولوژي در زندگي اجتماعي به صورتهاي مختلفي چون ماهواره، اينترنت و سينما و تلويزيون، بالا رفتن روابط اجتماعي و حضور در جامعه، درک انسانها از مسائل به همان اندازه عميق نشده است. چراکه آنچه از تکنولوژي و رسانه به افراد منتقل ميشود به جاي اينکه در جهت مثبت استفاده شود ذهن بشر امروز را تنوع طلب ميکند.
همچنين آنچه امروزه به صورت روشن در مسئله ازدواج نمود پيدا کرده است اختلاف ديدگاههايي بين سه نسل است که متاسفانه يکي از دلايل فراري شدن جوانان از ازدواج شده است. به اين دليل که خانواده ها کمتر نگاه جوانان را به ازدواج قبول دارند و جوانان نيز زير بار ازدواج سنتي نمي روند.
به گزارش برنا "دوره و زمونه عوض شده... زمان ما کي جرات داشت اين اطوارها رو بريزه؟ دوره ما اينطور نبود که دخترها و پسرها همديگرو ببينن و بپسندن... اصلا از اين خبرا نبود بزرگترها خودشون مي بريدن و خودشون مي دوختن... تا چشم باز مي کرديم شوهرمون داده بودن و داشتيم بچه داري مي کرديم..."
اين صحبتهاي مادر بزرگم است که معمولا هر چند شب يک بار، برايم ميگويد تا افکارم را نسبت به ازدواج تغيير دهد؛ او که تا لحظه عقد اجازه نداشت همسر آيندهاش را ببيند و حتي چيزي در موردش بپرسد...
سالها پيش درست زماني که مادربزرگها و پدربزرگ هايمان در آستانه ازدواج بودند خانوادهها نقش اصلي را براي انتخاب همسري مناسب براي فرزندانشان ايفا مي کردند. در بيشتر مواقع به دليل ساختار پدر سالاري در خانواده، حرف اول را پدر مي زد، هيچکسي هم حق اعتراض در برابر انتخاب او را نداشت. اگر هم کسي جرات مخالفت را داشت و در مقابل اين سنت(!؟) مي ايستاد براي هميشه از جمع خانواده طرد مي شد ضمن اينکه چنين فردي تا آخر عمر اجازه حضور در جمع فاميل را هم نداشت... بعضا بالاجبار تنها زندگي مي کرد و از ارث هم محروم مي شد و براي اينکه مادر بزرگ و پدر بزرگ دچار چنين سرنوشت تلخي نشوند و خداي ناکرده موجب رنجش والدينشان را فراهم نکنند وارد زندگي مي شدند به طوري که هيچکدام از يکديگر شناخت درستي نداشتند و پايه شروع زندگي آنها بر توافق و آشنايي خانواده ها بنيان نهاده شده بود.
زندگي آنها در حالي شروع مي شد که عروسک از دست مادر بزرگ و توپ از دست پدر بزرگ براي لحظه اي نمي افتاد به همين خاطر تا چند سال عروس موظف بود زير نظر مادر شوهر اصول خانه داري را فرا بگيرد. در اين صورت داماد نيز وظيفه داشت تا هنري بياموزد و بتواند ناني براي خانواده اش که مسلما در آينده به جمعيت آن افزوده مي شود تهيه کند... از طرفي تا چشم بروي هم گذاشتند فرزندانشان بزرگ شده بود و قصد ازدواج داشت اما نه مثل گذشته در سن 12 تا13 سالگي؛ سبک و شيوه ازدواج پا به پاي برگهاي روز شمار تقويم تغيير کرده بود و به همراه خود سبک جديدي را به ظهور رسانده بود؛ شناخت، عشق و علاقه که به دنبال خود معيار هاي جديدتري را نيز به همراه داشت.
لطفا کسي دخالت نکند!
مادربزرگ راست ميگفت، دوره و زمانه عوض شده است؛ جوان ها ديگر در بحث ازدواج تمايلي به دنباله روي از والدين خود ندارند. بلکه تمايل دارند همسر آينده شان را بدون دخالت ديگران انتخاب و با کسي ازدواج کنند که از صميم دل به او علاقمند باشند. اگر چه تشکيل خانواده به اين طريق و به سبک پدران و مادران ما سخت بود اما باز هم دختران و پسران جوان محتاطانه و گاهي با چاشني نگاه و يا رد و بدل کردن نامه دور از چشم خانواده ها با يکديگر ارتباط برقرار مي کنند و صبح به اين اميد از خواب بيدار مي شدند که شاهزاده اي با اسب سفيد بيايد و ...
معيارهاي نسل حاضر با گذشته گرچه تفاوت زيادي کرده است اما آن موقع هم مثل حالا وقتي دختر و پسر خود را در دام عشق ببينند، دختر حاضر ميشود روي يک روزنامه زندگي کند اما با پسري که در تب عشق او مي سوزد ...
آن روزها، مادربزرگ منتظر مردي بود که بتواند به او تکيه کند و همانند مادرش با لباس سفيد به خانه بخت بيايد و با لباس سفيد از آن خارج شود. پدر نيز خواهان زندگي با دختري بود که مطيع، سر به زير، کمي با سواد، کد بانوي ماهر به طوري که وقتي به خانه پاي مي گذارد تمام خانه برق بزند و بوي غذايش چند کوچه آن طرفتر را با خبر کند و همسر و مادري دلسوز که فرزندانش را نيکو بار بياورد.
اما واقيعت اين است که برخي پسرهاي اين زمانه به سراغ دختري مي روند که زيبا، يکي يک دانه، از يک خانواده به نسبت سرمايه دار به قولي مايه دار ترجيحا تحصيل کرده، شاغل و اجتماعي باشد؛ بنابراين اگر به چنين دختري برخورند احتمال اينکه از هول حليم با سر مهمان ديگ شوند بسيار بالا است حالا بگذريم از بحث بلند اهميت "اخلاق در زندگي" مشترک، که مثل آئينه و شمعدان و آن يک جلد قرآن، تبديل شده به يک سنت عادي؛ همين!
وحيد 29 ساله فوق ليسانس در رشته فلسفه در مورد معيارهايش براي ازدواج مي گويد:" زن و مرد بايد با يکديگر هم افق بوده و به بلوغ فکري مناسبي براي تشکيل زندگي رسيده باشند و در کنار همه اين متغييرها، تحصيلات بالا، زيبايي و ثروت نيز برايش اهميت زيادي دارد."
اين در حالي است که امروزه مشخصات ظاهري طرف مقابل براي برخي از افراد، در انتخاب همسر، از اهميت بالايي برخوردار بوده و بقيه مسائل را تحت تاثير خود قرار ميدهد. درحالي که کارشناسان مسائل خانواده معتقدند که پس از گذشت چند سال از زندگي مشترک ظاهر زوج براي همديگر عادي شده جذابيت ظاهري جاي خود را به جذابيتهاي دروني ميدهد.
اصليترين معيار ازدواج جوانان
ناصرقاسم زاده، روانشناس در گفتگو با باشگاه جواني برنا، با اشاره به اين مطلب که معيار زيبايي به عنوان يکي از اصلي ترين گزينه هاي انتخاب همسر براي مردان است، که با ورود ماهواره به خانواده ها تشديد شده است، مي گويد: در طول تاريخ زنان به دنبال مرداني بودند که از نظر اجتماعي شان بالايي داشته باشند و بالعکس مردان به دنبال زناني زيبا و جوان هستند.
وي درباره تغيير معيارهاي ازدواج در دو نسل گذشته نيز معتقد است: تعهد نسبت به يکديگر و زندگي مشترک يکي از متغيرهايي بوده است که متاسفانه در جامعه امروز شاهد کمرنگ شدن آن توسط جوان ها هستيم.
اين روانشناس اجتماعي در ادامه مي گويد: در ميان جوان ها شرايط مناسب اقتصادي از همه متغيرهاي ديگر پررنگتر شده است ضمن آنکه امروزه شاهد افزايش چشم و هم چشمي در ميان خانواده ها نيز هستيم. اين تغيير علت واحدي ندارد و ترکيبي از وضع اقتصادي، اجتماعي و تغييرات فرهنگي است.
البته به گفته محققان و کارشناسان امر ازدواج، مشکلات اقتصادي تنها در ذهن افراد به عنوان مشکل و سدي بزرگ تلقي ميشود. در حالي که در واقعيت مشکلات فرهنگي اصليترين سد سر راه ازدواج است.
به نظر ميرسد، به اندازه شيوع تکنولوژي در زندگي اجتماعي به صورتهاي مختلفي چون ماهواره، اينترنت و سينما و تلويزيون، بالا رفتن روابط اجتماعي و حضور در جامعه، درک انسانها از مسائل به همان اندازه عميق نشده است. چراکه آنچه از تکنولوژي و رسانه به افراد منتقل ميشود به جاي اينکه در جهت مثبت استفاده شود ذهن بشر امروز را تنوع طلب ميکند.
همچنين آنچه امروزه به صورت روشن در مسئله ازدواج نمود پيدا کرده است اختلاف ديدگاههايي بين سه نسل است که متاسفانه يکي از دلايل فراري شدن جوانان از ازدواج شده است. به اين دليل که خانواده ها کمتر نگاه جوانان را به ازدواج قبول دارند و جوانان نيز زير بار ازدواج سنتي نمي روند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


