کد خبر: ۵۰۳۱۹۲
تاریخ انتشار: ۲۷ تير ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۲
چرایی محبوبیت «Game of Thrones» در گفت‌وگو با طرفدارانش
آنچه «بازی تاج و تخت»، یا به طور خلاصه «گات» را مقاومت‌ناپذیر می‌کند جزئیات دقیق، طراحی صحنه و لباس، خرده روایت‌ها و چند خط داستان متنوعی است که به موازات هم پیش می‌روند. البته با توجه به محتوای خشن و نه چندان اخلاقی، به نظر می‌رسد اقبال عمومی به این سریال محدود به مخاطبانی از نسل‌ جوان این روزگار باشد.

گروه سینما و تلویزیون: دیروز قسمت اول فصل هفتم سریال محبوب «Game of Thrones» («بازی تاج و تخت») _ سریالی که توسط شبکه HBOساخته می‌شود _ پخش شده است. سریالی ساخته شده براساس کتاب «ترانه یخ و آتشِ» جرج آر.آر مارتین که یکی از پرفروش‌ترین مجموعه‌داستان‌های این نویسنده بوده و موجب موفقیت چشم‌گیر این مجموعه هم شده است.

هر مردی باید بمیرد!

به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه ابتکار، درمورد «Game of Thrones» که از سال 2011 تولید می‌شود و همچنان طرفدارانش را از دست نداده، نقدهای مثبت بی‌شمار به وفور نوشته شده و بارها مورد تمجید فیلم‌بین‌های حرفه‌ای و حتی غیرحرفه‌ای‌ها واقع شده است. سریالی که تاکنون از آن، 6 فصل طی 6 سال تولید و پخش شده و کشش داستان و شبه‌اسطوره‌‌هایش چنان در دل علاقمندان دوآتشه‌اش، جا خوش کرده که با پخش قسمت اول فصل هفتم، دوباره تمام حواس‌ها را معطوف خود کرده و سر زبان‌ها افتاده است. در این گزارش نظر تعدادی از طرفداران مجموعه را پرسیده‌ایم که در ادامه می‌خوانید...


پناه بردن مخاطب به وجهی که به خیال تنه می‌زند


علیرضا که از طرفدارهای جدی‌تر سریال «Game of Thrones» می‌گوید: «معمولا کارهای اقتباسی را دوست دارم. اقتباس از این حیث برایم جذاب است که ما با ساختاری منسجم که پیش‌تر در غالب اثری ادبی منتشر شده، به اثر کمک می‌کند و باعث می‌شود تا با رعایت قالب ادبی و بن‌مایه با داستانی مستحکم روبه‌رو باشیم که نمونه‌‌های دیگری هم چه در سینمای کلاسیک و در چه در فیلم‌های اقتباسی جدیدتر از آن‌ها سراغ داریم.


ویژگی مهم دیگر این سریال که در فصل چهارم و پنجم به اوج خود می‌رسد، وفاداری سازندگان به متن است که موجب می‌شود سریال مخاطب‌محور نباشد و جذابیتش را از دست ندهد. بارها پیش آمده که اثر باتوجه به خواسته مخاطبش از متن فاصله می‌گیرد و در ادامه از بین می‌رود.


پیرنگ‌های تو در توی داستان یکی دیگر از دلایل جذابیت سریال «Game of Thrones» است. مزیتی که موجب می‌شود با داستانی خطی مواجه نباشیم و قصه‌ای لایه‌لایه با مولتی‌پرسوناژها و مولتی‌روایت‌ها به گیرایی سریال بیفزاید. البته این فضا ممکن است برای بیننده مشوش، سردرگم و حتی شلخته به نظر برسد، اما هرچقدر قصه جلوتر می‌رود، بیشتر مشخص می‌شود که شخصیت‌ها و خورده‌داستان‌ها چقدر درست و در جای خودشان نشسته‌اند و نقش‌شان را به خوبی ایفا می‌کنند.

شخصیت‌ها تمام و کمال قصه را جلو می‌برند وظیفه‌شان را به نحو احسن در پیشبرد قصه انجام می‌دهند. از طرفی پیرنگ متکثر که شاید بتوانم برای‌اش مثالی این‌چنینی بزنم: می‌توان با رویکردهای متفاوت از اشعار حافظ لذت برد. در سریال هم ما با رویکردهای متفاوت سریال‌بینی، رویکرد سیاسی، انسان‌شناسانه و رویکرد اخلاقی می‌توان تعاریف مختلف را برداشت کرد و حتی تعاریف را تغییر داد. از طرفی فرم تاریخ بسیار جذاب است و موجب پدید آمدن لوکیشن‌های فوق‌العاده‌ای شده است. علی رغم طولانی بودن سریال، در تمام سکانس‌ها حتی یک اکساسوار بیهوده و حتی یک حرکت اضافه و بی‌ربط وجود ندارد و همه‌چیز بانظم یک اکت را انجام می‌دهند.


فکر می‌کنم دلایل محبوبیت و شهرت این سریال علاوه بر ساخته شدن در شبکه HBO و معرفی و ارائه درست در مارکت و ساخت خوب و ساختار منسجم، نشان از نزدیک‌ شدن مردم به شبه‌اسطوره‌ها برای فرار از دنیای امروز و بازتعریف رخدادهای جهانی است. پناه بردن مخاطب به مابه‌ازای ذهنی و انتزاعی و وجهی که به خیال تنه می‌زند. این موضوع در کشورهای توسه‌یافته و جهان سوم هم تفاوتی ندارد و آدم‌ها در کشورهای مختلف از دیدن این سریال لذت می‌برند.»


وقتی از گات حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم


آناهیتا معقد است: « «بازی تاج و تخت» سریالی است که گرچه در فضایی مشابه اروپای قرون وسطا اتفاق می‌افتد، اما تعاملات شخصیت‌هایش بازتاب ارزش‌ها و قواعد زندگی عصر ماست. در «بازی‌ تاج و تخت» نیکی و بدی، قواعد رایج اخلاق زناشویی و به طور کلی خیر و شر مدام در هم تنیده و جایگزین یکدیگر می‌شوند. انصاف و حق، معنای ازلی ابدیش را از دست می‌دهد و تماشاگر را ناگزیر می‌سازد تا در برابر بی‌رحمی نویسنده تسلیم شود. در نگاه نخست کل سریال مجموعه‌ای از صحنه‌های خشن، غیر اخلاقی و ملغمه‌ای از افسانه‌های تکراری جادوگران و چند اژدهاست. اما در پس این ظاهر شلوغ، شخصیت‌هایی به دقت پرداخته شده و چند لایه، دیالوگ‌هایی درخشان، طنزی ظریف و قدرتمند و تلاش بی‌مرز و باورپذیر شخصت‌ها برای دستیابی به قدرت، افتخار و ثروت مخاطب را مسحور می‌کند.

هر مردی باید بمیرد!


در جهانی با چنین مناسباتی نمی‌توان به هیچ شخصیتی دل بست. هر کدام در بزنگاهی رفتاری ناامید کننده نشان خواهندداد و یا ناباورانه کشته خواهندشد. مارتین، نویسنده کتاب، گفته «اگر در انتظار پایانی خوش هستید، معلوم می‌شود خوب توجه نکرده‌اید.»


آنچه «بازی تاج و تخت»، یا به طور خلاصه «گات» را مقاومت‌ناپذیر می‌کند جزئیات دقیق، طراحی صحنه و لباس، خرده روایت‌ها و چند خط داستان متنوعی است که به موازات هم پیش می‌روند. البته با توجه به محتوای خشن و نه چندان اخلاقی، به نظر می‌رسد اقبال عمومی به این سریال محدود به مخاطبانی از نسل‌ جوان این روزگار باشد. شاید برای بزرگترها پذیرش چنین جهانی چندان جذاب نباشد. جهانی که در آن هر اقدامی، به شرطی که در راستای رسیدن به هدف باشد، توجیه‌پذیر می‌نماید.»


هر مردى باید بمیرد ...


پویان درمورد این سریال می‌گوید:« هر مردى باید بمیرد... جمله‌اى که توی سریال وقتى شخصیت‌هاى مختلف بهم می‌رسن، جاى سلام‌علیک ازش استفاده می‌کنن و یکى از رکن‌هاى اصلى سریال شده؛ جوری که توی هر فصل، ما طرفدارای سریال منتظریم تا یکى دیگه از کارکترهاى اصلى دار فانى را وداع بگه...


شباهت این مرگ‌ها به زندگى واقعى اینه که خوب، بد، خاکسترى، قهرمان، ضدقهرمان، همه می‌میرند! این قضیه باعث انتقادم به نویسنده شد و خب ایشون هم با «والار ماگولس» جواب داد. من سریال‌های زیادی دیدم که امتیاز بالایی در میان سایر سریال ها دارند: «fargo»، of cards» «House و «True Detective» اما سریال گات رو از سال 2012 می‌بینم و می‌توانم بگویم از نظر نگه داشتن مخاطب بسیار قوی بوده؛ به این معنی که تعداد شخصیت‌های این فیلم خیلی زیادند و هر کدام داستانی دارند. برای هر کدام از این شخصیت‌ها می‌شود یک فیلم سینمایی جدا تهیه کرد؛ حالا فکر کنید تمام این شخصیت‌های خیالی در یک‌جا باهم جمع شدند و برای رسیدن به تخت پادشاهی می‌جنگند. جاهای زیادی بوده که فیلم‌نامه‌نویس برخلاف آنچه در کتاب اصلی نوشته شده، داستان را به گونه‌ای تغییر می‌دهد که مو را به تن آدم سیخ می‌کند. شخصیتی را طی چندین قسمت بزرگ و پرقدرت نشان می‌دهد اما خیلی ناگهانی دست به قتل‌عام تمام شخصیت‌ها می‌زند. حتی شنید‌ه‌امم که در فصل جدید قرار است یکی از اصلی‌ترین افرادی که ادعای تخت پادشاهی کرده، می‌میرد!

هر مردی باید بمیرد!


فضای فیلم تاریخی است و در گذشته به سر می‌برد. اصولا فیلم‌هایی که تاریخی هستند چه تولید داخل و چه تولیدات خارجی با فروش و بیننده زیاد مواجه می‌شوند. به طور کلی این سریال بخشی از زندگی من شده و پیش از شروع شدن فصل جدید زمانی را به دیدن فصل‌های قبلی اختصاص می‌دهم و بارها روابط شخصیت‌های سریال را مرور می‌کنم.


این سریال مربوط به یک کشور می‌شود که به قسمت‌های مختلفی تقسیم شده است و مردم هر منطقه برای خود شعاری دارند که یکی از بهترین آن ها «Winter is coming» است. دیدن این سریال را به همه دوستانم پیشنهاد کردم و تمام آن‌ها نیز علاقه‌مند و حتی معتادش شده‌اند...»

برچسب ها: تاج و تخت ، گات ، Game of Thrones

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین