كساني كه از جريان انحرافي سوءاستفاده ميكنند
بولتن نيوز: اين روزها شايد خبر و سوژهي اصلي همهي سايتها و خبرگزاريها و مطبوعات شده است نقل اقدامات «جريان انحرافي». جريان انحرافي آن قدر اين روزها تبديل به مسألهي مهم كشور شده است كه سايتها براي بالا بردن بازديد خود ترجيح ميدهند وقت عمدهي خود را صرف اين جريان كرده و هر روز مطالبي از جلوي پرده يا «پشت پرده»ي اين جريان انحرافي بنويسند.
نگارنده منكر اقدامات تخريبي و اعمال سودجويانه و فريبكارانهي اين جريان نيست به خصوص حالا كه دست اين جريان رو شده و بسياري از ابهامات گذشته برملا شده است. اما سؤال مهم اين است كه به راستي چرا اين قدر به اين موضوع پرداخته ميشود؟ چرا اين مسأله تبديل شده به نُقل نَقل محافل خبري و رسانهاي؟ آيا واقعا اين جريان به اين حد مهم هست؟ آيا چنين اقداماتي تنها در اين دولت و اين دوره مسبوق به سابقه است؟ و از همهي اينها مهمتر اينكه آيا تمامي كساني كه به زعم خودشان دست به افشاگري عليه اين جريان ميزنند از باب خيرخواهي و دغدغه براي اعتلاي انقلاب اسلامي است؟ و يا اغراض و مقاصد ديگري هم در پس آن نهفته است؟
مثلا اين روزها ميبينيم كه جريانهاي نزديك به طيف آقاي هاشمي هم در اين مورد دست به اظهار نظر زدهاند و در سايتهايي كه در اختيار دارند به صورت چهار نعل در حال تاختن به دولتاند. جالب آنكه اين اشخاص و سايتها كه تا همين چند ماه پيش به صورت غير مستقيم در دفاع از فتنهگران مطلب و يادداشت ميزدند حالا فرياد «وا اسلاما» و «وا انقلابا»يشان گوش فلك را كر كرده است. در اين ميان يكهو مجمع تشخيص مصلحت نظام هم بيانيه داده و ميگويد جناب آقاي هاشمي ربطي به جريان انحرافي ندارد!
و يا مثال ديگر، طيفها و گروههايي از اصلاحطلبان ميانهرو و اصولگرايان منتقد كه انگار منتظر بودند و بو ميكشيدند تا ببينند دولت دهم و شخص رئيسجمهور به چنين وضعي دچار شود. و حالا كه چنين شده آتش توپخانهي خود را به طور شبانهروز متوجه دولت ساختهاند.
در اين ميان اظهار نظر برخي از جريانهاي اپوزيسيون و ضد انقلاب كه ديگر از همه جالبتر است. سايت ضد انقلاب «روز آنلاين» كه نه تنها نسبتي با جمهوري اسلامي ندارد بلكه حتي بارها به صورت مستقيم و غير مستقيم با دين اسلام هم مخالفت كرده است حالا به عنوان مدعي دينداري وارد شده و جمهوري اسلامي را متهم به ضديت با دين ميكند! و يا سايتهاي ديگري از همين دست.
مجموعهي اين موضوعات نشان ميدهد كه متأسفانه بسياري از مخالفان جريان انحرافي نه براي حفظ «نظام» و انقلاب كه براي حفظ «خود» و منافع خود است كه به شدت دربارهي اين جريان فعاليت ميكنند. متأسفانه گويا ملاك حبّ و بغضها هم نه از سر سليمالنفس بودن كه از سر هواي نفس است. و گرنه هر انسان عاقل و با درايتي متوجه ميشود كه چنين اعمال ناجوانمردانهاي بيش از آنكه بر ضرر جريان شوم انحرافي باشد بر ضرر نظام مقدس جمهوري اسلامي است.
از طرف ديگر كساني كه خودشان مرتكب انحرافات به مراتب بزرگتر و فسادهاي مالي عجيب و غريب هستند اصلا حق اظهار نظر در اين موارد را ندارند. يك فقره از اقدام دار و دستهي آقاي هاشمي ماجراي 250 هزار ميليارد دانشگاه آزاد است. مردم ما هنوز فساد اقتصادي مديران زمان آقاي هاشمي چون كرباسچي را فراموش نكردهاند. آقاي هاشمي هم اگر واقعا دلسوز انقلاب و نظام هستند بهتر است كاري كنند كه مهدي هاشمي كه از طراحان اصلي فتنه 88 است به ايران برگشته و محاكمه شوند. اصلاحطلبان و دوم خرداديها كه ديگر جاي خود دارند. كافي است فقط نگاهي به رانتهايي كه احزاب دوم خردادي از دولت خاتمي گرفتند نگاهي بياندازيد.
اصولگرايان مجلس هم كه دائما دم از ولايتمداري ميزنند بهتر است به جاي اين كارها مطالبات رهبر انقلاب در باب وظايف نمايندگان مجلس را عملي كنند. يك سال از فرمايش رهبر انقلاب درباره طرح خود نظارتي گذشت، چه كردند نمايندگان؟!
دولت نهم و دهم بيشك داراي محاسن بزرگي است و كارها و اقداماتي انجام داده كه يقينا از عهدهي هيچ يك از اين حضرات مدعي بر نيامده و نخواهد آمد. يكيش همين روند خوبي كه در جريان پرونده و مسألهي هستهاي ايران توسط دولت احمدينژاد پيگيري شد و تمامي گندهايي را كه دولت اصلاحات زده بود جبران كرد. و يا همين بحث هدفمند كردن يارانهها كه هيچكدام از دو دولت گذشته جرأت ورود به اجراي اين طرح را نداشتند و در حقيقت «عافيت» خود را فداي «مصلحت» نظام كردند. به جرأت ميتوانيم ادعا كنيم كه احمدينژاد و تيم او بيش از همهي دولتهاي سازندگي و اصلاحات زحمت كشيده و عرق ريخته اند. و البته در كنار اين همه محاسن يقينا معايبي هم داشته اند.
عرض نگارنده اين است كه به تعبير رهبر انقلاب حتي در نقدهاي خود نيز نبايد از دايرهي انصاف و عدالت خارج شد و غرضورزيهاي شخصي را وارد فضاي نقد و انتقاد كرد. جريان انحرافي اگر دچار تخلف و قانونشكني و فساد مالي و اقتصادي شده (كه شده) و به صورت پنهاني در صدد القاي افكار شوم خود در جامعه است بايد محاكمه شده و جواب پس دهد. اما اين موضوع بايد به صورت قانوني پيگيري شود. با هوچيگريهاي رسانهاي كاري از پيش نخواهد رفت.
در اين وسط اين قوه محترم قضائيه است كه بايد به صورت جدي موارد تخلفي اين جريان و جريانهاي ديگر نظير اين، مانند پرونده مهدي هاشمي و يا پروندهي سران فتنه را مورد پيگيري قرار دهد. مطالبهي رسانهها و سايتها نيز بايد به اين سمت برود. و گرنه پخش اخبار كه يقينا بسياري از آنها چنانچه گفته شد مخلوط با حب و بغضهاي شخصي است نه تنها كاري از پيش نميبرد كه باعث القاي نااميدي در ميان مردم خواهد شد. موضوعي كه خداي نكرده به مرور زمان ممكن است مشروعيت سياسي نظام را تحت شعاع قرار دهد و اين وسط تنها كسي كه سود ميبرد جريانهاي ضد انقلاب است و به تعبير رهبر انقلاب «گُرگان در كمين».
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


