کودک آزاري، رنج نامه اي براي تمام فصول
تيتر درشت روزنامه ها؛ بازهم حقوق کودکي پايمال شد و کودکي مورد آزار قرار گرفت.دنياي ما پر از کودکاني است که چون فرشتگان بي گناه اسير خشونت هاي فردي، خانوادگي مي شوند و آنها، تنها با زبان ناتوان خود فرياد مي زنند و وجدان هاي بيدار را به ستم ستيزي دعوت مي کنند.
به گزارش برنا تاريخ پر از داستان کودک آزاري هايي بوده که در حق کودکاني چون زينب کوچک، افشين و آرزوها صورت گرفته است.کودکاني که بايد مراکز نگهداري بي سرپرستان را به فضاي رعب آور خانه ترجيح دهند.
چقدر اندوهناک است وقتي آرزوهاي کودکي پيش از آنکه پير شوند بميرند، آرزوهايي که مي توانند بر آورده شوند و تمام هزينه آن لبخندي است از سر عشق و مهرباني.
گريه مي کنند، گاهي ضجه مي زنند و شايد هيچ کس نيست، هيچ آغوش واقعي مادرانه و پدرانه اي نيست که گرمشان کند.
اين فرشته هاي کوچک زميني آرزوهايشان کوچک، کم رنگ خيالي است آروزهاي شدني که گاهي ناشدني مي شوند.
ايران کنوانسيون جهاني کودک را پذيرفته اما...
جاويد سبحاني فعال حقوق کودکان در گفت و گو با برنا در مورد تعريف کودک از نگاه مجامع بين المللي و ايران مي گويد: ماده يک کنوانسيون جهاني به طور کامل کودک را تعريف کرده است و بر اين اساس کودک به تمامي افراد زير 18 سال اطلاق مي شود ولي در قوانين داخلي ايران در مورد تعريف سن کودکي متاسفانه اختلاف نظرهاي بسياري وجود دارد و تعريف واحدي نيست.
وي ادامه مي دهد: جالب توجه است که ايران کنوانسيون حقوق کودک را پذيرفته است ولي در تعريف سن کودک از نظر مسئوليت، حقوق و تکاليف مربوط به آن اختلاف نظر وجود دارد.
اين فعال حقوق کودک با اشاره به سن کودک در مسائل کيفري مي افزايد: در مسائل کيفري سن بلوغ شرعي براي دختران 9 سال و براي پسران 15 سال را در نظر گرفته اند و در قوانين کار نيز زير 15 سال کودک محسوب مي شود. اين در حالي است که طبق همان کنوانسيون جهاني سن کودک در هر حالتي تا 18 سال تعريف شده است.
سبحاني در خصوص مباحث تربيتي کودکان بيان مي کند: تربيت کودک يک بحث روانشناختي است و از مراحل اوليه بارداري آغاز مي شود، چه بسا که تمام روحيات و حالات مادر باردار در فرزند پديدار مي شود.بنابراين تنبه و تشويق کودک از همان سنين اوليه شروع مي شود.
وي در ادامه در خصوص تاثير تنبيه و تشويق اظهار مي دارد: الگوهاي تربيتي خانواده ها گاهي به سمت غلظت و آزار کودک سوق پيدا مي کند. اين يک مسئله تاريخي و فرهنگي است که ريشه در فرهنگ، سنت و عقايد عامه مردم دارد. منتها در جهان جديد الگوهاي آموزشي تغيير کرده است تا آن جا که مهم ترين قسمت آن در نظر گرفتن حقوق کودکان است.
بي توجهي به کودک هم نوعي کودک آزاري است
وي معتقد است: غفلت از کودک نيز کودک آزاري است. نظام تربيتي در يک خانواده ممکن است فارغ از هر گونه تنبيه جسمي باشد ولي اگر به کودک بي توجهي و غفلت بسيار داشته باشند اين مسئله هم نوعي کودک آزاري به شمار مي رود.
اين فعال حقوق کودکان ادامه مي دهد: اين وظيفه دولت است که توسط رسانه هاي گروهي به اين مهم بپردازد و چشم انداز جهاني نسبت به روانشناسي کودک و توجه ويژه به حقوق کودکان داشته باشد و آموزش هاي لازم بايد به معلمان، مربيان تربيتي و به پدر و مادر از طريق جلسات اولياء و مربيان داده شود.
آمارها چه مي گويند...
پدر و مادر شدن بسيار آسان است، اما اينکه چگونه باشيم و براي آينده کودکانمان چه کنيم، مهم تر است. تربيت يکي از مهم ترين مولفه هاي سازمند کردن حيات اجتماعي بشر است، اما گاهي تربيت به دلايل مختلف دچار افراط و تفريط مي شود.
مشکلات اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي در يک خانواده مي تواند جزء عوامل کمي و کاستي هاي تربيتي به حساب بيايد. گاهي دغدغه هاي اقتصادي خانواده تاثير منفي بر روحيات پدر و مادر گذاشته و به صورت خشونت پديدار مي شود.
فقدان منابع اجتماعي- اقتصادي سبب مي شود اعضاي خانواده، مربيان در حين مراقبت از کودکان خود در نتيجه فشار و تنش هاي موجود دچار سوء رفتار شده و موجب آزار کودک شوند. واقعيت اين است که عواقب کودک آزاري اعم از جسمي ، رواني و... گريبانگير جامعه خواهد بود.
آمارها حاکي از اين است که طي يک سال گذشته 200 مورد کودک آزاري به انجمن حمايت از کودکان گزارش شده است. به طوري که مي توان گفت: 48 درصد اين کودکان مورد آزار عاطفي، 13 درصد آزار جنسي، 20 درصد بهره کشي اقتصادي و 12 درصد آزار آموزشي بوده است.
طبق همين آمار بيشترين خشونت و آزار در خانواده ها توسط پدر صورت گرفته است. بنابراين بررسي عوامل خانوادگي و ابعاد قانوني و همين ريشه اي بودن فرهنگ خشونت در کشور مي تواند در سبب شناسايي آزار اهميت ويژه اي داشته باشد.
حقوق کودکان را به رسميت بشناسيم
محمد عابدي حقوقدان مي گويد: تا زماني که حقوق کودک در کشور به رسميت شناخته نشود و مرجع قانوني مشخصي براي آن وجود نداشته باشد، نمي توان به راه حل هاي مبارزه با اين معضل اجتماعي اميدوار بود.
وي معتقد است: اکثر کودکاني که از معضل آزار و اذيت در رنجند در خانواده هاي پر جمعيت و فقير و مهاجر قرارا دارند که گاها پدر يا مادرشان معتاد هستند يا آن که از وجود ناپدري و نامادري در عذابند، با اين وجود کودک آزاري در ميان خانواده هايي که به ظاهر از هيچکدام از اين معضلات رنج نمي برند نيز ديده مي شود.
متاسفانه در فرهنگ ما اين موضوع که کودکان تا تنبيه نشوند بزرگ نمي شوند وجود دارد و اين فرهنگ در جامعه نهادينه شده است.
کار اجباري شايع ترين کودک آزاري در ايران
کار اجباري يکي از شايع ترين موارد کودک آزاري در کشور ايران است. طبق آمارهايي که توسط انجمن حمايت از حقوق کودکان انجام شد. بررسي ها روي 585 کودک خياباني در تهران نشان مي دهد که علاوه بر افزايش 23 درصدي اين کودکان در منطقه تجريش و 81 درصدي آن ها در ميدان رسالت و 48 درصد آنان 6 تا 12 سال سن دارند.
داده هاي اين تحقيق بيانگر آن است که 54 درصد از کودکان کار تنها در تهران درآمد 30 تا سقف 50 هزار توماني ماهانه خود را که حاصل 6 تا 10 ساعت کار سخت روزانه است، صرف خانواده ها مي کنند.
اين در حالي است که در پيمان نامه حقوق کودک آمده است، کشورهاي عضو در حمايت از کودک در برابر اشکال بهره کشي مغاير با هر يک از جنبه هاي رفاه کودکان مسئول هستند.
تاثير تشويق و مهرباني بر رشد مغزي کودکان
کارشناسان معتقد هستند که تنبيه و بي توجهي به کودک آثار سوءي دارد، تاآن جا که گاها کم محبتي باعث جلوگيري از رشد مغزي کودک مي شود و اين امر توسط محققان تاييد شده است.
سعيد قشوني زاده متخصص و روانپزشک مي گويد: با توجه به اينکه احساسات کودک از همان شيرخوارگي شروع مي شود، تربيت کودک نيز از همان زمان بايد آغاز شود.
اين روانپزشک معتقد است: ژنتيک بر رفتارهاي کودکان تاثير مستقيم دارد و گاهي رفتارهاي نادرست از کودک نتيجه همان ژن نهفته در اوست.البته ناهنجاري ها در خانواده بسيار مهم است چه بسا که تاثير مستقيم و غالب بر روي رفتار کودکان دارد.
وي اظهار مي کند: تنبيه و تشويق بايد از شيرخوارگي آغاز شود. البته تا آنجا که آسيبي متوجه کودک نشود.
قشوني زاده تاکيد مي کند: در بحث تربيتي کودکان تنبيه وجود ندارد و لغو امتيازات و کاستي آن ها مي تواند، تنبيه به شمار آيد.
وي در ادامه بيان مي کند: توجه به کودکان تاثير مستقيمي در رشد روحي، جسمي، مخصوصا مغزي آنان دارد.
در قرن بيست و يکم و صحبت از عدم رعايت قوانين حقوق بشر بحث شگرفي است.اگر دولت و مسئولان ذيربط نظارت خود را بر اين چنين مسائلي بيشتر کنند و از نظر اجتماعي و اقتصادي به آن بپردازند ،شايد در جامعه کمتر شاهد مسائلي از اين قبيل باشيم. آموزش مي تواند نقش مهمي را ايفا کند، اينکه کودکان به حقوقشان آگاه شوند و والدين و جامعه هم اجازه هر گونه رفتاري را با کودکان نداشته باشند.
به گزارش برنا تاريخ پر از داستان کودک آزاري هايي بوده که در حق کودکاني چون زينب کوچک، افشين و آرزوها صورت گرفته است.کودکاني که بايد مراکز نگهداري بي سرپرستان را به فضاي رعب آور خانه ترجيح دهند.
چقدر اندوهناک است وقتي آرزوهاي کودکي پيش از آنکه پير شوند بميرند، آرزوهايي که مي توانند بر آورده شوند و تمام هزينه آن لبخندي است از سر عشق و مهرباني.
گريه مي کنند، گاهي ضجه مي زنند و شايد هيچ کس نيست، هيچ آغوش واقعي مادرانه و پدرانه اي نيست که گرمشان کند.
اين فرشته هاي کوچک زميني آرزوهايشان کوچک، کم رنگ خيالي است آروزهاي شدني که گاهي ناشدني مي شوند.
ايران کنوانسيون جهاني کودک را پذيرفته اما...
جاويد سبحاني فعال حقوق کودکان در گفت و گو با برنا در مورد تعريف کودک از نگاه مجامع بين المللي و ايران مي گويد: ماده يک کنوانسيون جهاني به طور کامل کودک را تعريف کرده است و بر اين اساس کودک به تمامي افراد زير 18 سال اطلاق مي شود ولي در قوانين داخلي ايران در مورد تعريف سن کودکي متاسفانه اختلاف نظرهاي بسياري وجود دارد و تعريف واحدي نيست.
وي ادامه مي دهد: جالب توجه است که ايران کنوانسيون حقوق کودک را پذيرفته است ولي در تعريف سن کودک از نظر مسئوليت، حقوق و تکاليف مربوط به آن اختلاف نظر وجود دارد.
اين فعال حقوق کودک با اشاره به سن کودک در مسائل کيفري مي افزايد: در مسائل کيفري سن بلوغ شرعي براي دختران 9 سال و براي پسران 15 سال را در نظر گرفته اند و در قوانين کار نيز زير 15 سال کودک محسوب مي شود. اين در حالي است که طبق همان کنوانسيون جهاني سن کودک در هر حالتي تا 18 سال تعريف شده است.
سبحاني در خصوص مباحث تربيتي کودکان بيان مي کند: تربيت کودک يک بحث روانشناختي است و از مراحل اوليه بارداري آغاز مي شود، چه بسا که تمام روحيات و حالات مادر باردار در فرزند پديدار مي شود.بنابراين تنبه و تشويق کودک از همان سنين اوليه شروع مي شود.
وي در ادامه در خصوص تاثير تنبيه و تشويق اظهار مي دارد: الگوهاي تربيتي خانواده ها گاهي به سمت غلظت و آزار کودک سوق پيدا مي کند. اين يک مسئله تاريخي و فرهنگي است که ريشه در فرهنگ، سنت و عقايد عامه مردم دارد. منتها در جهان جديد الگوهاي آموزشي تغيير کرده است تا آن جا که مهم ترين قسمت آن در نظر گرفتن حقوق کودکان است.
بي توجهي به کودک هم نوعي کودک آزاري است
وي معتقد است: غفلت از کودک نيز کودک آزاري است. نظام تربيتي در يک خانواده ممکن است فارغ از هر گونه تنبيه جسمي باشد ولي اگر به کودک بي توجهي و غفلت بسيار داشته باشند اين مسئله هم نوعي کودک آزاري به شمار مي رود.
اين فعال حقوق کودکان ادامه مي دهد: اين وظيفه دولت است که توسط رسانه هاي گروهي به اين مهم بپردازد و چشم انداز جهاني نسبت به روانشناسي کودک و توجه ويژه به حقوق کودکان داشته باشد و آموزش هاي لازم بايد به معلمان، مربيان تربيتي و به پدر و مادر از طريق جلسات اولياء و مربيان داده شود.
آمارها چه مي گويند...
پدر و مادر شدن بسيار آسان است، اما اينکه چگونه باشيم و براي آينده کودکانمان چه کنيم، مهم تر است. تربيت يکي از مهم ترين مولفه هاي سازمند کردن حيات اجتماعي بشر است، اما گاهي تربيت به دلايل مختلف دچار افراط و تفريط مي شود.
مشکلات اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي در يک خانواده مي تواند جزء عوامل کمي و کاستي هاي تربيتي به حساب بيايد. گاهي دغدغه هاي اقتصادي خانواده تاثير منفي بر روحيات پدر و مادر گذاشته و به صورت خشونت پديدار مي شود.
فقدان منابع اجتماعي- اقتصادي سبب مي شود اعضاي خانواده، مربيان در حين مراقبت از کودکان خود در نتيجه فشار و تنش هاي موجود دچار سوء رفتار شده و موجب آزار کودک شوند. واقعيت اين است که عواقب کودک آزاري اعم از جسمي ، رواني و... گريبانگير جامعه خواهد بود.
آمارها حاکي از اين است که طي يک سال گذشته 200 مورد کودک آزاري به انجمن حمايت از کودکان گزارش شده است. به طوري که مي توان گفت: 48 درصد اين کودکان مورد آزار عاطفي، 13 درصد آزار جنسي، 20 درصد بهره کشي اقتصادي و 12 درصد آزار آموزشي بوده است.
طبق همين آمار بيشترين خشونت و آزار در خانواده ها توسط پدر صورت گرفته است. بنابراين بررسي عوامل خانوادگي و ابعاد قانوني و همين ريشه اي بودن فرهنگ خشونت در کشور مي تواند در سبب شناسايي آزار اهميت ويژه اي داشته باشد.
حقوق کودکان را به رسميت بشناسيم
محمد عابدي حقوقدان مي گويد: تا زماني که حقوق کودک در کشور به رسميت شناخته نشود و مرجع قانوني مشخصي براي آن وجود نداشته باشد، نمي توان به راه حل هاي مبارزه با اين معضل اجتماعي اميدوار بود.
وي معتقد است: اکثر کودکاني که از معضل آزار و اذيت در رنجند در خانواده هاي پر جمعيت و فقير و مهاجر قرارا دارند که گاها پدر يا مادرشان معتاد هستند يا آن که از وجود ناپدري و نامادري در عذابند، با اين وجود کودک آزاري در ميان خانواده هايي که به ظاهر از هيچکدام از اين معضلات رنج نمي برند نيز ديده مي شود.
متاسفانه در فرهنگ ما اين موضوع که کودکان تا تنبيه نشوند بزرگ نمي شوند وجود دارد و اين فرهنگ در جامعه نهادينه شده است.
کار اجباري شايع ترين کودک آزاري در ايران
کار اجباري يکي از شايع ترين موارد کودک آزاري در کشور ايران است. طبق آمارهايي که توسط انجمن حمايت از حقوق کودکان انجام شد. بررسي ها روي 585 کودک خياباني در تهران نشان مي دهد که علاوه بر افزايش 23 درصدي اين کودکان در منطقه تجريش و 81 درصدي آن ها در ميدان رسالت و 48 درصد آنان 6 تا 12 سال سن دارند.
داده هاي اين تحقيق بيانگر آن است که 54 درصد از کودکان کار تنها در تهران درآمد 30 تا سقف 50 هزار توماني ماهانه خود را که حاصل 6 تا 10 ساعت کار سخت روزانه است، صرف خانواده ها مي کنند.
اين در حالي است که در پيمان نامه حقوق کودک آمده است، کشورهاي عضو در حمايت از کودک در برابر اشکال بهره کشي مغاير با هر يک از جنبه هاي رفاه کودکان مسئول هستند.
تاثير تشويق و مهرباني بر رشد مغزي کودکان
کارشناسان معتقد هستند که تنبيه و بي توجهي به کودک آثار سوءي دارد، تاآن جا که گاها کم محبتي باعث جلوگيري از رشد مغزي کودک مي شود و اين امر توسط محققان تاييد شده است.
سعيد قشوني زاده متخصص و روانپزشک مي گويد: با توجه به اينکه احساسات کودک از همان شيرخوارگي شروع مي شود، تربيت کودک نيز از همان زمان بايد آغاز شود.
اين روانپزشک معتقد است: ژنتيک بر رفتارهاي کودکان تاثير مستقيم دارد و گاهي رفتارهاي نادرست از کودک نتيجه همان ژن نهفته در اوست.البته ناهنجاري ها در خانواده بسيار مهم است چه بسا که تاثير مستقيم و غالب بر روي رفتار کودکان دارد.
وي اظهار مي کند: تنبيه و تشويق بايد از شيرخوارگي آغاز شود. البته تا آنجا که آسيبي متوجه کودک نشود.
قشوني زاده تاکيد مي کند: در بحث تربيتي کودکان تنبيه وجود ندارد و لغو امتيازات و کاستي آن ها مي تواند، تنبيه به شمار آيد.
وي در ادامه بيان مي کند: توجه به کودکان تاثير مستقيمي در رشد روحي، جسمي، مخصوصا مغزي آنان دارد.
در قرن بيست و يکم و صحبت از عدم رعايت قوانين حقوق بشر بحث شگرفي است.اگر دولت و مسئولان ذيربط نظارت خود را بر اين چنين مسائلي بيشتر کنند و از نظر اجتماعي و اقتصادي به آن بپردازند ،شايد در جامعه کمتر شاهد مسائلي از اين قبيل باشيم. آموزش مي تواند نقش مهمي را ايفا کند، اينکه کودکان به حقوقشان آگاه شوند و والدين و جامعه هم اجازه هر گونه رفتاري را با کودکان نداشته باشند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


