حقارت آمریکا در برابر صهیونیستها!
مهمترین سوالی که هر ناظر آگاهی را در اولین نگاه به خود مشغول میدارد این است که اساسا چرا باید مواضع لابیهای صهیونیست و آنچه حمایت یهودیان خوانده میشود، تا این حد برای سران آمریکا مهم باشد؟ چرا باید کشوری که بالاترین درآمد ناخالص ملی را دارد و از نظر قدرت نظامی، قدرت برتر محسوب میشود تا این حد توسط مشتی صهیونیست لگدمال و تحقیر شود؟
"آیا یهودیان همچنان از اوباما حمایت خواهند کرد؟" این سوالی است که نشریه
صهیونیستی یدیعوت آحارنوت مطرح کرده و آن را دستمایه یک گزارش تحلیلی
قرار داده است. بهانه این گزارش سخنرانی اوباما و اعلام مواضع وی در خصوص
لزوم تشکیل کشوری فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷ و بدون داشتن قوای نظامی است.
سرزمین فلسطین که در سال ۱۹۴۸ توسط لابیهای پشت پرده صهیونیستها و به بهانه دادن سرزمین به قوم یهود که از جنایات نازیها رنج کشیده بودند، توسط سازمان ملل متحد به دو قسمت تقسیم شد و نیمی از آن به اشغال صهیونیستها درآمد. در پی جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ که با رویکرد پانعربسیتی رخ داد و شکست خورد، تمام سرزمین فلسطین به علاوه بخشهایی از خاک مصر و سوریه نیز به اشغال نیروهای صهیونیست درآمد که این اشغالگری همچنان کم و بیش ادامه دارد.
هرچند از نظر امت اسلامی همان اسرائیل تاسیس شده در سال ۱۹۴۸ نیز رژیمی نامشروع، جعلی و غیرقابل قبول است که باید از میان برداشته شود اما آنچه اکنون اوباما خواستار آن شده بازگشت به مرزهایی است که در ۱۹۴۸ و توسط سازمان ملل متحد برای فلسطین به رسمیت شناخته شده است و با هر منطقی، ولو منطق نظام شرکآلود سرمایهداری حق ملت فلسطین است. اوباما شرط غیرمنطقی غیرنظامی بودن این کشور را نیز به
رسمیت شناخته، بلکه کمتر تحت فشار صهیونیستها قرار گیرد و از سوی دیگر در سخنرانی خود التزام کشورش را به امنیت ارباب صهیونیست خود ابراز داشته است تا هیچ خدشهای به ساحت رژیم لیبرال – سرمایهداری حاکم بر جهان غرب و تحت هدایت صهیونیستها وارد نشود.
آنچه محل بحث این گزارش است، منافع ملت فلسطین نیست که ثابت شده آمریکاییها هیچ تعهدی بدان ندارند، بلکه حقارت رئیسجمهور کشوری است که خود را تنها ابرقدرت جهان برمیشمارد!
مهمترین سوالی که هر ناظر آگاهی را در اولین نگاه به خود مشغول میدارد این است که اساسا چرا باید مواضع لابیهای صهیونیست و آنچه حمایت یهودیان خوانده میشود، تا این حد برای سران آمریکا مهم باشد؟ چرا باید کشوری که بالاترین درآمد ناخالص ملی را دارد و از نظر قدرت نظامی، قدرت برتر محسوب میشود تا این حد توسط مشتی صهیونیست لگدمال و تحقیر شود؟ چرا اکنون اوباما باید نگران آن باشد که اعلام مواضعی با چنین درجه از ضعف که عملا حقوق ملت فلسطین را تامین نیز نمیکند، منجر به رئیسجمهور نشدن دوباره وی شود؟
واقعیت آن است که هر رئیسجمهوری در آمریکا نیازمند تائید صهیونیستهاست تا رئیس جمهور شود. بودجههای کلان تبلیغاتی کاندیداهای ریاست جمهوری در آمریکا از سوی سرمایهدارانی تامین میشود که همگی یا یهودیاند یا با لابیهای صهیونیست رابطه دارند. اساسا مافیای قدرت در آمریکا تحت هدایت لابیهای صهیونیستی بالاخص ایپک است.
انتقاد یک نماینده کنگره از رژیم صهیونیستی به منزله نابودی و حذف اوست، زیر سوال بردن غلوهای انجام شده در خصوص هلوکاست جرم است و خلاصه از صهیونیسم یک بت مقدس ساخته شده است که هرگونه اهانت به آن به منزله جرمی نابخشودنی است! نه اهانت، بلکه زیر سوال بردن آن نیز هرگز پذیرفتنی نیست.
صهیونیستها حتی در نمودار سازمانی مراکز امنیتی آمریکا دخالت کرده و در صورت لزوم شغل جدید تعریف کرده و عزل و نصب میکنند.
اینکه رئیس کابینه رژیم صهیونیستی بتواند در کنگره آمریکا رئیس جمهور این کشور را مورد حمله قرار دهد و با سوت و کف نیز بدرقه شود، امری است که بعید است در هیچ کجای دیگر از جهان رخ دهد! و اصولا این همه تعهد به مواضع کشوری دیگر محل بحث و تردید است.
نتانیاهو که یک بار دیگر نیز با شروع به شهرکسازی و عقیم گذاردن طرح گفتگوهای سازش با رژیم صهیونیستی اوباما را منزوی کرده بود، این بار رئیس جمهور آمریکا را چنان به خاک ذلت کشاند که در برابر ایپک دست به قرائت توبهنامه بزند.
سرانجام اینکه، این تنها فلسطین نیست که تحت اشغال رژیم صهیونیستی است، بلکه آمریکا نیز عملا تحت اشغال این رژیم است، البته نه اشغال نظامی، بلکه اشغال رسانهای – اقتصادی! آزادی از این اشغال را تنها مردم آمریکا میتوانند برای خود به ارمغان آورند که شکستن شیشه عمر نظام دوحزبی حاکم بر این کشور در کنار فرو ریختن ستونپایههای نظام اقتصاد سرمایهداری از لوازم آن است.
اولین سوالی که ملت آمریکا باید از سردمداران خویش بپرسد این است که چرا در شرایط بحران و رکود اقتصادی دست از کمک مالی به اسرائیل برنمیکشد؟
جهان – علیرضا کریمی
سرزمین فلسطین که در سال ۱۹۴۸ توسط لابیهای پشت پرده صهیونیستها و به بهانه دادن سرزمین به قوم یهود که از جنایات نازیها رنج کشیده بودند، توسط سازمان ملل متحد به دو قسمت تقسیم شد و نیمی از آن به اشغال صهیونیستها درآمد. در پی جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ که با رویکرد پانعربسیتی رخ داد و شکست خورد، تمام سرزمین فلسطین به علاوه بخشهایی از خاک مصر و سوریه نیز به اشغال نیروهای صهیونیست درآمد که این اشغالگری همچنان کم و بیش ادامه دارد.
هرچند از نظر امت اسلامی همان اسرائیل تاسیس شده در سال ۱۹۴۸ نیز رژیمی نامشروع، جعلی و غیرقابل قبول است که باید از میان برداشته شود اما آنچه اکنون اوباما خواستار آن شده بازگشت به مرزهایی است که در ۱۹۴۸ و توسط سازمان ملل متحد برای فلسطین به رسمیت شناخته شده است و با هر منطقی، ولو منطق نظام شرکآلود سرمایهداری حق ملت فلسطین است. اوباما شرط غیرمنطقی غیرنظامی بودن این کشور را نیز به
رسمیت شناخته، بلکه کمتر تحت فشار صهیونیستها قرار گیرد و از سوی دیگر در سخنرانی خود التزام کشورش را به امنیت ارباب صهیونیست خود ابراز داشته است تا هیچ خدشهای به ساحت رژیم لیبرال – سرمایهداری حاکم بر جهان غرب و تحت هدایت صهیونیستها وارد نشود.
آنچه محل بحث این گزارش است، منافع ملت فلسطین نیست که ثابت شده آمریکاییها هیچ تعهدی بدان ندارند، بلکه حقارت رئیسجمهور کشوری است که خود را تنها ابرقدرت جهان برمیشمارد!
مهمترین سوالی که هر ناظر آگاهی را در اولین نگاه به خود مشغول میدارد این است که اساسا چرا باید مواضع لابیهای صهیونیست و آنچه حمایت یهودیان خوانده میشود، تا این حد برای سران آمریکا مهم باشد؟ چرا باید کشوری که بالاترین درآمد ناخالص ملی را دارد و از نظر قدرت نظامی، قدرت برتر محسوب میشود تا این حد توسط مشتی صهیونیست لگدمال و تحقیر شود؟ چرا اکنون اوباما باید نگران آن باشد که اعلام مواضعی با چنین درجه از ضعف که عملا حقوق ملت فلسطین را تامین نیز نمیکند، منجر به رئیسجمهور نشدن دوباره وی شود؟
واقعیت آن است که هر رئیسجمهوری در آمریکا نیازمند تائید صهیونیستهاست تا رئیس جمهور شود. بودجههای کلان تبلیغاتی کاندیداهای ریاست جمهوری در آمریکا از سوی سرمایهدارانی تامین میشود که همگی یا یهودیاند یا با لابیهای صهیونیست رابطه دارند. اساسا مافیای قدرت در آمریکا تحت هدایت لابیهای صهیونیستی بالاخص ایپک است.
انتقاد یک نماینده کنگره از رژیم صهیونیستی به منزله نابودی و حذف اوست، زیر سوال بردن غلوهای انجام شده در خصوص هلوکاست جرم است و خلاصه از صهیونیسم یک بت مقدس ساخته شده است که هرگونه اهانت به آن به منزله جرمی نابخشودنی است! نه اهانت، بلکه زیر سوال بردن آن نیز هرگز پذیرفتنی نیست.
صهیونیستها حتی در نمودار سازمانی مراکز امنیتی آمریکا دخالت کرده و در صورت لزوم شغل جدید تعریف کرده و عزل و نصب میکنند.
اینکه رئیس کابینه رژیم صهیونیستی بتواند در کنگره آمریکا رئیس جمهور این کشور را مورد حمله قرار دهد و با سوت و کف نیز بدرقه شود، امری است که بعید است در هیچ کجای دیگر از جهان رخ دهد! و اصولا این همه تعهد به مواضع کشوری دیگر محل بحث و تردید است.
نتانیاهو که یک بار دیگر نیز با شروع به شهرکسازی و عقیم گذاردن طرح گفتگوهای سازش با رژیم صهیونیستی اوباما را منزوی کرده بود، این بار رئیس جمهور آمریکا را چنان به خاک ذلت کشاند که در برابر ایپک دست به قرائت توبهنامه بزند.
سرانجام اینکه، این تنها فلسطین نیست که تحت اشغال رژیم صهیونیستی است، بلکه آمریکا نیز عملا تحت اشغال این رژیم است، البته نه اشغال نظامی، بلکه اشغال رسانهای – اقتصادی! آزادی از این اشغال را تنها مردم آمریکا میتوانند برای خود به ارمغان آورند که شکستن شیشه عمر نظام دوحزبی حاکم بر این کشور در کنار فرو ریختن ستونپایههای نظام اقتصاد سرمایهداری از لوازم آن است.
اولین سوالی که ملت آمریکا باید از سردمداران خویش بپرسد این است که چرا در شرایط بحران و رکود اقتصادی دست از کمک مالی به اسرائیل برنمیکشد؟
جهان – علیرضا کریمی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


