مادر يعني عشق

آن وقت با خيال راحت قلم در دست ميگيري و شروع ميكني به نوشتن درباره عزيزي كه آمد تا آرامشبخش موجودي مكمل خود باشد و به عطش دانستن و شايد هم عشق، ميوه عقل و دانايي را خورد و رانده شد از بهشت؛ تا در زمين اين گناه بزرگ را تاواني بخشد.
و اين گونه شد كه 9 ماه جنين انسان را در وجودش حمل كرد و تمام مشقتها و سختيها را به جان خريد تا بخشوده شود، اما اين عقوبت چنان شيرين بود كه جزئي از وجودش شد و ديگر آن را جفايي بر خود نديد چرا كه همراه اين موجود كوچك، وديعه عشق در وجودش چنان ريشه دواند كه واژه «مادر» مترادف با واژه عشق شد و از آن زمان ياد گرفت كه به خاطر عشق از خودگذشتگي كند.
آن سال هاي دوروقتي دختري كوچك بود از بازي و شادي كودكانه محروم شد تا ياد بگيرد كه چگونه همسر باشد، وقتي آمد تا از يكي شدن و برابر شدن با همسرش لذت ببرد، مادر شد و تا آمد از دوست داشتن فرزند، سرمست شود ديد كه در عشق غرق شده و وقتي به ساحل زندگي رسيد، ديد هيچ چيز از درياي زندگي در دستانش باقي نمانده جز عشق؛ اينگونه واژه مادر مترادف عشق شد.
حالا كه من دختر كوچك او، مادر شدهام بيشتر دركش ميكنم چرا كه پس از سالها مادري باز هم تنها چيزي كه درزندگي اميدبخش است، وجود اوست.آن هنگام كه دستهايش را در دست ميگيرم و چشمهايم را در چشمان خستهاش ميدوزم و سر بر پاهايش ميگذارم، چنان آرامشي وجودم را فرا ميگيرد كه دلم ميخواهد زمان در همين نقطه متوقف شود چرا كه اضطراب از آينده را فقط دستان نوازشگر او، از وجودم دور ميسازد و چه باك كه دنيا به چه سمت و سويي ميرود، چون تا مادر وجود دارد، اين دنيا از عشق تهي نخواهد شد و وقتي سايه عشق بر زمين پهن باشد، بالاخره روزي دنياي عاري از خشونت و عصبانيت انساني روي خودش را به ما نشان خواهد داد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


