خبرنگاری که بحرین را از ایران جدا کرد
بولتن نیوز : همايون كه در پي گذراندن يك
دوره آموزشي در هاروارد و بازگشت به ايران، مفتخر به ديدار با اميرعباس هويدا و
اسدالله علم، نخستوزير و وزير دربار شاهنشاهي
شده بود، اندكاندك به كمك چهرههاي آشنايي چون علينقي عاليخاني و دوستان
ناآشناي ديگر، به مراكز تصميمگيري سياسي در كانون
قدرت نزديك شد.
همايون از فرصت بهدست
آمده نهايت بهره را برد و تحليلهاي سياسي و بينالمللياش
را با نوشتن نامههايي به دولتمردان
نظام ارائه كرد. ميان اسناد بازيافته از داريوش همايون، گزارش مبسوط او در تاريخ
23 بهمن 1345 كه در آن اميرعباس هويدا را مخاطب قرار داده، بيش از همه جلب توجه ميكند. همايون
در گزارش مشروح خود، به موضوعات متنوعي از جمله سياست خارجي شاه، اتخاذ سياست تشنجزدايي درباره شوروي، برقراري روابط نزديك
با اروپاي شرقي، گسترش روابط مودتآميز با همسايگان بهويژه افغانستان، عراق، پاكستان و شيخنشينهاي
حاشيه جنوبي خليجفارس و ضرورت همكاري
نزديك با تركيه اشاره ميكند. همچنين همايون
با اشاره به اوضاع حساس منطقه استراتژيك خليجفارس،
تزلزل موقعيت انگلستان و عقبنشيني آشكار آنان از
اين منطقه، به خطر ناصريسم كه بهسان تهديد فزايندهاي، مانع پيشبرد مقاصد ايران شاهنشاهي
است پرداخته و آن را مغاير با نقشي ميداند كه ايران باثبات
سياسي ميتواند در حفظ امنيت
منطقه ايفا كند.

اما موضوع اساسي و محوري كه در نامه همايون به آن اشاره شده،
«بحرين» است. بهزعم وي، پافشاري
ايران بر ادعاي مالكيتش بر بحرين بيهوده است. از منظر همايون، بحرين براي ايران
چيزي جز ايجاد نارضايتي سياسي و اجتماعي ندارد و بايد در پي راهحلي آبرومندانه بود تا اين ماجرا با
كمترين هياهو و جار و جنجال فيصله يابد. به باور همايون، ادعاي بيهوده مالكيت بر
بحرين به انزواي ايران انجاميده و همدردي ما با كشورهايي
مثل تركيه و پاكستان در اتفاقهايي نظير قبرس و
كشمير و درك مواضع آنان نيز دردي را دوا نكرده است. همايون با قاطعيت اعلام ميكند كه بحرين متعلق به ايران نيست و بايد
دست از ادعاهاي خود برداريم، چون
ادامه اين وضع برايمان زيانبار است. از ديد نگارنده نامه،
ميبايست در برابر تغيير
اين سياست، از شيخ بحرين و عملا از انگلستان، امتيازهاي
سودمندي گرفته شود كه اين امر معامله با استعمارگر پير را ميطلبد.
از اينرو همايون داشتن طرح
و برنامه براي گفتوگو و آمادهكردن فضا و زمينهسازي
ذهني، براي تغيير سمتگيري افكار عمومي را
ضروري ميداند. وي در پايان، زبان
به ستايش از جسارت و روشنبيني اعليحضرت
شاهنشاه در عرصه بينالمللي گشوده و آن را
در قبال جدايي بحرين ناچيز ميشمرد. بدينگونه زمينههاي
ذهني جدايي بحرين از ايران فراهم شد.
يكشنبه 9 فروردين 1349، نمايندگان مجلس شوراي
ملي با برهم زدن تعطيلات
نوروزي، براي استماع گزارش مهم اردشير زاهدي، وزير امورخارجه، درباره تصميم دولت در خصوص تعيين سرنوشت استقلال
بحرين از رهگذر برگزاري همهپرسي به مجلس آمدند.
مجلس ساعت 9:15 دقيقه صبح به رياست عبدالله رياضي، تشكيل جلسه داد. سخنان وزير
امورخارجه بسيار موجز بود. پس از آن سه تن از نمايندگان ديدگاههاي خود را بيان كردند و سرانجام پس از
55 دقيقه، ختم نشست فوقالعاده مجلس شوراي
ملي، رأس ساعت 10:10 دقيقه اعلام شد و نمايندگان تا 27 فروردين، به ادامه
گلگشت عيد بازگشتند. بدينگونه بحرين در يك مجلس فرمايشي از ايران
جدا شده و غزل خداحافظي با بحرين اينگونه خوانده شد
داريوش همايون فرزند نورالله، سال 1307 در تهران به دنيا
آمد. تحصيلات خود را در دبستانهاي فيروز بهرام و
ابن سينا و دوره متوسطه را در دبيرستانهاي البرز و دارايي
به پايان رساند. ديپلم گرفت و در وزارت دارايي استخدام شد و بعدها دوره ليسانس و دكتراي حقوق را در
دانشگاه تهران گذراند. آغاز جنگ جهاني دوم و اشغال ايران در سال 1320، مصادف با
شروع فعاليتهاي سياسي او بود. از
سال 1321 وارد دستههاي كوچك جوانان
تندرو ناسيوناليست شد. چهار سال بعد به «انجمن» رفت كه يكي از اهداف مهم آن، فعاليتهاي شبه نظامي بود. در يكي از عملياتها كه ميخواستند
از كمپ آمريكاييها نارنجك و مين
بدزدند، بر اثر انفجار مين مجروح شده و پايش آسيب ديد.
سال 1328 با تأسيس انجمن هنري «جام جم»، به عضويت آن در
آمد و روزنامهنگاري را با انتشار
مقالههايي در مجله «جام
جم» آغاز كرد. داريوش همايون در حزب ملت ايران، حزب پانايرانيسم
و حزب سوسياليست ملي كارگران ايران (سومكا) هم عضو بود. سال 1331 در بدو ورود به
حزب «سومكا»، عضو سازمان گروه جاويدان شد كه گارد ويژه رهبر حزب بود. به اتهام
حمله به مكانهاي وابسته به حزب
توده، بر هم زدن نظم عمومي و اغتشاش، سه ماه و نيم زنداني شد و در همين سال در
تظاهرات هواداران شاه عليه دكتر محمد مصدق، دستگير و ارديبهشت سال بعد از زندان
آزاد شد.
سال 1334 در حاليكه
كارمند وزارت دارايي بود، ضمن تصدي سمت بازرسي عالي وزارت اقتصاد، كار خود را در
روزنامه اطلاعات نيز بهعنوان مصحح و مترجم
سرويس خارجي (بينالملل)، آغاز كرد.
در همين ايام با ژوزف گودين، رييس سازمان جاسوسي سيا، آشنا
و همكاري او با آمريكاييان آغاز شد. ورود به مؤسسه فرانكلين. اولين گام اين همكاري
سياسي و فرهنگي بود كه تا سال 1346 ادامه داشت. گام بعدي، همكاري با سازمان سيا و
نفوذ در تشكيلات جبهه ملي بود.
حضور همايون در سنديكاي نويسندگان و خبرنگاران مطبوعات، موجبشد
او را از روزنامه اطلاعات اخراج كنند.
سال 1343 بورس يك ساله «نيمن» دانشگاه هاروارد را دريافت
كرد و راهي آمريكا شد. پس از پايان دوره
به ايران بازگشت و بارها
از طرف سازمان سيا به مأموريت در كشورهاي خاورميانه، خاور دور و آمريكا رفت.
سال 1346 با حمايت پنهان سازمان سيا، روزنامه آيندگان را منتشر كرد كه مدافع سياستهاي خارجي آمريكا و محافل صهيونيستي بود.
در سال 1350 با هما زاهدي نماينده مجلس و دختر سپهبد زاهدي ازدواج كرد.
سال 1353 بهدنبال تشكيل حزب
رستاخيز ايران، به آن پيوست و با انتشار مقالههايي
در روزنامه آيندگان، به حمايت از حزب رستاخيز پرداخت. 16 مرداد 1356 در كابينه جمشيد آموزگار، بهسمت وزير اطلاعات و جهانگردي منصوب شد و با
سياست سانسور مطبوعات، عرصه فعاليت را بر
روزنامهنگاران و نويسندگان تنگ
كرد. يكي از اقدامات داريوش همايون در زمان تصدي وزارت اطلاعات، چاپ مقالهاي
با عنوان «ايران و استعمار سرخ و سياه» در 17 دي 1356 بود كه در آن به ساحت مقدس
امام خميني (رحمتاللهعليه) بيحرمتي
شد. گرچه اين مقاله با نام مستعار و جعلي شخصي مجهول الهويه، موسوم به احمد رشيدي
مطلق منتشر شد، ولي نگارش آن را به همايون نسبت دادند. اما همايون بعدها گفت: «هيچ
نقشي در تهيه و نگارش مقاله نداشتم و اين مقاله به دستور شاه در دفتر مطبوعاتي
هويدا تنظيم شد و من فقط واسطه انتقال آن به روزنامه اطلاعات بودم.» در شهريور
1357 پس از سقوط دولت آموزگار، سنديكاي نويسندگان و خبرنگاران مطبوعات، عليه
همايون بهدليل اقدام خائنانه
در چاپ مقاله مورد بحث، برقراري سانسور و ممنوعالقلمكردن عدهاي
از نويسندگان اعلام جرم كردند.
آبان 1357 با اوجگيري
جريان انقلاب اسلامي و حكومت نظامي، رژيم پهلوي براي انحراف اذهان عمومي، دستور
بازداشت عدهاي از كارگزاران
رژيم، از جمله داريوش همايون را صادر كرد. وي كه پس از دستگيري به زندان دژبان
مركز در پادگان جمشيديه تهران منتقل شده بود شامگاه 21 بهمن 1357 هنگامي كه مردم اين
پادگان را تسخير كردند؛ در تاريكي شب فرار كرد و پس از 15 ماه زندگي مخفي در
ارديبهشت سال 1359 از كشور گريخت. داريوش در سالهاي
پس از انقلاب به فعاليت عليه جمهوري اسلامي پرداخت و حزبي سلطنتطلب با عنوان حزب مشروطهخواهان را بنيانگذاري
كرد. همايون، نهم بهمن سال گذشته (29 ژانويه 2011)، در بيمارستاني در ژنو سوييس مرد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


