کد خبر: ۴۷۶۶۲
تاریخ انتشار: ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۹
حسين شريعتمداري

توافقنامه آشتي ملي فتح و حماس كه روز پنج شنبه 15 ارديبهشت ماه - 5 مي 2011- در قاهره به امضاي محمود عباس و خالد مشعل رسيد، اگرچه استقبال گرم و پرشور مردم فلسطين به ويژه ساكنان دو منطقه كرانه باختري و نوار غزه را در پي داشت و در جهان اسلام با عنوان «اولين دستاورد انقلاب هاي اسلامي منطقه» براي فلسطين از آن ياد شد و حتي وزارت امور خارجه كشورمان، اين توافقنامه را «گام مثبت و مباركي در جهت تحقق اهداف تاريخي مردم مظلوم فلسطين» دانسته و از آن استقبال كرد، اما در اين ميان «حلقه مفقوده» و «نكته ناگفته»اي وجود دارد كه با توجه به آن، مي توان و بايد گفت اين توافقنامه چيدمان بازسازي شده اي از معاهده ننگين «كمپ ديويد» و ترجمان بزك شده اي از پيمان «اسلو» است. چرا...؟!

-1 توافق بين دو گروه اصلي فلسطين با دو ديدگاه و استراتژي متضاد نسبت به آينده فلسطين امضاء شده است و هر دو گروه فتح و حماس در سند توافقنامه بر استراتژي اعلام شده خود تاكيد ورزيده اند. اين در حالي است كه فتح و حماس از 4 سال قبل به علت- و فقط به علت- تفاوت نزديك به تضاد ديدگاه ها و استراتژي هاي خود در مبارزه با اسرائيل از يكديگر جدا شده بودند و اين جدايي علاوه بر چالش هاي گسترده سياسي، با درگيري هاي نظامي فراواني نيز همراه بوده است.

گروه فتح به رهبري تحميلي و غيرقانوني محمود عباس- ابو مازن- نه فقط بر جعلي بودن رژيم اشغالگر قدس و ضرورت حذف آن از جغرافياي سياسي منطقه اصراري نداشت بلكه تشكيل يك دولت فلسطيني در بخشي از سرزمين هاي اشغالي بعد از جنگ 6 روزه ژوئن 1967 را، صرفا از طريق مذاكره دنبال مي كرد و هرگونه برخورد نظامي با رژيم صهيونيستي را از استراتژي مبارزاتي خود كنار گذاشته بود.

گفتني است كه ابومازن- محمود عباس- يك بهايي ايراني تبار و از نوادگان عباس افندي است كه خانواده وي چند دهه قبل- در دوران ناصرالدين شاه قاجار- و در پي شكست فتنه بابي ها به «حيفا» در فلسطين كوچ كرده بودند. مقامات اسرائيلي محمود عباس را به چشم يك دوست نگريسته و مي نگرند. دوستي كه به گفته زئيف شف- ژنرال بازنشسته ارتش صهيونيستي و يكي از استراتژيست هاي اسرائيلي- سرلشگر وفاداري است و تنها عيب او، آن است كه «لشگر» ندارد.

و اما جنبش حماس- حركت مقاومت اسلامي فلسطين- يك جنبش سياسي- نظامي است كه در سال 1987 از سوي شيخ احمد ياسين، عبدالعزيز رنتيسي و محمد طاها و در جريان انتفاضه اول فلسطين تشكيل شده كه «نابودي اسرائيل» و «محو كامل رژيم صهيونيستي» را به عنوان يك خط استراتژيك غيرقابل تغيير در اساسنامه خود دارد و تاكنون بر همين اساس حركت كرده است.

در ماده نهم از فصل دوم اساسنامه حماس آمده است؛ «پايين كشيدن پرچم باطل، سيطره بر آن و بيرون راندنش، جهت برقراري حاكميت حق و بازستاندن سرزمين هاي غصب و اشغال شده و پخش اذان از سر گلدسته هاي مساجد به منظور اعلام تأسيس دولت اسلامي به منظور بازگشت مردم (آواره) به ديار و كاشانه خود و بازگرداندن همه چيز به جاي صحيح خود، هدف ماست و خداوند متعال تنها يار و ياور حقيقي است

و در ماده يازدهم تأكيد شده است؛ «جنبش مقاومت اسلامي عقيده دارد كه سرزمين فلسطين تا روز قيامت موقوفه اسلامي است و به همه نسل هاي مسلمانان تعلق دارد و چشم پوشي از آن يا بخشي از آن به هيچ وجه مجاز نيست

در ماده سيزدهم همين ميثاق نامه- اساسنامه- درباره طرح ها و راه حل هاي احتمالي آمده است؛ «طرح ها و آنچه راه حل هاي مسالمت آميز و سمينارهاي بين المللي براي حل و فصل قضيه فلسطين ناميده مي شود، با عقيده جنبش مقاومت اسلامي در تضاد است، زيرا چشم پوشي از جزئي از فلسطين به معناي چشم پوشي از بخشي از دين است

همانگونه كه ملاحظه مي شود ماهيت دو گروه فتح و حماس نه فقط با يكديگر متفاوت است، بلكه اين تفاوت در حد «تضاد» است، از اين روي، امضاي توافقنامه آشتي ميان دو گروه ياد شده، چنانچه هر يك از آنها بر حفظ ديدگاه و استراتژي خاص خود اصرار و تأكيد داشته باشند، به يك شوخي شبيه بوده و ناممكن است.

-2محمود عباس، بعد از امضاي توافقنامه آشتي و در يك كنفرانس خبري مشترك با خالد مشعل، ضمن ابراز خشنودي از اين توافقنامه مي گويد؛ «تاكنون به هر مسئول اسرائيلي كه مي گفتيم چرا مذاكرات صلح- بخوانيد سازش ذلت بار- را ادامه نمي دهيد؟ مي گفتند با چه كسي مذاكره كنيم؟ فلسطيني ها جداي از يكديگر هستند و در ميان آنها شكاف عميقي وجود دارد

آنچه محمود عباس از قول مقامات صهيونيستي نقل مي كند، صحت دارد ولي نه آنكه اسرائيلي ها نگران اختلاف فلسطيني ها باشند! بلكه از آن روي كه مذاكره با ابومازن را «مذاكره با خود»! مي دانستند و به گفته اسحاق رابين، نخست وزير اسبق رژيم صهيونيستي، «اسرائيل با محمود عباس اختلاف جدي و غير قابل عبوري ندارد كه از طريق مذاكره با او در پي حل آن باشد! مشكل اسرائيل، حماس است كه محو كامل اسرائيل را دنبال مي كند».

دقيقا به همين علت بود كه اسرائيلي ها، از يكسو بر ضرورت مذاكره تاكيد مي ورزيدند و از سوي ديگر، هرگاه مذاكرات با ابومازن به نقطه پاياني- با حفظ منافع اسرائيل- نزديك مي شد، بهانه اي تراشيده و مذاكره را متوقف مي كردند، چرا كه مي دانستند توافق با ابومازن به معناي «توافق اسرائيل با خود» است و محمود عباس از سوي انتفاضه كه مشكل اصلي رژيم صهيونيستي است، نمايندگي و اختياري ندارد كه پاي ميز مذاكره خرج كند.

اكنون به بخش ديگري از اظهارات محمود عباس بعد از امضاي سند توافقنامه آشتي با حماس توجه كنيد. او مي گويد «اما امروز- يعني بعد از امضاي توافقنامه- مقامات اسرائيلي با زبان ديگري حرف مي زنند و مي گويند؛ ابومازن بايد ميان ما و حماس يكي را انتخاب كند و ما تاكيد مي كنيم كه با حماس برادر هستيم. بنابراين حماس بخشي از ملت فلسطين است و شما اسرائيلي ها طرف مذاكره كننده ما هستيد» توجه مي كنيد كه ابومازن از مشاركت با حماس در مذاكرات به قول خودش صلح- سازش- با اسرائيل سخن مي گويد، يعني مي كوشد آرزوي ديرينه و بر زمين مانده اسرائيل را برآورده كند و حماس را به شكارگاه رژيم صهيونيستي بكشاند! و در ادامه مي گويد «نتانياهو بايد ميان شهرك سازي و صلح يكي را انتخاب كند»!

در اين فراز از اظهارات ابومازن كه طي چند روز اخير بارها تكرار شده است دقت كنيد! «شرط سازش با اسرائيل توقف شهرك سازي است»! و اين فراز را با چه پز انقلابي! و فيگور وطن دوستانه نيز بر زبان مي آورد؟! استراتژي اعلام شده حماس نابودي رژيم صهيونيستي و محو كامل آن از نقشه جغرافياي سياسي منطقه بوده و هست ولي متحد جديد حماس سعي دارد اين آرمان بلند را با توقف شهرك سازي مبادله كند!! يعني «ياقوت» فراتر از قيمت را با «خرمهره» بي قيمت. اين معامله - بخوانيد نامعادله- كه ديگر نيازي به مذاكره ندارد! دارد؟!

تا اينجا روند توافقنامه آشتي نه فقط به نفع اسرائيل است بلكه هديه بزرگي براي رژيم صهيونيستي است كه از طريق معاهده كمپ ديويد و پيمان «اسلو» نيز خواب آن را هم نمي ديد.

-3اما، از سوي ديگر خالد مشعل، رئيس دفتر سياسي حماس نيز در همان كنفرانس خبري اگرچه از پايداري و اعتقاد تشكيلات متبوع خود بر اصول از قبل اعلام شده تاكيد مي ورزد ولي به عنوان نماينده حماس در امضاي توافقنامه آشتي، سخناني بر زبان مي آورد كه نگران كننده است و از افتادن حماس در ميدان بازي مشترك آمريكا، اسرائيل و سران خودفروخته عرب با نمايندگي ابومازن حكايت مي كند. مشعل ضمن ابراز خرسندي از آشتي و اتحاد با فتح و پر شدن شكاف فيمابين دو گروه اصلي فلسطيني، مي گويد؛ «ما از مادريد تاكنون، 20 سال است كه براي دستيابي به صلح هزينه مي دهيم، اما به خاطر اينكه اسرائيل همه طرح ها را رد مي كند و ادعا مي كند كه خواهان صلح است، به نتيجه نمي رسيم، و همه اينها ايجاب مي كند كه مصر و اتحاديه عرب و همه سازمان ها يك استراتژي جديد را براي مجبور كردن اسرائيل جهت اعتراف به حقوق ما در پيش گيرند»!

اظهارات خالد مشعل به وضوح از تغيير استراتژي حماس در برخورد با رژيم اشغالگر قدس و عبور از اساسنامه اين جنبش اسلامي- انقلابي حكايت مي كند. زيرا مطابق اساسنامه حماس كه همواره نيز به آن پايبند بوده است، «سرزمين فلسطين تا روز قيامت موقوفه اسلامي است و... چشم پوشي از آن يا بخشي از آن به هيچ وجه مجاز نيست

خالد مشعل كه تا قبل از توافقنامه آشتي با فتح، خواستار تشكيل دولت اسلامي حاكم بر تمامي سرزمين فلسطين بود در پاسخ به خبرنگار روزنامه عرب زبان و سعودي شرق الاوسط كه با تعجب از آمادگي حماس براي صلح با اسرائيل پرسيده بود، مي گويد؛ «ما دنبال به دست آوردن حقوق ملت فلسطين هستيم و هنگامي كه توانستيم كشور مستقل فلسطين را تشكيل بدهيم، درباره صلح با اسرائيل سخن خواهم گفت»! تشكيل دولت مستقل فلسطين! يعني به رسميت شناختن رژيم اشغالگر قدس و تن دادن به ذلت سازش با قاتلان زن و مرد و كودك مظلوم فلسطيني.

در اوايل دهه 70 ميلادي، ياسر عرفات براي سخنراني به مجمع عمومي سازمان ملل متحد رفته بود. ابوعمار هنگام سخنراني شاخه اي زيتون در يك دست و تفنگي در دست ديگر داشت و اعلام كرد شاخه زيتون به نشانه صلح و تفنگ سمبل مقاومت ماست. روز بعد، يكي از سناتورهاي آمريكايي گفته بود؛ هنگامي كه شاخه زيتون را در دست ابوعمار ديدم، فهميدم كه تفنگ او نيز فشنگ ندارد!

-4 تا اينجا معلوم مي شود كه در توافقنامه آشتي فتح و حماس كلاه گشادي بر سر حماس رفته است و ابومازن نه فقط از مواضع سازشكارانه فتح كمترين تنازلي نداشته است، بلكه جنبش حماس را از مواضع انقلابي و اسلامي قبلي پايين كشيده و به نفع اسرائيل با خود همراه كرده است.

گفتني است بعد از امضاي توافقنامه و اظهارات خالد مشعل كه آشكارا در تناقض با اساسنامه حماس بود، خبر تغيير اساسنامه حماس به رسانه ها و محافل سياسي كشيده شد. و «محمد غزال» نماينده سياسي حماس در مصاحبه اي گفت «اساسنامه حماس قرآن نيست كه قابل تغيير نباشد. ما از واقعيات سخن مي گوييم و واقعيات نيز در حال تغيير است». اظهارات محمد غزال واكنش توام با نااميدي ملت هاي مسلمان انقلابي و فلسطيني هاي ساكن سرزمين هاي اشغالي را در پي داشت تا آنجا كه «محمد غزال» در مصاحبه با پايگاه خبري «المحيط» به گونه اي مبهم اظهارات قبلي خود را تكذيب كرد ولي درباره تناقض مفاد توافقنامه و اظهارات خالد مشعل با اساسنامه حماس، فقط گفت «منظور من برخي از مسائل ثانويه در اساسنامه بوده است»! و توضيح بيشتري نداد.(بخوانيد نداشت)

5- با توجه به آنچه گذشت كه فقط اشاره اي گذرا به ماجرا بود، ترديدي باقي نمي ماند كه توافقنامه آشتي ميان فتح و حماس، دام خطرناكي است كه آمريكا، اسرائيل، سران سازشكار عرب به طور مشترك و با نمايندگي عامل وابسته و صهيونيست خود، ابومازن، پيش پاي جنبش اسلامي و انقلابي حماس پهن كرده اند و مقصود نهايي آن نجات رژيم كودك كش و خونريز صهيونيستي از فروپاشي قطعي و نزديكي است كه اين روزها و در پي انقلاب هاي اسلامي منطقه با آن روبروست و در اين ميان تظاهر سالوسانه آمريكا و اسرائيل به مخالفت با اين توافقنامه، قبل از آن كه تعجب آور باشد- كه نيست- مضحك و خنده دار است.

و بالاخره با توجه به عمر ننگين و انگل گونه و چنددهه اي رژيم اشغالگر قدس، كمترين ترديدي نيست كه حماس در اين ماجرا با پاي خود و بي آن كه متوجه باشد به قتلگاه مي رود و تعجب آور است كه چرا برادران حماس روي ديوار در حال فروپاشي ابومازن يادگاري مي نويسند؟!


شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین