کد خبر: ۴۷۴۱۹
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۴
ريشه هاي ماجراي اخير در فضاي سياسي كشور چيست؟ بازيگران مختلف هركدام چگونه مي انديشند؟ چقدر از آنچه رخ مي دهد پروژه است و برنامه ريزي شده و چقدر يك پروسه خود انگيخته؟ بازي دوست كدام است و بازي دشمن كدام؟ و چگونه بايد تشخيص داد هر كدام از بازيگران درون كدام بازي قرار دارد؟
ابتدا كمي تاريخ. ناچاريم براي فهم وضع فعلي به گذشته برگرديم و ببينيم وضعي كه امروز با آن مواجهيم محصول تركيب چه رويدادهايي در كدام بستر تاريخي است. در 3 تير 84، وقتي آقاي احمدي نژاد انتخابات را برد، تحليل توام با شادماني بسياري از دوستداران انقلاب اين بود كه آنكه برنده انتخابات شده نه يك فرد، بلكه مجموعه اصول و ارزش هايي است كه در 16 سال ما قبل آن عمدا يا سهوا مغفول و مهجور مانده بود و اكنون كه مجالي براي عرضه خويش يافته به سادگي راي و بلكه جان مردم را صيد كرده است. شادماني مردم مومن از آن رو بود كه پيروزي احمدي نژاد نشان داد برخلاف آنچه كه ليبرال ها و سكولارها در سال هاي ماقبل 84 گفته بودند نه فقط مردم ايران از شعارهاي انقلابي و ديني زده نشده اند و جامعه ايران به سمت سكولاريسم نرفته بلكه تشنگي مردم براي ريختن سرمايه اعتماد خود به پاي كسي كه نماينده صادق اصول انقلاب باشد، هر روز بيشتر هم شده است. رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي همان ايام فرمودند كه به هنگام مشاهده مبارزات انتخاباتي زماني كه هيچ معلوم نبود كدام كانديدا پيروز ميدان خواهد شد، بر اين عقيده بوده اند كه آقاي احمدي نژاد در اين صحنه پيروز است چرا كه موفق شده اصول و ارزش هاي انقلاب را بار ديگر زنده كند و با مردم «به لسان اصول» مخاطبه نمايد. پس از آن، و در طول دوران فعاليت دولت نهم نيز بسياري از دلسوزان در رفتار، گفتار و تصميم هاي دولت اشكالات فراوان مي ديدند اما جريان اصولگرا-بر خلاف پيش بيني برخي منحرفان كه درباره آن سخن خواهيم گفت- هرگز درحمايت از دولت ترديد نكرد چرا كه عقيده داشت اولا اين دولت همچنان كاري، انقلابي و مردمي است و رويكرد كلان دولت از اين سه مشخصه اساسي تبعيت مي كند، ثانيا اشكالات و ايرادها همچنان فرعي و حاشيه اي پنداشته مي شد و كيفيت و كميت آن مطلقا با خدمات دولت قابل قياس نيست و ثالثا جرياني كه در مقابل اردوگاه دولت نهم صف كشيده بود ملغمه اي بود از مجموعه كساني كه بهترين توصيف براي آنها اين است كه گفته شود كينه امام و انقلاب را به دل داشتند و دشمني آنها با دولت هم دقيقا از آن رو بود كه احساس مي كردند اين دولت «پيرو اصول» است.
در انتخابات خرداد 88 باز هم اصولگرايان در حمايت از آقاي احمدي نژاد يكپارچه شدند از آن رو كه همچنان در «اصولگرايي» اين دولت -به رغم همه اشكال ها كه درمواردي حادتر هم شده بود- ترديدي نبود. خوانندگان اين يادداشت خوب است سخنراني رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در كردستان را به ياد بياورند كه بسياري از آن بوي حمايت از دولت را استشمام كردند ولي آن سخنراني هم چيزي جز «مرور اصول» و فراخواندن مردم به برگزيدن كانديدايي كه به اين اصول بيش از ديگران پاي بند باشد نبود. حضرت آقا در آن سخنراني تاكيد كردند كه درباره اشخاص هيچ نظري نمي دهند و فقط در پي ارائه شاخص هايي هستند كه مردم بايد در انتخاب كانديداي مورد نظر خود آنها را مدنظر قرار بدهند. تشخيص مردم در سال 88 اين بود كه احمدي نژاد نسبت به ديگر كانديداهاي موجود به آن اصول پاي بندتر است و او خود نيز -اگرچه اين بار با زبان و ادبياتي متفاوت از سال 88- همين پيام را به مردم القا مي كرد. يك نكته بسيار جالب توجه در اين ميان آن است كه برخي از نزديكان رييس جمهور همان ايام پيش بيني و شايد بهتر باشد بگوييم پيشگويي كرده بودند كه اصولگرايان بويژه كيهان در سال 88 نه فقط از احمدي نژاد حمايت نمي كنند بلكه از كانديداي مقابل او حمايت خواهند كرد! ناگفته پيداست اين پيشگويي كه همچون بسياري موارد مشابه ديگر برگرفته از اتصالات خاص جلوه داده مي شد، صد درصد غلط از آب درآمد اما آقاي احمدي نژاد هيچ گاه از دوستانش نپرسيد كه چرا كانال هاي مورد وثوق آنها «پيغام» غلط مي دهند؟!
پس از انتخابات رياست جمهوري سال88 فتنه بزرگ واقع شد كه مشابه آن در سال هاي پس از انقلاب مشاهده نشده بود. فتنه اي كه براي نخستين بار صف ظاهرفريبان و دشمنان دوست نما را از صف انقلابيون واقعي جدا كرد و مجال تداوم رفتار منافقانه را از برخي افراد كه خود را در طايفه خواص نظام جا داده بودند گرفت. فتنه 88 چگونه خنثي شد؟ آن مردان غيرتمندي كه ماه ها روز از شب نشناختند و همه هستي و زندگي خود را صرف دفع فتنه كردند از كجا نيرو و انرژي مي گرفتند؟ همان ايام بودند كساني كه گوشه و كنار مي گفتند دولت دهم ارزش اين همه هزينه كردن را ندارد و افرادي داخل دولت حتي از بالاگرفتن آتش فتنه خوشحال هم مي شوند چرا كه مي تواند براي آنها و انحرافاتشان حاشيه امن ايجاد كند. اما اين ديدگاه هرگز بدل به نظر غالب در ميان دوستداران انقلاب كه دوستداران دولت هم بودند ، نشد. علت هم اين بود كه اولا همگان به وضوح مي ديدند كه مشكل و مسئله اهل فتنه اساسا دولت نيست و انتخابات هم فقط بهانه اي شده براي اجرا كردن نقشه از پيش آماده كه هدفي جز برانداختن اساس خيمه انقلاب و گلاويز شدن با ولي اين امت ندارد. ثانيا باز هم حجتي در ميان نبود كه ثابت كند اين دولت از دايره اصولگرايي و از مدار پاي بندي به ارزش ها خارج شده باشد. مردم مومن و پاي كار مي ديدند كساني داخل دولت نغمه هاي ناساز كوك كرده اند و زمزمه هاي «استغنا» شنيده مي شود اما امر ولي اين بود كه اينها حاشيه اي است و فرع را بر اصل نبايد غلبه داد. در اين تعبير پر حكمت دو نكته نهفته بود. اول اينكه ولو اشكالاتي در كار باشد همچنان رويكرد كلان دولت از جاده صواب منحرف نشده است و خطر اصلي در توطئه اي است كه دشمنان ترتيب داده اند و اساس انقلاب و نظام را نشانه گرفته است؛ و دوم اينكه رهبري در فرمايش خود به صراحت تاييد كردند كه «انحرافي» مي بينند و حتي بيان آن را هم (اگر مفسده اي نداشته باشد) بي اشكال مي دانند اما اين انحراف را به آن اندازه كه مواجهه با فتنه دشمن بيروني اهميت دارد، مهم نمي دانند. وقتي آن جوان دانشجو بلند شد و گفت دل حزب اللهي ها از دست چپ و راست احمدي نژاد خون است، آسان ترين كار براي حضرت آقا اين بود كه بفرمايند انحرافي در كار نيست و داستان را في المجلس خاتمه بدهند. اما ولي امر ما اين كار را نكرد سهل است تاييد كردند كه مسئله اي وجود دارد اما اين مسئله آنقدر كه توطئه آمريكا و اسراييل و ايادي داخلي شان مهم است اهميت ندارد. از آن روز تا به حال سوال اين است كه آقاي رييس جمهور با منشأ و منبع آن «مسئله» درون دولت -كه همه مي دانند كيست و كجاست و آن دانشجو از آن نام هم برد- چگونه رفتار كرده است؟ آيا براي رفع اين مسئله و حل آن تلاش شد يا اينكه برعكس مجالي فراهم آمد تا آن مسئله فرعي و حاشيه اي پروژه خود را عملي كند و بدل به «اصل و اساس» دولت شود؟
آنچه تا اينجا گفته شد فقط مروري بسيار كلي و اجمالي بر يك تاريخ گشوده است كه همگان به آن دسترسي دارند و مي توانند هر چند بار كه لازم باشد و با هر ميزان از دقت كه ضروري بدانند آن را مطالعه كنند. در هر حال نتيجه غير از اين نيست: اگر توفيقي در دولت هاي نهم و دهم بوده محصول پاي بندي اين دولت به اصول انقلاب اسلامي بوده و هر جا اين پاي بندي بيشتر بوده توفيقات هم افزون شده است. اگر هم حمايتي از دولت شده -كه بارها و به قوي ترين شكل ممكن بوده- به اين سبب بوده است كه اين دولت مومن به اصول، منادي آن و حافظ و نگهبان ارزش هاي انقلاب در صحنه هاي داخلي و خارجي بوده است. بنابراين اگر بناست اين معادله همچنان برقرار بماند -كه ان شاء الله خواهد ماند- شرط اصلي و اساسي كه هيچ جايگزيني براي آن نيست و هيچ مساهله اي نسبت به آن از جانب مردم پذيرفته نخواهد شد اين است كه دولت همچنان «اصولگرا» باقي بماند و بيغوله را با شاهراه درنياميزد.
همه نگراني كه مردم مومن و انقلابي ايران در روزهاي اخير داشته اند اين بوده كه احساس مي كرده اند دستي درون دولت در حال «جابجايي ارزش ها»ست و بنا دارد اصولي را كه همه اميد و اعتماد مردم به دولت به سبب نگهباني از آن اصول است با ارزش هايي جعلي و من درآوردي جايگزين كند. مردم مي ديدند كه گويا كساني از آنها كه خود را «نزديكان رييس جمهور» معرفي مي كنند در ناآرام كردن فضا، اختلاف افكني، توليد و مصرف مكرر ادبيات ليبراليستي وناسيوناليستي، درگير شدن با ارزش ها و نمادهاي اسلامي، روي خوش نشان دادن به بيگانگان و مفسدان و خلاصه در يك كلام «فاصله گذاري با ارزش هاي انقلاب اسلامي» عمد دارند و آقاي رييس جمهور هم نه فقط با آنها برخورد نمي كند بلكه بر پيوند خود با آنها اصرار مي ورزد و حتي رييس دستگاه امنيتي كشور را به سبب حساس بودن نسبت به اين جريان بركنار مي كند. مردم و نظام جمهوري اسلامي براساس بستر تاريخي كه از آن بحث كرديم، به عهدي كه با دولت منتخب خويش بسته اند پاي بند هستند مادام كه «اصول اسلامي و انقلابي» قاعده حاكم بر صحنه باشد. از اين سو،كه سمت مردم و انقلابيون است هيچ سستي در پاي بندي به آن عهد مشاهده نخواهد شد و همه تلاش اين است كه فضا تا زمان حل كامل مسئله آرام نگه داشته شود. پرسش فقط اين است كه آيا از سمت دولت هم چنين اراده اي وجود دارد يا اينكه كساني درون دولت تصميم گرفته اند پيش بيني هاي دشمن را درست از آب دربياورند؟ آقاي احمدي نژاد بايد با تبعيت از رهبري آب سرد بر آرزوهاي داغ منحرفين بريزد.
مهدي محمدي
منبع:کیهان    

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین