کد خبر: ۴۶۲۵۴
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۹
برگی از خاطرات سید مهدی طاهری خرم آبادی
جذابیتی که امام خمینی بر روح حساس من داشت، هنوز هم در خود حس می کنم. آن زمان تمام محاسن ایشان سفید نشده بود. امام در مدرسه آیت الله بروجردی نجف اشرف نماز مغرب و عشا را به جماعت اقامه میکردو طلاب مدرسه و فضلا به ایشان اقتدا می نمودند. من هم با پدرم به نماز آن مسجد می رفتم. مدرسه آیت الله بروجردی در نجف درست شبیه همین مدرسه ای بود که ایشان در قم بازسازی کرده بودند...

بولتن نیوز: سید مهدی خرم آبادی در خاطرات خود به شرح اولین دیدارش با امام خمینی اشاره کرده و می گوید:

اواخر سال 1347 پنج سالم تمام شده بود. سه چهار ماهی از شش سالگی ام می گذشت که به همراه پدر و مادرم به زیارت عتبات عالیات رفتم. از تهران سوار اتوبوس شدیم و به مقصد عراق سفر کردیم. یک شب در کرمانشاه ماندیم و روز بعد یا شب بعدش وارد عراق شدیم و به شهر مقدس کاظمین رفتیم. چند روزی در کاظمین مشغول زیارت بودیم. در روز عید غدیر (18 ذیحجه 1389) وارد نجف اشرف شدیم و حرم مولا امیرالمؤمنین (ع) را زیارت کردیم.
من در این سفر برای اولین بار امام خمینی را دیدم. قبل از آن، در چند سال ابتدای کودکی ام همواره عکس امام را در طاقچه ی خانه مان در قم دیده بودم.


جذابیتی که امام خمینی بر روح حساس من داشت، هنوز هم در خود حس می کنم. آن زمان تمام محاسن ایشان سفید نشده بود. امام در مدرسه آیت الله بروجردی نجف اشرف نماز مغرب و عشا را به جماعت اقامه میکرد و طلاب مدرسه و فضلا به ایشان اقتدا می نمودند. من هم با پدرم به نماز آن مسجد می رفتم. مدرسه آیت الله بروجردی در نجف درست شبیه همین مدرسه ای بود که ایشان در قم بازسازی کرده بودند: مدرسه خان. تمام شوق و اشیاق من در آن سنین این بود که بعد از نماز جماعت در مدرسه آیت الله بروجردی دست امام را ببوسم. گفتنی است در آن سال، اولین بار حجاج ایرانی موفق شده بودند بعد از اتمام مراسم حج، به زیارت کربلا و عتبات عالیات تیز مشرف شوند، لذا ازدهام جمعیت در نماز جماعت امام و اطراف ایشان زیاد بود. اکثر این جمعیت شرکت کننده در نماز در لحظاتی که امام مشغول تعقیبات نماز بودند، دست ایشان را می بوسیدند.


امام خمینی حدود ساعت 9 شب به حرم جدش، امیرالمؤمنین (ع) مشرف می شد، در جای معینی می نشست و زیارتنامه می خواند. این موضوع در خاطرات پدرم نیز امده است.
من با مادر و خواهرم ساعت 9 صبح به حرم حضرت علی (ع) می رفتیم. دم در ورودی حضرت امیرالمؤمنین (ع) جایی مخصوص (دفتر حرم) وجود داشت که راه ورودی را تنگ می کرد. من هر شب آنجا می ایستادم تا امام تشریف بیاورند و به ایشان سلام کنم. البته تعداد زیادی از زائران به امام سلام می کردند و امام فقط به جواب سلام اکتفا می کرد و میگفت: سلام، سلام علیکم، علیکم السلام. ایشان با هیئت  پرشکوه و متواضعی وارد حرم می شدند و پشت سر ایشان جمعیتی هجوم می آورد... .
امام خمینی در مدرسه شیخ انصاری تدریس می کرد و پدرم در دو سه ماهی که مقیم نجف بودیم، به کلاس درس امام می رفت و ظهرها هم در نماز امام، در همان مسجد شرکت می کرد. وقتی امام وارد مسجد می شدف چند دقیقه ای می نشست  بعد از درس هم که از منبر پایین می آمد، باز هم چند دقیقه ای توقف می کرد.
در آن حال من که ایشان را تماشا می کردم، تصور می نمودم سیمای ایشان عین همان عکسی است که در قم گرفته شده است. در آن عکس به چند بالش تکیه داده بود که یک قطعه از آن عکس در خانه ی ما در قم وجود داشت و من همیشه نگاهش می کردم.
سال 1347 به پایان خود نزدیک می شد و سال 1390 قمری با ماه محرم و ایام عاشورا فرا می رسید. لذا دروس حوزه نجف تعطیل می شد. ما چند روز مانده به عاشورا از نجف به کربلا می رفتیم و آستان سالار شهیدان، اباعبدالله الحسین (ع) و یارانش را زیارت کردیم. عاشورا گذشت و چند روز دیگر در کربلا بودیم وبا شروع درس های حوزه علمیه به نجف برگشتیم. پدرم در یکی از کوچه پس کوچه های نجف خانه ای اجاره کرده بود که در آن اسکان داشتیم و ایشان از آنجا به درس امام می رفت.
یک روز عصر، طبق معمول همراه پدرم به مدرسه ایت الله بروجردی رفتیم تا در نماز امام شرکت کنیم. همه منتظر ماندیم، ولی امام نیامد. جماعت کم کم نگران شدند که یکدفعه بلند گو اعلام کرد: «امشب اقا تشریف نمی آورد». همه تعجب کردیم، زیرا امام خیلی منظم و حساس بود و هرگز برنامه اش را به هم نمی زد. وقتی از علت نیامدن ایشان سؤال شد. اعلام کردند که امام به خاطر کشیدن دندانشان نمی توانند امشب به نماز جماعت بیایند و استراحت می کنند.
 
آن شب با پدرم به نماز جماعت یکی از علمای نجف رفتیم . سه ماه در عتبات و نجف اشرف بودیم. خاطرات این سفر زیارتی و معنوی مثل رؤیایی شیرین و صادق بر لوح دلم نقش بسته است.

 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
علي.ب
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۰/۰۲/۰۷ - ۱۲:۰۰
0
1
از مردان بزرگ جز اين انتظار نرود ...روحش شاد ...
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۱۱/۲۰ - ۱۴:۰۶
0
0
سلام
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین