چگونه فرزندان خود را صحیح و سالم تربیت کنیم
گروه اجتماعی: امان الله حسین زاده در یادداشت پیش رو به نحوه تربیت صحیح
و سالم فرزند پرداخته و جایگاه کودکان را در مسیر تاریخ بشریت و اسلام بررسی کرده
است. وی در بخشی از این مطلب آورده است: طفل از دیدگاه اسلام دارای حقوق است.
احترام و حفظ این حقوق باید طوری صورت گیرد که مصالح و منافع طفل در میان باشد و از
راه های باید به آن رسیدگی شود که مصالح و منافع طفل درمیان باشد و به طفل و حقوق
او صدمه نرسد.
به گزارش بولتن نیوز، متن این یادداشت که به صورت اختصاصی در اختیار خبرنگار ما قرار گرفته، به شرح زیر است:
تعریف طفل در لغت عبارت است از هر پسرو دختری که به حد رشد نرسیده باشد. رشد نیز عبارت ازتوانایی ذهنی وجسمی برای تشخیص منافع، مصلحت و ضررهای شخصی گفته می شود. بدین ترتیب میتوان گفت که طفل، پسر یا دختری است. که توانایی ذهنی وجسمی برای شناخت، منافع ،مصالح و ضررهای شخصی خود را نداشته باشد.

تفکر و اندیشه از نظر اسلام واجب و فریضه است و هدف ازتربیت فکری رسیدن به استقلال فکری و عقلی در حدود ضوابط و توجیهات دینی و قرآنی است که انسان را به تأمل و تعقل در آفرینش آسمان ها و موجودات زمین فرا می خواند تا از این طریق به حقانیت وجود، توحید و یکتاپرستی پی ببرند. از نظر تقلید و همرنگی کورکورانه فرهنگ و آداب نادرست آباء و اجداد پرهیز نمایند و تحت تأثیر شرایط نامطلوب اجتماعی قرارنگیرند. همه آنچه بیان گردید برگرفته از صدها آیه قرآن کریم است که انسانها را به تعقل و اندیشیدن در مورد پدیده ها و امور مختلف ایمان به عدالت و حقانیت قوانین شریعت خداوند فراخوانده است.
در تربیت معنوی اطفال، والدین به این بخش از تربیت اهتمام بیشتری بورزند، زیرا این نوع تربیت زمینه ساز رشد احساسات، عواطف، تهذیب، تذکیه و شفافیت آنهاست و موجب رشد شخصیت کودکان میگردد. ازطرف دیگر تربیت معنوی و روحانی باعث تعالی نفس، صفای روح و سلامت روانی، از انواع بیماری ها زایل اخلاقی میگردد. آرامش و آسودگی را برای او به ارمغان می آورد. علاوه بر این چنین تربیتی خشیت خداوند و تفکر در عظمت و ادراک اسرار آفرینش و التزام به اوامر او را در آنان تقویت خواهد نمود. خداوند متعال در این باره می فرماید: مومنان واقعی کسانی هستند که هروقت نام خدا برده شود. دل های شان هراسان می گردد. ودرانجام نیکی ها وخوبی ها بیشتر می کوشند وهنگامی که آیات اوبرای شان خوانده شود، برایمان شان افزوده می شود وبه پروردگارخود توکل می نمایند.
وضعیت زندگی کودکان در مسیر تاریخ اسلام و بشریت
جایگاه طفل درروم باستان: در دوران روم باستان اطفال از هرنوع حقوق مدنی و طبیعی محروم بودند. تا سال374 میلادی از شاخصه های اصلی این جامعه کشتن اطفال یک حق قانونی برای والدین محسوب می شد به گونه که این شیوه یک روش عادی برای کنترول جمعیت به حساب می آمد.
جایگاه طفل درقرون وسطی: دراین دوره فروش اطفال به عنوان برده (مزدور) و قربانی ساختن آنها در پای بت ها یک امرمتعارف و رایج بود.

۱- صاحبان معادن ذغال سنگ اطفال ۵ و ۶ ساله را جهت کاردراین معادن بصورت غیرانسانی مورد استفاده قرارمیدهند.
۲- این کودکان هرروز صبح ساعت ۴ برای رفتن به معدن آماده میشوند. حدود ۴ کیلومتر را هرروز پیاده روی میکنند و ساعت ۴ دوباره همان مسیر را پیاده برمیگردند.
۳- این کودکان از هرنوع وضعیت صحی،غذایی وایمنی مناسب محروم هستند.
جایگاه طفل در اسلام: طفل از دیدگاه اسلام دارای حقوق است. احترام و حفظ این حقوق باید طوری صورت گیرد که مصالح و منافع طفل در میان باشد و از راه های باید به آن رسیدگی شود که مصالح و منافع طفل درمیان باشد و به طفل و حقوق او صدمه نرسد. قابل یادآوری است که والدین و سایر افراد جامعه باید به این نکته توجه داشته باشند که ازنظر دین مبین اسلام ادای حقوق طفل یک وظیفه است نه یک احساس، زیرا خداوند (ج) این وظیفه را بدوش بزرگسالان گذاشته است و این مسولیت بزرگان جامعه نیز است.
رفتار محبت آمیز، مهربانانه، بازی، شوخی، بوسیدن، نوازش، هدیه دادن و خوش رویی به هنگام رفت و آمد به خانه همچنان مساوات میان آنها در محبت هدیه دادن، اعتداد در محبت و خشونت برای جلوگیری از ایجاد عقده در کودکان ضروری است و به شدت باید با پدیده دختر ستیزی که جز فرهنگ و عادت اعراب عصر جاهلیت بوده، مبارزه شود.
در قرآن کریم سوره النحل آیه ۵۸ و 59 خداوند می فرماید: در هنگامی که به یکی از آنها (اعراب عصرجاهلیت) مژده تولد دختر داده می شد از ناراحتی زیاد چهره اش تغییر می کرد و صورتش سیاه می گردید. ازخشم و اندوه مملو می شد و به خاطر این مژده بدی که به او داده شده از قوم وقبیله اش خود را پنهان می کرد و سرگشته و حیران به خود می گفت آیا این ننگ را برخود بپزیرد و دختر را نگاه دارد و یا او را زنده به گور سازد به راستی که بسیار بد قضاوت میکردند.
اطفال همواره به مهر و محبت والدین و راهنمایی های آنها ضرورت دارد. والدین ملزم به رعایت اصول متعددی هستند که از آن جمله می توان به مساوات بین فرزندان در میزان عشق و محبت و محدودیت های که درمورد تربیت کودکان به میان می آید، اشاره کرد. والدین باید بامحبتی که به فرزند خود ابراز می کنند به آنها احساس آرامش داده و به راحتی با آنها ارتباط برقرار کنند و به گفتگو بنشینند. همچنین با محدودیت های که برای فرزندان خود قایل می شوند، میتوانند بصورت متعادل غیر فعال و سلطه جویانه در برابر کودکان خود ظاهرشوند، به این معنا که میتوانند عکس العمل مساوی در مقابل رفتار کودک خود نشان دهند.
تاجای که میتوانید عشق و محبت خود را نثار آنان کنید و هرجا که لازم بود حد و مرز های مشخص برای شان تعیین کنید درموقعیت های که سلامت جسمانی کودک درمعرض خطرقرار می گیرد ویا امکان بروز مشکلات جدی برای او وجود دارد می توانید تاحدی ازشیوه پرخاشگرانه وسلطه جویانه استفاده کنید.
یکی ازنکات مهم در تعالیم تربیتی که باید والدین و مربیان به آن توجه نمایند،دوستان ورفقای نزدیک بچه های آنهاست، بخصوص درسن نو جوانی این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند ،باید رفت و آمد های آنان تحت نظارت وبررسی والدین باشد وبدانند که به کجا می روند وبه چه کارهای مشغول اند و آنها را رهنمایی کنند تا دوستان شایسته یی انتخاب کنند. که آداب مطلوب و اخلاق ارزشمند و عادات پسندیده را از آنان کسب کنند و آنان را بر حذر دارند تا با همنشینان ناشایست و رفقای بد،نشست وبرخاست نکنند تا در دام گمراهی و انحراف گرفتار نشوند.

نظر به تحقیقاتی که دراین باره صورت گرفته، دو عامل میتواند باعث نافرمانی نوجوانان شود؛ یکی آن عوامل طبیعی است و دیگر هم غیرطبیعی. مقصود از عوامل طبیعی این است که اطفال تا هنگامی که به سن بلوغ نرسیده اند، تقریبأ فرمان بردار خانه و مدرسه هستند، اما به محض اینکه وارد دوران بلوغ می شوند و تغییرات فیزیکی و روحی روانی در آنها پدید می آید، کم کم اطاعت کامل از خانه و مدرسه برایش معقول نیست. مقصود از عوامل غیرطبیعی نیز اینست که والدین و مدیران مدرسه کودک را مورد امرونهی مکرر و بی مورد قرار دهد و یا سخت گیری های بیش از حد را بر او تحمیل نمایند این قضیه خود باعث تنش و پرخاشگری در اطفال می شود که مخالفت او را به گونه های مختلف نمایش میدهد .
راه های بیشتر و بهتری وجود دارد تا اطفال خود را از این نابسامانی های جامعه دور کنیم. مثلاً از طریق آموزش های فنی وحرفه برای کودکان. فعالیت و کار از فقر و ناتوانی پیشگیری می نماید و آموزش حرفه های ( مانند کشاورزی، صنعت، تجارت، خیاطی، آهنگری، جوشکاری، بنایی و همچنان حرفه های جدیدی مانند آموزش کامپیوتر، اینترنت، الکترونیک و...) که از نظر شریعت اسلامی نیز واجب کفایی به شمارمی آیند. علمای همه مذاهب براین باوراند که آموزش فنون و حرفه ها به کودکان هر یک با توجه به علاقه و استعدادشان واجب است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


