کد خبر: ۴۵۷۷۳
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

انفعال را كنار بگذاريم

گزاره هاي مختلفي درباره رويكرد قدرت هاي بين المللي و منطقه اي به تحولات منطقه عربي وجود دارد و به اين دليل آنان كه تحولات را از منظر قدرت هاي «بيروني» ارزيابي مي كنند به نتايج متفاوتي مي رسند. تعدادي از اين گزاره ها عبارتند از: كشورهاي عضو ناتو در نحوه مواجهه با تحولات ليبي و يمن اختلاف نظر جدي دارند، با محور شدن اعضاي ناتو، روسيه و چين عملاً از چرخه تحولات حذف و به «مخالف بي اثر» تبديل شده اند، ناتو جاي شوراي امنيت را در تصميم گيري پر كرده است، آمريكا ترجيح مي دهد سهم كمتري در عمليات ناتو داشته باشد. دو اتحاديه عرب و آفريقا از روند تاثيرگذاري بر تحولات ليبي و يمن كنار گذاشته شده اند.
اما براي تبيين نسبتاً دقيق آنچه مي گذرد بايد نگاهي به مجموعه عملكرد و مواضع اين كشورها داشت و از اين طريق به استنتاج هاي بالنسبه علمي دست پيدا كرد:
1-
مواضع كشورهاي عضو ناتو نشان مي دهد كه آلمان، آمريكا، بلژيك و هلند معتقدند «عمليات سياسي»، بايد جاي «عمليات نظامي» را پر كند اين گروه در عين حال اقدام خاصي كه مبتني بر «آغاز گفت وگو» باشد دنبال نكرده اند بعضي معتقدند اين موضوع تا آنجا كه به آمريكا باز مي گردد به اين دليل است كه اوباما در آستانه انتخابات رياست جمهوري نمي خواهد وارد پرونده اي شود كه انتهاي آن مشخص نيست بعضي هم گفته اند كشورهاي عضو اين محور متقاعد شده اند كه عمليات واقعي نظامي به اندازه عمليات افغانستان (2001) و عمليات عراق (2003) داراي «ريسك بالا» است. گرايش به «عمليات سياسي» به هر دليلي كه اتخاذ شده باشد به تطويل بحران در يمن و ليبي مي انجامد. چرا كه رفتار اين كشورها نشان مي دهد اين استراتژي در عمل مانع حركت نيروهاي انقلاب در اين دو كشور شده و از سوي ديگر به رژيم هاي قذافي و صالح كه با وجود دست زدن به انواع تهاجمات نظامي نتوانسته اند مردم معترض را ساكت كنند، فرصت تنفس مي دهد.
بنابراين بر خلاف ظاهر قضيه تاكيد اين 4 كشور بر «عمليات سياسي»- و اعلام اينكه بحران ليبي و يمن راه حل نظامي ندارد- تنش جاري در اين دو كشور عرب را كاهش نمي دهد بلكه افزايش داده و از آنجا كه مردم قصد ندارند به فضاي گذشته باز گردند و بارديگر اين رژيم ها را تحمل نمايند، بحران جاري به درازا مي كشد.
2-
موضع متفاوت فرانسه، انگليس، ايتاليا و... و تاكيد اين محور بر تشديد عمليات عليه قذافي و كمك به رهبران بن غازي و نيز غيرقابل قبول خواندن ادامه حكومت علي عبدالله صالح در يمن نشان مي دهد كه كشورهاي بالنسبه قدرتمندتر اروپا تحولات شمال آفريقا و منطقه عربي خاورميانه را يك فرصت براي بازگشت به اين قاره به حساب مي آورند و ناتو را ابزار مناسبي براي بازگشت مي دانند. اين سياست قاعدتاً مورد حمايت آمريكا، آلمان و كشورهاي كوچكي نظير بلژيك واقع نمي شود چرا كه در اين روند براي خود منفعتي قايل نيستند. سكوت طولاني كشورهايي نظير اسپانيا هم از چنين احساسي حكايت مي كند با اين وصف مي توان پيش بيني كرد كه انگليس، فرانسه و ايتاليا طي ماههاي آينده در پيشاني غرب و ناتو ديده شده و مردم ليبي و يمن درگير نگرش هايي از نوع نگرش هاي حاكم بر لندن و پاريس باشند. اما در عين حال «نظامي سازي روند تحولات» به معناي تسريع در حل بحران كنوني نمي باشد چرا كه عمليات نظامي ناتو در ليبي هيچ كمكي به حل ماجرا نكرده بلكه ابهامات را اضافه نموده است. در واقع به نفع انگليس و فرانسه است كه حضور نظامي و وضعيت نظامي در يمن و ليبي به درازا بكشد چون نتيجه آن نقش آفريني طولاني تر آنان در اين صحنه است با اين وصف بايد گفت نتيجه قطعي سياست هر دو محور -يعني محور رويكرد نظامي و محور رويكرد سياسي- طولاني شدن دوره درگيري ها در دو كشور ليبي و يمن مي باشد كه البته بحرين هم به نوع ديگري درگير همين روند است.
3-
بعضي گفته اند عمليات تاخيري و اطاله بحران و به عبارت دقيق تر ايجاد مانع بر سر راه پيروزي انقلاب هاي اسلامي در كشورهاي ليبي، يمن و بحرين ابتدا بصورت يك تاكتيك مدنظر غرب قرار گرفت ولي در ادامه به «استراتژي» تبديل شد. تبديل تاكتيك به استراتژي در شرايطي انجام مي شود كه تبديل كننده، استراتژي ندارد و در عين حال به اجبار به وسط معركه اي كه ابعاد آن را نمي شناسد، كشيده شده است در اين حالت همه ظرفيت و هوشمندي به كار گرفته مي شود تا «تاكتيك» عبور از شرايط مبهم به دست آيد. اما چندي بعد هم راه حلي پيدا نمي شود و كماكان شرايط مبهم كه بوي شكست از آن به مشام مي رسد، استمرار پيدا مي كند و اين به استمرار تاكتيك و تبديل آن به «هدف» مي انجامد. اين وضعيت بيانگر آن است كه يك ماه پس از ورود فعال و در عين حال تاخيري غرب به دو معادله يمن و ليبي هنوز هيچ نشانه اي مبني بر اينكه احتمالا غرب مي تواند بر روند تحولات سوار شود، پيدا نشده و در همان حال بوي شكست غرب هم به مشام مي رسد. تبديل تاكتيك تطويل بحران به استراتژي و هدف به خوبي نشان مي دهد كه غرب با وجود آنكه با همه ظرفيت حقوقي، سياسي، ديپلماتيك، رسانه اي و حتي ديپلماتيك- در دو سطح ديپلماسي رسمي و ديپلماسي عمومي- به ميدان آمده است، نتوانسته بر حركت مردم در يمن و ليبي تأثير بگذارد. از آن طرف روند اين تحولات بيانگر آن است كه ايران به عنوان تنها كشوري كه چشم ملت ها در ليبي، يمن و بحرين به آن دوخته شده است، مي تواند بدون اعتنا و توجه به بر و بياهاي غرب، با تمركز روي كمك به مردم، تحولات را سرعت داده و به نتيجه برساند. به شرط آنكه «وزارت خارجه ما در بهترين شرايط، گرفتار بدترين وضعيت انفعالي نباشد
4-
غرب، كشورهاي روسيه، چين، اتحاديه آفريقا، اتحاديه عرب و... را از معادله خاورميانه و شمال آفريقا كنار گذاشته است. البته در عين حال خود نيز نتوانسته بر اوضاع مسلط شود. اين موضوع براي ملت هاي ليبي، يمن و بحرين و براي جمهوري اسلامي و محور مقاومت يك فرصت گرانبها به حساب مي آيد. ما مي توانيم سطوح رايزني خود را براي كمك به مردم در اين كشورها به ميدان بياوريم. ترديدي نداريم كه همه اعضاي اتحاديه عرب يا اتحاديه آفريقا قابل اعتماد و اتكا نيستند ولي در ميان آنان كشورهايي هستند كه مايلند نقش آفريني نمايند. علاوه بر آن ها كشورهاي تركيه، مالزي، اندونزي و طيفي از كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد هم هستند كه حاضرند در قواره اي مشترك به مدد مردم در اين كشورها بيايند. كاملاً واضح است كه كشورهاي داراي رويكرد فعال مايل نيستند در مهمترين تحولات تاريخي اين منطقه عربي كنار نشسته و صرفاً نظاره گر باشند و در عين حال واضح است كه غرب اين كشورها را وارد معادله نمي كند. اين دو صغراي قضيه اي هستند كه نتيجه منطقي آن خلق فرصت مهم و استثنايي براي كشوري نظير جمهوري اسلامي مي باشد. از سوي ديگر چنين صحنه اي يك ميدان مهم آزمون و تجربه براي دستگاه سياست خارجي ما مي باشد. بايد دريابيم اگر چنين محور سياسي از سوي ايران شكل بگيرد بدون هيچ ترديدي با استقبال ملت ها در اين منطقه مواجه مي شود در حالي كه مردم اين منطقه طرح هاي غربي و دولت هاي وابسته به آن را در نقطه مقابل منافع ملي خود ارزيابي كرده و باعث شكست آن ها مي شوند. يك خبر بيانگر آن است كه چند روز پس از سقوط بن علي در تونس، يك نمايشگاه كتاب در پايتخت اين كشور برگزار شد و حدود 2 ميليون نفر از جمعيت 10 ميليوني تونس از آن بازديد كرده اند. بعضي از غرفه داران گفته اند كه در اين بازديدها بيشترين درخواست ها روي كتاب هاي امام خميني، آيت الله خامنه اي و ديگر شخصيت هاي مذهبي انقلاب اسلامي ايران متمركز بوده است. با اين وصف جمهوري اسلامي به سهولت مي تواند به كمك مردمي بشتابد كه از سيطره غرب بر كشورهاي اسلامي خود و سيطره ديكتاتورهاي وابسته به ستوه آمده اند. در اين راه نبايد از جنجال ترسيد و گمان كرد كه ورود ما به «ايران هراسي» دامن مي زند. بگذاريد مستكبران و عناصر وابسته آنان از ما در هراس باشند مگر چنين تبليغاتي سال ها عليه ما در تونس نبوده است؟ چرا نتوانسته خدشه اي به اعتبار انقلاب اسلامي نزد مردم اين سامان وارد كند؟
5-
ادامه حضور گرم مردم در ميدان مبارزه در همه كشورهاي ياد شده به خوبي نشان مي دهد كه انقلاب ادامه دارد و طولاني شدن نسبي دوره انقلاب- سياستي كه غرب گمان مي كند به خلق فرصت براي او منجر مي شود- مردم را به دام سياست هاي آمريكايي و اروپايي نيانداخته است. همين ديروز هم مبارزه با قذافي با شدت تمام در شهرهاي مختلف ليبي دنبال شد و در يمن و در بحرين نيز چنين بوده است و هنوز مصري ها و تونسي ها انقلاب را رها نكرده و مطالبات خود را روزانه پيگيري مي كنند. بنابراين همانگونه كه - برخلاف بعضي تحليل هاي غير علمي و بي دليل- آمريكا و غرب نقشي در پيدايي اين انقلاب ها نداشته اند، به صحنه آوردن همه استعدادها و ظرفيت هاي آنان نيز نتوانسته انقلاب ها را از مسير منحرف نمايد و حالا وقت كار ماست مبادا كه با تحليل غلط و اصرار بي جا بر اينكه «همه اين غوغاها برنامه غرب براي نجات اسرائيل است» بهترين و استراتژيك ترين فرصت ها را از دست بدهيم. در واقع در يك بررسي و نگاه منصفانه بايد گفت آمريكايي و غربي خواندن اين تحولات روحيه دادن به رژيم صهيونيستي است آنهم در شرايطي كه خبرهاي موثق مي گويند طي دو ماه گذشته- فوريه و مارس- دست كم 400 هزار صهيونيست ساكن سرزمين هاي فلسطيني گريخته اند و روند فرار صهيونيست ها شدت گرفته است. درست و دقيق تحليل كنيم تا به «موضع گيري درست» و سپس به «تصميم گيري درست» برسيم. اين تحولات، يك فرصت تاريخي براي اسلام و مسلمين و ايران است.
سعدالله زارعي

منبع:کیهان

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین