تحولات بيشتري در راه است

موج پرتلاطم اين تحولات كه هماكنون بسياري از كشورهاي عربي و حتي غيرعربي را در بر گرفته است با گذشت زمان توسعه يافته و پيچيدهتر شده و عمق بيشتري مييابد. سرزمينهاي اسلامي با هويت، ساختار و شاكلهاي نوين در حال شكلگيري است. اين يك واقعيت انكارناپذير است.
بستر و خاستگاه اين تحولات چيست؟ و سمت و سوي آن كدام است؟ و چه سرنوشتي در انتظار ملتهاي مسلمان منطقه است؟ وظيفه ما به عنوان يك قدرت بزرگ تاثيرگذار منطقهاي چيست؟ اينها سوالات اساسياي است كه پاسخ روشن به آن يك ضرورت سياسي، اسلامي، انساني و اخلاقي به حساب ميآيد.
آنچه در پاسخ به اولين سوال بايد به آن توجه داشت اينكه تحولات و خيزش عمومي و انتفاضه عربي خلقالساعه به صورت يكباره پديد نيامده است و فرمايشي و بخشنامهاي هم نيست. بلكه اين قيامها خودجوش و داراي خاستگاه مردمي است؛ مردم مسلماني كه ساليان درازي است از بيعدالتي سياسي، اقتصادي و اجتماعي در رنج هستند و از فقدان آزاديهاي اساسي به ستوه آمدهاند و از استبداد و سرسپردگي و مزدوري حاكمان خود احساس حقارت ميكنند.
تاثير غيرقابل انكار انقلاب اسلامي
مردم كشورهاي تونس، مصر، اردن، يمن، بحرين، ليبي و ساير مناطق عربي و غيرعربي صرف نظر از تفاوتهاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي هر يك از اين جوامع در چنين بستري در حال حركت و قيام و خيزش هستند. امروزه ديگر نميتوان تاثير انقلاب اسلامي و شعارهاي آزاديخواهي و استقلالطلبي ملت ايران و مقاومت و پايداري و حركت به سوي رفاه و پيشرفت را در وقوع چنين حركتهاي سياسي و اجتماعي انكار كرد. هرچند ميزان اين تاثير در هريك از اين كشورها متفاوت باشد. خيزش و انتفاضه عربي نتيجه انباشت بغض متراكم دهههاي متمادي است كه اكنون با فرصت و ظرفيتي كه شرايط جديد در اختيار مردم اين كشورها قرار داده ظهور و بروز پيدا كرده است.
سمت و سوي حركت و خيزش مردمي از درياي مديترانه تا خليج فارس و ساير نقاط چيزي جز استقلالطلبي، آزاديخواهي و استقرار نظامي غيروابسته، مردي كه بتواند عزت پايمال شده مردم اين كشورها را به آنها بازگرداند و آنها را در سرنوشت خويش شريك سازد، چيز ديگري نيست ولي بيترديد مسير دستيابي به اين اهداف داراي تفاوتهاي جدي است و هيچگاه نميتوان يك نسخه واحد براي اين كشورها و جوامع پيچيد، هرچند نقاط مشترك زيادي در آن حركت عمومي كاملا چشمگير است.
مشتركات چشمگير
وقتي ما نبايد اين كشورها را كه داراي زبان و فرهنگ مشترك و ساختارهاي سياسي مشابه هستند با يكديگر مقايسه كنيم و براي آنها يك سرنوشت و مسير حركتي تصور نماييم؛ قدر مسلم مقايسه آنها با جامعه اسلامي ـ ايراني نيز امري نادرست و غيركارشناسانه است. زماني كه گفته ميشود اين حركتها از پيام و شعار انقلاب اسلامي در ايران درس گرفتهاند، اين به آن معنا نيست كه آنها بايد يا ميتوانند به دستاوردهاي ملت ايران در استقرار نظام جمهوري اسلامي مبتني بر اصل ولايت فقيه دسترسي پيدا كنند.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در نخستين هفتههاي آغاز اين خيزش عمومي در خطبههايي كه جمعه 15/11/89 و درست يك هفته قبل از سقوط مبارك ايراد نمودند، به درستي به اين موضوع پرداخته و بويژه در خطبه عربي به صورت تفصيلي مردم مسلمان كشورهاي عربي را به آن توجه دادند.
حضرت آيتالله خامنهاي بعد از تحليل وقايع خطاب به ملت مصر و تونس فرمودند:
«من به شما و قيامتان افتخار ميكنم. شك نيست كه قيام ملتها بسته به اقتضائات جغرافيايي، تاريخي، سياسي، فرهنگي و ... در هر كشوري داراي مختصات منحصر به فرد است و نميتوان چيزي را كه در انقلاب كبير اسلامي در 32سال پيش در ايران واقع شد عينا در مصر يا تونس يا هر كشور ديگر اسلامي انتظار داشت. ليكن مشتركاتي هم وجود دارد كه در آنها تجربيات هر ملتي ميتواند براي ملتهاي ديگر به كار آيد.»
رهبر معظم انقلاب سپس به چند نمونه از تجربياتي كه لازم است ملتهاي مسلمان منطقه در قيام خويش آن را به كار بندند اشاره كرده و در پايان ميفرمايند: «برادران و خواهران عزيز! اينها تجربيات ماست. من به عنوان برادر مسلمان شما و از سر تعهد ديني، آن را با شما در ميان گذاشتم. بوقهاي تبليغاتي دشمن مانند هميشه فرياد خواهند كرد كه ايران ميخواهد دخالت كند. ميخواهد مصر را شيعه كند. ميخواهد ولايت فقيه را به مصر صادر كند و ميخواهد و ميخواهد و... اين دروغها را 30 سال است ميگويند تا ملتهاي ما را از يكديگر جدا و از كمك يكديگر محروم كنند و مزدوران آنها هم آن را تكرار ميكنند... ولي ما با اين ترفندها هرگز وظايفي را كه اسلام به دوش ما گذاشته است، رها نخواهيم كرد.»
ترفند دشمنان و اراده ملتها
با اين اوصاف و ترفندهايي كه دشمنان ملتهاي مسلمان منطقه به كار گرفته و ميگيرند و سعي در مصادره حركتهاي مردم به نفع خويش دارند به راستي چه سرنوشتي در انتظار ملتهاي مسلمان منطقه است و آينده اين منطقه حساس چگونه رقم خواهد خورد؟
به درستي بايد گفت اين اراده ملتهاست كه سرنوشت آنها را رقم خواهد زد و هيچ تغييري بدون تغيير در اراده ملتها رخ نخواهد داد. مبارزه امروز مبارزه ارادههاست. اين اراده هماكنون در همه اين ملتها شكل گرفته است. آنها همه خواستار تغيير در جامعه خويشند. دشمنان خارجي و نظام جهاني سلطه و در راس آن آمريكا و رژيم صهيونيستي تلاش دارند اين ارادهها را بشكنند يا به انحراف بكشانند. دچار فرسايش نمايند يا سراب را به آنها آب معرفي كرده و با تغيير چند مهره سياسي موقعيت گذشته خويش را در اين كشورها بازيابي و بازسازي كنند. بسياري از افراد حتي ظاهرا موجه نيز ممكن است به مجريان اهداف آنها تبديل شوند يا بر سر منافع مردمان خويش با قدرتهاي خارجي به معامله برخيزند و اين نكاتي است كه توجه و هوشياري مردم و نخبگان سياسي، اجتماعي، فرهنگي و ديني اين جوامع را ميطلبد.
غربيها بويژه آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي تلاش دارند از شكلگيري و استقرار نظامي مشابه نظام جمهوري اسلامي در اين كشورها جلوگيري به عمل آورند. معاون وزير امور خارجه رژيم صهيونيستي اخيرا در مصاحبه با روزنامه مترو چاپ مسكو، ضمن ابراز نگراني شديد از وقوع چنين وضعيتي آن را براي اسرائيل خطرناك دانست و با دفاع از مبارك و قذافي گفت: جامعه جهاني(!) به آنها علاقهمند بود، ولي در شرايط امروز منطقه ديگر خواست آمريكا و اسرائيل تعيينكننده نيست. شمارش معكوس سقوط جايگاه و موقعيت آنها در منطقه مدتي است كه آغاز شده و اين را خود آنها نيز باور دارند و بارها به آن اقرار كردهاند، ولي لازمه تداوم اين وضعيت حفظ هوشياري ملتها، وحدت، انسجام، پايداري و مقاومت آنها در برابر فشارها، مشكلات و ترفندهاي رنگارنگ است. ملتها نبايد به كساني كه تا ديروز از نظامهاي وابسته و سرسپرده حمايت ميكردند و آنها را بر مردم مسلط كرده بودند، اعتماد نمايند.
روشنگري و هشدار آري، دخالت هرگز!
وظيفه ما در قبال اين تحولات چيست؟ آيا ميتوانيم به عنوان يك قدرت بزرگ تاثيرگذار و مسلمان منطقهاي نسبت به اين تحولات بيتفاوت باشيم. قدر مسلم پاسخ اين سوال منفي است. در همين حال وظيفه ما در قبال هريك از اين كشورها متفاوت است. ما نميتوانيم در برابر فجايع انساني كه در برخي از اين كشورها نظير ليبي، بحرين و يمن رخ ميدهد ساكت بنشينيم و بايد همه امكانات خويش را براي توقف اين جنايات به كار گيريم. ايران بر خلاف آنچه دشمنان بيش از 30 سال است تبليغ ميكنند قصد مداخله در امور داخلي هيچ كشوري را ندارد، ولي به حكم ارزشهاي انساني، اخلاقي، اسلامي و وظايف سياسي بايد به درستي نقش خويش را ايفا كند.
نظام جمهوري اسلامي به حكم وظيفه انساني خويش و آحاد ملت عزيز ايران بويژه نخبگان سياسي و اصحاب رسانهها بايد به طور دقيق و پيوسته تحولات اين كشورها و اقدامات دشمنان ملتها را رصد كنند و با بهرهگيري از امكانات خويش به روشنگري و افشاي ترفندهاي دشمن بپردازند و مردم را به حفظ هوشياري، بيداري و پايداري توجه داده و از خطرات ناشي از هرگونه سستي و عقبنشيني از مواضع و منافع اصولي خويش آگاه سازند. در همين حال، دستگاه ديپلماسي كشور نيز به دولتمرداني كه در برابر خواست مردم خويش همچنان ايستادگي ميكنند و از خود سرسختي نشان ميدهند يا حتي براي سركوب مردم خويش از قدرت نظامي ديگر كشورها بهره گرفتهاند لازم است گوشزد نمايد كه اين مسير آنها را به مقصد و سرنوشت مطلوبي نخواهد رساند. جمهوري اسلامي ايران بارها گفته است جز با رژيم صهيونيستي خواهان رابطهاي برابر با همه كشورهاست و كشورهاي دوست و مسلمان و همسايه در اولويت اين سياست قرار دارند و ايران قصد دخالت در امور داخلي هيچ كشوري را ندارد.
از سوي ديگر غرب به خوبي نشان داده است كه تنها به منافع اقتصادي نامشروع خود فكر ميكند و هرگاه كه ببيند حكومتهاي دست نشانده آنها قادر به تامين اين منافع نيستند لحظهاي در كمك يا سكوت براي تغيير آنها ترديد نخواهد كرد. همچنان كه در ايران پهلوي و مصر مبارك و تونس بن علي عمل كرد و امروز و فردا در نقاط ديگر عمل خواهد كرد.
منبع:جام جم
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


