يادداشت انبارلويي: سياست تغيير
غرب براي جلوگيري از پيدايي يك قدرت جديد در نيمه دوم قرن گذشته مراقب تحولات در جهان اسلام بود. آنها موفق شده بودند جهان اسلام را تكه تكه كنند و در هر تكه يك حاكم سكولار و رو در رو با عقايد مردم بگمارند. اسلام زدايي در دستور كار حاكمان فاسد و مستبد و وابسته بود.
انقلاب اسلامي در نگاه ناباورانه غرب در ايران رخ داد. جايگاهي كه محكمترين مكان براي تثبيت استعمار در خاورميانه به شمار ميآمد.
از همان ابتدا باب خصومت با ملت ايران گشوده شد و سياست تغيير نظام در دستور كار غرب و بويژه واشنگتن قرار گرفت. آنها هيچگاه نظام ما را به رسميت نشناختند و به چيزي كمتر از تغيير نظام هم رضايت ندادند.
فعال كردن شكافهاي قومي و ملي و راه اندازي جنگ داخلي، تحميل يك جنگ تمام عيار خارجي به مدت هشت سال، محاصره اقتصادي و اخلال در روابط ايران با كشورهاي جهان از جمله سياستهاي تغيير بود، اما هيچگاه اين سياستها نتوانست ملت ايران را به زانو در آورد.
آنها مجبور شدند نقاب از چهره بردارند و سياست تغيير را بيپرده با ساماندهي يك نبرد نرم طراحي و عملياتي كنند. انتخابات رياست جمهوري دهم بهانهاي شد براي عملياتي كردن اين سياست شوم. جالب اينجاست برخي نامزدهاي انتخاباتي كه امروز از آنها به عنوان سران فتنه ياد ميشود با همين شعار "تغيير" به ميدان آمدند. اما به لطف خدا، هوشياري رهبري و ذكاوت سياسي مردم ايران تير آنها به سنگ خورد و اكنون دولت و ملتي از گرد و غبار نبرد نرم دولت آمريكا و غرب در ايران سر برآورده كه پرقدرتترين روزهاي حكومتداري خود را طي ميكند.
ريشهدواندن مردمسالاري در ايران و تعميق آموزههاي تاريخي در ميان ملت و نيز آگاهيهاي اسلامي باعث شد ما سه دهه پرمخاطره را با ايثار و جانفشاني طي كنيم.
غرب پس از درك اينكه تخم سياست تغيير در ايران نابارور است و اين تخم در سرزمينهاي مستعد جهان اسلام بويژه خاورميانه و جهان عرب قابل كشت و باروري است، اكنون از خواب غفلت بيدار شده است و خود را در برابر موج بيداري اسلامي و سياست تغيير در كشورهاي خاورميانه توسط ملتها و رهبران اسلامي ميبيند.
آن آرزويي كه در ايران تحقق نيافت چون ويروسي به جان حكومتهاي مستبد منطقه و استعمار غرب افتاده است و آنها نميدانند چگونه از آن رهايي يابند.اكنون ايدئولوژي غرب در جوامع اسلامي جاذبههاي خود را از دست داده است. ليبراليسم اكنون يك آرمان در جوامع اسلامي نيست. غرب برخلاف قرن 19 و 20 كه خاستگاه تئوري پردازي در قلمرو سياست بود اكنون دوران نازايي فكري و ايدئولوژيك را پشت سر ميگذارد. اسلام به عنوان يك مكتب رهاييبخش در پيش روي ملتهاست. امام خميني (ره) با بازتوليد تفكر اسلام در قرن ما چون خورشيدي در دل ملتهاي مسلمان ميدرخشد و هر روز فروغي تازه را در برابر ديدگان مشتاق قرار ميدهد.
الگوي موفق جمهوري اسلامي و موفقيت پايداري آن در برابر هجوم غرب، همه ملتهاي مسلمان را به سوي خود فرا ميخواند.
اكنون ملتهاي مصر، تونس، اردن، يمن، ليبي، بحرين و ... به همان چيزي ميانديشند كه ملت ما در سالهاي 56 و 57 ميانديشيد.
امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري و ملت ما در سايه پايداري نه تنها تهديد (سياست تغيير) را پشت سر گذاشتند بلكه آن را به صورت يك "فرصت" در آوردند و غرب را وادار به عقبنشيني كردند.
كلينتون وزير خارجه آمريكا اواخر هفته گذشته اعتراف كرد؛ "آمريكا سياست خاورميانهاي خود را تغيير ميدهد"
امروز آمريكا در خاورميانه از سويي دست بر ماشه تفنگها و مسلسلها دارد و فرياد آزاديخواهي ملتها را به گلوله ميبندد و از سوي ديگر به صورت پنهاني گفتگو با رهبران اسلامي در منطقه را آغاز كرده است. آمريكاييها با شرط و شروط ميخواهند روند تحولات منطقه و قيامهاي مردمي را مديريت كنند. آنها در سال 56 و 57 همين رايزنيها را با رهبران اسلامي ايران كردند اما نتيجه نگرفتند و پس از يك دوره كشتار و خونريزي مجبور شدند بساط خود را جمع كنند و باب خصومت با ملت ايران را در خارج از مرزها دنبال كنند.
غرب و بويژه آمريكاييها آرزوهاي بسياري براي خاورميانه و تثبيت قدرت رژيم صهيونيستي داشتند. آنها همه اين آرزوها را بر باد رفته ميبينند و نقشه راه طي نشده خاورميانه را از همان راهي كه آمده بودند دارند بر ميگردند.
مصر و تونس رهبران فاسد كشورشان را از اريكه قدرت پايين كشيدند و اكنون دستاندركار محاكمه آنها هستند.
آنها در حقيقت در حال محاكمه سياستهاي غرب و آمريكا در كشورشان هستند و بزودي مردم يمن و ليبي همين كار را خواهند كردند. در بحرين آمريكاييها توسط عمال خود حمام خون راه انداختند. آل سعود عامل اين كشتار وقتل عام است آنها بزودي در مكه، مدينه و رياض پاسخ مردم بحرين را از طريق مردم خود دريافت خواهند كرد. آمريكاييها آن زمان كه زيرساختهاي اطلاعاتي و ارتباطاتي و امنيتي خود را در كشورهاي اسلامي و نيز خاورميانه محكم ميكردند، ملتهاي منطقه هم زير ساختهاي ارتباطي و اطلاعاتي خود را به سرعت سامان ميدادند. اين سامانه اكنون دقيق عمل ميكند وقتي قرار است مردم به خيابانها بريزند هيچ چيز قادر به جلوگيري از آنها نيست. مردم مراقب رهبران خود و رهبران مردم مراقب پاسخگويي به مطالبات مردم هستند.
فرايندي در اين ميان شكل گرفته كه قطعا منجر به تغيير، آن هم از نوع "اسقاط نظام" ميشود.
متفكران ليبراليسم در غرب قدرت نوزايي و بازتوليد انديشههاي سياسي خود را از دست دادهاند و هيچ حرف تازهاي براي گفتن ندارند. اين در حالي است كه متفكران اسلام در حوزه "عمل" و "نظر" هر روز يك تحفه علمي و عملي وارد بازار انديشه سياسي ميكنند. رونق و نشاط سياسي مسلمانان در قرن جديد خودنمايي ميكند. ركود و فرسودگي و كهنگي آراي انديشه ليبراليسم حتي دماغ متفكران آنها را ميآزارد.
آمريكاييها بايد بدانند "سياست تغيير" آنان در ايران شكست خورده است و اكنون بايد شاهد پيروزي "سياست تغيير" ايران در سرزمينهاي تحت نفوذ خود باشند.
آمريكاييها همان روز كه به افغانستان و عراق حمله كردند بايد متوجه غلبه و برتري ايران در منطقه مي شدند.
اينكه آمريكاييها چرا در ايران و منطقه به اين روز افتادهاند، سئوال مهمي است كه يك پاسخ بيشتر ندارد. بناي عمل آمريكاييها در ايران براساس اطلاعات و اخبار و حتي تحليلي بود كه منافقين به آنها ميدادند و سرويسهاي سيا هم از شبكه نفاق تغذيه اطلاعاتي ميكرد.
امروز سياست آمريكا در ايران به همان بن بستي دچار شده است كه منافقين در اردوگاه اشرف به آن رسيدهاند. امروز سياست آمريكا در ايران به درجهاي از سرگيجي دچار شده است كه سران نفاق گرفتار آنند منافقين جديد و قديم هيچ باري از دوش آمريكا بر نداشتند بلكه بار شورشهاي مردمي و قيام اسلامي ملتهاي منطقه را هم روي دست غرب گذاشتند.
مثلي است معروف كه ميگويد؛ دستي را كه نميشود قطع كرد بايد بوسيد. آمريكا سه دهه است ميخواهد دست ايران را در منطقه قطع كند امروز به اين نتيجه رسيده است كه بايد آن را بوسيد اما جرات اعتراف به اين واقعيت را ندارد.
فرياد آسمان كوب و قوي ملتهاي منطقه غرب را وادار خواهد كرد كه در برابر اسلام زانو بزند و آن روز دير نيست.
رسالت / محمد كاظم انبارلويي
انقلاب اسلامي در نگاه ناباورانه غرب در ايران رخ داد. جايگاهي كه محكمترين مكان براي تثبيت استعمار در خاورميانه به شمار ميآمد.
از همان ابتدا باب خصومت با ملت ايران گشوده شد و سياست تغيير نظام در دستور كار غرب و بويژه واشنگتن قرار گرفت. آنها هيچگاه نظام ما را به رسميت نشناختند و به چيزي كمتر از تغيير نظام هم رضايت ندادند.
فعال كردن شكافهاي قومي و ملي و راه اندازي جنگ داخلي، تحميل يك جنگ تمام عيار خارجي به مدت هشت سال، محاصره اقتصادي و اخلال در روابط ايران با كشورهاي جهان از جمله سياستهاي تغيير بود، اما هيچگاه اين سياستها نتوانست ملت ايران را به زانو در آورد.
آنها مجبور شدند نقاب از چهره بردارند و سياست تغيير را بيپرده با ساماندهي يك نبرد نرم طراحي و عملياتي كنند. انتخابات رياست جمهوري دهم بهانهاي شد براي عملياتي كردن اين سياست شوم. جالب اينجاست برخي نامزدهاي انتخاباتي كه امروز از آنها به عنوان سران فتنه ياد ميشود با همين شعار "تغيير" به ميدان آمدند. اما به لطف خدا، هوشياري رهبري و ذكاوت سياسي مردم ايران تير آنها به سنگ خورد و اكنون دولت و ملتي از گرد و غبار نبرد نرم دولت آمريكا و غرب در ايران سر برآورده كه پرقدرتترين روزهاي حكومتداري خود را طي ميكند.
ريشهدواندن مردمسالاري در ايران و تعميق آموزههاي تاريخي در ميان ملت و نيز آگاهيهاي اسلامي باعث شد ما سه دهه پرمخاطره را با ايثار و جانفشاني طي كنيم.
غرب پس از درك اينكه تخم سياست تغيير در ايران نابارور است و اين تخم در سرزمينهاي مستعد جهان اسلام بويژه خاورميانه و جهان عرب قابل كشت و باروري است، اكنون از خواب غفلت بيدار شده است و خود را در برابر موج بيداري اسلامي و سياست تغيير در كشورهاي خاورميانه توسط ملتها و رهبران اسلامي ميبيند.
آن آرزويي كه در ايران تحقق نيافت چون ويروسي به جان حكومتهاي مستبد منطقه و استعمار غرب افتاده است و آنها نميدانند چگونه از آن رهايي يابند.اكنون ايدئولوژي غرب در جوامع اسلامي جاذبههاي خود را از دست داده است. ليبراليسم اكنون يك آرمان در جوامع اسلامي نيست. غرب برخلاف قرن 19 و 20 كه خاستگاه تئوري پردازي در قلمرو سياست بود اكنون دوران نازايي فكري و ايدئولوژيك را پشت سر ميگذارد. اسلام به عنوان يك مكتب رهاييبخش در پيش روي ملتهاست. امام خميني (ره) با بازتوليد تفكر اسلام در قرن ما چون خورشيدي در دل ملتهاي مسلمان ميدرخشد و هر روز فروغي تازه را در برابر ديدگان مشتاق قرار ميدهد.
الگوي موفق جمهوري اسلامي و موفقيت پايداري آن در برابر هجوم غرب، همه ملتهاي مسلمان را به سوي خود فرا ميخواند.
اكنون ملتهاي مصر، تونس، اردن، يمن، ليبي، بحرين و ... به همان چيزي ميانديشند كه ملت ما در سالهاي 56 و 57 ميانديشيد.
امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري و ملت ما در سايه پايداري نه تنها تهديد (سياست تغيير) را پشت سر گذاشتند بلكه آن را به صورت يك "فرصت" در آوردند و غرب را وادار به عقبنشيني كردند.
كلينتون وزير خارجه آمريكا اواخر هفته گذشته اعتراف كرد؛ "آمريكا سياست خاورميانهاي خود را تغيير ميدهد"
امروز آمريكا در خاورميانه از سويي دست بر ماشه تفنگها و مسلسلها دارد و فرياد آزاديخواهي ملتها را به گلوله ميبندد و از سوي ديگر به صورت پنهاني گفتگو با رهبران اسلامي در منطقه را آغاز كرده است. آمريكاييها با شرط و شروط ميخواهند روند تحولات منطقه و قيامهاي مردمي را مديريت كنند. آنها در سال 56 و 57 همين رايزنيها را با رهبران اسلامي ايران كردند اما نتيجه نگرفتند و پس از يك دوره كشتار و خونريزي مجبور شدند بساط خود را جمع كنند و باب خصومت با ملت ايران را در خارج از مرزها دنبال كنند.
غرب و بويژه آمريكاييها آرزوهاي بسياري براي خاورميانه و تثبيت قدرت رژيم صهيونيستي داشتند. آنها همه اين آرزوها را بر باد رفته ميبينند و نقشه راه طي نشده خاورميانه را از همان راهي كه آمده بودند دارند بر ميگردند.
مصر و تونس رهبران فاسد كشورشان را از اريكه قدرت پايين كشيدند و اكنون دستاندركار محاكمه آنها هستند.
آنها در حقيقت در حال محاكمه سياستهاي غرب و آمريكا در كشورشان هستند و بزودي مردم يمن و ليبي همين كار را خواهند كردند. در بحرين آمريكاييها توسط عمال خود حمام خون راه انداختند. آل سعود عامل اين كشتار وقتل عام است آنها بزودي در مكه، مدينه و رياض پاسخ مردم بحرين را از طريق مردم خود دريافت خواهند كرد. آمريكاييها آن زمان كه زيرساختهاي اطلاعاتي و ارتباطاتي و امنيتي خود را در كشورهاي اسلامي و نيز خاورميانه محكم ميكردند، ملتهاي منطقه هم زير ساختهاي ارتباطي و اطلاعاتي خود را به سرعت سامان ميدادند. اين سامانه اكنون دقيق عمل ميكند وقتي قرار است مردم به خيابانها بريزند هيچ چيز قادر به جلوگيري از آنها نيست. مردم مراقب رهبران خود و رهبران مردم مراقب پاسخگويي به مطالبات مردم هستند.
فرايندي در اين ميان شكل گرفته كه قطعا منجر به تغيير، آن هم از نوع "اسقاط نظام" ميشود.
متفكران ليبراليسم در غرب قدرت نوزايي و بازتوليد انديشههاي سياسي خود را از دست دادهاند و هيچ حرف تازهاي براي گفتن ندارند. اين در حالي است كه متفكران اسلام در حوزه "عمل" و "نظر" هر روز يك تحفه علمي و عملي وارد بازار انديشه سياسي ميكنند. رونق و نشاط سياسي مسلمانان در قرن جديد خودنمايي ميكند. ركود و فرسودگي و كهنگي آراي انديشه ليبراليسم حتي دماغ متفكران آنها را ميآزارد.
آمريكاييها بايد بدانند "سياست تغيير" آنان در ايران شكست خورده است و اكنون بايد شاهد پيروزي "سياست تغيير" ايران در سرزمينهاي تحت نفوذ خود باشند.
آمريكاييها همان روز كه به افغانستان و عراق حمله كردند بايد متوجه غلبه و برتري ايران در منطقه مي شدند.
اينكه آمريكاييها چرا در ايران و منطقه به اين روز افتادهاند، سئوال مهمي است كه يك پاسخ بيشتر ندارد. بناي عمل آمريكاييها در ايران براساس اطلاعات و اخبار و حتي تحليلي بود كه منافقين به آنها ميدادند و سرويسهاي سيا هم از شبكه نفاق تغذيه اطلاعاتي ميكرد.
امروز سياست آمريكا در ايران به همان بن بستي دچار شده است كه منافقين در اردوگاه اشرف به آن رسيدهاند. امروز سياست آمريكا در ايران به درجهاي از سرگيجي دچار شده است كه سران نفاق گرفتار آنند منافقين جديد و قديم هيچ باري از دوش آمريكا بر نداشتند بلكه بار شورشهاي مردمي و قيام اسلامي ملتهاي منطقه را هم روي دست غرب گذاشتند.
مثلي است معروف كه ميگويد؛ دستي را كه نميشود قطع كرد بايد بوسيد. آمريكا سه دهه است ميخواهد دست ايران را در منطقه قطع كند امروز به اين نتيجه رسيده است كه بايد آن را بوسيد اما جرات اعتراف به اين واقعيت را ندارد.
فرياد آسمان كوب و قوي ملتهاي منطقه غرب را وادار خواهد كرد كه در برابر اسلام زانو بزند و آن روز دير نيست.
رسالت / محمد كاظم انبارلويي
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


