کد خبر: ۴۴۹۴۲
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

رضا رويگري از اخراجي‌ها تا مختارنامه

کیان مختارنامه مثال رزمندگانی است که در 8 سال دفاع مقدس تا پای جانشان و بر سر تعهداتشان ایستادند...
به گزارش بولتن نیوز، هیچکس گمان نمی‌کرد کارگردان پرحاشیه سینمای ایران که چند سالی‌ست با ساخت فیلم‌های  اخراجی‌ها خود را به عموم مردم شناسانده بتواند سری سوم این فیلم را به جشنواره فیلم فجر 89 برساند. اگر چه نسخه نهایی به دست داوران نرسید و در بخش مسابقه شرکت داده نشد. اما این باعث نمی شد که این فیلم که افراد زیادی منتظر تماشایش بودند از لیست اکران نوروزی بی نصیب بماند.
آخرین ساخته دهنمکی فیلمی بود که همه گروهها و دسته های فکری و سیاسی نسبت به آن موضع گرفتند. حالا برخی موافق بودند و برخی منتقدین هم کارشان به جایی رسید که فیلم را تحریم کردند و حتی سی دی اش را هم قاچاق کردند.
گفتگو با رضا رویگری ایفاگر نقش اکبر دباغ، البته بهانه دیگری هم داشت. رویگری بازیگر نقش پهلوان کیان مختارنامه میرباقری نیز هست که چند سوال کوتاه نیز درباره این نقش از او پرسیده ایم.

این گفت و گو در برخی بخش هایش کوشیده تا بدون پیش داوری و از موضعی جدی سوالاتی را که منتقدین اخراجی ها مطرح می کنند که رویگری نیز پاسخ های قابل تاملی داده است.

 

****

مشرق: اگر موافقید صحبت را با چگونگی پیوستن به گروه اخراجی‌ها 3 شروع کنیم. آیا محبوبیت دو سری قبل اخراجی‌ها در قبول نقش شما در این فیلم مؤثر بود؟
خیر، به هیچ وجه. به هرحال برای ایفای نقش در هر فیلم یا مجموعه‌ای پیشنهادهایی به بازیگر می‌شود و بازیگر با در نظر گرفتن کلیه شرایط به قبول یا رد آن می‌پردازد. اصولاً هیچگاه فیلمی را به دلیل موفقیت‌های قبلی‌اش نپذیرفته‌ام.
آقای دهنمکی نیز با بنده مثل باقی بازیگران پیشنهاد بازی در این پروژه را مطرح کردند و من 90٪ به خاطر داشتن درون‌مایه طنز آن، ایفای نقش را پذیرفتم.

مشرق: شما به طنزگونه بودن فیلم اشاره کردید در صورتی که بعضی از منتقدان معتقدند طنز موجود در دو قسمت قبلی اخراجی‌ها آمیخته با نجابت بوده اما اخراجی‌ها 3 فاقد این طنز و در واقع هجو است!
خود شما جبهه‌ای که دارای قداست خاصی‌ست را با انتخابات ریاست جمهوری در یک جایگاه مقایسه می‌کنید؟! به نظر شما جبهه نجابت بیشتری نسبت به انتخابات ندارد؟!

مشرق: البته همین‌طور است. قطعاً قابل قیاس نیستند.
بله و وقتی نجابت جبهه بیشتر از این ماجراهای سیاسی‌ست پس مسلماً طنز موجود در جنگ و جبهه با طنز انتخابات باید متفاوت باشد. اما من این را فقط تفاوت در نوع طنز می‌دانم. این بی‌انصافانه است که واژه هجو را بر آن بگذاریم! گرچه هرکس عقاید خود را دارد.

مشرق:  ولی این اخراجی‌های 3 همان نسل اخراجی‌های 1 و 2 هستند در یک موقعیت زمانی دیگر و موقعیت حساس قبل انتخابات! در واقع این اخراجی‌ها همان جبهه‌ای‌های سابق ما هستند!
موضوع مدنظر من، اتفاق جنگ و انتخابات است، نه افراد آن.

مشرق:  پس بنا بر صحبت‌های شما داستان اصلی اخراجی‌ها 3 خود واقعه انتخابات است نه سرنوشت اکنون بچه‌های اخراجی و داستان آن ادامه بچه‌های جنگ و اسارت نیست!
به عقیده شما آیا همه بچه‌های جنگ و جبهه که در آن برهه زمانی حاضر بودند جانشان را به خاطر وطن و عقایدشان فدا کنند در حال حاضر با همان عقاید باقی مانده‌اند؟

عده‌ای از آنها الآن حاضر نیستند دینارشان را از دست بدهند! شما چطور توقع دارید نسل گذشته، با تمامی عقاید و آرمان‌هایی که داشتند در این فضا و وضعیت کنونی جامعه و جاذبه‌های پست و مقام به همان صورت انسان‌های قدیم باقی بمانند. و این تغییر دیدگاه‌ها را در تمامی برهه‌های زمانی و در تمامی اقوام داشته‌ایم و مختص اوضاع داخلی ایران نیست. مثل اتفاقاتی که در صدر اسلام می‌افتد.

مشرق:  برگردیم به داستان فیلم. شما در مصاحبه‌ای گفته‌اید نیمی از اخراجی‌ها 3 براساس بداهه ساخته شده نه فیلمنامه.
از نیم هم بیشتر! ما جملات پیشنهادی خود را به آقای دهنمکی ارائه می‌دادیم و در خیلی از موارد نیز ایشان می‌پذیرفتند. ضمن اینکه هنگام فیلمبرداری نیز اتفاقات جدیدی می‌افتاد.

مشرق: فکر نمی‌کنید همین بداهه‌گویی‌های ممکن است بیش از حد، آزاردهنده و هجو گونه شده باشد؟
این نظر شماست. ولی من آن را هجو نمی‌دانم. قبلاً هم به آن اشاره کردم که تفاوت در نوع طنز است.

مشرق: شخصیت دباغ در اخراجی‌ها 3 مصداق افراد است یا رفتار؟
من مصداق هیچکسی را بازی نکردم.

مشرق: اما  این نظر هم هست که نوع دیالوگ‌های دباغ برای مخاطب به وضوح شخصیت یکی از کاندیداهای دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری را تداعی می‌کند.
من زمان انتخابات و قبل از آن در تهران نبودم و آنچنان این جریانات سیاسی را دنبال نکردم و اینکه می‌گویید نوع دیالوگ‌ها تداعی کننده شخصیت یکی از کاندیداها می‌باشد هیچگاه مد نظر من نبوده. شخصیت دباغ یک شخصیت خیالی‌ست! خیلی‌ها برای آن مصداق می‌تراشند اما من با توجه به فیلمنامه، آن را پرورش دادم. به هرحال نظرات متفاوت است. خود بنده به هیچ عنوان در قالب حتی نقش نیز به کسی توهین نخواهم کرد و به اعتقادات و همچنین انتقادات افراد احترام می‌گذارم. من به قدری از سیاست دور هستم که نمی‌دانم کدام کاندیدا چه گفته! اگر هم حرف‌های شخصیت دباغ به آن کاندیدا شبیه بوده حتماً در دیالوگ‌ها نوشته شده؛

مشرق:  شما به عنوان مخاطب فکر می‌کنید با توجه به پیش‌بینی و تبلیغاتی که قبل از اکران اخراجی‌ها 3 به عمل آمد آن اتفاق خوب برای اخراجی‌ها 3 افتاد؟
اگر اتفاق خوبی نمی‌افتاد به این میزان فروش نمی‌رسید.

مشرق:  فکر نمی کنید،می شود این طور گفت که این فروش برمی‌گردد به همان تبلیغات مثبتی که از اخراجی‌ها 3 به عمل آمد . بعضی معتقدند آقای دهنمکی خلأ طنز را در اخراجی‌ها 3 با نماهنگ و کلیپ‌های موزیکال پر کرده!
دلیلی وجود ندارد که اخراجی‌ها 3 مانند اخراجی‌های 1 و 2 شود!
جوّ حاکم بر جامعه دقیقاً مثل همان چیزی است که در اخراجی‌ها 3 می‌بینیم. تبلیغات کاندیداها و در کنار آن شادی و انرژی طرفداران هر گروه. خب این نوع جو و شادی مسلماً در درون اسارت و در جبهه جنگ وجود ندارد. موقعیت‌ها متفاوت است.
در واقع بر مبنای اتفاقات، فیلم ساخته می‌شود. مخاطب نباید توقع داشته باشد ماجرایی که در جبهه اتفاق افتاد در حال حاضر نیز همان باشد.
آنجا جبهه بود و جوانان، با اهداف و عقاید مقدس خود جنگیدند اما الان مردم تلاش می‌کنند که به یک جایگاه خوب و مقامی عالی برسند. این دو مقوله با هم متفاوتند. پس نوع طنز، نوع کار و همه عوامل وابسته به آن نیز متفاوت خواهد بود.

مشرق: کار با کارگردانی مثل مسعود دهنمکی را چطور ارزیابی کردید؟
البته حاشیه همیشه وجود داشته و هنر نیز از این قضیه مستثنی نیست. اما به هرحال حاشیه‌ها همیشه به کار لطمه می‌زند و متأسفانه به دلیل پائین بودن آستانه تحمل افراد حاشیه‌های فراوانی برای فیلم بوجود می آید. جدا از تمامی این حواشی کار با آقای دهنمکی تجربه خوبی برای من بود.

مشرق:  اخراجی‌ها 3 اولین کار سیاسی شما بود؟
من کار سیاسی نکردم. من یک کار طنز کردم.

مشرق:  می‌توانیم بگوییم یک طنز سیاسی یا یک کار سیاسی آمیخته به طنز!
شما به اخراجی‌ها 3 می‌گویید سیاسی؟!

مشرق:  انتخابات یک جریان سیاسی‌ست! نمی‌توان آن را یک جریان اجتماعی یا خانوادگی قلمداد کرد! درست است؟
این نظر شماست! من هیچ علاقه‌ای به سیاست ندارم. بنده یک بازیگرم و این نقش را هم مثل باقی نقش‌هایی که پذیرفته‌ام انتخاب کردم. و اخراجی‌ها 3 را چون در قالب طنز بود پذیرفتم.

مشرق: در مورد بازخورد مخاطبان به خود شخص رضا رویگری کمی صحبت کنید.
اکثر افرادی که با خود بنده صحبت کردند انتقادی به بازی من نداشتند. در واقع شاید از کلیت فیلم انتقاد می‌کردند اما نقدی به من تاکنون نشده. فکر می‌کنم چون بازیگر بی‌حاشیه‌ای هستم. اکثراً سؤالشان از من این است که چرا نقش‌های منفی در کارنامه کاری ام بیشتر است و این به این دلیل است که من به جذابیت نقش نگاه می‌کنم و آن را می‌پذیرم.

مشرق:  پس در واقع شما خود کاراکتر برایتان مهم است نه جریان فیلم!
نمی‌توان گفت جریان فیلم اصلاً اهمیتی ندارد. اما نقش در قالب آن کار برایم مهم است. به این فکر می‌کنم چطور بازی کنم که برای نقش مفید باشد.

مشرق:  گروه کارگردانی و بازیگران آن گروه چطور؟ جزء فاکتورهای انتخاب شما نیستند؟
من با خیلی از کارگردان‌هایی که کار اولشان بوده و هیچ تجربه‌ای نداشتند کار کردم و اتفاقاً راضی هم بودم. مثل حمید نعمت‌الله در بوتیک یا مرحوم سیف‌الله داد در کانی مانگا. نمی‌توان کارگردان را ملاک انتخاب قرار داد. بعد از این همه مدت و با توجه به تجربه این چند سال می‌توان حس کرد چه کاری سرانجام خوبی خواهد داشت. فاکتورهایی مثل فیلمنامه، بازیگران گروه و نقطه نظرات کارگردان را هیچگاه نمی‌توان منفک کرد و تمام این‌ها را باید ارزیابی کرد. ولی اسم و رسم یک کارگردان دلیل انتخاب‌های من نیست. اما خب استثناء‌هایی نیز وجود دارد. به فرض حضور داود میرباقری در یک پروژه، تنها دلیل پذیرفتن نقشی در آن کار از جانب من است!

مشرق:  در مورد مختارنامه و کاراکتر کیان نیز همین اتفاق افتاد؟
دقیقاً، من اصلاً کیان را نمی‌شناختم. داود میرباقری را می‌شناختم. می‌دانم میرباقری چه نوع متنی می‌نویسد و چه نوع کاری می‌سازد و چه حساسیت‌ها و دغدغه‌هایی دارد. داود میرباقری جزء آن دسته از کارگردان‌هایی‌ست که چشم بسته نقشی را که پیشنهاد می‌دهد را می‌پذیرم. همچنان که در معصومیت از دست رفته کلاً 5/1 صفحه دیالوگ داشتم. به هیچ عنوان برایم مهم نیست نقشم در حد 1 صفحه باشد یا نه! کمرنگ باشد یا پررنگ.

مشرق:  شما به عنوان ایفاگر نقش کیان، وجه تمایز کیان با دیگر یاران مختار را در چه می‌بینید؟
ایرانی بودن کیان و اینکه او تنها شیعه ایرانی‌ست که در ماجران قصاص قاتلین شهدای کربلا شرکت داشته. در این فیلم همه به مختار خیانت می‌کنند ولی کیان روی اعتقاداتش می‌ایستد و تا آخر و تا پای جان سر تعهداتش ایستادگی می‌کند. کیان هم مثل ایرانیانی است که در 8 سال دفاع مقدس تا پای جانشان و بر سر تعهداتشان ایستادند.
مطمئناً به غیر از من مخاطبین سریال مختارنامه نیز جذب شخصیت کیان شده‌اند.

مشرق:  سرنوشت کیان به چه صورت است؟
گفتن پایان قصه زیاد جالب نیست، اما به هرحال در هر برهه زمانی خیانت‌ها و نیرنگ‌ها وجود داشته. اتفاقاتی که از این به بعد در جریان قیام می‌افتد کیان را در نظر مردم جذاب‌تر می کند.

مشرق: جنبه تاریخی بودن مختارنامه به انتخاب شما کمک نکرد؟ زیرا همیشه کارهای تاریخی و مذهبی جز آثار فاخر ما هستند.
نه، خیلی از کارهای مذهبی و تاریخی ساخته شده‌اند که ضعیف بوده‌اند. سازنده آن و گروه کارگردانی در اینگونه آثار از اهمیت بالایی برخوردار است و سهم زیادی را در موفقیت آن دارند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین