اعتراف سران حزب توده با آمپول سحرآمیز
بازجویی از دستگیر شدگان بلافاصله آغاز شد و ادامه کار اطلاعاتی و اطلاعات به دست آمده از مرحله اول این عملیات منجر به انجام قسمت دوم آن عملیات در تاریخ 7 اردیبهشت 1362 گردید و طی آن هم تعدادی دیگر از عناصر حزب توده دستگیر شدند و عناصر این حزب در شهرستانهای مختلف هم به دام افتادند و میتوان گفت حزب توده کاملاً متلاشی شد.
شرح این عملیات و اطلاعات به دست آمده از دستگیر شدگان مجالی دیگر میطلبد اما آنچه مد نظر ماست مطلبی دیگر است. برخی از عناصر دستگیر شده، پس از مواجهه با انبوه اسناد و مدارک متقن و پس از بیرون آمدن از جو سیاست زده خارج، نسبت به گذشته خود نظری منفی پیدا کردند و مطالبی را در مصاحبههای تلویزیونی برای مردم بازگو نمودند.
آنان در مصاحبههای خود ضمن تشریح تاریخچه حزب توده به خیانتهای آشکار آن و تأثیر پذیریاش از شوروی و جاسوسی اعضای آن برای شوروی و تلاش برای براندازی جمهوری اسلامی از طریق نفوذ در نهادهای مختلف و ... اعتراف نمودند.
از جمله این مصاحبهها مصاحبه کیانوری در تاریخ 10 اردیبهشت 62 بود. احسان طبری هم از دیگر عناصر رده بالای حزب توده محسوب میشد که در مصاحبه ای تلویزیونی شرکت کرد و ضمن تشریح بُعد سیاسی خیانتهای حزب توده، در انتقاد از مارکسیسم مطالبی عمیق و علمی و تحلیلی مطرح نمود.
احسان طبری علاوه بر نقشش در حزب توده، جزو متفکران برجسته مارکسیسم در سطح جهان محسوب میشد و برای همه مارکسیستهای جهان چهرهای شناخته شده و علمی بود. مابقی کسانی که دست به اعترافات تلویزیونی زدند هم از جایگاهی برجسته برخوردار بودند، لذا ضدانقلاب داخلی و خارجی (خصوصاً گروههای چپ) بلافاصله دست به کار توجیه شدند.
اعتراف با قرص و آمپول!
یکی
از توجیهات آنها هم این بود که جمهوری اسلامی نوعی داروی پیچیده و مدرن
ساخته است که با تزریق آن به هر کس آن شخص به صورت بیاراده خواستههای
آنها را اجرا خواهد کرد و هر چیزی آنها بخواهند خواهد گفت.
اما مضحک
بودن این ادعا به حدی بود که به قول معروف «صدای آشپز هم در آمد». ایرج
اسکندری (که سالها دبیر اول حزب توده بود و در آن زمان در خارج از کشور
میزیست)، در مصاحبهای در این باره گفت: «اما خب، قضیه دوا و این حرفها
که به کلی مزخرف است. در جلسه به اصطلاح پلنوم هجدهمشان، که ما را هم دعوت
کرده بودند، بیچاره رادمنش هم بود و آخرین صحبتش را در آنجا کرد.
من در
آنجا گفتم آقا دارو و دوا و این حرفها را من نمیفهمم. این چه طور دارویی
است که به یکی بدهند زیاد حرف میزند، به یکی دیگر بزنند کم حرف میزند.
ثالثاً ممکن است به یکی دوا بزنند که ارادهاش تخدیر بشود راستش را بگوید و
نتواند مقاومت کند، اما دیگر دارو و انژکسیون استدلال ندیده بودیم که به
کسی بزنند که استدلالش خوب بشود. اینها [سران حزب توده] برای صحت اظهارات
خودشان [راجع به خیانت حزب توده و غلط بودن مارکسیسم] در مصاحبههای
تلویزیونی مرتب دارند استدلال میکنند. ما چنین چیزی نشنیده بودیم.»
(یادماندهها و یادداشتهای پراکنده ایرج اسکندی، انتشارات مرد امروز -
خارج از کشور- ، صفحات 178 و 179)
داروی «احسان طبری» خیلی اثر داشت!
به
هر حال اگر ادعای شکنجه و یا تزریق دارو صحت میداشت، آن افراد باید پس از
آزادی از زندان صحبتهای خود را تکذیب میکردند، ولی نه تنها چنین نشد،
بلکه برخی از آنها حتی به گفتن و نوشتن مطالبی تندتر از آنچه در زمان
بازداشت بیان کرده بودند پرداختند.
مثلاً احسان طبری پس از خروج از
زندان چندین کتاب در نقد افکار گذشته خود و نقد مارکسیسم نوشت (منجمله
«کژراهه» و «آورندگان اندیشه خطا») و در همایشهایی در دفاع از اسلام
سخنرانی نمود (منجمله همایش وحدت اسلامی در تهران در سال 1367) ولی آن
کسانی که مدعی بودند این افراد تحت شکنجه و آمپول سحرآمیز اعتراف
نمودهاند، هیچ به روی خود نیاوردند که تا دیروز چه میگفتند، انگار
«نهخانی آمده نه خانی رفته»!
در همین باره، حسین شریعتمداری (که پس از
توبه احسان طبری جزو دوستان نزدیک وی محسوب میشد) هم نقل کرده است: «وقتی
مرحوم احسان طبری، برجستهترین تئوریسین مارکسیسم در آکادمی علوم شوروی
سابق و عضو مرکزیت حزب توده، به اسلام بازگشت و با نگاهی موشکافانه و مستند
به نقد علمی مارکسیسم نشست، رسانههای هر دو اردوگاه شرق و غرب با حجم
انبوهی از تبلیغات به مقابله و تخطئه او برخاستند و در این میان، نظر رادیو
مسکو-شوروی سابق- که رادیوهای امریکا و بیبیسی نیز با آب و تاب آن را
پوشش میدادند، جالبترین- و البته خنده دارترین- نمونه بود.
مفسر
رادیو مسکو میگفت: ایرانیها موفق به ساخت آمپولی شدهاند که اگر به
زندانی تزریق شود، آنچه به وی دیکته شده است را بر زبان میآورد! وقتی این
خبر را با مرحوم طبری در میان گذاشتم پوزخندی زد و گفت؛ باید از رفقای
مارکسیست و دوستان امپریالیست! پرسید، اگر ایران اسلامی تا این اندازه
پیشرفته است که موفق به ساخت چنین داروی سحرآمیزی شده است چرا اینهمه
درباره عقب افتادگی علمی آن تبلیغ میکنید؟ و اما، برفرض که متخصصان ایرانی
موفق به ساختن چنین دارویی شده و به من هم تزریق کرده باشند! تزریق دارو
که «سند» و «استدلال» نمیسازد. اظهارات من تحت هر شرایط و به هر علتی که
باشد، برای اثبات آن سند و دلیل ارائه کردهام، چرا به جای پاسخگویی، لطیفه
میسرایید؟!» و این نمونهای بود از تلاشهایی که عناصر ضد انقلاب برای
تبرئه خود در موارد مشابه میکردند.
در هر صورت، ماجرای اعترافات سران
حزب توده و جوسازیهای ضد انقلاب نشان داد که میشود ایدئولوگ و استراتژیست
بزرگی بود و تنها با مدتی تفکر (چه در بازداشتگاه و چه در هر جای دیگر)
بدون هیچ گونه شکنجه به عقاید گذشته خود پشت پا زد و پس از آزادی هم در
فضای خارج از زندان به همین عقاید تازه پای بند ماند و از آن با صداقت دفاع
کرد.
شبکه ایران
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


