دروغ به تماشاگران جدایی نادر از سیمین
داستان فیلم «جدایی...»
«جدایی...»
داستان اختلاف نادر (پیمان معادی) با سیمین (لیلا حاتمی) است که اولی بر
نگهداری از پدر پیرش (علیاصغر شهبازی) اصرار دارد و دومی، به آینده
فرزندشان، ترمه (سارینا فرهادی) تأکید میکند. در این میان البته پای زنی
به نام راضیه (ساره بیات) برای نگهداری از پدر نادر به خانهشان باز میشود
که داستان را وارد فازهای دیگری میکند. دعوای نادر با راضیه برای یک
سوءتفاهم و البته مهمتر از آن تنها گذاشتن پدر نادر در خانه و دعوا با او،
مرگ جنین در رحم راضیه را بر گردن نادر میاندازد اما واقعیت را در انتهای
فیلم میشود فهمید که تصادفی در خیابان باعث این مرگ شده است. در این میان
پای حجت (شهاب حسینی) به عنوان شوهر راضیه هم به میان کشیده میشود و
داستان گرههای خود را یکی پس از دیگری پشت سر میگذارد.
دروغ فرهادی به تماشاگران فیلم
شاید
بشود گفت که صحنه تصادف راضیه در خیابان، آن هنگام که به دنبال پدر نادر
رفته بود، نقطه عطف فیلمنامه است که فرهادی برای سرگرم کردن تماشاگر، آن را
به طریق رندانهای از تدوین نهایی فیلم حذف کرده است.
اصغر فرهادی در
جایی گفته: این صحنه مهمی است. اما اگر یک بار دیگر فیلم را ببینید،
نشانههایی را میبینید که این تصادف رخ داده. کافی است تماشاگر به خودش
اعتماد کند و خودش هم شریک ساختن فیلم بشود. شما حتی صدای ترمز و صدای صحنه
تصادف را میشنوید و در پلان بعد، حال بد راضیه را میبینید و بعد در
اتوبوس میبینید که او از بیحالی ضعف میکند، سرش گیج میرود و میافتد.
به جای اینکه صحنه تصادف را نشان دهم، پیامدش را گذاشتم. ولی خوب سلیقه روز
این شکلی است و تماشاگر عادت به این طور اطلاعات گرفتن ندارد و اسمش
میشود اطلاعرسانی قطرهچکانی.
فرهادی به این نکته مهم اشاره میکند که
فیلم را در دو نسخه مونتاژ کرده. یک بار با صحنه تصادف و دیگری بدون آن
ولی بیشتر کسانی که برای اولین بار فیلمش را دیدند، نظرشان این بوده که
مونتاژ فیلم، بدون صحنه تصادف بهتر بوده است.
آنچه در این میان نباید
فراموش شود، دروغ فرهادی به مخاطب است، چرا که هیچکدام از نشانههای ذکر
شده، تماشاگر را به درک داستان و حقیقت ماجرا هدایت نمیکند. چرا که اگر
مخاطب به حقیقت تصادف در آن صحنه برسد، بسیاری از وقایع دیگر و گرههای
فیلمنامه، خود به خود باز میشود.
سیاهنامهای نچسب برای نوروز
تعجب
برای قرار دادن «جدایی...» در فهرست فیلمهای اکران نوروزی، وجه دیگری است
که باید در این سطور به آن پرداخت. فیلمی با این سیاهی که طبقه متوسط را
تا این حد متزلزل و طبقه پائیندست را تا این حد شکننده و ضعیف به نمایش
میگذارد، چه نسبتی با ایام شاد و پرانرژی نوروز دارد؟! شاید همین عامل بود
که سینماهای نمایشدهنده «جدایی...» در حالی با چند نفر، فیلم را به روی
پرده نقرهای میبرند که سینماهای نمایشدهنده فیلم رقیب، کارش به سانسهای
فوقالعاده یک و دوی بامداد کشید.
***
در
این سطور کم شمار که در آن باید حوصله خواننده سایبری را هم در نظر گرفت،
فرصت زیادی برای پرداختن به ابعاد پنهان سیاسی و غرضورزانه آخرین ساخته
فرهادی نیست اما بیشتر از هرچیز اصرار سیمین برای برداشتن آلبوم محمدرضا
شجریان در حالی که وسایلش را از خانه خود به خانه مادرش میبرد و پخش یکی
از آهنگهای او در اتومبیل نشان میداد که دلدادگی آقای کارگردان به جریان و
جنبش ابترمانده سبز چقدر است.
لذا بررسی بیشتر این فیلم از جنبههای عمیقتر سیاسی و اجتماعی را به فرصت دیگری موکول میکنیم...
مشرق
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



"فیلمی با این سیاهی که طبقه متوسط را تا این حد متزلزل و طبقه پائیندست را تا این حد شکننده و ضعیف به نمایش میگذارد، چه نسبتی با ایام شاد و پرانرژی نوروز دارد؟! "
ما آخرش نفهمیدیم بلاخره نوروز و بهار باید شاد باشیم یا برای مردم بحرین و یمن و لیبی عزا بگیریم.
الان شما گیر دادید به احمدی نژاد که چرا جشن نوروز گرفته است و چرا به فکر مردم بحرین نیست از آن طرف گیر داده اید به مسئولان که چرا فیلمی بقول شما سیاه و غم انگیز از اصغر فرهادی برای سینما گذاشته اند بلاخره تکلیف خودتان را روشن کنید
از قرار معلوم عزاداری بد نیست منتها نه برای غم و غصه های مردم ایران بلکه برای همسایگان چون از قرار معلوم ما هیچ مشکلی نداریم و بقیه سرتاپا مشکل دارند.