نگاه بیبیسی به سریالهای نوروزی
سالهاست که مجموعه سازی برای ایام نوروز در تلویزیون ایران رونق گرفته است. حالا دیگر مخاطبان صدا و سیمای جمهوری اسلامی همان گونه که مجموعههای طنز ۹۰ شبی را میشناسند میدانند که در تعطیلات عید نوروز هم شبکههای تلویزیونی مجموعههایی را ویژه عید تدارک دیده و پخش میکنند.
این مجموعهها هر کدام طرفداران و منتقدان خود را دارند اما از آنجا که مجموعههای نوروزی سال گذشته به دلایلی که به نظر میرسید ناشی از بیبرنامگی و شتابزدگی در ساخت باشد مورد انتقادهای فراوانی قرار گرفتند، به نظر میرسید که مسئولان و مدیران شبکههای تلویزیونی امسال قصد داشتند که با برنامهریزی مناسب اشتباهات سال گذشته را تکرار نکنند.
با نزدیک شدن نوروز ۱۳۹۰ خبرهای مختلف، و گاه ضد و نقیض، درباره مجموعههای نوروزی تدارک دیده شده و در دست تولید منتشر شد.
بر اساس اخبار و گزارشهای منتشر شده، تاکید مدیران شبکهها بر کمیت احتمالا برای تضمین کیفیت بود چون مدیران اکثر شبکهها قصد داشتند که با تدارک دو مجموعه مختلف برای هر شبکه این امکان را داشته باشند که از بین دو سریال ساخته شده، سریال بهتر را برای پخش در ایام نوروز انتخاب کنند.
با آغاز سال نو، مجموعههای نوروزی پایتخت، راه در رو، موج و صخره، و بچهها نگاه میکنند به روی آنتن شبکههای صداوسیما رفتند.
موج و صخره
موج و صخره که در ابتدا با عنوان سفر، کیش مات از آن سخن گفته
میشد، پس از مجموعه سه در چهار، دومین کار مجید صالحی در سمت کارگردان
است.
موج و صخره داستان چند جوان است که به دلایل مختلف به جزیره کیش رفتهاند و پس آشنایی اشخاص بومی جزیره با اتفاقات جالبی روبرو میشوند. این مجموعه به موضوعات مختلفی همچون ازدواجهای سنتی، آشنایی و ازدواج اینترنتی، تلاش به دوبی رفتن، و... میپردازد.
در رابطه با نوع طنز موج و صخره، مجید صالحی اعلام کرده بود که در این مجموعه به دنبال تجربه و ارائه جنس دیگری از طنز بوده است. امیرعباس پیام، فیلمنامه نویس این مجموعه نوروزی شبکه تهران هم مدعی شده بود که هدف ساختن طنز موقعیتی فاخری را داشته که بر اساس طنز در موقعیتهای "تلویحی و پنهان" ساخته شده باشد.
اما به نظر میرسد برخلاف هدف کارگردان و فیلمنامه نویس، موج و صخره تفاوت چندانی با دیگر آثار طنز معاصر سیما و سینما ندارد.
مشکلی که میتواند به مجموعههای طنز تلویزیونی و حتی فیلمهای سینمایی کمدی ایرانی ضربه بزند این است که کاراکترهای طنز که انگشت شمار و محدود هم هستند با ویژگیهای ثابت و حتی تکیه کلامهای تکراری خود در فیلمها و مجموعههای مختلف ظاهر میشوند.
این بار هم بسیاری از بازیگران این مجموعه به ویژه مجید صالحی و علی صادقی شخصیتهای همیشگی و تا حدودی کلیشهایشان، را تکرار کردهاند.
علاوه بر این، داستان که در قسمتهای آغازین سریال جذاب به نظر میرسد، اما این جذابیت کمکم از دست میرود و به جای آنکه داستان سریال موقعیتهای طنز را خلق کند، اینگونه به نظر میرسد که وظیفه خنداندن بیننده بر شانه بازیگران و بداههگوییهایشان میافتد. تا جایی که داستان تنها بهانهای است برای ایجاد چارچوبی که بازیگران با دیالوگها و بداههگویی مخاطب را بخندانند.
به غیر از بازیگران اصلی موج و صخره، تنها امیر نوری توانسته است در ایفای نقش مکمل بازی قابل قبولی از خود ارائه دهد اما زیبا بروفه در نقش همسر احساساتی چاوش (صالحی) و الهام حمیدی در نقش دانشجوی روانشناسی بلندپرواز و آرمانگرا در ایفای نقشهای کمدی چندان موفق نبودهاند.
پایتخت
پایتخت پس از مجموعههای چاردیواری و پیامک از دیار باقی سومین
تجربه نوروزی سیروس مقدم است. این مجموعه به داستان زندگی یک خانواده
میپردازد که قبل از سال نو از یک روستای مازندران به تهران مهاجرت میکنند
اما پس از رسیدن به تهران با اتفاقات و حوادث متفاوتی روبهرو میشوند که
آغاز زندگی شهری وجدیدشان را به تعویق میاندازد.
مجموعه پایتخت، که فیلمنامه آن را محسن تنابنده، بازیگر شخصیت اصلی این مجموعه، نوشته است، نگاه شایستهای به موضوع تراکمزدایی و مهاجرت روستائیان دارد.
در روزگاری که توجه اهالی سیما و سینما – به خصوص در زمینه طنز – بیشتر به اقشار مرفه و طبقات "بالای شهر" نشین است، موضوع و نگاه متفاوت مجموعه پایتخت در پرداختن به طبقه متوسط جامعه، مورد تحسین بسیاری واقع شده است. با وجود این، تنها نگاه اجتماعی متفاوت و حسن نیت در انتخاب موضوع نبوده که مورد ستایش قرار گرفته است.
هرچند پایتخت به عنوان یک مجموعه نوروزی اجتماعی موفقیتهایی کسب کرده، اما یک مجموعه طنز بیعیب و نقص نیست.
شخصیت "بابا پنجعلی" با بازی علیرضا خمسه در این مجموعه، انتظارات برخی مخاطبان را بر آورده نمیکند و به نظر میرسد آنگونه که باید و شاید ساخته و پرداخته نشده و صیقل نخورده است.
دستاندرکاران برنامهسازی در صدا و سیما جمهوری اسلامی میگویند از سازندگانی که به جای تهران در شهرستانها برنامه بسازند، یا از هنرمندان شهرستانی بهره بگیرند و یا به هر وسیلهای به فرهنگ مردم شهرهای دیگر به جز تهران بپردازند حمایت میکنند؛ اما تجربههای جدی اولیه برای حرکت در جهت این سیاست گذاری با واکنشهای تندی مواجه شد.
به عنوان مثال چندی پیش که سریال در مسیر زاینده رود از تلویزیون ایران پخش شد، استاندار اصفهان تهیه کنندگان این سریال را کج سلیقه خواند از انتقادات متعددی را به این مجموعه وارد دانست.
این بار هم هادی ابراهیمی، معاون استاندار مازندران، راجع به تصویر ترسیم شده از مازندرانیها گفته: "عقدهگشاییهای اخیر در سریال پایتخت که متاسفانه عزت اجتماعی و فرهنگ قومی مازندرانیها را به شدت هدف قرار داده و به غیرواقعیترین شکل ممکن به زبان، لهجه، رفتار، افکار، بافت خانوادگی، ارتباطات اجتماعی و اتفاقات محتمله در یک زندگی شمالی پرداخته، تنها و تنها یادآور تفکری آپارتایدگونه علیه هر قومیتی بجز قومیت تهرانی و یا قومیت منسوب به رسانهایهای پایتختنشین است."
راه در رو
کارگردانی راه در رو، مجموعه نوروزی شبکه سوم، بر عهده سعید آقاخانی بوده که چندی پیش مجموعه خوشنشینها را در حال پخش داشت.
با توجه به اینکه تصویربرداری راه در رو در اواخر ماه بهمن آغاز شد، این نگرانی وجود داشت که این مجموعه به موقع آماده پخش نشود و طبعا این نگرانی بر حاصل کار بیتاثیر نخواهد بود.
فاصله زمانی کوتاه بین پخش مجموعههای راه در رو و خوشنشینها و همکاری مجدد آقاخانی با تهیهکننده خوشنشینها و بازیگرانی همچون مهران غفوریان، مرجانه گلچین، حمید لیقوانی و امیر غفارمنش طنزی را ارائه میدهد که از لحاظ جنس طنز و شخصیتپردازی با خوش نشینها شباهتهای زیادی دارد و در نتیجه جذابیتش را برای برخی مخاطبان از دست میدهد.
برای پوشاندن برخی ضعفهای این مجموعه مانند نامنسجم بودن داستان و ضعف شخصیتپردازی در این سریال هم مانند مجموعه موج و صخره به استعدادهای فردی بازیگران تکیه شده است، اما بازیگران این مجموعه هم در خلق طنز چندان موفق عمل نکردهاند. کاراکترهای طنز این مجموعه با تکرار شخصیتها جا افتاده وگاه کلیشهای خود لحظات کمدی پراکندهای را ایجاد کردهاند.
بچهها نگاه میکنند
بچهها نگاه میکنند پس از قطع همکاری حمیدرضا صلاحمند با پروژه
آژانس دوستی اولین همکاری مجدد او با تلویزیون ایران است. با توجه به اینکه
این اولین تجربه مناسبتی صلاحمند و اولین همکاری مجدد وی پس از مدتها
دوری از این رسانه بود، و در نظر گرفتن اینکه به علت نارضایتی صلاحمند از
فیلمنامه، در هنگام تصویربرداری سریال فیلمنامه به صورت قسمت به قسمت به
دست کارگردان و دیگر عوامل گروه میرسید، بسیاری شک داشتند که این مجموعه
رضایت مخاطب را جلب کند. شکی که بیاساس هم از آب در نیامد و و نه تنها
مخاطب، بلکه رسانهها را هم کمتر به این مجموعه جذب کرد.
سازندگان این مجموعه تلاش کردهاند با استفاده از بازیگران نامآشنایی همچون آتیلا پسیانی، گوهر خیراندیش و سارا خوئینیها توجه مخاطبان را هر چه بیشتر به خود معطوف کنند؛ راهکاری که همیشه به نتیجه مطلوب منجر نمیشود. با این حال برخی از منتقدان بر این باور هستند که مخاطبان استقبال شایانی از مجموعه بچهها نگاه میکنند نکردهاند و دلیل آن را میتوان در استفاده از فضاهای بسته آپارتمانی و دعواهای متداول زن و شوهری جستجو کرد، که جذابیت چندانی برای مخاطبان در ایام نوروز ندارد.
از دیگر ضعفهای مجموعه بچهها نگاه میکنند میتوان به فیلمنامه ضعیف، داستانی نامنسجم، شخصیتپردازی ضعیف، شخصیتهای تک بعدی و... اشاره کرد.
مشرق
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


