نگاهی به آرایش انتخاباتی مجلس؛
مسأله حضور در انتخابات آینده
بعضیها حدس میزنند که ممکن است احمدینژاد و هوادارانش با توجه به اینکه دوره آخر ریاستجمهوری آنهاست، برای ادامه برنامههای خود بهسمت مجلس کوچ بکنند و انتخابات مجلس آینده توسط طیف طرفداران احمدینژاد جدی گرفته شود و آنها سعی کنند اکثریتی را داشته باشند که اگر رییسجمهوری از طیف آنها بود...

بولتن نیوز: با توجه به اینکه انتخابات مجلس بهعنوان پیشزمینه انتخابات ریاستجمهوری
آینده و در عینحال شاخصی برای تشخیص گرایشهای غالب مردم به جریانها یا
احزاب، شناسایی میشود، از اهمیت بهسزایی برخوردار است و بعضیها حدس
میزنند که ممکن است احمدینژاد و هوادارانش با توجه به اینکه دوره آخر
ریاستجمهوری آنهاست، برای ادامه برنامههای خود بهسمت مجلس کوچ بکنند و
انتخابات مجلس آینده توسط طیف طرفداران احمدینژاد جدی گرفته شود و آنها
سعی کنند اکثریتی را داشته باشند که اگر رییسجمهوری از طیف آنها بود،
بهعنوان کمک و اگر نبود بهعنوان کنترل ریاستجمهوری آینده از طریق مجلس
شورای اسلامی عمل کنند.
در مورد مجلس آینده چند دغدغه وجود دارد. اولین دغدغه این است که ما باید مسأله حضور را حل بکنیم. بعضیها معتقد هستند وقایعی که بعد از انتخابات رخ داد و جریان فتنه و امثال آن پیش آمد، اینها ممکن است به حضور صدمه بزند و این به مصلحت نظام نیست و باید کاری انجام بدهیم که به هر صورت مردم در سرنوشت خود با مشارکت گسترده حضور پیدا بکنند. نکته دوم این است که در فقدان جریان رقیب که نمیتواند بهصورت جدی حضور پیدا کند و ظاهرا شرایط چندان هم برایشان مساعد نیست، جریان اصولگرا باید چه استراتژی را پیشرو داشته باشد. آیا باید تقسیم بشود به دو بخش معتقد و منتقد؟ آیا باید اجازه بدهند که فضا باز بشود و آن طیف، علیرغم همه اشتباهاتشان حضور پیدا بکنند یا اینکه طیف اصلاحطلب را به دو بخش قانونگرا و خلاف قانون تقسیم بکنیم و به قانونگرایانشان اجازه حضور بدهیم و یا اینکه خودبهخود و بهطور اتوماتیک جریان اصولگرا به طیفهای مختلف تقسیم خواهد شد و اتفاقا یک رقابت جدی و سنگینی که مایه شکاف درون اصولگرایان خواهد بود، بهوجود خواهد آورد.
اینها دیدگاههای مختلف در این زمینه است که خود اینها بهعنوان یک دغدغه مطرح میشود. ضمن اینکه بعضیها معتقد هستند با توجه به مطلبی که اشاره شد، احتمال دارد دولت با تمام قدرت خود برای به دست گرفتن مجلس آینده اقدام بکند تا شاهد نوعی رقابت مابین اصولگرایان و همچنین طیف هوادار دولت باشیم که این هم به نکته مهمی تبدیل خواهد شد. باید دید که سناریوهای آینده در این مسأله بسیار مهم یعنی انتخابات مجلس، کدامیک از وزن بیشتری در هنگام تحقق برخوردار خواهد بود. در رابطه با وحدت اصولگرایان باید اول سئوال مطرح بشود که آیا این وحدت مفید هست یا خیر؟
دوم اینکه آیا ضروری است یا خیر؟ سوم اینکه آیا شدنی است یا خیر؟ هرکدام از اینها با توجه به مقدمات و شرایط پیشینی خود، معنا پیدا میکند. اگر قرار باشد که جریان رقیبی نباشد و جریان اصلاحطلب در هیچ سطحی حضور پیدا نکند، وحدت اصولگرایان میتواند ضدمشارکتی تلقی شود و مانع مشارکت بشود. لذا در آن زمان شاید بروز نوعی از اختلاف دیدگاهها بتواند مایه جلب مردم به صحنه انتخابات باشد و موجب بشاشیت آن شود. اما اگر چنین نباشد و طیف اصلاحطلبان حضور پیدا کنند، طبیعتا در مقابل آن طیف وحدت لازم است. میزان این وحدت، بستگی به میزان قدرت رقیب دارد. هرچه رقیب جدیتر باشد، وحدت در این طرف بهصورت یک الزام عقلانی مطرح خواهد شد. اما هرگاه رقیب جدی نباشد، علیرغم بسیاری از فعالیتهای ما، این اختلاف بهوجود خواهد آمد.
ضمن اینکه در نهایت باید دید که آیا این وحدت شدنی است یا خیر؟ باید دید که وحدت مابین اصولگرایان برحسب چه فرمولی میتواند شکل بگیرد؟ اساسا وحدت براساس همان فرمولی شکل میگیرد که اختلاف شکل میگیرد. یعنی اگر اختلاف در منافع باشد، باید وحدت در منافع در مقابل آن باشد. اگر اختلاف در کرسیهای قدرت باشد، وحدت هم در تقسیم کرسیهای قدرت خواهد بود. اگر اختلاف در میزان برداشت ذهنی از حجم هواداران باشد، وحدت میتواند در اصلاح این دیدگاه یا برداشت باشد. همه اینها مواردی است که باید مشخص بشود تا بعد برای آن برنامهریزی کرد.
اما در رابطه با کسانی که به نوعی بین آنها و نظام گسست ایجاد شده است، باید گفت که اینها دو گروه هستند. یک گروه بدنه مردمی است که طبیعتا مطالباتی دارد و نظام مکلف است که این مطالبات را دستهبندی کند و به بسیاری از آنها جواب بدهد. معتقدم که بخش اعظم بلکه غالب آنها، هوادار و علاقهمند به نظام هستند و نباید آنها را به شکل رادیکال و تندرو دید. اما طیفی هم وجود دارند که واقعا اشتباهات سیاسی آنها را ورشکسته به تقصیر کرده است. طبیعتا نه نظام علیالظاهر به آنها اجازه فعالیت خواهد داد و نه زمینه عقلانی برای حضور مجدد آنها و تکرار اشتباهاتشان وجود دارد. ولی در مقابل، آن کسانیکه در چهارچوب قانون عمل کردند و اختلاف دیدگاه دارند، نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران اختلاف دیدگاه را به رسمیت شناخته است، تحزب را به رسمیت شناخته است و آنها میتوانند در چهارچوب قانون دیدگاههای خود را مطرح بکنند و در صورت جلبنظر مردم، طبیعتا میتوانند قدرت سیاسی داشته باشند؛ ولی هرکس چه اصولگرا و چه غیراصولگرا بخواهد از چهارچوب نظام سیاسی و قانونی کشور خارج بشود، طبیتا یاغی محسوب شده و نظام مجوز فعالیت به او نخواهد داد.
ما امیدوار هستیم که به هر صورت همه بازیهای سیاسی در چهارچوب قانون باشد و مردم بتوانند تریبونهای مختلفی را در صحنه سیاسی ببینند و همه برای خودشان صدایی داشته باشند که بیانگر دیدگاههای آنان باشد و همه این صداها در درون قانون معنا بدهد.
دكترامیر محبیان / نشریه پنجره
در مورد مجلس آینده چند دغدغه وجود دارد. اولین دغدغه این است که ما باید مسأله حضور را حل بکنیم. بعضیها معتقد هستند وقایعی که بعد از انتخابات رخ داد و جریان فتنه و امثال آن پیش آمد، اینها ممکن است به حضور صدمه بزند و این به مصلحت نظام نیست و باید کاری انجام بدهیم که به هر صورت مردم در سرنوشت خود با مشارکت گسترده حضور پیدا بکنند. نکته دوم این است که در فقدان جریان رقیب که نمیتواند بهصورت جدی حضور پیدا کند و ظاهرا شرایط چندان هم برایشان مساعد نیست، جریان اصولگرا باید چه استراتژی را پیشرو داشته باشد. آیا باید تقسیم بشود به دو بخش معتقد و منتقد؟ آیا باید اجازه بدهند که فضا باز بشود و آن طیف، علیرغم همه اشتباهاتشان حضور پیدا بکنند یا اینکه طیف اصلاحطلب را به دو بخش قانونگرا و خلاف قانون تقسیم بکنیم و به قانونگرایانشان اجازه حضور بدهیم و یا اینکه خودبهخود و بهطور اتوماتیک جریان اصولگرا به طیفهای مختلف تقسیم خواهد شد و اتفاقا یک رقابت جدی و سنگینی که مایه شکاف درون اصولگرایان خواهد بود، بهوجود خواهد آورد.
اینها دیدگاههای مختلف در این زمینه است که خود اینها بهعنوان یک دغدغه مطرح میشود. ضمن اینکه بعضیها معتقد هستند با توجه به مطلبی که اشاره شد، احتمال دارد دولت با تمام قدرت خود برای به دست گرفتن مجلس آینده اقدام بکند تا شاهد نوعی رقابت مابین اصولگرایان و همچنین طیف هوادار دولت باشیم که این هم به نکته مهمی تبدیل خواهد شد. باید دید که سناریوهای آینده در این مسأله بسیار مهم یعنی انتخابات مجلس، کدامیک از وزن بیشتری در هنگام تحقق برخوردار خواهد بود. در رابطه با وحدت اصولگرایان باید اول سئوال مطرح بشود که آیا این وحدت مفید هست یا خیر؟
دوم اینکه آیا ضروری است یا خیر؟ سوم اینکه آیا شدنی است یا خیر؟ هرکدام از اینها با توجه به مقدمات و شرایط پیشینی خود، معنا پیدا میکند. اگر قرار باشد که جریان رقیبی نباشد و جریان اصلاحطلب در هیچ سطحی حضور پیدا نکند، وحدت اصولگرایان میتواند ضدمشارکتی تلقی شود و مانع مشارکت بشود. لذا در آن زمان شاید بروز نوعی از اختلاف دیدگاهها بتواند مایه جلب مردم به صحنه انتخابات باشد و موجب بشاشیت آن شود. اما اگر چنین نباشد و طیف اصلاحطلبان حضور پیدا کنند، طبیعتا در مقابل آن طیف وحدت لازم است. میزان این وحدت، بستگی به میزان قدرت رقیب دارد. هرچه رقیب جدیتر باشد، وحدت در این طرف بهصورت یک الزام عقلانی مطرح خواهد شد. اما هرگاه رقیب جدی نباشد، علیرغم بسیاری از فعالیتهای ما، این اختلاف بهوجود خواهد آمد.
ضمن اینکه در نهایت باید دید که آیا این وحدت شدنی است یا خیر؟ باید دید که وحدت مابین اصولگرایان برحسب چه فرمولی میتواند شکل بگیرد؟ اساسا وحدت براساس همان فرمولی شکل میگیرد که اختلاف شکل میگیرد. یعنی اگر اختلاف در منافع باشد، باید وحدت در منافع در مقابل آن باشد. اگر اختلاف در کرسیهای قدرت باشد، وحدت هم در تقسیم کرسیهای قدرت خواهد بود. اگر اختلاف در میزان برداشت ذهنی از حجم هواداران باشد، وحدت میتواند در اصلاح این دیدگاه یا برداشت باشد. همه اینها مواردی است که باید مشخص بشود تا بعد برای آن برنامهریزی کرد.
اما در رابطه با کسانی که به نوعی بین آنها و نظام گسست ایجاد شده است، باید گفت که اینها دو گروه هستند. یک گروه بدنه مردمی است که طبیعتا مطالباتی دارد و نظام مکلف است که این مطالبات را دستهبندی کند و به بسیاری از آنها جواب بدهد. معتقدم که بخش اعظم بلکه غالب آنها، هوادار و علاقهمند به نظام هستند و نباید آنها را به شکل رادیکال و تندرو دید. اما طیفی هم وجود دارند که واقعا اشتباهات سیاسی آنها را ورشکسته به تقصیر کرده است. طبیعتا نه نظام علیالظاهر به آنها اجازه فعالیت خواهد داد و نه زمینه عقلانی برای حضور مجدد آنها و تکرار اشتباهاتشان وجود دارد. ولی در مقابل، آن کسانیکه در چهارچوب قانون عمل کردند و اختلاف دیدگاه دارند، نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران اختلاف دیدگاه را به رسمیت شناخته است، تحزب را به رسمیت شناخته است و آنها میتوانند در چهارچوب قانون دیدگاههای خود را مطرح بکنند و در صورت جلبنظر مردم، طبیعتا میتوانند قدرت سیاسی داشته باشند؛ ولی هرکس چه اصولگرا و چه غیراصولگرا بخواهد از چهارچوب نظام سیاسی و قانونی کشور خارج بشود، طبیتا یاغی محسوب شده و نظام مجوز فعالیت به او نخواهد داد.
ما امیدوار هستیم که به هر صورت همه بازیهای سیاسی در چهارچوب قانون باشد و مردم بتوانند تریبونهای مختلفی را در صحنه سیاسی ببینند و همه برای خودشان صدایی داشته باشند که بیانگر دیدگاههای آنان باشد و همه این صداها در درون قانون معنا بدهد.
دكترامیر محبیان / نشریه پنجره
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


