کد خبر: ۴۲۶۳۲۳
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۹۵ - ۲۲:۳۱
بخوان !
شايد آن روز درآن غار تاريك اگر مي توانست هرگز بار سنگين رسالت را نمي پذيرفت و مسئوليت هدايت جامعه بشري را بر عهده نمي گرفت. امانت سنگيني كه آسمان و زمين را ياراي بر دوش كشيدنش نبود ...
به بهانه ایام ولادت محمدمصطفی(ص)
گروه مذهبی: ولی اله پاشا زانوسی* در یادداشت پیش رو که به بهانه ی ایام ولادت محمدمصطفی(ص) نگاشته شده معتقد است نگاري كه به هيچ مكتبي نرفت و خط ننوشت ، با عشق و غمزه هاي قلمِ قلبِ آتشينش و با جوهر وجود و وجدانش ، مسئله و مسئوليت آموز مدرسان و واعظان شد. تنها با مركب عشق ميسر است تا راه هزاران ساله را در يك دم و لحظه طي كني.

به گزارش بولتن نیوز، متن این یادداشت به شرح زیر می باشد:

وقتی چشم به جهان گشود،پدر را ندید. دو ماه و شاید هفت ماه پيشتر چشم از جهان فرو بسته بود پدر.بعدها رشید شدن پسرانش را نیز ندید. همانگونه که در آغاز پدر را ندیده بود.
در کودکی شبان بود و بی سواد.امی لقب داشت و امین شد.
در پسِ چله نشینیِ روح و در گذر چهل سالگی عمر،در شبی عجیب جبرئيل از اوخواست بخواند :" اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربک الاکرم . الذی  علم بالقلم . علم الانسان ما لم يعلم ".يعنی: بخوان به نام پروردگارت که آفريد.او انسان را از خون بسته آفريد.بخوان به نام پروردگارت که گرامي تر و بزرگتر است.خدايی که نوشتن با قلم را به بندگان آموخت . به انسان آموخت آنچه را که نمي دانست.
پروردگار در آغازراه رسالت، از آفرینش و بزرگی و نوشتن و قلم و آموختن، با رسولش سخن گفت!
گفت:خواندن نمی توانم. فرشته او را سخت فشرد و از او خواست که " لوح " را بخواند . اما همان جواب را شنيد.
سوم بار، محمد ( ص ) احساس کرد مي تواند " لوحی " را که در دست جبرئيل است بخواند.
شايد آن روز درآن غار تاريك اگر مي توانست هرگز بار سنگين رسالت را نمي پذيرفت و مسئوليت هدايت جامعه بشري را بر عهده نمي گرفت. امانت سنگيني كه آسمان و زمين را ياراي بر دوش كشيدنش نبود و خداوند از آن همه او را برگزيد كه عاشق ترين بود. كه عشق در جانش شعله ور بود. آتشي در سينه داشت كه خورشيد در مقابلش همچون شعله اي حقير مي مانست و مي سوزاند آنچه را كه نبايد در وجود آدمي ماوا گزيند و روشن مي نمود آن چيزهايي را كه بشر را توان درك و  ديدنش نيست.
- « اقرا ...» بخوان!... - نمي توانم.
- نمي تواني نخواني. اكنون تو مبعوث شدي. بايد بخواني، بداني و بگويي. تا مرز عاشق شدن ميل و خواسته ي توست.اكنون عاشقي بر همه عالم و همه عالم از اوست. نمي تواني اين همه را نبيني و بهترين ها را نشان و نشانه ندهي.
 «اي رسول! ما تنها تو را براي ابلاغ رسالت فرستاديم بلكه هركس را كه بخواهیم خود هدايت مي كنيم.»
نگاري كه به هيچ مكتبي نرفت و خط ننوشت ، با عشق و غمزه هاي قلمِ قلبِ آتشينش و با جوهر وجود و وجدانش ، مسئله و مسئوليت آموز مدرسان و واعظان شد. تنها با مركب عشق ميسر است تا راه هزاران ساله را در يك دم و لحظه طي كني.
نگاري كه خبرهاي روشن و تازه اي آورد تا جان خسته ي انسان را با نور و آگاهي، آرام و مطمئن سازد. تا بشر را از جهل و تاريكي نجات بخشد.
شيعه خبرنگار مكتب چنين نگاری است. رسولي كه تمام تلاش او در جهت مكارم اخلاق، كرامت انسان، ستيز با ستم و انتشار آگاهي و مهربانی است.


* روزنامه نگار و شاعر
منبع: بولتن نیوز

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
تلگرام
اینستا
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین