غزل تازه «عليرضا قزوه» درباره عيد فطر
عليرضا قزوه در آستانه عيد سعيد فطر، غزلي با نام «شب قدر است لبخندي بزن تا عيد فطر من» سروده است.
دلم تنگ است و دلتنگ اند دلتنگان و دل ريشان
شب قدر است، لبخندي بزن، مولاي درويشان!
اگر همسو نميگردند با فريادهاي تو
نميگريند دل ريشان، نميچرخند درويشان
هنوز آن سوي دنيا قدر خوبي را نميفهمند
فراواناند بدخواهان و بسيارند بدكيشان
رها از خود شدم آن قدر اين شبها كه پنداري
نه با بيگانگانم نسبتي باشد نه با خويشان
به مرگ زندگي!... من مرگ را هم زندگي كردم
جدا از زندگاني كردن اين مرگانديشان
شب قدر است لبخندي بزن تا عيد فطر من
تبسم عيدي من باد، بادا عيدي ايشان
دلم تنگ است و دلتنگ اند دلتنگان و دل ريشان
شب قدر است، لبخندي بزن، مولاي درويشان!
اگر همسو نميگردند با فريادهاي تو
نميگريند دل ريشان، نميچرخند درويشان
هنوز آن سوي دنيا قدر خوبي را نميفهمند
فراواناند بدخواهان و بسيارند بدكيشان
رها از خود شدم آن قدر اين شبها كه پنداري
نه با بيگانگانم نسبتي باشد نه با خويشان
به مرگ زندگي!... من مرگ را هم زندگي كردم
جدا از زندگاني كردن اين مرگانديشان
شب قدر است لبخندي بزن تا عيد فطر من
تبسم عيدي من باد، بادا عيدي ايشان
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


