بازی دو سر باخت غرب در زمین آرای مردم
انبارلوئی در سرمقاله رسالت نوشته است: دستاوردهای مدرنیته در غرب حسناتی دارد و سیئاتی؛ حسنات آن همین که ما در حوزه اقتصاد، سیاست و فرهنگ شاهدیم که ممد غلبه کفار در بلاد اسلامی است!
سیئات مدرنیته را هم در جوامع آنها به وضوح میبینیم که حتی حال علمای مدرن را به هم زده و میخواهند با آسیبشناسی آن را مرتفع کنند. غرب از آزادی فقط بیبندوباری و فساد و فحشاء و اهانت به مقدسات دینی را به جوامع اسلامی صادر کرد تا شکاف سنت و مدرنیته را برای رسیدن به اهداف خود فعال نگه دارد.
غرب از دموکراسی نه احترام به رای مردم بلکه باز تولید هرج و مرج و آشوب و استبداد را به جوامع اسلامی صادر کرد. مردم از ساخت دولتهای مدرن در جوامع اسلامی در یکصد سال اخیر فقط شاهد ظهور دیکتاتوریهایی بدتر از دوران ماقبل مدرن بودند.
طراحان اتاق فکر در غرب اخیرا با باب کردن انقلابهای رنگی تیرخلاص به داوری مردم، رای مردم و جایگاه صندوق رای در حل و فصل اختلافات و فصل خصومات زدند.
آنها به طرفین رقابت آموختند در هر شکلی از ترکیب آراء میشود بازی را به هم زد و مردم را به خیابانها ریخت و به جای نگاه به صندوقهای رای برای تعیین تکلیف نتایج انتخابات با اردوکشی خیابانی و ترقهبازی و آتش سوزی نتیجه انتخابات را عوض کرد.
این بازی خطرناکی بود. در غرب طی دو قرن حیات مدرنیته اصلا موردی را یاد نداریم که آنان نتیجه انتخابات را در جوامع خود فارغ از آرای مردم در صندوقهای رای پیگیری کرده باشند. احترام به رای مردم و منتخب مردم امری مقدس بود اما آنها اخیرا القاء میکنند این امر مقدس خیلی هم مقدس نیست، میشود رای مردم را به هیچ گرفت و با شامورتی بازی ولات بازی نتایج انتخابات را تغییر داد. چرا غربیها به این روز افتادهاند که حتی به آموزهها و دستاوردهای مثبت مدرنیته کفر میورزند.
دلیل این امر آن است که به این نتیجه رسیدهاند که در جوامع اسلامی اگر انتخابات آزاد و سالم برگزار شود جایی برای نفوذ غرب و ادامه سلطه آنان باقی نمیماند.
آنچه ما در دو سال گذشته گرفتار آن بودیم آن است که کسانی که مدرنیته را در ایران نمایندگی میکردند با فرمانی از غرب (بخوانید بیبیسی و وی اوای) مامور شدند نتایج انتخابات را در هر صورت - ولو اینکه منتخب مردم دو سوم آراء را داشته باشد- انکار کنند آنها مامور شدند به هیچ وجه از طریق نهادهای فیصله بخش و نهادهای حقوقی نظام دنبال ختم ماجرا نروند، حتی باز شماری صندوقها را که راحتترین و آسانترین راه کشف حقیقت ماجرا است نپذیرند.
به آنها گفتند فقط با تکیه بر اصل آزادی اجتماعات که اصل ۲۷ قانون اساسی است بریزید توی خیابانها و از همه جالبتر از نظام بخواهید امنیت این اجتماعات را تا حصول نتیجه یعنی نادیده گرفتن رای مردم تضمین کند. اگر از شما پرسیدند دیگر اصول قانون اساسی که ناظر بر اسلامیت و جمهوریت نظام است چه میشود، پاسخی ندهید فقط در کف خیابان بگویید ما برای تغییر همینها آمدهایم لذا در کف خیابان کاری به نتایج انتخابات نداشتند، اصل نظام را هدف قرار دادند و به نوامیس فکری و اعتقادی مردم اهانت کردند.
آنان مثل کودکان لجوج بر طبل بیمهری و اهانت و تهمت و افترا به مردم و نظام و انقلاب کوبیدند. اقتدار و حیثیت استثنایی انقلاب را در نگاه جهانیان نشانه رفتند و هر چه توانستند لجن پراکنی کردند. جالب اینجاست شرح اهانتها و هتاکیها و فحاشیهای خود و اقدام براندازانه را فیلم و عکس و گزارش کردند و مثل سریالهای تلویزیونی از بیبیسی فارسی و صدای آمریکا به نمایش گذاشتند. طبیعی بود که یک نفرت و انزجار عمومی از این همین پلیدی و پلشتی پدید آید. مردم در ۹ دی و ۲۲ بهمن پارسال پاسخ این دشمنیها را دادند و بعد به تناسب شرارت آنها در سال ۸۹ نیز بیزاری و تبری خود را از این جماعتی که به شکل فرقهای عمل میکرد ابراز داشتند. نظام و مردم در برخورد با این پدیده صبوری کردند از جاده عدالت و انصاف خارج نشدند اما عدهای دامن از کف داده و زبان به فحاشی و هتاکی آلودند. این بیراههای است که هیچ عقل و منطقی آن را بر نمیتابد.
سخنان صریح مقام معظم رهبری در چند دیدار اخیر بویژه در دیدار با خبرگان خطاب به کسانی که چنین بیراههای رفتند آموزنده است. معظم له تاکید فرمودند؛ «بعضی از جوانها فکر میکنند هتک حرمت وظیفه است اما این خلاف وظیفه است» و فرمودند؛ «انتقاد، مخالفت و بیان عقاید با جرات هیچ اشکالی ندارد اما هر گونه هتک حرمت و رفتار غیر اخلاقی ضربه به نظام است. نگذارید فضای غیبت، تهمت و هتاکی ادامه پیدا کند.»
از این پدیده نمیشود نتیجه گرفت یک جریان اصرار بر این بیراهه دارد عموم مردم و اصولگرایان با بصیرت کامل تاکنون عمل کردهاند و در آینده هم عمل خواهند کرد. حساب کسانی را که از روی غفلت یا سهو و عمد به این بیراهه کشیدند باید از جریان اصیل ملت جدا دانست. اما این عمل زشت ولو از تعداد کمی صادر شده باشد باید مورد تقبیح قرار گیرد چرا که مشی مردم و اصولگرایان در برخورد با جریان فتنه یک مشی روشنگری مبتنی بر عقلانیت سیاسی و بصیرت دینی است. ما نیازی به هتاکی و فحاشی نداریم. دلیل غلبه مردم به جریان فتنه هم همین مشی روشنگری بوده است.
اکنون هم بر این اعتقاد هستیم. باید بپذیریم که علایق و سلایق گوناگون داریم و تا موقعی که این علایق در حوزه تفکر و اندیشه است باید به آن احترام بگذاریم.
باید بپذیریم جدال و مراء و اردوکشی خیابانی راه حل درستی برای حل مناقشات نیست. احترام به شرع و قانون و عقلانیت سیاسی راه خروج از فضاهای غبارآلود است.
باید بپذیریم که سیاستورزی و سیاستمداری یعنی هنر کار با مخالف و منتقد؛ و کسانی که این هنر را ندارند باید با سیاست خداحافظی کنند و مردم را به زحمت نیندازند.
باید بپذیریم مصالح و منافع نظام ومردم بالاتر از منافع و مصالح شخصی ماست و باید وقتی در این دو راهی گیر کردیم حتما منافع نظام و مردم را ترجیح دهیم.
باید بپذیریم که نقد درست و مشفقانه در حوزه سیاست کارساز و مبتنی بر کارآمدی است. ادب و آداب نقد و حتی مخالفت را یاد بگیریم تا به کارآمدی نظام بیفزاییم. هنر ما در حوزه سیاست بلند کردن صدای بیمهری نیست. نشان دادن عمق شکاف واختلافات نیست. هنر ما مهارت در اجماع سازی است. هنر سیاستورزی را در کنترل خشم و کینه و بغض نشان دهیم تا به سر چشمه اتحاد و همبستگی برسیم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


