آخرین بازنویسی پروژه فتنه 88
از حدود يك ماه قبل با تجمع تعداد كمتر از 10 هزار نفر در پاسخ به فراخوان موسوي و كروبي براي حضور خياباني در روز 25 بهمن روشن شد كه تحليلهاي قبلي در مورد ميرايي عميق جريان فتنه و رفع دغدغه بازداشت و محاكمه موسوي و كروبي بعد از 9 دي و 22 بهمن 88 درست بوده است.
از حدود يك ماه قبل با تجمع تعداد كمتر از 10 هزار نفر در پاسخ به فراخوان موسوي و كروبي براي حضور خياباني در روز 25 بهمن روشن شد كه تحليلهاي قبلي در مورد ميرايي عميق جريان فتنه و رفع دغدغه بازداشت و محاكمه موسوي و كروبي بعد از 9 دي و 22 بهمن 88 درست بوده است.
به گزارش رجانیوز، در عين حال، بهدنبال
اين حضور خياباني محدود كه هيچ انگيزه ديگري جز مشابهسازي شرايط ايران و
كشورهاي مانند مصر و تونس نداشت، اين انگاره نيز تأييد شد كه مباحث مربوط
به انتخابات پايان يافته و افرادي كه هنوز اصرار بر ناآرامي دارند، يك جمع
ضدانقلاب با انگيزههاي مشخص هستند. اين در حالي بود كه ايجاد محدوديتهاي
ارتباطي براي موسوي و كروبي از بعد از 25 بهمن بهدليل اينكه ارتباط هاي
آنان عمدتاً ضد امنيتي و منجر به اقدام عليه امنيت ملي ميشد، جريان طراح
فتنه در خارج از كشور تصميم گرفت هستهي توليد ناآرامي در كشور را به خارج
از ايران منتقل كند.
مهدی محمدی كارشناس مسايل سياسي در
گزارشي كه از ويژگيها، اهداف، وظايف و آسيبهاي اين پروژه در سايت برهان
منتشر كرده به جزئيات اين فرآيند پرداخته است:
از 25 بهمن 1389 علایم شکلگیری یک
پدیدهی مهم امنیتی در کشور آشکار شده است که توجه ویژهای را میطلبد. این
پدیدهای است که آن را میتوان به تعبیر دقیق "انتقال هستهی تولید
ناآرامی به بیرون کشور" خواند. این پروژه در محافل پنهان بیرونی با ادارهی
جریان فتنه کلید خورده و با برنامهریزی مرحله بندی شده در حال اجراست.
سران داخلی فتنه هم با آن هماهنگ شدهاند. این تحلیل تلاش میکند جزییات
این پروژه را با استناد به اطلاعات حتیالمقدور آشکار بررسی کند.
ناآرامی روز 25 بهمن 1389 نقطه آغاز این پروژهی جدید است. این ناآرامی چند ویژگی مهم داشته است:
- ویژگی اول این پروژه: طرف خارجی بداند
که برای تولید ناآرامی در داخل کشور به موسوی و کروبی نیاز مبرم دارد و
بدون نقشآفرینی آنها قادر نیست جمعیت آلودهی تهران را به خیابان کشاند.
طرف خارجی اینبار به دلیل نیاز حاد منطقهای، خود پیش قدم شد و پیشنهاد
صدور بیانیه تجمع در 25 بهمن را توسط دو تن از اعضای حلقهی جرس به موسوی و
کروبی داد.
- ویژگی دوم: طرف خارجی تصور میکند،
ترس از دستگاه امنیتی نظام در دل یک گروه حداکثر چند هزار نفره از جمعیت
آلودهی تهران ریخته و تا زمان احیای مجدد این ترس، آنها فرصت دارند تا با
استفاده از این وضعیت، موج جدیدی از آشوبهای نیمه سخت در ایران را احیا و
مزمن کنند.
- ویژگی سوم: طرف خارجی از حدود یک هفته
قبل از 25 بهمن یک عملیات رسانهای بسیار سنگین روی جمعیت آلودهی تهران
انجام داد و سعی کرد به آنها القا کند اگر از تحولات منطقه الگو بگیرند و
استقامت کنند، راه به نتیجه رسیدن آنها کوتاه و آسان خواهد شد. این عملیات
که با پشتیبانی صریح و مستقیم مقامهای دولت آمریکا بود، زمینههای 25 بهمن
را فراهم آورد. طی این عملیات، از جمله به این افراد القا شد که نظام از
تحولات کشورهای مصر و تونس این درس را آموخته که نباید نسبت به معترضان
خشونت بیش از حد اعمال کند؛ چرا که این کار ممکن است به جای خاموش کردن
اعتراضات به شعلهورتر شدن آن بینجامد.
- و ویژگی آخر این بود که طرف خارجی
نشان داد، انتظار خود از آشوب خیابانی در ایران را به "هدف گذاریهای صرفاً
رسانهای" تقلیل داده و فعلاً از جریان فتنه در ایران کاری جز "روشن
نگهداشتن آتش اعتراضها" از طریق "ایجاد سالانه چند روز ناآرامی، در چند
خیابان تهران و به مدت چند ساعت" ندارد. هدف برای غربیها فعلاً این است که
اولاً با ناآرام کردن ایران، انگیزههای انقلابیون خاورمیانه را تضعیف و
روند تحولات ضد آمریکایی در منطقه را کند کنند و ثانیاً با امنیتی کردن
فضا، اعتراضات را ادامهدار و نظام را از کنترل آن ناتوان جلوه بدهند.
به عبارت دیگر، میتوان گفت فعلاً برای
آمریکاییها "اثر روانی" ایجاد ناآرامی در ایران از "اثر واقعی" آن مهمتر
است، ضمن اینکه میدانند اپوزیسیون در ایران مطلقاً در موقعیتی نیست که
بتواند هدف گذاریهایی مانند "ایجاد تجمعهای بزرگ" یا "براندازی" یا حتی
"پیروزی در یک انتخابات" را برآورده کند. اگرچه غربیها در اثر آدرسهای
اشتباهی که از داخل دریافت کردهاند، امیدوار هستند که تورم ناشی از طرح
هدفمندی به تدریج فشار بیشتری به مردم وارد کند و انگیزههایی جدید برای
اعتراضهاي گستردهتري فراهم آورد، اما فعلاً این برآورد وجود دارد که این
هدفگذاری در کوتاه مدت قابل تحقق نیست.
پس از 25 بهمن
پس از 25 بهمن چند اتفاق افتاد که بسیار کلیدی بود:
1- نخست نکته این بود که طرف خارجی نسبت
به اینکه توانسته است به فاصله حدوداً یک سال از 22 خرداد 1389 (آخرین
باری که سبزها توانستند خودی بنمایانند) جمعیتی تقریباً چند هزار نفره را
به خیابان بیاورند، نظام را مجبور به برخورد و امنیتی کردن فضا کنند و چند
کشته روی دست نظام بگذارند، عمیقاً خوشحال بود و ابراز شادمانی میکرد. این
شادمانی در محافل پنهان جریان فتنه در داخل هم وجود داشته است.
2- بعد از 25 بهمن این امیدواری برای
غربیها بوجود آمد که میتوانند با تداوم الگویی که در بالا توصیف شد،
ناآرامیهای خیابانی را در ایران مزمن کنند. به همین دلیل بود که اپوزیسیون
خارج از ایران الگوی هر هفته یک تجمع را مطرح کرد.
3- اما اولین نکته منفی از دید
برنامهریزان خارجی فتنه زمانی بروز کرد که نظام توانست با استفاده از فضای
بهوجود آمدهی بعد از 25 بهمن، یک اجماع تقریباً کامل از خواص علیه موسوی
و کروبی بهوجود بیاورد. بعد از 25 بهمن برای اولین بار مطالبهی برخورد
با موسوی و کروبی از سطح مردم به سطح خواص منتقل شد و به ویژه با موضعگیری
مجلس در روز 26 بهمن و همچنین مصاحبههای پی در پی چهرههای همراه فتنه
علیه موسوی و کروبی در روزهای بعد از آن عمق پیدا کرد. این فضا از دید طرف
خارجی بسیار خطرناک بوده است، چرا که اولاً آنها تداوم شکاف در خواص را
لازمهی حیات اجتماعی فتنه میدانند. ثانیاً عقیده دارند اگر فتنه،
تکیهگاه خود درون نظام را از دست بدهد آن وقت برخورد با موسوی و کروبی
برای نظام بسیار آسان خواهد شد.
4- نکتهی منفی بعدی برای طرف خارجی،
نظام بعد از 25 بهمن عملاً موسوی و کروبی را بازداشت کرد (منتها در خانه)،
بیآنکه کوچکترین هزینهی اجتماعی بدهد. بسیار مهم است توجه کنیم که از
دید طرف خارجی نقش موسوی و کروبی برای تداوم ناآرامیها در ایران جایگزین
ناپذیر است و اگر این دو به هر نحوی مهار شوند، ایجاد جایگزین داخل یا خارج
از ایران برای آنها بسیار دشوار خواهد بود.
پروژهی انتقال به بیرون
در اینجا بود که پروژهی "انتقال هستهی
تولید ناآرامی به بیرون کشور" کلید خورد. در واقع طرف غربی به این نتیجه
رسید. نظام پس از 22 بهمن اولاً توانسته یک اجماع وسیع در سطح خواص ایجاد
کند مبنی بر اینکه آنچه در روز 25 بهمن رخ داد و از آن به بعد رخ خواهد
داد، دیگر یک فتنه نیست بلکه رویارویی آشکار ضد انقلاب با انقلاب است و
طبعاً کسی مخالف شدت عمل در سرکوب آن نیست، ثانیاً غربیها بهوضوح دیدند
که حصر یا در واقع زندانی شدن موسوی و کروبی هیچ واکنش اجتماعی قابل ذکری
در پی نداشت و در واقع جامعه دچار نوعی حالت بیاعتنایی حاد نسبت به سرنوشت
موسوی و کروبی شده است. این وضعیت دورنمای موقعیتی را پیش روی طرف غربی
قرار داد که در آن موسوی و و کروبی به طور کامل توسط نظام حذف شده باشند و
بلافاصله این نگرانی را در ذهن طراحان بیرونی فتنه بهوجود آورد، آیا در
این صورت همهی آنچه را که سعی کردهاند در دو سال گذشته در ایران بهوجود
بیاوردند، یکباره از دست نخواهند داد؟ پاسخی که طراحان بیرونی فتنه با
محوریت "سازمان اطلاعات نفاق" به این سؤال دادهاند، کلید خوردن پروژهی
جدیدی است، بنا را بر این میگذارد که موسوی و کروبی به زودی کاملاً حذف
شده یا خاصیت خود را از دست میدهند و بعد این سؤال را مطرح میکند، تحت
شرایط مفروض چگونه میتوان ناآرامیهای خیابانی در تهران را که تا حالا
قائم به ارادهی این دو نفر بوده، تداوم بخشید؟
پروژهی "انتقال هستهای تولید بحران"
تلاشی است از جانب سرویسهای غربی برای تدارک یک ساز و کار موازی یا
جایگزین تولید آشوب، به جای موسوی و کروبی، صرف نظر از اینکه آنها در
داخل چه وضعیتی دارند به کار خود ادامه میدهد. این پروژه، درست از روز 26
بهمن با صدور اولین بیانیهی "شورای هماهنگی راه سبز امید" کلید خورد، به
وضوح نشان میدهد یک پروژهی از پیش طراحی شده برای وضعیتی که موسوی و
کروبی دستگیر شوند، وجود داشته است.
ارکان این پروژه چنین است:
1- هدف
1-1- هدف پروژه این است که ساز و کاری
برای تولید ناآرامی داخل ایران بهوجود بیاورد، حتی اگر موسوی و کروبی به
طور کامل حذف یا مهار شدند، بتواند با فراخوان جمعیت آلوده در تهران و یکی
دو شهر دیگر ناآرامیهای نوبهای در ایران را مزمن کرده و به پیش ببرد.
1-2- هدف دوم، هستهی جدید تولید
ناآرامی در ایران به طور کامل به جایی منتقل شود که خارج از دسترس نظام
باشد و امکان برخورد امنیتی با آن منتفی شود.
2- روش
به لحاظ روشی، ملزوماتی برای این پروژه فراهم شده است:
2-1- اولاً این ساز و کار جایگزین، باید
دقیقاً از همان مشروعیتی در ذهن جمعیت آلوده برخوردار باشد که موسوی و
کروبی برخوردار بودند. در واقع این ساز و کار جایگزین باید در موقعیتی باشد
که بتواند به جای موسوی و کروبی حرف بزند، بیانیه بدهد، تصمیم بگیرد و حتی
مانیفست بنویسد و مخاطبان آن در داخل ایران در ذهن خود هیچ شبههای نسبت
به اینکه، این هسته نمایندهی تام و تمام موسوی و کروبی است، نداشته
باشند.
2-2- این هسته باید مورد تأیید صریح
موسوی و کروبی باشد. به نظر میرسد حصر کامل این مشکل را برای این جریان
ایجاد کرده که به موسوی و کروبی دسترسی ندارد تا یک اظهارنظر صریح از آنها
در این مورد بگیرد. این احتمال وجود دارد که هدف تلاشهای بستگان درجه اول
موسوی و کروبی برای دیدار با آنها پر کردن این خلأ از طریق گرفتن یک دست
نوشته، نقل قول یا چیزی شبیه به آن در تأیید شورای هماهنگی راه سبز امید
باشد.
2-3- رهبران این هستهی جایگزین باید
منسوبان و نزدیکان موسوی و کروبی باشند. انتخاب مجتبی واحدی و اردشیر امیر
ارجمند برای این کار دقیقاً به این دلیل صورت گرفته است که این دو نفر قبل
از حصر موسوی و کروبی در واقع تغذیه کنندگان اصلی و کلیدی آنها بودهاند و
فرض طراحان پروژه به این دلیل بوده که از مشروعیت نسبی برای ایفای نقش بدیل
موسوی و کروبی را دارند.
3-4- در عین حال طراحان پروژه عقیده
دارند این هسته باید دائماً پیگیر وضعیت موسوی و کروبی باشد، خود را با
آنها مرتبط نشان دهد، درباره وضعیت آنها به اصطلاح اطلاعرسانی کند و تلاش
کند تا دستگیری آنها را به عاملی برای تحریک و به خیابان کشاندن مردم
تبديل كند.
3- وظایف
مطالعهی مجموعه اطلاعات نشان میدهد این هسته وظایف زیر را بر عهده خواهد داشت:
3-1- اولین و مهمترین وظیفه این هسته
این است که اجازه خروج کشور از وضعیت امنیتی را ندهد. به این منظور اعلام
پیدرپی زمانهایی برای تجمع و یافتن بهانهها و توجیههای جدید برای آن،
مهمترین وظیفهی شورای هماهنگی راه سبز امید است.
3-2- وظیفهی دوم این هسته، امکانی برای
تجمیع مجموعه اخبار، اطلاعات، تصاویر و ویدیوهای دریافتی از داخل بهوجود
بیاورد. مدیریت سایت کلمه به عنوان ارگان این هسته به همین منظور به طور
کامل به بیرون از ایران منتقل شده است.
3-3- سومین و یکی از مهمترین وظایف این
هسته، با کنار گذاشتن مجموعه ملاحظاتی که رهبران داخلی جنبش برای ارتباط
گیری با خارجیها، جلب حمایت آنها و درخواست از آنها برای فشار آوردن به
نظام داشتند. به راحتی و بدون پرده پوشی، با مقامها و محافل بینالمللی
ارتباط بگیرد و از آنها بخواهد همهی امکانات خود را برای کمک به جنبش
داخل ایران بسیج کنند. میتوان حدس زد سرویس اسراییل به عنوان تغذیه
کنندهی ستاد اطلاعات نفاق، عقیده دارد این روش برای جلب موافقت جامعهی
بینالمللی با اعمال تحریمهای بیشتر علیه ایران با بهانههای حقوق بشری،
کارایی بسیار زیادی دارد. چرا که اینبار درخواست کنندگان تحریم در واقع
نمایندگان رسمی جنبش سبز ایران هستند.
3-4- وظیفه چهارم این است که باز هم با
کنار گذاشتن همهی ملاحظاتی که رهبران داخلی داشتند، با همهی گروههای ضد
انقلاب شروع به همکاری کند. ظاهراً آمریکاییها عقیده دارند که شکلگیری و
جان گرفتن شورای هماهنگی راه سبز امید کمکی مؤثر به پروژهی تشکیل
اپوزیسیون واحد علیه نظام جمهوری اسلامی از طریق متحد کردن همهی گروههای
اپوزیسیون است که سالها دنبال آن بودند.
3-5- و آخرین وظیفه، ظاهراً رادیکال
کردن فتنه تا سر حد امکان وسوق دادن نیرو و ظرفیتهای آن به سمت مقابلهی
صریح با رهبری و اصل نظام است. به همین دلیل است که در روز اول اسفند
درخواست شورای هماهنگی این بود که رهبری سیبل حملات باشد و اسنادی از
ایستگاه منطقهای سیا نشان میدهد. مقامهای امریکاییها از اینکه
شعارهایی دربارهی شبیهسازی ایران و برخی دیکتاتوریهای منطقه در روز 25
اسفند شنیده شد، بسیار خوشحال هستند.
4- آسیبها
تحلیل اطلاعات موجود در مجموعه منابع
نشان میدهد، پروژهی انتقال هستهی تولید بحران به بیرون از کشور، اکنون
دچار آسیبهایی است که جریان طراحی کننده آن کم و بیش به آن توجه دارد و
میخواهد راههایی برای علاج آن بیابد. فهرستی از این موارد چنین است:
4-1- نخستین نکته این است که تجربه 30
سال گذشته نشان داده، هر حرکتی علیه نظام که به طور کامل به بیرون کشور
منتقل شده به تدریج در داخل مرده است؛ چرا که هیچ حرکتی در بیرون از دید
مردم ایران نمیتواند یک مشروعیت با دوام داشته باشد و هرگز هم نداشته
است.
4-2- آسیب دوم، این حرکت فقط ضد انقلاب،
کینهدار از انقلاب و امام را پای کار میآورد و برای نظام فرصتی فراهم
میکند تا آنها را شناسایی و به تدریج در تجمعات خیابانی دستگیر کند. از
این رو مزمن شدن فراخوانهای خیابانی دارای این آسیب برای سرویسهاي مدیریت
کننده پروژهی فتنهزاي بیرون است که به دلیل ثابت بودن سرجمع کسانی که به
خیابان میآیند و با دستگیری و برخوردهایی که انجام میشود، به تدریج از
تعداد آنها کاسته خواهد شد.
4-3- آسیب آخر، این حرکت بیشک خواص
داخل نظام را به سمت دفاع صریح از آن، مرزبندی صریحتر با جریان فتنه یا در
بهترین حالت ممکن سکوت و انفعال میکشاند و هزینهی حمایت از این جریان را
تا حد غیر قابل تحملی بالا میبرد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



گفتم خسته شدن مردم، عجب سیاستی دارن اینها، از قصد می زارن اینها آشوب کنن تا مردم بشن مخالف اپوزیسیون و موافق دولت...