کد خبر: ۴۲۳۴۱۵
تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۹۵ - ۱۶:۲۰
ما معتقدیم که عزت را خدا می‌دهد و کسی که درحال خدمت به مردم و جامعه باشد، بدون شک با هیاهو‌ها و غوغاسالاری ذلیل نمی‌شود! انسان متعالی خودش تشويق می كند ولی نيازمند قدردانی نيست، اين بلوغ است و امیدواریم همه ما اعم از مدیران بالا دست و کلان کشور تا مسوولانی که در استان ها و شهرستان ها و بخش ها و روستاها مشغول انجام وظیفه هستند و تمامی ایرانیان و آحاد جامعه، برای رسیدن به این بلوغ تلاش کنیم.
بلوغِ بی نیازی از انرژی نوع دوم !!!
گروه اجتماعی: محمدصفرلفوتی، سرپرست پایگاه خبری بولتن نیوز در استان مازندران در یادداشتی پیش رو معتقد است: عاملی كه بیشترِ مسوولان و مدیران ما را بيچاره می كند، ميل به مورد ستايش قرار گرفتن، نياز به تشويق و ... است و این نيازمند بودن، نه اينكه بد باشد، چراکه خداوند میگوید: « من لم يشكر مخلوق لم يشكر خالق » و اين آگاهی است برای اينكه شكرگذاری كنيم، تعريف كنيم و ... ولی نبايد نيازمند باشيم و اگر نيايند و از ما قدردانی نكنند، دشارژ شویم، اگر از ما تعريف نكنند،‌ زمين بخوریم و انگيزه حركت را از دست دهيم!

به گزارش بولتن نیوز، متن این یادداشت به شرح زیر می باشد:

اغلب اولیای امور، بلند مرتبه های قدرتمند، ایرانمداران سر رشته به دست، تصمیم گیرندگان کارهای اصلی و اساسی، بیشتر سخنرانان تریبون های سیاسی و اجتماعی، مسوولان و مدیران اجرایی کشور و استان ها و شهرستان ها؛ متأسفانه در میان مردم نیستند و گاه با توجه به پست و مقام آنها، به لحاظ امنیتی و خطراتی که از سوی دشمنان، تهدیدشان می کند، نمی توانند (شاید بر خلاف میل خودشان) آزادانه در جوامع حضور یابند، در مجامع به گفت و گو با مردم عادی بنشینند و در خیابان ها راه بروند و با شهروندان حرف بزنند و اختلاط کنند و در قهوه خانه یا چایخانه یا رستورانی گوش بدهند مردم چه می گویند؛ بدبختانه حوادث رذیلانه منتهی به سوء قصدهای ناجوانمردانه در سال های دور، دولتمردان اصلی را در میان دیوار حراست و حفاظت قرار داده است، آنان هم که نزدیکان ایشان یا اطرافشان هستند چه از روی ادب و نزاکت و چه برای این که مبغوض و مغضوب واقع نشوند، درد های مردم را به عرض آقایان نمی رسانند.

امثال منِ نویسنده و روزنامه نگار و خبرنگار در میان مردم هستیم، ما که نه کدخدای جوقشان، نه حاکم زواره ایم، از هفت دولت آزادیم و هیچ کس نمی آید گلوله یا بمب یا نارنجک خود را بیهوده به هدر دهد و مفت و مجانی ما را از این زندگی خسته کننده راحت سازد! ما در بقالی و سوپر قصابی و چلوکبابی و خشکشویی و کتابفروشی و چایخانه و نانوایی، جلوی بساط روزنامه فروشی و در صف داروخانه و اتاق انتظار مطب پزشکان، با مردم گپ میزنیم و همه افراد و از اقشار مختلف جامعه شهروندی، حرف خود را به ما می زنند، در تاکسی که مینشینیم با اتومبیل آژانس که به این طرف و آن طرف میرویم، در سوپر مارکت که خرید میکنیم، در مهمانی های دوستانه و فامیلی، حرف های مردم را میشنویم و آنها دردِ دل خود را میگویند؛ و امثال من ِ نوعیِ "رسانه نگار" اگر تعهدی نسبت به کشور خود و مام وطن داشته باشیم وظیفه خود میدانیم که شمه ای از آنچه را که میشنویم و میبینیم را بدون غرض و مرض به عرض خوانندگان و مخاطبین که مطمئن هستیم کسانی از ایرانمداران و دولتمردان محترم و شریف جزو آنها میباشند، برسانیم تا اگر ان شاء الله گوشی برای شنیدن باقی مانده است مطالبی را درِ گوششان بگوییم.

حقیقت امر این است که مدتی است مردم خیلی خسته شده اند و این خستگی را از پایین آمدن تیراژ روزنامه ها، گوش ندادن به اخبار رادیو و تلویزیون که بیشتر یکطرفه و از صافی گذشته است و روی آوردن به رسانه هایی که در فضای آنلاین و برخط و شبکه های اجتماعی حضور دارند و دردِ آنها و مشکلات واقعی جامعه را نشر میدهند، می توان به خوبی دریافت.

اما:

متاسفانه عده ای که همیشه عادت کرده اند این وسط موش بدو وانند، با لوس کردن خود و گفتن شایعاتی بی اساس و حرف و حدیث های اثبات نشده در مورد نویسنده ی مطالب، باعث میشوند تا ذهنیت مسوولان و مدیران نسبت به نویسنده ی یک گزارش یا خبر و یادداشت انتقادی تغییر کند و به جای تفکر و تأمل بر نوشته ها، نویسنده ی آنرا مورد قضاوت قرار دهند و با برچسب های واهی همچون شانتاژ علیه مسوولین و تشویش اذهان عمومی روبرویش سازند و اینگونه همین اندک امیدی هم که در دل مردم برای رساندن صدایشان به گوش مسوولین بوجود آمده است را نا امید می کنند و باعث میشوند تا قاطبه ی شهروندان، دیگر روشنایی را در مقابل خود نبینند!
بلوغِ بی نیازی از انرژی نوع دوم !!!
این دسته از افردِ "رپورتاژیسم" که خود حاضر نیستند بر خلاف منافع شخصی اشان قدمی بردارند، نمی توانند ببینند فردی یا افرادی دیگر، با انعکاس درد جامعه، دارای پشتوانه و حمایت عظیم مردمی است و از حسد ورزی تا میتوانند سعی بر حذف نویسندگان و رسانه نگاران متعهد و دلسوز می کنند، گرچه ما نگران آنهاییم و میترسیم این حسدورزی ها و رفتارهای بیمارگونه باعث شود تا خدایی ناکرده به جسم و روحشان ضربه ای وارد شود و باعث بیماریهای مختلف گردد اما تلاشمان برای اصلاح آنها تا کنون بی نتیجه بوده و گویا دوست ندارند ایرادهای خود را بپذیرند و البته برخی مسوولین نیز با پذیرفتن گفتار دشمن وارانه آنها و بهاء دادن به سوء استفاده گران از قلم و اندیشه و رسانه، باعث میشوند تا آنها نیز، دُورِِ بیشتری بگیرند و فکر کنند کارشان درست است!!!

ای کاش مسوولین ما اندیشه می کردند و در میافتند کسی که ساکت باشد؛ مورد هجمه قرار نمی‌گیرد و یک رسانه نگار و یک رسانه ی حقیقت نگار، رقبای زیادی نیز دارد که از موضع دشمنی با وی رقابت می‌کنند؛ چرا که متاسفانه در ایران؛ رقابت، مخالفت و مبارزه به دشمنی تبدیل شده و به جای حفاظت از چنین نویسندگانِ متعهد به سمت تخریب و برچسب زدن می‌روند و علی‌ظاهر به دنبال بدنام کردن دلسوزان هستند! گرچه ما معتقدیم که «و للهِ‌ العِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلمُؤمِنین» عزت را خدا می‌دهد و نگران نیستیم! چون کسی را که خداوند عزیزش کند و درحال خدمت به مردم و جامعه باشد، بدون شک با هیاهو‌ها و غوغاسالاری ذلیل نمی‌شود!

ولی شکر خدا، مردم بر خلاف این عده ی اندک، اصولا معتقدند که در انعکاس و انتشار مشکلاتشان توسط اهالی مستقل و آزاد و متعهد و دلسوزِ رسانه نگار، تشویش افکاری وجود ندارد و نشر اکاذیب به نظر به گوش نمی رسد! بعضی از سالمندان می پرسند چه ربطی است میان قانون ارتجاعی منسوخ کردن نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی دوران پیش از جنگ جهانی دوم با فضای امروزی کشور؟! مردم می خواهند بدانند قیمت مایحتاج که واقعا افزایش روز افزون آنها مایه تشویش اذهان عمومی است به کجاخواهد رسید؟! بهای نان و شیر و گوشت و لبنیات در چه سطحی متوقف میشود! به قول سخنان ائمه محترم جمعه در خطبه های این هفته نماز جمعه سراسر کشور که به صورت متحد و یکپارچه در مورد برخورد با غارتگران بیت المال گله نمودند، چه تدابیری برای جلوگیری از اختلاس ها ی چند میلیاردی اتخاذ می گردد و این سیر باطل تا به کی همچنان ادامه خواهد داشت؟! وقتی روزنامه ها و نشریات را می خوانید میبینید همکاران ما و مدیرمسوولان جراید سعی می کنند وارد اینگونه معقولات نشوند تا کارشان به این برچسب های واهی هم نکشد و مورد غضب برخی افراد نا آگاه قرار نگیرند!

البته ما هم فراموش نکرده ایم که برخی بازیگران، حیات، دوام و قوام خود را در قطبی سازی میبینند و فکر می کنند رمز فعال شدن پایگاه اجتماعی شان در همین دوگانه سازی هاست و امید دارند تا به جای داشتن برنامه ای مشخص، با تخریب رقیب به کسب و فتح کرسی حمایت های مردمی دست یابند! لذا باید هوشیار بود و دریافت کسانیکه براین شیپور می دمند، قطعا خیر و صلاح این ملت و سرزمین را نمی خواهند و اهداف دیگری را دنبال می کنند و متاسفانه عده ای هم جاهلانه در این دام گرفتار می شوند و حتی دربین خانواده و دوستان نیز به یک طیف صفر و صدی گرایش پیدا می کنند و از روی هیجان یا چشم بسته همه چیز را نفی می کنند و یا با چشم بسته بَه بَه و چَه چَه می کنند و درتقابل بایکدیگر قرارمیگیرند و خسارت های جبران ناپذیری که از این رهگذر نصیب ملت می شود!

عزیزان مسوول، مدیران محترم؛

ماهم میدانیم که شما گرامیان تا آنجاییکه در توان خود دارید و امکانات و بودجه و قوانین به شما اجازه میدهد برای حل معضلات زحمت می کشید! ما هم میدانیم در برخی موارد در تنهایی های خودتان ناراحتید که از این بیشتر قدرت یا اختیار برای حل مشکلات مردم ندارید! اما بعضی از موارد واقعا نیازمند بودجه و امکانات آنچنانی نیست و با یک مدیریت درست و برنامه ریزی صحیح و نظارت و کنترل سخت گیرانه و بدون تعارف، حل خواهند شد!

بزرگواران بد نیست که بدانید ماهم هیچ اصراری بر قانع کردن مخالفان و منتقدان خود و یا گفته ها و نوشته ها و انتقادهای خودمان نسبت به معضلات و مشکلات و اثبات حرف خویش بر دیگران و مسوولان و مدیران نداریم: « و ما علیک الاّ البلاغ»

بنابراین آشفته هم نمی شویم از اینکه آنان سخن ما را نپذیرند و یا حتی خدایی ناکرده با ما دشمنی و عناد بورزند!!!: « امّا شاکراً و امّا کَفوراً» اما باید به همگان این حق را بدهیم که بفهمند یا نفهمند! اشتباه بکنند یا نکنند! خود ما هم همینطور! ما شاهد خواهیم بود حتی نسبت به رفتار و گفتار و نوشتار خود! اصرار نمی کنیم حتماً آنچه می گوییم و ادعا می کنیم و مینویسیم درست است، شاید ما هم داریم اشتباه می کنیم! تنها چیزی که ادعا داریم این است که ما تا اینجا، اینها را فهمیده ایم و مسوولان و مدیران و یا نهادها و ادارات و افرادی که مورد نقد و خطاب ما قرار گرفته اند و میگیرند، می توانند به جای برخوردهای خصمانه، بیایند و ثابت کنند که ما اشتباه می کنیم و ما را به اشتباهاتمان واقف کنند! می توانند با دعوت از منتقدین در یک فضای واقعی به گفتگو بنشینند و آنها را متقاعد کنند، در غیر اینصورت با برخوردهای حذفی و یا سرکوب گرایانه، نه تنها مشکلی حل نخواهد شد، بلکه منتقد را محق تر هم میکنید!!! چون اگر نقد و انتقادی میشود، مطمئن باشید هیچ حب و بغض شخصی ای در کار نیست! مطمئن باشید قصد سیاه نمایی وجود ندارد چرا که همگی انتقادها همراه با اسناد و تصاویر واقعی و غیر فتوشاپی! نشر پیدا می کند و این انتظار میرود به جای گوش دادن به وِز وِز کنندگانِ منافع طلبِ رپورتاژیسم و یا کسانیکه دشمنی های شخصی و گروهی اشان با ما، سالهاست برهمگان اثبات شده!!!، پیگیر حل نقدها بوده و نتیجه این پیگیری را هم به ما اعلام تا به نظر افکار عمومی برسد و اگر خدایی ناکرده یادداشت و گزارشی را از نظر شما بر خلاف واقع نوشتیم، طبق قانون مطبوعات و رسانه ی کشور، با ارسال جوابیه، ما را و افکار عمومی را آگاه فرمایید و اینگونه علاوه بر ترویج فرهنگ مدارا و رواداری؛ ضمن اینکه باعث بالا رفتن ظرفیت نقد پذیری و روحیه پاسخ گویی در خود و دیگران میشوید، قضاوت را هم به مردم میسپارید و آنها با مطالعه آن نقد در کنار پاسخ و جوابیه شما، میتوانند به خوبی سره را از ناسره تشخیص دهند!، مردمی که سالهاست چنان در تجزیه و تحلیل توانمند شده اند که نمیتوان به این راحتی ها آنها را گول زد و یا بر افکارشان تاثیر گذاشت! و به ولله اگر مسوولان و مدیرانِ ما کار خوب انجام دهند، هرکس هراندازه که میخواهد نشر اکاذیب کند و تشویش اذهان عمومی به عمل آورد هیچ تاثیری نخواهد گذاشت!! چراکه مردم ما داوران خوبی هستند و وقتی خدمات شما را ببینند بدون شک در میابند که کدام گزارش و خبر از روی حب و بغض شخصی است و کدام واقعیت دارد!!

خود را از انرژی نوع دوم بی نیاز کنید!!!

عاملی كه بیشترِ مسوولان و مدیران ما را بيچاره می كند، ميل به مورد ستايش قرار گرفتن، نياز به تشويق و ... است و این نيازمند بودن، نه اينكه بد باشد، چراکه خداوند میگوید: « من لم يشكر مخلوق لم يشكر خالق » و اين آگاهی است برای اينكه شكرگذاری كنيم، تعريف كنيم و ... ولی نبايد نيازمند باشيم و اگر نيايند و از ما قدردانی نكنند، دشارژ شویم، اگر از ما تعريف نكنند،‌ زمين بخوریم و انگيزه حركت را از دست دهيم!
بلوغِ بی نیازی از انرژی نوع دوم !!!
الان عده بسيار زيادی مشكل زندگيشان همين است كه از ما قدردانی یا تعريف نميشود!! اگر همه ما بي نياز بوديم چه ميشد؟ خدا راشاکریم که مجموعه نویسندگان و گزارشگران و خبرنگاران ما در پایگاه خبری سراسر کشوری بولتن نیوز، هیچکدامِمان نياز نداريم كسی بيايد و دستش را بگذارد روی شانه ما و به ما بگويد، آفرين و ... و بی نيازيم! اين بی نيازی قدرت واقعی است! اين بی نيازی عظمت و ابهت دارد! بولتن نیوز نیازمند به انرژی نوع دوم نمی باشد! نیازمند به قدردانی و تشکر نمی باشد! چون می داند انسانی که دغدغه توسعه و آزادگی نداشته باشد از راه الهی دور است! ما کمترین وظیفه امان را به عنوان یک شهروند و یک رسانه و رسانه نگار، انجام داده ایم و این راه را ادامه خواهیم داد و امیدوار هستیم مسوولین ماهم خودشان را از این انرژی نوع دوم بی نیاز سازند! چون آنها هم اگر کاری انجام میدهند جزئی از شرح وظیفه اِشان است و بابت آن حق و حقوق و پاداش و تسهیلات و ترفیع و گرید اداری میگیرند و رتبه های بالاتر را کسب میکنند و نباید انتظار تمجید و تشکر داشته باشند!! بلکه باید با توجه به تأکیدهای فراوان مقام معظم رهبری (مد ظله عالی) و رهنمودهای همیشگی ایشان در مطالبه گری جوانان و انتشار و انعکاس مشکلات مردم توسط روزنامه نگاران و رسانه نگاران و پیگیری به نتیجه رسیدن آن و روحیه نقد پذیری و پاسخگویی مدیران در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، با روی گشاده منتظر باشند تا عیب ها و نواقص کاری و مدیریتی از طریق رسانه ها که بنا بر فرموده معمار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) پل ارتباطی میان مردم و مسوولین هستند اعلام گردد و تا بر رفع آن بر آیند؛

خورشيد ميتابد، نياز ندارد كه به او بتابند، انسان متعالی خودش تشويق می كند، قدردانی می كند، ولی نيازمند قدردانی نيست، اين بلوغ است و امیدواریم همه ما اعم از مدیران بالا دست و کلان کشور تا مسوولانی که در استان ها و شهرستان ها و بخش ها و روستاها مشغول انجام وظیفه هستند و تمامی ایرانیان و آحاد جامعه، برای رسیدن به این بلوغ تلاش کنیم. ان شاء الله


منبع: بولتن نیوز

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین