شورای عالی انقلاب فرهنگی، عصای دست یا استخوانی در گلو؟
همهی آن نارضایتیها شاید در یک جمله خلاصه شود و آن اینکه شورای عالی انقلاب فرهنگی، بجای اینکه نیروی صفی و جهادی برای فعالیت در عرصهی فرهنگ کشور باشد، تبدیل به یک ستاد بیخاصیت شده که هیچ امیدی به آن نیست. اینکه چرا چنین شورای مهمی، مبتلا به چنان درد بیدرمانی شده، برای خودش بحثی است که...
بولتن نیوز: اگر به فرمایشات مقام معظم رهبری توجه کنیم که از سال هفتاد و یک به بعد ایراد فرمودهاند متوجه میشویم ایشان از همان موقع "مهمترین مسئلهی کشور را پرداختن به حوزهی فرهنگ" بیان کردهاند. مسئلهای که تا همین امروز نیز اولویت خود را حفظ کرده. این نکته از فرمایشات ایشان در آخرین دیدار با اعضای خبرگان رهبری در سال هشتاد و نه دریافت میشود.
همانطور که معظمله تأکید کردهاند، اصلیترین نهاد رسیدگیکننده به کل مجموعهی فرهنگ نظام جمهوری اسلامی، "شورای عالی انقلاب فرهنگی" است. بهعبارتدیگر، این شورا حکم "مقر فرماندهی فرهنگی نظام" را برعهده دارد و اولین و اولیترین نهادی که میبایست فعالیتهای ایجابی، نظارتی و انتقادی فرهنگی را در مملکت ما تصدیگری نماید. «من در جلسهى شوراى عالى انقلاب فرهنگى هم به آن آقايانى كه مؤثرين در فرهنگ هستند، گفتهام كه شماها جايگاه مهندسى فرهنگى را در اين كشور داريد. » (1)
اما با نگاهی به مجموعهی عملکرد این شورا از زمان دولت اصلاحات به بعد، متوجه افول این شورا در انجام فعالیتهایش میشویم. افولی که در بیانات مقام معظم رهبری مشهود بوده و اوج آن را در دیدار ایشان با اعضای این شورا در سال هشتاد و چهار شاهد هستیم: «نمىشود قبول کرد که ما یک مجموعهى فرهنگى داریم که آن را به عنوان قرارگاه اصلى مسائل فرهنگى و کارزار فرهنگى قرار دادهایم - یکچنین کارزارى در همهى ادوار و در همهى کشورها اجتنابناپذیر است - در عینحال، در این قرارگاهِ اصلى، بىنشاطى یا رکود یا عدم پیشرفت ملاحظه و مشاهده بشود؛ این را من اصلاً تصور نمىتوانم بکنم. » (2)
گویی این بینشاطی و رکود، بعد از گذشت پنج سال همچنان ادامه دارد و بهترین دلیل برای اثبات این ادعا، "استعفای استاد حسن رحیمپور ازغدی" است. استعفایی که هرچند تلاش شد دلیل آنرا مشکلات کاری فراوان و نبود وقت برای رسیدگی به کارهای این شورا بیان کنند، اما از متن استعفای ایشان برداشت دیگری بدست میآید. هیچوقت یادم نمیرود آن قسمت از برنامهی "طرحی برای فردا" که ایشان سخنرانی میکردند و در آن جلسه که در حضور کارشناسان تدوین و تنظیم دروس مقاطع پیش از دانشگاه برگزار میشد بیان کردند که مطمئن باشید هیچ بخاری از این همه شوراها و ستادهای عالی فرهنگی و علمی که در کشور وجود دارد، برنمیآید و همین جمعهای کوچکتر و چندسطح پایینترند که باید کاری برای اوضاع نافرجام علم و فرهنگ این کشور بکنند.
همهی آن نارضایتیها شاید در یک جمله خلاصه شود و آن اینکه شورای عالی انقلاب فرهنگی، بجای اینکه نیروی صفی و جهادی برای فعالیت در عرصهی فرهنگ کشور باشد، تبدیل به یک ستاد بیخاصیت شده که هیچ امیدی به آن نیست. اینکه چرا چنین شورای مهمی، مبتلا به چنان درد بیدرمانی شده، برای خودش بحثی است که تفصیل آن در این مقال نمیگنجد. اما اگر بخواهیم به مهمترین رئوس آن اشاره کنیم، این امر عبارت است از مشغولیت کاری افرادی است که تا قبل از انقلاب در عرصهی فرهنگی و اجتماعی مشغول بودند و امروز به نیرویهای اجرایی و دولتی تبدیل شدهاند. افرادی که جزء بهترینها محسوب میشوند، اما کارهای غیراصلی (3) تبدیل به مهمترین مشغلهی آنها شده تا جایی که ایشان میفرمایند: «بنده با شما پیش خداى متعال احتجاج خواهم کرد و به پروردگار خواهم گفت من بهترین کسانى را که مناسب این کار مىشناختم، در این شورا جمع کردم؛ شما به خداى متعال باید جواب بدهید؛ هرچه که فکر مىکنید باید پیش خداى متعال گفت، آن را بیان کنید و به فکرش باشید. » (4)
این عدم وقت گذاری باعث بیتکلیفی و بیبرنامگی شورای عالی انقلاب فرهنگی شده، تا جایی که مرکزی به این مهمی بجای اینکه خود مولّد طرح و برنامه برای سایر بخشهای فرهنگی کشور باشد، نیازمند طرحی است تا از این رخوت بیرون آید و به یک مکانی برای "تولید فرهنگ" تبدیل شود. و این مهم دست یافتنی نیست مگر این که یا اعضای این شورا از این حالت رخوت و سستی در آیند و یا این که در کنار این افراد از نیروهای جوان که دارای توانایی عملیاتی کردن مباحث تئوریک هستند قرار گیرند.
سید مجتبی نعیمی
پی نوشت ها:
[4] بیانات مقام معظم رهبری در آخرین دیدار ایشان با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی - 1386
همانطور که معظمله تأکید کردهاند، اصلیترین نهاد رسیدگیکننده به کل مجموعهی فرهنگ نظام جمهوری اسلامی، "شورای عالی انقلاب فرهنگی" است. بهعبارتدیگر، این شورا حکم "مقر فرماندهی فرهنگی نظام" را برعهده دارد و اولین و اولیترین نهادی که میبایست فعالیتهای ایجابی، نظارتی و انتقادی فرهنگی را در مملکت ما تصدیگری نماید. «من در جلسهى شوراى عالى انقلاب فرهنگى هم به آن آقايانى كه مؤثرين در فرهنگ هستند، گفتهام كه شماها جايگاه مهندسى فرهنگى را در اين كشور داريد. » (1)
اما با نگاهی به مجموعهی عملکرد این شورا از زمان دولت اصلاحات به بعد، متوجه افول این شورا در انجام فعالیتهایش میشویم. افولی که در بیانات مقام معظم رهبری مشهود بوده و اوج آن را در دیدار ایشان با اعضای این شورا در سال هشتاد و چهار شاهد هستیم: «نمىشود قبول کرد که ما یک مجموعهى فرهنگى داریم که آن را به عنوان قرارگاه اصلى مسائل فرهنگى و کارزار فرهنگى قرار دادهایم - یکچنین کارزارى در همهى ادوار و در همهى کشورها اجتنابناپذیر است - در عینحال، در این قرارگاهِ اصلى، بىنشاطى یا رکود یا عدم پیشرفت ملاحظه و مشاهده بشود؛ این را من اصلاً تصور نمىتوانم بکنم. » (2)
گویی این بینشاطی و رکود، بعد از گذشت پنج سال همچنان ادامه دارد و بهترین دلیل برای اثبات این ادعا، "استعفای استاد حسن رحیمپور ازغدی" است. استعفایی که هرچند تلاش شد دلیل آنرا مشکلات کاری فراوان و نبود وقت برای رسیدگی به کارهای این شورا بیان کنند، اما از متن استعفای ایشان برداشت دیگری بدست میآید. هیچوقت یادم نمیرود آن قسمت از برنامهی "طرحی برای فردا" که ایشان سخنرانی میکردند و در آن جلسه که در حضور کارشناسان تدوین و تنظیم دروس مقاطع پیش از دانشگاه برگزار میشد بیان کردند که مطمئن باشید هیچ بخاری از این همه شوراها و ستادهای عالی فرهنگی و علمی که در کشور وجود دارد، برنمیآید و همین جمعهای کوچکتر و چندسطح پایینترند که باید کاری برای اوضاع نافرجام علم و فرهنگ این کشور بکنند.
همهی آن نارضایتیها شاید در یک جمله خلاصه شود و آن اینکه شورای عالی انقلاب فرهنگی، بجای اینکه نیروی صفی و جهادی برای فعالیت در عرصهی فرهنگ کشور باشد، تبدیل به یک ستاد بیخاصیت شده که هیچ امیدی به آن نیست. اینکه چرا چنین شورای مهمی، مبتلا به چنان درد بیدرمانی شده، برای خودش بحثی است که تفصیل آن در این مقال نمیگنجد. اما اگر بخواهیم به مهمترین رئوس آن اشاره کنیم، این امر عبارت است از مشغولیت کاری افرادی است که تا قبل از انقلاب در عرصهی فرهنگی و اجتماعی مشغول بودند و امروز به نیرویهای اجرایی و دولتی تبدیل شدهاند. افرادی که جزء بهترینها محسوب میشوند، اما کارهای غیراصلی (3) تبدیل به مهمترین مشغلهی آنها شده تا جایی که ایشان میفرمایند: «بنده با شما پیش خداى متعال احتجاج خواهم کرد و به پروردگار خواهم گفت من بهترین کسانى را که مناسب این کار مىشناختم، در این شورا جمع کردم؛ شما به خداى متعال باید جواب بدهید؛ هرچه که فکر مىکنید باید پیش خداى متعال گفت، آن را بیان کنید و به فکرش باشید. » (4)
این عدم وقت گذاری باعث بیتکلیفی و بیبرنامگی شورای عالی انقلاب فرهنگی شده، تا جایی که مرکزی به این مهمی بجای اینکه خود مولّد طرح و برنامه برای سایر بخشهای فرهنگی کشور باشد، نیازمند طرحی است تا از این رخوت بیرون آید و به یک مکانی برای "تولید فرهنگ" تبدیل شود. و این مهم دست یافتنی نیست مگر این که یا اعضای این شورا از این حالت رخوت و سستی در آیند و یا این که در کنار این افراد از نیروهای جوان که دارای توانایی عملیاتی کردن مباحث تئوریک هستند قرار گیرند.
سید مجتبی نعیمی
پی نوشت ها:
[1] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) – 29/10/1384
[2] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی – 13/10/1384
[3] رهبر معظم انقلاب، بارها اولویت اول کشور را جنگ نرم و پرداختن به مقولهی فرهنگ عنوان کردهاند. در این شرایط، همهی کارهای دیگر، از اولویت میافتد، بخصوص برای افرادی که رسالت فرهنگی دارند.[4] بیانات مقام معظم رهبری در آخرین دیدار ایشان با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی - 1386
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


