کد خبر: ۴۲۰۲۸
تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۳
ماجرای ارتباط سیکو و فیسینکو؛
اولین پرونده جدی جاسوسی که جمهوری اسلامی با آن درگیر شد تنها چند روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اسفند ماه 57 گشوده شد. در شرایطی که جاسوسان روس از عدم وجود هر گونه مانعی بر سر راه خود مطمئن بودند یکی از جاسوسان پرنفوذ کا.گ.ب در ایران با نام مستعار «سیکو» شناسایی شد...

بولتن نیوز: اولین پرونده جدی جاسوسی که جمهوری اسلامی با آن درگیر شد تنها چند روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اسفند ماه 57 گشوده شد. در شرایطی که جاسوسان روس از عدم وجود هر گونه مانعی بر سر راه خود مطمئن بودند یکی از جاسوسان پرنفوذ  کا.گ.ب در ایران با نام مستعار «سیکو» شناسایی شد.

 

دستگیری محمدرضا سعادتی (سیکو) عضو سرشناس و با سابقه سازمان مجاهدین خلق به اتهام داشتن ارتباط ویژه اطلاعاتی و جاسوسی با عوامل کا.گ.ب و سفارت شوروی در تهران که در اردیبهشت ماه 1358 اتفاق افتاد ولی خبر آن در اواخر خرداد ماه منتشر شد فضای ملتهبی را در پی داشت که باعث شد سازمان مجاهدین آشکارا اما به مرور مواضع خود مبنی بر رویارویی با نظام نوپای جمهوری اسلامی را ظاهر سازد. محمدرضا سعادتی یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق که در دادستانی انقلاب تهران کار می کرد به جرم جاسوسی برای شوروی دستگیر شد. اتهام سعادتی این بود که با استفاده از موقعیتش ـ دسترسی به پرونده های متهمین رژیم شاه و افراد ساواک ـ بخشی از پرونده سرلشگر مقربی که از افسران رده بالای ارتش پهلوی بود و حدود 25 سال فعالیت مخفیانه با حزب توده داشته و برای کا.گ.ب نیز جاسوسی می کرد را در اختیار روس ها قرار داده بود. البته سعادتی با پذیرش این اتهام آن را در چارچوب مبادله اطلاعات با سازمان جاسوسی شووری می دانست!

واکنش سازمان مجاهدین در قبال اتهام جاسوسی سعادتی این بود که عمل سعادتی جاسوسی نبوده و تنها مبادله اطلاعاتی بوده که به نفع کشور و دولت نیز تمام خواهد شد. آنها برای اثبات ادعای خود در طول جریان محاکمه سعادتی به نامه هایی اشاره نمودند که در اختیار حاج سید احمد خمینی و بنی صدر رئیس جمهور وقت قرار داده بودند تا اطلاعات مربوط به برخی تهدیدات احتمالی از جانب امریکا را که از طریق همین تبادل اطلاعات با شووری به دست آورده بودند گوشزد کنند.

در تاریخ 23 خرداد 58 سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برخی اسناد و خلاصه گزارش ماموریت سعادتی و بخشی از اظهارات وی در بازجویی را منتشر کرد. روزنامه جمهوری اسلامی  و چند نشریه دیگر نیز متن کامل با بخش هایی از بیانیه مجاهدین انقلاب را منتشر ساختند. سابقه ماجرا و پیوند اطلاعاتی سازمان مجاهدین خلق با شوروی بعدها بدین شرح آشکار گردید: «متعاقب دستور صادره از کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شووری رزیدنسی [پایگاه] کا.گ.ب در تهران موفق شد در روز 14 فوریه 1979/25بهمن57 مستقیما با مرکز رهبری دو سازمان مجاهدین خلق و فدائیان خلق تماس بگیرد. این کار توسط ولادیمیر فیسینکو که از افسران رزیدنسی و از کارشناسان مسائل ایران محسوب می شد و به دلیل داشتن موهای مشکی و چشمان قهوه ای تیره شباهت فراوانی به ایرانیان داشت صورت گرفت. آن روز فیسینکو مستقیما با مراجعه به مرکز رهبری هر دو سازمان مجاهدین و فدائیان خلق خود را نماینده رسمی اتحاد جماهیر شووری برای گفتگو و تماس مستقیم با آنان معرفی کرد. سران دو سازمان ابتدا تردید و دودلی نشان دادند اما بالاخره قرار شد که تماسهای مورد نظر به صورت غیر مستقیم در اروپا انجام گیرد در این ملاقات هر دو گروه از دولت شووری تقاضای ارسال فوری اسلحه داشتند ولی فیسینکو به جای جواب فقط به بیان این مطلب بسنده کرد که خواسته های آنان را به مسکو گزارش خواهد داد.


روابط کا.گ.ب با سازمان مجاهدین به خوبی پیش رفت و گسترش می یافت زیرا پایگاه کا.گ.ب در تهران از طریق فیسینکو توانسته بود پس از مدتی رهبران سازمان را متقاعد کند که روسها می توانند تماس های خود را با آنان به صورتی کاملانه محرمانه و با در نظر گرفتن کلیه جوانب احتیاط به گونه ای برقرار کنند که مقامات رژیم جدید در ایران هرگز نتوانند به ارتباط ها پی ببرند از جمله اخبار مهمی که به مقامات اطلاعاتی روسیه شووری رسید. این بود که در جریان حمله به ارگانهای رژیم شاه آرشیو اسناد ساواک در اختیار سازمان قرار گرفته است. وقتی این خبر را به مرکز منتقل کردیم آنها بلافاصله از خود واکنش نشان دادند و طی تلگرامی از مسکو خطاب به ما چنین نوشتند:

«... ماجرای سرلشگر مقربی یکی از بزرگترین اشتباهات رزیدنسی کا.گ.ب در تهران محسوب می شد و به همین جهت زیاد هم حیرت انگیز نبود که مقامات مرکز در مسکو این چنین تشنه آگاهی به علل لو رفتن سرلشکر مقربی باشند. این درخواست روسها نیز توسط سعادتی به سازمان منعکس و شخصی به نام اکبر طریقی که از اعضای سازمان بود و در دادستانی انقلاب اسلامی کار می کرد با استفاده از حکم دادستانی انقلاب که به وی اجازه امانت گرفتن پرونده های ماموری اطلاعات ارتش را داده بود در تاریخ 29/1/58 بطور غیر مجاز اقدام به گرفتن پرونده مقربی می نماید و پرونده را در اختیار سازمان مجاهدین قرار می دهد. درباره کشف ارتباط سیکو و فیسینکو عباس امیر انتظام در خاطرات خود گفته است:

«... در یکی از روزهای اسفند 57 منشی به من اطلاع داد که شخصی می خواهد به ملاقات من بیاید و یک مسئله امنیتی را در میان بگذارد پس از توافق من مردی در حدود 50سال با قدی متوسط با لباس رسمی و کروات به اتاقم آمد من صندلی طرف راست خودم را به او تعارف کردم پس از نشستن به من گفت که کارمند و عضو اداره ضد جاسوسی ساواک است طبق خبر او قرار است در ساعت 5بعداز ظهر امروز یکی از دیپلماتهای سفارت شوروی به دیدن یک ایرانی در ساختمانی در میدان 25شهریور برود و چیزهایی را در اختیار فرد ایرانی قرار دهد. ضمنا گفت که طرف ایرانی عبدالعلی نامیده می شود و این فرد آمده بود تا کسب تکلیف کند. مطالب را بلافاصله به اطلاع نخست وزیر رساندم. ایشان دستور داد که ان شخص مساله را تعقیب کند ولی آقای بازرگان از شنیدن نام عبدالعلی که نام یکی از فرزندانش بود ناراحت شده بود. کارمند اداره ضد جاسوسی ساواک به کارش ادامه داد و روز بعد گزارش کارش را به من داد که به اطلاع نخست وزیر رساندم. بعدها وی گفت عبدالعلی را دستگیر کرده اند و نام واقعی این فرد محمدرضا سعادتی است که با دستگاههای عکاسی مخصوص جاسوسی که از دیپلمات روسی دریافت کرد دستگیر شده است. من تا آن روز نمی دانستم که محمدرضا سعادتی کیست و به چه گروهی وابسته است.



خسرو تهرانی درباره سعادتی چنین می گوید: «سعادتی از آن دسته مهندسین ذوب آهن بوده که در روسیه درس خوانده بودند به همین دلیل به نظر می رسد که روسها او را قبل از سالهای دهه پنجاه خریده بودند. به نظر من سعادتی توی روسیه کارهایی کرده چون اینها مهندسان ذوب آهن دو یا سه سال برای کارآموزی به روسیه رفتند. اما چگونگی دستگیری سعادتی توسط ماموران سپاه پاسداران و دادستانی به شرح ذیل است:



«ضمن مراقبت از اتومبیل سیاسی شوروی در مروخه 5/2/58 مشاهده گردید که یک نفر مرد روسی از اتومبیل پیاده شد و در خیابان دیبا منشعب از خیابان روزولت وارد شرکت نولکو گردید در بررسی بعدی مشخص شد که مرد روسی به نام ولادیمیر فیسینکو دبیر اول سفارت روس می باشد و مرد تماس گیرنده یکی از رهبران سازمان مجاهدین است... چون معلوم بود که رهبر مجاهدین در ساعت 17مورخه 6/2/58 با افسر اطلاعاتی شووری جهت مبادله اسناد و مدارک ملاقات می نماید لذا بررسیهای لازم به عمل آمد و 5دقیقه قبل از شروع ملاقات مامورین به شرکت وارد شوند و مرد تماس گیرنده و مدارک را ضبط نمایند. پس از دستگیری مرد تماس گیرنده فیسینکو جهت ورود به شرکت نولکو مراجعه نمود ولی توسط مامورین به او تکلیف شد که از شرکت خارج شود و وی بعد از خروج از شرکت سوار اتومبیلی که توسط سه نفر مامور شووری هدایت می شد و منطقه را ترک نمود. در بازرسی بدنی از مرد تماس گیرنده مشخص شد که مسلح به اسلحه کمری می باشد و نیز در جستجوی مقدماتی از وسایل شرکت که حاکی از همکاری این شخص با سرویس اطلاعات شووری باشد به دست آمد. ولی سرانجام حکمی که برای سعادتی صادر شد از درجه تخفیف بالایی برخوردار بود طوری که برای خود سازمان صدور حکم اعدام از قریب ترین احتمالات بود با اعلام حکم 15سال زندان برای سعادتی جامعه قدری آرام شد. هر چند سعادتی در سال 60 به اتهام شرکت در طراحی ترور شهید کچویی در زندان اوین مجددا مورد محاکمه قرار گرفت و محکوم به اعدام شد.




یکی از نکات عجیب این پرونده آن است که سعادتی به رغم آنکه به اتهام جاسوسی دستگیر شده بود و طبیعتا نباید از امکان تبادل اطلاعات با بیرون برخوردار می بود به راحتی با خارج از زندان در اتباط بود و به عنوان نمونه می توان به نامه وی در پی درگیری سازمان با مردم در 16آذر58 اشاره کرد که در شماره 160نشریه مجاهد به چاپ رسید و در ان مخالفان سازمان را چماقدار توصیف نمود او همچنین در همین دوره با همسر خویش که از اعضای اصلی منافقین بود نیز ملاقات داشته است.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین