کد خبر: ۴۱۹۸۵
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

بني‌صدر ما را به جلسه راه نمي‌داد!

با اين‌كه فرمانده‌ عمليات خوزستان بوديم، اما بني‌صدر اصلاً ما را به جلسه‌ها راه نمي‌داد. ما مي‌رفتيم خدمت آقا و ايشان دست ما را مي‌گرفت و مي‌بُرد در جلسه. بني‌صدر هم ديگر جرأت نمي‌كرد چيزي بگويد. اصلاً حضور ما در آن جلسات، با حمايت حضرت آقا بود تا واقعيت‌هاي جنگ را براي اعضا بگوييم.
همزمان با آغاز اردوهاي بازديد از مناطق عملياتي دفاع مقدس (راهيان نور)، پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در ويژه‌نامه‌اي با عنوان "پلاك "، به مرور رهنمودهاي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي درباره روايتگري سيره‌ي شهدا، خاطراتي از پنج فرمانده شهيد دفاع مقدس و بخشي از وصيت‌نامه‌ي اين شهدا مي‌پردازد.


بني‌صدر ما را به جلسه راه نمي‌داد!

با اين‌كه فرمانده‌ عمليات خوزستان بوديم، اما بني‌صدر اصلاً ما را به جلسه‌ها راه نمي‌داد. ما مي‌رفتيم خدمت آقا و ايشان دست ما را مي‌گرفت و مي‌بُرد در جلسه. بني‌صدر هم ديگر جرأت نمي‌كرد چيزي بگويد. اصلاً حضور ما در آن جلسات، با حمايت حضرت آقا بود تا واقعيت‌هاي جنگ را براي اعضا بگوييم.

در يكي از جلسات شوراي عالي دفاع كه به رياست بني‌صدر تشكيل شده بود، من و شهيد حسن باقري حضور داشتيم. برادران ارتشي گزارش‌هايشان را دادند و مسائلي را از زاويه‌ي ديد خودشان مطرح كردند. بعد نوبت به ما رسيد. من به حسن باقري -كه مسئول اطلاعات بود- گفتم كه شما برو پاي نقشه. حضرت آقا يك نگاهي به ما كردند. آن موقع خود من حداكثر پنجاه كيلو بودم؛ خيلي لاغر. فانوسقه را دو دور، دور كمرم مي‌بستم. حسن باقري كه ديگر از من خيلي لاغرتر بود. آقا يك نگاهي به ما كردند كه اين جوان حالا جلوي بني‌صدر چه مي‌خواهد بكند؟ حسن باقري رفت و قشنگ تمام خطوط جبهه‌ي نبرد را به صورت دقيق توضيح داد؛ اين‌‌جا چه واحدي از دشمن هست، چه لشگري هست، چه ارگاني هست، حتي دشمن از اين‌جا مي‌خواهد حركت كند به كدام سمت و ... وضعيت جبهه‌ها و خاكريزها را خيلي دقيق تشريح كرد. هرچه حسن باقري بيشتر حرف مي‌زد، آقا خوشحال‌تر مي‌شدند كه بچه‌هاي انقلاب و بچه‌هاي امام(ره) اين‌طور دقيق و مسلط به مسائل نظامي نگاه مي‌كنند. آن جلسه هم براي ما و هم براي حضرت آقا بسيار جالب و زيبا بود.



قطب‌نما
اينى كه من در طول چند سال گذشته هميشه بر روى بصيرت تأكيد كرده‌ام، به خاطر اين است كه يك ملتى كه بصيرت دارد، مجموعه‌ى جوانان يك كشور وقتى بصيرت دارند، آگاهانه حركت مي‌كنند و قدم برمي‌دارند، همه‌ى تيغ‌هاى دشمن در مقابل آن‌ها كند مي‌شود. بصيرت اين است. بصيرت وقتى بود، غبارآلودگى فتنه نمي‌تواند آن‌ها را گمراه كند، آن‌ها را به اشتباه بيندازد. اگر بصيرت نبود، انسان ولو با نيت خوب، گاهى در راه بد قدم مي‌گذارد. شما در جبهه‌ى جنگ اگر راه را بلد نباشيد، اگر نقشه‌خوانى بلد نباشيد، اگر قطب‌نما در اختيار نداشته باشيد، يك وقت نگاه مي‌كنيد مى‌بينيد در محاصره‌ى دشمن قرار گرفته‌ايد؛ راه را عوضى آمده‌ايد، دشمن بر شما مسلط مي‌شود. اين قطب‌نما همان بصيرت است.

در زندگىِ پيچيده‌ى اجتماعىِ امروز، بدون بصيرت نمي‌شود حركت كرد. جوان‌ها بايد فكر كنند، بينديشند، بصيرت خودشان را افزايش بدهند. معلمان روحانى، متعهدان موجود در جامعه‌ى ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهى و حوزوى، بايد به مسئله‌ى بصيرت اهميت بدهند؛ بصيرت در هدف، بصيرت در وسيله، بصيرت در شناخت دشمن، بصيرت در شناخت موانع راه، بصيرت در شناخت راه‌هاى جلوگيرى از اين موانع و برداشتن اين موانع؛ اين بصيرت‌ها لازم است. وقتى بصيرت بود، آن‌وقت شما مي‌دانيد با كى طرفيد، ابزار لازم را با خودتان برمي‌داريد. يك روز شما مي‌خواهيد تو خيابان قدم بزنيد، خوب، با لباس معمولى، با يك دمپائى هم مي‌شود رفت تو خيابان قدم زد؛ اما يك روز مي‌خواهيد برويد قله‌ى دماوند را فتح كنيد، او ديگر تجهيزات خودش را مي‌خواهد. بصيرت يعنى اين‌كه بدانيد چه مي‌خواهيد، تا بدانيد چه بايد با خودتان داشته باشيد.
بيانات در ديدار عمومى مردم چالوس و نوشهر ۱۳۸۸/۷/۱۵

قسمتي از وصيت‌نامه سردار شهيد:
مادرجان‌! اين‌ لشگر، لشگر امام‌ زمان‌ (عج‌) است‌ و تو هم‌ يكي‌ از مسلمين‌ هستي‌ و براي‌ اين‌ لشگر يك‌ نوكر دادي‌ و هركس‌ براي‌ اسلام‌ چيزي‌ داده‌، پس‌ نمي‌گيرد. پس‌ من‌ از شما خواهش‌ مي‌كنم‌، براي‌ من‌ هم‌ دعا كرده‌، نه‌ اين‌كه‌ من‌ براي‌ زنده‌ ماندن‌ خود از شما بخواهم‌ دعا كنيد، نه‌! نه‌! اين‌ط‌ور نيست‌. مادرجان‌! دعا كن‌، دعا كن‌ تا صاحب‌ زمان(عج‌) مرا براي‌ نوكري‌ قبول‌ كرده‌ و در لحظه‌هاي‌ آخر عمر، پيشواي‌ اين‌ نهضت‌ را حسين‌ ابن‌علي(ع‌) را در بالاي‌ سر ملاقات كنم‌. دعا كن‌ تا خداي‌ بزرگ‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدايت‌ كند. مادرجان‌! آرزو دارم‌ در اين‌ دنيا فقط‌ يك‌ بار خدا به‌ من‌ عنايت‌ كرده‌ و ملال‌ نوكري‌ اسلام‌ را در راه‌ خودش‌ به‌ من‌ عط‌ا كند. مادرجان‌! از نهضت‌ حسين‌(ع‌) تا به‌ حال‌ چه‌ جواناني‌ كه‌ به‌ خون‌ خود نغلطيدند و چه‌ شكنجه‌ها نكشيده‌اند. پس‌ افتخار است‌ براي‌ من‌ در اين‌ راه‌ جان‌ دادن‌ ...

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین