شريعتي را بهتر بشناسيم
بولتن نيوز: علی شریعتی با نام اصلی علی مزینانی 3 آذر ۱۳۱۲ در روستا ي كاهك خراسان بهدنیا آمد و در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶در لندن به طرز مشکوکی دار فانی را وداع گفت. وی نویسنده و سخنوري توانا بود كه در حوزه مباحث ديني و اجتماعي آثار زيادي از خود بر جاي گذاشت.

شریعتی نامی آشنا برای همه مردان و زنانی است که عنوان نسل اول و دوم انقلاب را یدک می کشند. و نسل سومیهایی که در هاله ای از ابهام و تردید و اتهامات ، شریعتی را می شناسد. اما حقیقت این است دکتر علی شریعتی یکی از تاثیرگذارترین تئوریسینهای انقلاب اسلامی و از بنیان گذاران اندیشه دینی در محیطهای دانشگاهی در سالهای پیش از انقلاب بود .
دکتر شریعتی بعد از گذشت 34 سال از شهادتش هنوز هم کتابهایش دارای جذابیت و توان جذب مخاطب را دارد. در سالهای پیش از پیروزی انقلاب در نسل نوجوان و انقلابی ایران که امروز در سنین 50 زندگی می کنند کتابهای دکتر شریعتی از جمله آری اینچنین بود برادر ، ابوذر ، مذهب علیه مذهب، فاطمه فاطمه است، شهادت و بازگشت به خویشتن و..... کتابهای نام آشنایست که هنوز در وجود آنها شوق انقلابی زیستن را بر می انگیزد .
برخلاف همه فضاسازیها بر علیه دکتر شریعتی وی هرگز با روحانیت انقلابی و زجر کشیده مخالفت نداشت. ومخالفت وی با روحانیونی بود که در مقابل طبقه حاکم و ظالم جامعه سازش کرده بودند. یعنی همان چیزی که در طول تاریخ اسلام همواره اسلام انقلابی از ان ضربه خورده است. تا جایی که وی تشیع را هم دو شاخه معرفی می کند: تشیع علوی و تشیع صفوی. و اتفاقا اختلافات در بعضی از نیروهای انقلابی روحانیون نیز از همین جا با وی شدت می گیرد .
گویش دکتر شریعتی و نحوه سخنرانیهایش و صدای زنگ دار و جذابش همراه با تمثیلها و ادبیات خاص وی در دفاع از اسلام انقلابی و تشیع علوی در فضای وهن آلودی که اکثر طیف روشنفکر جامعه مارکسیست را تنها راه مبارزه با رژیمهای استکباری می دانستند اسلام را و تشیع علوی را تنها مکتب رهایی بخش و انقلابی معرفی کرد که توان مبارزه با قدرتهای استکباری و نظامهای سلطه گری چون طاغوت زمان (رژیم محمد رضا شاه پهلوی ) را دارد. دانشجویان انقلابی و مسلمان پرورش یافته شده در مکتب شریعتی در مدارس و مراکزی که با دانش آموزان همراه می شدند کتابهای او را همچون منشور انقلابی گری به نوجوانان برای مطالعه می دادند. دکتر شریعتی در طول تاریخ مبارزاتی خویش فراز و نشیبهای زیادی را طی کرد و در کنار مبارزات وی بدلیل نوع ادبیات خاص و افکار بظاهر ضد روحانیت مورد انتقاد شدید روحانیت انقلابی قرار گرفت.

در مورد آثار او مواضع مختلفي بيان شده است. براي مثال استاد شهید مطهری در نامه ای برای امام راحل از دکتر شریعتی به شدت انتقاد کرد. در بخشی از این نامه، شهيد مطهری، که در سال ۱۳۵۶ و پس از شهادت دکتر علی شریعتی نوشته شده، آمده است: «کوچکترین گناه این مرد بدنام کردن روحانیّت است. او همکاری روحانیّت با دستگاههای ظلم و زور علیه تودهی مردم را به صورت یک اصل کلّی اجتماعی درآورد. مدّعی شد که مَلِک و مالک و ملّا، و به تعبیر دیگر تیغ و طلا و تسبیح همیشه در کنار هم بوده و یک مقصد داشتهاند. این اصل معروف مارکس و به عبارت بهتر مثلّث معروف مارکس را که دین و دولت و سرمایه سه عامل همکار بر ضدّ خلقند و سه عامل از خودبیگانگی بشرند، به صد زبان پیاده کرد. منتهی به جای دین، روحانیّت را گذاشت. نتیجهاش این شد که جوان امروز به اهل علم به چشم بدتری از افسران امنیّتی نگاه میکند. و خدا میداند که اگر خداوند از باب «وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللَهُ وَ اللَهُ خَیْرُ الْمَـٰکِرِین» در کمین او نبود، او در مأموریّت خارجش چه به سر روحانیّت و اسلام میآورد«.
رهبر انقلاب نيز در جاهايي مختلفي در مورد شريعتي سخن گفته اند. ايشان در جايي گفتند:
»به نظر من و با شناختی که از دکتر داشتم، وی تلاش کرد تا از وجود نقاط مشترک خود با دستگاه مانند ضدیت با مارکسیسم و انتقاد از روحانیت استفاده کند و ساواک را درباره خود به طمع بیندازد و در واقع آنها را فریب دهد و موفق شد. شاکله او با نوکری ساواک سازگار نبود. حداکثر این بود که وی اهل خطر کردن در مبارزه با دستگاه نبود و مایل بود در حاشیه عرصه مبارزه قرار داشته باشد... در سال 54 که من از زندان آمدم، و همه به دیدن من می آمدند، او به منزل من نیامد و برای دیدار من منزل جوانی از دوستان مشترکمان را معین کرد و چند ساعتی با هم بودیم.
و در جایی دیگر در خصوص نامه شهید مطهری به امام می نویسد:
»نظرات مرحوم شهید مطهری درباره شریعتی – چه در آغاز آشنائی شان که تا دو سه سال از وی به نحو شگفت آوری ستایش می کرد و چه در سال های بعد که از او به نحو شگفت آوری مذمت می فرمود – غالبا مبالغه آمیز ... بود. در همین مطالبی که ایشان به امام مرقوم داشته، نشانه های بزرگنمایی آشکار است. برخی دیگر از دوستان ما از جمله مرحوم شهید بهشتی نیز همین نظر را در باره اظهارات شهید مطهری داشتند«.

افکار و نوشته های معلم شهید شریعتی بعد از شهادتش دست آویزی برای حمله گروههای مختلف بر علیه روحانیت گردید تا جائیکه یکی از جنایتکارترین گروههای تروریستی که از زمان حکومت پهلوی دارای انحرافات اعتقادی شدید بود و مدعی مبارزه با رژیم شاه را داشت اما در زمان طاغوت توان مبارزه مسلحانه با رژیم شاه را نداشت و فرصت این کار را هم پیدا نکرد .به مجرد پیروزی انقلاب با بدست آوردن سلاح از مراکز تسلیحاتی ارتش ضمن تشکیل گروه فرقان به جای مبارزه با عوامل شاه و استکبار جهانی از همان ماه اول پیروزی انقلاب با ترور شهید قرنی به جنگ با انقلاب اسلامی پرداخت و بعدها با ترور شهید مفتح و مطهری و....جنایات خویش را تکمیل نمود و شاخه سیاسی آن با عنوان آرمان مستضعفین با چاپ کتاب و استفاده از بخشهایی از سخنرانی دکتر شریعتی از او به عنوان رهبر اعتقادی خود نام برد. و اتفاقا یکی از دلایل حساس شدن مردم و نظرات منفی جامعه دین مدار آن روز با شهید شریعتی استفاده ابزاری بود که گروه فرقان و بعدها سازمان منافقین از شهید دکتر شریعتی کردند در حالیکه دکتر شریعتی که از خاندان بسیار انقلابی و دینی برخواسته بود و در طول سالهای مبارزه تمام تلاش خویش را برای بیداری اسلامی و مبارزه با طاغوت زمان بخرج داده بود که در این رابطه نقش او هرگز قابل انکار برای هیچکس نیست .
یکی از نظراتی که ضمن دفاع از شریعتی در بین متدینین انقلابی مطرح است این استدلال می باشد که درست است که دکتر شریعتی یک اسلام شناس خبره نبوده ولی بر اساس نیاز آن روز و فضای مبارزاتی که نیروهای مارکسیستی در اختیار داشتند و تمام تلاششان جذب نسل دانشجو و جوان جامعه بوده ، وی اسلام را از دید جامعه شناسی مطرح کرده و با ادبیاتی انقلابی و نگاهی نو برای نسل جوان در صدد مبارزه با رژیم شاه از یکسو از سوی دیگر مبارزه با مارکسیستها برآمده بود که مسلما نظرات وی و دیدگاه هایش دچار انحرافاتی هم بوده اما می بایست این نظرات را با توجه به شرایط آن زمان در نظر گرفت و امروز منصفانه ضمن ارج نهادن بر مبارزات این مرد بزرگ و اصلاح نظرات انحرافی وی که در کتابها و سخنرانیهایش وجود دارد نسل جوان و مشتاق دانستن امروز را از دانستن نظرات انقلابی اش محروم نسازیم .
اما نظر نگارنده این سطور:
ادبیات وی یک ادبیات زنده و همیشگی و موجب افتخار این ملت است چرا که وی با اعتقاد و از جان وجودش با جوانان سخن می راند. برای بنده به عنوان کسی که در نوجوانی با وی در سالهای 55 و 56 آشنا شدم هنوز صوت و لحن سخنرانیهایش و مضامین آن فراموش نشدنیست، و اگر بخواهیم منصفانه از او بگوییم معلم شهید دکتر شریعتی با همه نقدها و اعتراضات برحق و ناحق به وی برای همیشه در تاریخ این کشور زنده است .

مهرزاد
بروجردی در کتاب خود، «روشنفکران ایران و غرب»، در معرفی دکتر شریعتی تعابير جالبي را به كار برده است:
«مردی که غیر مذهبیها او را نادیده
میگرفتند، روحانیون او را سرزنش میکردند و رژیم شاه او را مجازات کرد، اینک تا حدود
زیادی «ولتر» و ایدئولوگ انقلاب ۵۷ تلقی میشود. گروه نخست او را کماهمیت
میدانست، دومی او را آدمی مزاحم میشمرد و سومی او را مارکسیست اسلامی دردسر
آفرینی تلقی میکرد که میبایست او را خاموش ساخت. به این دلایل محبوبیت شریعتی در
ایران از همه روشنفکران غیرمذهبی و مذهبی …بیشتر شده است.»
سروده معلم شهید دکتر علی شریعتی برای امام خمینی
فریاد روزگار ماست
روح خدا
در روزگار قحطی
هر فریاد
در روزگار قحطی
هر جنبش
فریاد روزگار
ماست
آری در روزگار
مرگ اصالتها
بی تو دگر چه
بگویم
چه را بسرایم
ای مطلع تمام
سرودها
بی تو فرو
نشسته دگر فریاد
تنها شده است
هر چه که انسانیت
در پایتخت غارت
و خون
جز وحشت و هراس
نمی بینم
این درد را با
که بگویم
که هر ورق از
هر کتاب
ترس را فریاد
می کند
حتی پلاس کهنه
خیابان هم
تجربه کرده است
ترس را
اینک سیاه
بینمش
تا بر تو باز
شود
که راست می
گویم
در هر کرانه
این شهر بی طپش
سگهای زنجیری
سگهای دست آموز
در چشمهای
بیدار
ترس را نشانده
اند آنها
هر روز می درند
هر روز می برند
و پاداش را
از دست گرگ می
گیرند
در پایتخت غارت
و خون
سگهای زنجیری
آن گرگ پیر را
به حراست نشسته اند
بی تو در
پایتخت دیو دماوند
سیاوشها و
کاووسها در بندند
ای کاش رستم
کاووسها را نمی
رهاند
تا اینگونه
گشاده دست
در بند بخواهد
رستم را
در خون کشد
سیاوش را
بی تو من از
خمین گذشتم
افسرده بود و
سرد
نام تو را
زمزمه می کرد روز و شب
فریاد روزگار
ماست
روح خدا
بانگ تعهد و
رسالت
بانگ خدا و خون
اینک تو ای
سلامت پویا
ای کرامت بی
مرز
بر این زمین
تشنه ببار
آری آری
تا زاید این
سترون فرسوده
گلهای سرخ
شهادت را
تا باز در نبض
شهر تپد
فریاد آری
تو ای سخاوت بی
حد ببار بر جنگل
تا باز این
درخت خفته شود بیدار
تا باز آن
جوانه کند فریاد!
علیرضا حسینی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



برای اطلاع از نظر علامه طباطبایی پیرامون دکتر شریعتی به لینک زیر مراجعه فرمایید:
http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=76959
وگرنه تمام دانشگاه اون زمان به دست مارکسیت ها بود وفقط فرهنگ اونها حاکم بود
شهید شریعتی کار بزرگی کرد
ایکاش قدر این مرد بزرگ را بهتر بدانند
اینقدر مرد هجمه قرارش ندهند
بخصوص کسانی که اون دوره دیکتاتوری شاه را لمس نکرده اند
روحش شاد وممنون از شما
او اسلامشناس نیست بلکه محو تفکرات غرب شده ودر اسالام تفکرات التقاطی ممنوع !از اینکه بنده را تحمل کردید ممنون هستم
بخاطر همین مقایسه های بی مورد سه نسل را از سخنان ایشان دور کردند
وضررش هم متوجه همه گردید
اکنون برای نسل جوان واقعا توانستند کسی دیگر را جایگزین شریعتی کنند؟
تشکر از شما که یادی هرچند کوچک از این مرد بزرگ کردید
شرم نمی کنید به ایدئولوگ انقلاب میگوئید منحرف؟
پس این سیل خروشان جوانان که قبل از انقلاب به خاطر کتابهای او به اسلام رو آوردند همه منحرف بودند؟
او جاده صاف کن انقلاب بود ونسل اون دوره ستمشاهی را با روحانیت مبارز آشتی داد
اینها انحرافه؟
ویا چقدر زیبا در باره حضرت فاطمه (س)
وحضرت زینب (س) سخن می راند
اکثرا اسامی زینب وفاطمه ومیثم ویاسر تحت تاثیر سخنان او برای فرزندانشون می گذاشتند
در دوران طاغوت کاری کرده بودند که کسی رویش نشود از این اسامی متبرک استفاده کنند وهمه در شناسنامه اسم مذهبی داشتند ولی اسم دوم طاغوتی هم داشتند
کتابهای دکتر شریعتی را ساواک نزد هرکه می یافت 6 ماه زندانی داشت
همه اینها علامت انحرافه؟
انصافتون را شکر
کمی شرم وحیا هم خوب چیزیه بخدا
یا علی
آقا جان ایشان کی به حضرت سجاد انتقاد داشت که فقط شما فهمیدید
ما که کتابهای ایشان را مطالعه کردیم متوجه نشدیم
اتفاقا کتابی به نام زیباترین روح پرستنده دارند که فقط در مدح حضرت سجاد می باشد چرا نسنجیده حرف می زنید؟
وبعد کتاب پدر مادر ما متهمیم را در رابطه در دین گریزی اون دوره واینکه پدر ومادر هانتوانسته اند دین را اونطور که هست به فرزندانشون بشناسانند آیا این سخن ایرادی داره؟ اتفاقا کتاب آموزنده وخوبی برای والدین است
اصلا هر که جای او بود با اونهمه رفاه در پاریس وفرانسه جانش را دستش نمیگرفت وبرای بیداری نسل جوان اون روز گار بیاد ایران ویکسال زندان انفرادی تحمل کند وآخرش هم خانواده اش بی سر پرست شوند ودر جوانی به طور مشکوکی از دنیا بروند
وخوراک آدمهای شوند که اصلا نه میدانند اون دوره خفقان چیست وزندان چیست واون همه زحمت
خدایش رحمت کند اورا
وخداوند متعال رحمت کند امام عزیزمون را
تشکر از نویسنده
دکتر شریعتی همان طور که از اسمشون پیداست در مزینان استان خراسان رضوی به دنیا اومده لطفا اصلاح کنید.
او اسلامشناس نیست بلکه محو تفکرات غرب شده ودر اسالام تفکرات التقاطی ممنوع !از اینکه بنده را تحمل کردید ممنون هستم
ثانیا یکی از دوستان از کم لطفی دکتر به امام سجاد (ع) گفته بوز که پیشنهاد دارم اگر حس کتاب ندارد سخنرانی تشیع علوی و تشیع صفوی دکتر را گوش کند
علی شریعتی فرزند محمدتقی متولد روستای مزینان شهرستان سبزوار استان خراسان رضوی ست.
همچین آش دهان سوزی هم برای همشهریاش مثل من نبوده و نیست!
حرف های اوبازمان حال سنخیت دارد
لطفا بیشتر ازاو بگویید
کاری ندارم نظرم را نمایش می دهید یا نه اما حداقل خصوصی جوابم را بدهید.
اگر علی شریعتی زنده بود به غیر از زندان اوین جای دیگه ای داشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یا تو زندان اوین بود یا همون اول انقلاب تیر باران میشد...
اگه بد میگم بیا بزن تو گوشم!!!
اخه دم خروس رو باور کنیم یا قسم حضرت عباس رو؟؟؟؟؟؟