دروغ در پاریس، اعتراف در لندن
چند ماه قبل مطلبی عجیب و باورنکردنی در اینترنت دیده بودم که گویا از سایت شخصی محسن مخملباف کپی شده بود. به سایت ایشان مراجعه کردم و دیدم واقعاً این مطلب در سایت ایشان وجود دارد و از اینکه شخصیت معروفی (اگرچه از جنبهی منفی) مثل مخملباف حاضر شده سایتش را در اختیار چنین اکاذیب و تهمتهای باورنکردنی و فاجعهباری اختصاص دهد، حقیقتا متعجب و متحیر شدم.
تهمتهائی که در این نوشتهی موهن به رهبر عزیزم آیت الله خامنهای وارد شده بود وقیحانهتر از آن بود که حتی بتوانم به گوشهای از آن اشاره کنم. اما جالب این بود که برای هیچ کدام از این ادعاها سند یا مدرک قابل قبولی ارائه نشده بود و بعضا این ادعاها آنقدر مضحک و غیر قابل باور بود که حتی دقایقی لبانم در عین خشم به خنده باز شد.
تازه فهمیدم این که بیبیسی در توجیه چگونگی سنخیت وقوع تقلب با اختلاف رای فاحش موسوی و احمدینژاد گفته بود: "گاهی هرچه دروغت بزرگتر باشد تاثیرگذارتر میشود، چرا که اگر شنونده همهاش را نپذیرد اقلا گوشهای از آن را میپذیرد" به چه معنا است. یعنی خود رسانههای غربی و اتاق فکرهای ایرانیتبار و وطنفروششان از اینگونه حربهها برای شایعهسازی و القاء اکاذیب استفاده میکنند.
البته نکات ظریفی هم در این نوشته استفاده شده بود. علی الخصوص با پیوند دادن واقعیتهای معلوم و واضح زندگی رهبر عزیز، به اکاذیبی که میخواستند به ایشان نسبت دهند، سعی شد که این اکاذیب باورپذیر شود. مثلا کسی در ایران نیست که نداند آقای راشد یزدی دوست نزدیک آقا هستند، اما گذاشتن چنین گزارهای در کنار این که گاهی ایشان و آقای جنتی و حضرت آقا برای گفتن و شنیدن جوک و لطیفه دور هم جمع میشوند سوء استفادهی احمقانهای از یک واقعیت آشکار برای القاء دروغی مضحک است.
از این جالبتر این که چند روز پیش در منزل یکی از اقوام بودم که پدر خانواده از من راجع به این شایعات پرسید. من ابتدا شک کردم که نکند از طریق ماهواره چنین اکاذیبی میگویند. دیدم بعید است که شبکهای ماهوارهای اینقدر با آبروی خودش بازی کند که بخواهد چنین اکاذیب بزرگی را منتشر کند. از ایشان پرسیدم و متاسفانه شنیدم که فرزند خانواده از مدرسه یک حلقه سیدی آورده که در فیلمی چند ده دقیقهای این اکاذیب را در کنار تصاویری دستکاری شده و یا حتی برخی تصاویر واقعی، نمایش میدهد. خوب... تنها عکس العمل من بعد از توضیح منبع این اکاذیب برای آن آشنای عزیز، افسوس خوردن از زودباوری مردم وطنم و خودباختگی برخی ابلهان و لمپنهای سیاسی بود.
دیروز وقتی شنیدم آقای مهاجرانی در گفتگوی تلویزیونی خود تصریح کرده که در شخصیت رهبری عزیز نمیتوان نکتهای یافت، ابتدا به گوشهای خودم تردید کردم. اما وقتی خبر را با متن کاملش در اینترنت دیدم فهمیدم گوشم خطائی مرتکب نشده. شاید برای من هم مثل بسیاری از اعضای جنبش سبز، درک این که چرا آقای مهاجرانی چنین اعترافی میکند دشوار بود. اما خوب که فکر کردم دیدم آقای مهاجرانی به عنوان یک استراتژیست جریان فتنه خود را موظف دیده است که راهی را که میداند به جایی نخواهد رسید هر چه زودتر ببندد. چرا که مسلماً تاکید مجدد خیالبافانی مثل مخملباف بر نشر چنین اکاذیبی، جز این که این جماعت را نزد خردمندان جامعه، ابلهتر جلوه دهد ثمری نخواهد داشت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


