جنبش متفرقه سبز!
بولتن نيوز: پس از غائله 25 بهمن، که به اذعان اکثریت رئوس نظام مقدس جمهوری اسلامی خط تفکیک انقلابی و ضد انقلاب بود اتفاقات تامل برانگیزی در بین جنبش منفور سبز درحال شکل گیری است که اشاره ای کوتاه به نمونه ای از این اتفاقات خالی از لطف نیست.
اولین نکته ای که می توان به آن اشاره نمود حس دلسردی در بین جنبش است که وقتی خود را با انقلابیون مصر و سایر کشورهای منطقه مقایسه می کنند به پوچ و بی هدف بودن جنبش خود پی می برند. انقلابیون مصر با در پیش گرفتن شعائر و نمادهاي اسلامی مانند سر دادن شعار «الله اکبر» و اقامه نماز جمعه برای اولین بار و نفي استكبار شرق و غرب، پس از تنها 18 روز توانستند نامبارکترین فرد مصر را به ذلت بکشند و حکومت را در دست گیرند. اما جنبش سبز که خود را بر حق می دانند و کاملا عکس و قرینه انقلابیون مصر و با زیر پا نهادن شعائر اسلامی مانند روزه خواری و اقامه نماز جمعه مختلط و... در حرکتند؛ پس از حدود یک سال و اندی اغتشاش و آشوب و کشتار چیزی جز یأس عایدشان نشده است.
برای گواه این دلیل آشکار می تواند به ریزش حامیان این جنبش و روند نزولی این افراد در تظاهرات یکساله گذشته اشاره کرد. به اين موضوع حتي خود حاميانشان نيز اشاره كردهاند. براي مثال يكي از آنها نوشت:
««حالا و در ادامهی راه قرار است که به کجا برویم ؟ قرار است که چه بکنیم ؟ دوباره قرار بگذاریم و یک عده بعد از ظهر بروند بیرون و شب برگردند خانه ؟ خب آخرش ؟ بخدا اگر اینهائی که میروند هم در خانه بمانند و هیچ جا نرود ماجرا خیلی سنگینتر برگزار میشود . میدانید ؛ به این مدت این چندمین باری است که به خودم میگویم کاش پارسال را از همان شب اول انتخابات و جلوی وزارت کشور تا فردای آغازین جنبش و الی روز عاشورا در تهران نبودم و تمام آنهائی که از نزدیک دیدم را هرگز ندیده بودم . آنوقت شاید مثل خیلیهای دیگر روزی مثل دیروز برایم بزرگ میآمد . میخواهم بگویم یادش بخیر اینرا هم نمیتوانم . اما امروز که میبینم موسوی و کروبی مفت مسلم دستگیر میشوند و حکومت حتی رغبت نمیکند که تلفنها را قطع بکند ، اینترنت را مثل پارسال قطع کامل بکند ، لااقل اس.ام.اس را از کار بیندازد ، صادقانه بگویم که تحقیر میشوم...»
يك كاربر بالاترين هم كه عصباني به نظر مي رسيد، نوشت: «اين طوري هيچ فايده اي نداره، اگه قراره به اين بچه بازي ها ادامه بديم، همون بهتر كه ديگه فكر تظاهرات نباشيم» و كاربر ديگري نوشت: «تا مي گوييم شوراي هدايت و رهبري مخالفان، خيلي ها نگارنده را الكي خوش و شايد تهي مغز تصور مي كنند» و سومي اين طور قلم زد كه: «ظاهرن با گرفتن كروبي و موسوي قيامتي برپا نشد. نكنه بعداً فرياد بزنيم، موسوي اعدام بشه-كروبي اعدام بشه، ايران قيامت ميشه».
سايت جرس هم كه در لندن مديريت مي شود با اذعان به اينكه «خيلي ها در ميان گروه هاي اپوزيسيون مي گويند سه شنبه كه خبري نبوده من نمي دونم با كدام متر اندازه مي گيرند؟» نوشت: افسردگي، بيماري مشترك چند نسل اپوزيسيون است و شادي براي ما يك اتفاق خارق العاده شده است. ما بايد با اين بيماري كنار بياييم و كاري كه نبايد بكنيم، عصباني شدن و ترسو و بي عرضه خواندن همديگر است. تعريفمان از تظاهرات را هم بايد عوض كنيم.»
يكي از عناصر ضدانقلاب خارج نشين هم در شبكه صهيونيستي بالاترين هشدار داده است: «اگر چيزي تو را نكشت حتماً قوي ات مي كند. حال حكايت اپوزيسيون است و تقويت رژيم. من نمي دونم اين مردم چشونه كه با ما همراهي نمي كنند.»
نکته قابل تامل بعدی که بسیار حساس بوده و نشان دهنده این است که دشمن در حال برنامه ریزی و پیاده کردن سیاستی جدید است؛ تشکیل جنبش های متفرقه بعنوان زیر مجموعه جنبش سبز است.
جنبش مرده ی سبز پس از افتضاح و ریزشی که در روز 25 بهمن به بار آورد، خود را با واقعیتی بزرگ روبرو دید و به درستی دریافت که دیگر جایگاهی در بین حامیانش ندارد و از این رو با تشکیل جنبش های انفعالی و یا نسبت دادن خود به جنبش های متفرقه سعی دارد حامیان از دست داده خود را مجددا جذب نموده و از اين طريق ريزش هواداران خود را جبران كند.
براي اين منظور آنان دست به دامن هر گروه و باند و فرقهاي شدهاند. گروهها و فرقههايي از قبیل «دراویش گناباد»، «شورای هماهنگی فعالان سبز»، «جوانان اصلاح طلب»، «جنبش اتحادی فعالین دانشجویی اصلاح طلب سراسر کشور» و .... که بعد از 25 بهمن به مرور اعلام موجودیت کرده اند و معلوم است كه آبشخور همهشان يك جا است و پدر و پسر، همان چند نفر قبلي هستند منتها در اسامي متكثر و مختلف جديد و موجوديت اكثرشان تنها در همين فضاي سايبر است.
به راستی این جنبش ها با چه اهدافی و توسط چه کسانی و جریاناتی در کشور در حال شکل گیری هستند؟!
این جنبش ها با بزرگنمایی مشکلات کشور و از طرفی دیگر کوچک نشان دادن دستاوردهای والای انقلاب اسلامی سعی دارند اقشار مختلف جامعه را تحت تاثیر قرار داده و سوژه ای مناسب برای محافل غربی تدارک ببینند.
از اینرو به نظر می رسد بخش فرهنگی دولت خدمتگزار و خواص جامعه، بیش از پیش باید بر فرهنگ سازی و برملا نمودن دست های پشت پرده دشمن اقدام نموده و با تدابیری شایسته بار دیگر در برابر هجمه های فرهنگی استکبار ایستادگی نماید.
مطمئنا منافقین همانطور که از سایت های حامیانشان همچون بالاترین و گویا نیوز و شبکه اصلی حمایت کننده شان، بی بی سی بر می آید، نیز بر مرگ جنبش سبز با ما هم عقیده هستند و از اینرو تلاش می کنند با سیاست هاي جدید به دشمنی خود ادامه دهند. اگر در سال گذشته منافقین با لباسی سبز و تحت عنوان «جنبش سبز» دست به بازی کثیف شطرنج سیاست برده اند؛ فرداروزی با چهره ای جدید مهره سربازان خود را رهبری می نمایند.
این چهره جدید نفاق می تواند در سالیان نه چندان دور از درون همین جنبش های انفعالی از «جنبش متروک سبز» باشد.
با امید اینکه مسئولین فرهنگی کشور و نخبگان و اساتید متعهد دانشگاهی همچون گذشته تلاش بی وقفه خود را در جهت اهداف والای انقلاب و خنثی نمودن دسیسه های بی پایان دشمن به کار برند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



همین صلاحی که دارید الان باهاش با امریکا مبارزه میکند بهتون ثابت می کنم صد صدرد آمریکایی هستش مگر CPU کامپیوتر شما Intel یا AMD آمزیکا نیست؟؟؟
من کلآ طرفدار سبز ها نیستم با امریکا هم دشمنم ولی معدن مس انگوران ببنید جطوری ریخت نابود شد
یه بار این کامنت را داده بودم بازم میدم مثل مرد نقد پذیر باشید و نمایش بدینش چطوری میتونم انتظار پیشرفت داشته باشیم با شرایط فعلی که اشخاصی مثل برادران لاریجانی هرکدوم یه قوه دستشونه کجای دنیا اینطوری یعی اینهمه متخصص کمه.
حرف من اینه یه زمانی زنگنه می خورد الان هم محصولی ، غیر از اینه؟؟؟؟
کیه که به غیر از احمدی نژاد دلش واسه مردم بسوزه، ولی همین احمدی نژاد ببنید جقدر مجلس و امثال توکلی که از دانشگاه شیراز اخراجش کرده بودن براش کار شکنی میکنند
با این مجلس با اینهمه نیروی های غیر متخصص افراد نازنین مثل احمدی نژاد و رهبرمون هم کاری از دستشون بر نمیاد و هر چقدر هم تلاش کنیم مردم مخالف کم نشون بدیم فایده ایی نداره چون مردم کارد به استخنوشن رسیده..