وقتی قرارگاه فرهنگی کشور می خوابد
بولتن نیوز: مقام معظم رهبری بارها در فرمایشات خود با تاکید بر جایگاه ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی تعبیر «قرارگاه»[1] را برای شورا در عرصه فرهنگ بیان فرمودند. مفهوم «قرارگاه فرهنگی» بدون شک عنوانی متقن و راهبردی است که معظم له به منظور ارتقاء معرفت فکری متولیان فرهنگی کشور در شناسایی جایگاه و عرصه عمل هر یک از دستگاههای درگیر در موضوع فرهنگ، بیان داشته اند. در مقام معرفت شناسی، قرارگاه مرکزی است که رده های تحت فرمان خویش و کلیه مجموعه های وابسته را متمرکز و تحت نظارت یک شبکه درآورد. در واقع «قرارگاه فرهنگی»[2] وظیفه دارد تا از تمامی ظرفیتهای ساختاری و کارکردی موجود در دولت و ملت استفاده کرده و با مهندسی هوشمندانه، سیاستگذاری مناسبی در جهت تدوین قواعد و مقررات فرهنگی به عمل آورد و دستگاههای اجرایی را مأمور به اجرایی دستورات فرهنگی خود کند.
با این توضیح اما وضعیت موجود شورای عالی انقلاب فرهنگی ناامید کننده است:
یک. انتظار میرفت شورای عالی انقلاب فرهنگی همانگونه که عنوان شد به عنوان قرارگاه فرهنگی کشور عمل کند اما با توجه به مشکلات ساختاری و کارکردی شورا این مهم محال است.
دو. یکی از ویژگیهای مهم قرارگاه چابکی مجموعه است که شورا با توجه به کثرت ساختاری خود و تنوع کارکردی اشخاص حقیقی و حقوقی نمیتواند از این مزیت بهره برد.
سوم. مطالبات شورای عالی انقلاب فرهنگی از عقبه فرهنگی خود در دبیرخانه شورا و شوراهای اقماری و همچنین دیگر نهادهای درگیر در عرصه فرهنگ «جدی» نیست؛ همین موضوع سبب شده تا مسائل مهم عرصه فرهنگ مورد ملاحظه قرار نگیرد. به عنوان نمونه تدوین نقشه جامع علمی کشور که وظیفه اصلی دبیرخانه شورا بود از سال 1381 شروع و در دیماه 1389 رونمایی شد. این در حالی است که علیرغم پیگیریهای فراوان مقام معظم رهبری و اصرار ایشان بر تسریع در تدوین نقشه جامع علمی کشور دکتر مخبر دزفولی در دیدار اعضای شورا با مقام معظم رهبری در تاریخ 17/9/1386 ضمن اشاره به تشكيل کمیسیون های تخصصي مهندسي فرهنگي، نقشه جامع علمي و تحول و نوسازي نظام آموزشي، عنوان میکند:
«شوراهاي تخصصي با برگزاري مستمر و مداوم جلسات خود پيشرفت مناسبي داشته اند به طوريكه نقشه جامع علمي كشور در كمتر از يك سال آينده تهيه و تقديم خواهد شد.»
همچنین موضوع تدوین نقشه مهندسی فرهنگی کشور نیز داستانی مشابه دارد. تدوین نقشه مهندسی فرهنگی کشور میتوانست عرصه فرهنگی کشور را ساماندهی کند و ضرورت الزام دستگاههای اجرایی را به پیوستنگاری فرهنگی بدنبال آورد. بدون شک جایگاه شاخص های فرهنگ اسلامی- ایرانی در سطح جامعه و دولت کمرنگ گردیده بطوریکه رسانه ما مملو از تبلیغ شاخصهای فرهنگ غربی است. این مسئله در خوشبینانه ترین حالت قصور متولیانِ «مدیریت فرهنگی» و در راس آن شورای عالی انقلاب فرهنگی را اثبات میکند و در بدبینانه ترین شکل، عامدانه بودن این مسئله اثبات میشود که در هر صورت ضعف دستگاه فرهنگی کشور که از آن انتظار قرارگاه بودن میرود را تأیید میکند.
چهارم. متأسفانه عقبه درونزای شورای عالی انقلاب فرهنگی در شناسایی میدان فرهنگی کشور ناکارآمد است. این مهم در تمامی مجموعه شورا خصوصاً دبیرخانه آن هویدا است. به عنوان مثال، بیش از 60 درصد از پروژههای دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی نامرتبط با حوزه عملیاتی شورای عالی انقلاب فرهنگی است.
پنجم. تعامل شورای عالی انقلاب فرهنگی با سایر نهادهای متولی عرصه فرهنگ، سازمانی و بهینه نیست که خود از یک طرف موجب رخوت و ناکارآمدی نهادهای مرتبط با حوزه فرهنگ میشود و از دیگر سوی بستر موازیکاری را نیز بدنبال دارد.
ششم. اگرچه اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی همگی از چهره های صاحب اندیشه و از ذخائر فکری نظام محسوب میشوند اما بدلیل کثرت شغلی ایشان معمولاً در جلسات شورا حضوری فیزیکی داشته و با توجه به کمکاری ایشان جلسات مذکور دچار روزمرگی آنهم در مسائل فرعی شورا میشود.
هفتم. وضعیت دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی نگران کننده و این نگرانی اظهر من الشمس است بطوریکه اکثریت صاحبنظران عرصه فرهنگ بر این نظر هم عقیده اند. این وضعیت «مدیریت ناکارآمدی» و نه «مدیریت ناکارآمد» را تداعی میکند. بدین معنا که متاسفانه مدیریت دبیرخانه بر روند ناکارآمدی اصرار دارد. عملکرد ضعیف در مدیریت اداری دبیرخانه موجب موازی کاری در مجموعه مذکور گردیده است. همچنین ورود غیرکارشناسی و سفارشی مدیریت دبیرخانه در زمینه تعریف و اعطای پروژه های دبیرخانه محل تأمل است. بنابراین مدیریت، ساختار و عملکرد دبیرخانه شورا حرفهای نیست. ضمن اینکه عدم ارتباط رشته ای مدیریت دبیرخانه[3]، موازی کاری در ساختار آن و عملکرد ضعیف در مسئله شناسی محیط فرهنگی کشور و اقدام مناسب برای رصد و کنترل فرصتها و تهدیدهای فرهنگی نظام شاهد خوبی بر این مدعاست.
لذا تمامی دلسوزان نظام انتظار دارند قرارگاه فرهنگی مناسبی در کشور بوجود آید تا ضمن مقابله با جبهه معارض فرهنگی دشمن به صدور ارزشهای انقلاب اسلامی بپردازد. این مسئله با وضعیت کنونی شورای عالی انقلاب فرهنگی ممکن نیست و ادامه این روند این نکته را تأیید میکند که «ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان».
سامان علوی
- 3 شورای عالی انقلاب فرهنگی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


