کد خبر: ۴۰۷۸۷
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

بلبل عاشق آوینی کجاست؟

ميثم نيلي

سال‌ها بود دلم برای بلبل عاشقی که آوینی به او آموخته بود که هرگز برای غیر شقایق‌ها نخواند، تنگ شده بود و انتظار می‌کشیدم شاید، نغمه‌ای زیبا دوباره برای آنان بسازد. امروز اما فهمیدم این دلواپسی‌ها و انتظار ما بی‌جا بوده؛ ابراهیم حاتمی‌کیا در مسیر جدیدی قدم گذاشته که انتهایش از همین ابتدا مشخص است. اثر او امروز نه از جنس "دیده‌بان" و "مهاجر" و "آژانس" و نه حتی از سنخ ندانم کاری‌ها و عقده‌گشایی‌های "موج مرده‌ای" است. او درجه به درجه تنزّل می‌کند، هم در فنّ و تکنیک، هم در محتوا و معنا.

فیلم حاتمی کیا حرف جدیدی نداشت. حرف‌هایش از جنس فیلم‌های لمپن و شبه سیاسی اوايل دوم خرداد شده بود. فیلم‌هایی نظیر فیلم ضعیف و دون مایه‌ي "آواز قو" و امثال آن، البته با زبانی کمی پیچیده‌تر و با ظواهری حرفه‌ای‌تر و رنگ و لعاب بیشتر. حتی بسیاری از دیالوگ‌ها به نظرم کپی برداری از همان دیالوگ‌های حق به جانب پسران امروزی و دختران هرزه، اما مظلوم در برابر پدران ظالم، بی منطق و سنتی‌شان در فیلم‌های زرد و کلیشه‌ای آن دوره است. داستان‌هایی که نهایتاً یا به عصیان جوانی می‌انجامد، یا به افسردگی و خودکشی کلیشه‌اي و یا به طور مضحکی ناگهان با متنبه شدن پدران و مادران، به خیر و خوشی پایان می‌پذیرد.

فیلم حاتمی‌کیا نشان از یک انفعال مرتجعانه دارد؛ انفعالی که پس از گذشت 14 سال دوباره به جان او افتاده است. او در دوگانه‌ای گیر افتاده که قاطبه‌ي مردم سال‌هاست از آن عبور کرده‌اند. حاتمی کیا تازه موجیِ دوم خرداد شده است. گزارش یک جشن، گزارش یک انفعال و موج گرفتگی است که در قالب یک بیانیه‌ي سیاسی شبیه فیلم بیان شده است. یک بیانیه سیاسی که در آن نظام مقدس اسلامی، متهم اصلی است و هر گونه التزام به قانون نیز از سوی هر معترض، محکوم به شکست است. از نظر کارگردان، تنها راه باقی مانده، مقابله‌ی اجتماعی و مقاومت مدنی با استفاده از ظرفیت‌های جنسی و جنسیتی جوانان تحت رهبری بانویی روشنفکر! و ساختار شکن است.

بسیاری از فیلم‌های دهه‌ي اخیر حاتمی کیا، حکایت درگیری میان دو نسل انقلاب است. نسل جوان با نسلی که زمانی دغدغه‌هایش آرمان‌هایش بوده و برای آن تا پای از دست دادن جان و مال و فرزند و آبرو پیش رفته و البته شاید مانند پدر دنیا زده "به نام پدر" این روزها دیگر به آن حرف‌های آسمانی و عقاید آرمانی پشت کرده است و رو به دنیا آورده با آن می‌سازد و یا همچون حاج کاظم و سعید و عباس بر سر همان پیمان و عقیده‌اش قرص و محکم ایستاده، هزینه می‌پردازد و می‌سوزد. اما حاتمی کیا در فیلم اخیر، تمام دختران و پسران نسل سومی فیلم‌های خوب و بدِ دو دهه‌ي گذشته‌اش را دور هم، زیر یک سقف، جمع کرده تا زیر لوای هدایت مؤنث گونه‌ای به ظاهر ملتزم به ظواهر دین و اخلاق و قانون و با لباسی که نماد فمنیست‌های اسلامی تلقی می‌شود، در چارچوب ساختارهای موجود، با نظام مبارزه کنند. درست خواندید؛ نظام و نه نیروی انتظامی! عناصر شاخص نیروی انتظامی در این اثر متوسط حاتمی‌کیا، اشخاصی استثنایی و نافهم در آن مجموعه نیستند؛ آنان قرار است عناصر ناشناخته و پشت پرده‌ای را نمایندگی كنند که بدون حساب و کتاب و منطق و فارغ از هر گونه سلسله مراتب نظامی و انتظامی می‌توانند و حق دارند! دستور دهند و پلیس‌های بیچاره را علی‌رغم میل انسانی‌شان در برابر حقوق و مطالبات مردم قرار دهند و...! و به این وسیله مردم و جوانان را آن‌چنان تحریک کنند تا به خیابان‌ها ریخته، اعتراض و نا آرامی کنند و آنگاه در بالا نیروهایشان را به جان این جوانان بخت برگشته و از همه جا بی خبر اندازند و آنها را کتک بزنند و باقی قضایا...

حاتمی کیا در این فیلم، راه برون رفت را رسماً خروج از چارچوب‌های قانونی و نافرمانی‌های مدنی نمایش می‌دهد و بگون‌های، نمادین سکانس پایانی و حسرت بار فیلم را در بوستان پایداری به فرجام می‌رساند.

به نظر می‌رسد جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی باید منتظر ظهور و بروز سینماگران جوان و  آرمان‌گرایی باشد که مرام و اندیشه حضرت امام، رهبر انقلاب و آوینی‌ها را بدون تعارف و مجامله به عرصه تصویر می‌آورند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۲۶ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۷
0
0
آقاي حاتمي كيا شما كه به قول خودت جوانهاي امروز را نمي فهمي پس براي جوانهاي ديروز فيلم بساز كه با آنها هم نفس بوده اي. حيف است بخدا.
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین