هاشمی برای منافقین پول می فرستاد
روز گذشته "محمدحسین صفارهرندی" وزیر فرهنگ و ارشاد دولت نهم و نماینده
مجلس در جمع دانشجویان دانشگاه شاهد پیرامون اهمیت و چگونگی شکل گیری
انقلاب اسلامی به بحث و گفتگو پرداخت.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، وی حقیقت شروع انقلاب و شکل گیری آن را از سال 42 دانست و در همین مورد گفت: در سال 1342 مردی از جنس متفاوت در جامعه ظهور کرد
وی در تشریح انقلاب گفت: در ابتدای شروع مبارزات امام موجی به مخالفت با ایشان برخاستند که این مخالفت هم زمینه ساز طرفداری بیشتری در مراحل بعدی از امام شد. امام اساسا به مبارزات پارلمانیستی معتقد نبود.
به عنوان نمونه دولت مصدق که نمونه ای از دولتهای وفادار به سلطنت بود برداشتشان این بود که می توان شاه را متقاعد کرد که به سلطنت قانع باشد و سیاست را بسپارد به کسانی که می توانند کشور را در حد پارلمانی در دست بگیرند.
امام اساسا به مبارزه در چهارچوب رژیم اعتقاد نداشت و روش امام از نوع مبارزه ی احزاب و گروه ها و گروهک ها نبود .
پس از 15خرداد 1432 گروه هایی چون "موتلفه" و "مجاهدین اسلامی" تشکیل شدند. سال44 حزب ملل اسلامی رفت و کادر آن دستگیرشدند که اعضای آن هنوز در قید حیات هستند مثل آقای حجتی کرمانی و آقای منصوری و...
در همان زمان گروهای دیگری هم شکل گرفتند که مبارزات زیرزمینی خود را برای تغییر وضع موجود ادامه می دادند به تبع در آمریکای لاتیین هم گروه های مارکسیستی برای تغییر وضع موجود به وجود آمده بودند و در کشور ما هم بچه های مسلمان و مسجدی بودند که پای درس آیت الله طالقانی می رفتند و سیاست ها را در مکتب آزادی آموخته بودند. و بعد ها به گروههایی تبدیل شدند که شیوه ی مارکسیستی را در دستور کار خود قرار دادند(مجاهدین خلق،فداییان خلق)و در آستانه ی دهه ی 50ضربه ی بزرگی به این گروه ها وارد شد که کادرها یشان دستگیر شدند دوره ای کار اینها به صورت زیرزمینی در حد محدود و کار چریک ادامه یافت.
همان اوایل کار مجاهدین خلق اینها در صدد ارتباط با امام بودند و آقای طالقانی را به وساطت به نجف فرستادند و آقای طالقانی آز آنها تعریف کرد.
حضرت امام آنها را به حضور پذیرفتند و قرار شده بود سه هفته مواضعشان را برای امام روزی یکی دو ساعت بگویند و آنها در اغلب این جلسات نهج البلاغه را برای امام می خواندند پس از21روز امام به اینها می گویند راه این نیست که شما در پیش گرفتهاید و اینگونه به جایی نمی رسید. امام نفوذ زیادی در کشور داشت و آنها نیاز زیادی به امام داشتند و از طرفی هم امام را برای نیاز مالیشان میخواستند و میخواستند امام را راضی کنند که متدینین به آنها کمک کنند و از اموال خود برای مبارزه به آنها بدهند.
در ابتدا که اینها خط اسلام داشتند آقای رفسنجانی رابط اینها با بازار بود و پول سهم امام را به بازار میداد تا برای اینها وسایل مبارزه فراهم کند.
سال 54 عده ای از اعضای مارکسیست بین این سازمان نفوذ کردند.مرحوم لباف زیردست ساواک افتاد وشهید شد و ازاین سازمان چیزی جز سازمانی مارکسیستی با اعلام موضع صریح باقی نماند.
انعکاس این خبرها در جوانان نوعی حالت سرخوردگی و حیرت را به وجود آورد و همچنین بسته شدن حسینیه ارشاد برای افراد مذهبی که روشنفکر بودند هم باعث ناراحتی و سرخوردگی بود(در سال 52).این حسینیه توسط افراد برجسته ای مثل مطهری برپاشده بود وبا پیوستن شریعتی گرمتر شده وباعث جذب جوانان شد. این نحوه ی مبارزه به نوعی ناکام و عقیم ماند از آنجا توجه ها جلب شد به سمتی که اما به عنوان یک رهبر سازمان دهندگانی که از مکتب وسیع فکری سیراب می شدند و به سمت روحانیت رفت پیوند میان جریان دانشگاهی و حوزوی مقدمات یک روش تازه برای مبارزه با رژیم را فراهم کرد و ...
درسال 56 شهادت فرزند دوم امام به صورت شعله های خشم مردم خود رانشان داد. اجرای مراسم ختم هرروز درجایی از کشور سبب شد که تفکرات امام خمینی (ره) فرصت بیشتری یابد انتشارنامه های امان با عنوان امام کاشف الخطا به به طور وسیع بین مردم ((نظریه ولایت فقیه)) این حضور به تدریج جدی تر شد. اتفاقا اولین بار در مسجد ارگ عنوان امام برای رهبر انقلاب به کاربرده شد آن کسی که این عنوان را مطرح کرد یک طلبه ی جوان و خوش سخن بود مطالعات دانشگاهی اش درحد لیسانس بود و کسی نبود جز دکتر حسن روحانی.
رابطه یک رهبر و امت شکل گرفت برخلاف روش های مبارزاتی سابق که تلاش می شد یک نماینده به مجلس برود یا دولت تشکیل شود این برای انهدام رژیم تلاش می شد نظامی به وجود آمد که از همان ابتدا نشان داد که میخواهد با دشمنی جمهوری اسلامی وارد شود دلیل عمده ی نوشته شدن آن مطلب حرکت و موجی بود که در استقبال از شخصیت امام در رسانه آغازشده بود و رژیم برای ضربه زدن به امام دستورداده بود آن مطلب را در روزنامه ی اطلاعات بزند.
بعد ازآن مسیر مبارزات در دست کسانی افتاد که خواستار امام بودند شبکه ی وسیع روحانیت در سراسر کشور امکانی بود که در هیچ کجای کشور هیچ حزبی اینگونه نبود از هر مسجدی روحانی بود و این روحانی وصل میشد به مرجعی یا روحانی دیگر.
پس از ورود امام به ایران در سال 57، در25بهمن بعضی از گروههای سیاسی مثل چریکی و مجاهدین خلق آمدند به سمت خیابان ایران محل استقرار امام و گفتند میخواهیم با امام حرف بزنیم اعلام موضع کنیم و بگوییم ما برای رسیدن به این نقطه شهید دادیم تلاش کردیم و درتاسیس حکومت جدید ما باید جایگاهی داشته باشیم و حق خود را میخواهیم از همان ابتدا سهم خواهی آغاز شد، درحالی که آنها به این مبارزه اصلا اعتقادی نداشتند و درسرکوب 15خردادطعنه می زدند که مبارزه پیچیدگی هایی دارد که شما نمی دانید.
دوران حکومت شریف امامی و انجام تغییر تاریخ هجری دینی به تاریخ شاهنشاهی 2535.2536رخ داد که دوسال پس از این واقعه شریف امامی تاریخ را به هجری شمسی بازگرداند. یکی ازمراجع وقت اعلام کرد که به حمدالله به خواستمان رسیدیم و تاریخ عوض شد گویی مردم برای همین فقط خون ریختند.
زمان شاه ساعت12 ظهر اذان میگفتند و ساعت شرعی را متوجه نبودند بعد از مدتی شریف امامی اعلام کرد ساعت شرعی را اعلام میکنیم و باز این روحانی(منتظری )گفت:خب بحمدالله این هم حل شد.این نشانه ی عدم بصیرت این روحانی است که دلیل مبارزه را نفهمیده بود.
هر اتفاقی می افتاد مردم نظر امام را از شبکه های روحانی می پرسیدند مسجدها پاتوق وکانون بودند. انقلاب باید نهادسازی می کرد شبکه های حکومتی را کامل میکرد و به واسطه ی فقدان سابقه افراد متدین و کار آمد در حکومت به دلیل کار نکردن آنها در حکومت غاصب. حالا باید کارگزارانی مشخص شوند که حکومت موقت برای همین بود. مثلا داریوش فروهر در دوران مصدق بود. جوان ملی به سرعت جایگاه خود را در دولت تازه تاسیس یافت و فهمید حکومتی که با خدا تشکیل شده نمیتواند از مشرب غیرخدا سیراب شود و فهمید که این خواسته خیلی زود جواب دارد. زمانی که دولت شهید رجایی شکل میگیرد.2 سال بعداز انقلاب ترکیب دولت از عناصر بی بدیل بود. مثل دکتر قندی مجتهد مسلم و دکترای الکترونیک وزیرپست و تلگراف شهید رجایی بود با سن کمتر از20سال این مسیر متوجه شد. همان موقع بنی صدر رجایی را به خشک مغز بودن متهم میکرد و فکرمیکردند مگر می شود درشرایط امروز نظامی را ایجاد کرد و براساس اسلام اداره اش کرد؟ امروز ثابت شده که اگر در سیمای انقلاب امثال شهید رجایی نبودند امروز کسانی نبودند که برای تاسیس نظام اسلامی درجهان اعلام آمادگی میکنیم به نهضت شاب در مصر که رجوع میکنیم میبینیم که میگویند در ایران یک دوستی پیاده شده که باید آن را اجرا کنیم مارکسیست ها چریک میفرستادند به سبک آقای چه گوارا که برود به عنوان انقلاب معرفی کنند.
درست درشرایطی که ایران جایگاه خود را نشان داده عده ای اعتراض می کنند و آن معنی اش عصا زدن زیر بغل آمریکاست و میخواهند انتقام آمریکایی راکه در قاهره مانده درخیابان آزادی بگیرند وپروژه ی اسب تروایشان را نقش برآب شد.
آقای خاتمی چند روز پیش گفته این بازی که موسوی وکروبی راه انداخته اند دوسر باخت است اگر مجوز بدهند چه زمانی میتوانیم یک دهم جمعیت 22بهمن را در خیابان جمع کنیم.
ولی آقای موسوی و کروبی مشکل اصلی شان حماقت است. چون خط اصلی را از آن طرف به آنها میدهند.آن طرف میگوید چطور خروج مردم مصر از طرف ایران خوب است آن وقت خود مردم اعتراض میکنند به راست؟ شماکه اعتقادی به جهان وطن در اندیشه ی اسلامی ندارید(نه غزه نه لبنان )وقتی میگویند که ما به حمایت ازمردم مصربه خیابان ها می آییم چه معنی دارد؟ آمریکا در شرایط ویژه واقع شده و کارش ازحد بحران (ICu) گذشته ودر (ccu) رفته و حتی مسکن ها ی قوی کارساز نیست. وقتی همه ی جهان اسلام میگوید ما میخواهیم ازدست آمریکا راحت شویم100هزار نفر بگویند آمریکا. چه دردی از آمریکا دوا میکند؟!
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، وی حقیقت شروع انقلاب و شکل گیری آن را از سال 42 دانست و در همین مورد گفت: در سال 1342 مردی از جنس متفاوت در جامعه ظهور کرد
وی در تشریح انقلاب گفت: در ابتدای شروع مبارزات امام موجی به مخالفت با ایشان برخاستند که این مخالفت هم زمینه ساز طرفداری بیشتری در مراحل بعدی از امام شد. امام اساسا به مبارزات پارلمانیستی معتقد نبود.
به عنوان نمونه دولت مصدق که نمونه ای از دولتهای وفادار به سلطنت بود برداشتشان این بود که می توان شاه را متقاعد کرد که به سلطنت قانع باشد و سیاست را بسپارد به کسانی که می توانند کشور را در حد پارلمانی در دست بگیرند.
امام اساسا به مبارزه در چهارچوب رژیم اعتقاد نداشت و روش امام از نوع مبارزه ی احزاب و گروه ها و گروهک ها نبود .
پس از 15خرداد 1432 گروه هایی چون "موتلفه" و "مجاهدین اسلامی" تشکیل شدند. سال44 حزب ملل اسلامی رفت و کادر آن دستگیرشدند که اعضای آن هنوز در قید حیات هستند مثل آقای حجتی کرمانی و آقای منصوری و...
در همان زمان گروهای دیگری هم شکل گرفتند که مبارزات زیرزمینی خود را برای تغییر وضع موجود ادامه می دادند به تبع در آمریکای لاتیین هم گروه های مارکسیستی برای تغییر وضع موجود به وجود آمده بودند و در کشور ما هم بچه های مسلمان و مسجدی بودند که پای درس آیت الله طالقانی می رفتند و سیاست ها را در مکتب آزادی آموخته بودند. و بعد ها به گروههایی تبدیل شدند که شیوه ی مارکسیستی را در دستور کار خود قرار دادند(مجاهدین خلق،فداییان خلق)و در آستانه ی دهه ی 50ضربه ی بزرگی به این گروه ها وارد شد که کادرها یشان دستگیر شدند دوره ای کار اینها به صورت زیرزمینی در حد محدود و کار چریک ادامه یافت.
همان اوایل کار مجاهدین خلق اینها در صدد ارتباط با امام بودند و آقای طالقانی را به وساطت به نجف فرستادند و آقای طالقانی آز آنها تعریف کرد.
حضرت امام آنها را به حضور پذیرفتند و قرار شده بود سه هفته مواضعشان را برای امام روزی یکی دو ساعت بگویند و آنها در اغلب این جلسات نهج البلاغه را برای امام می خواندند پس از21روز امام به اینها می گویند راه این نیست که شما در پیش گرفتهاید و اینگونه به جایی نمی رسید. امام نفوذ زیادی در کشور داشت و آنها نیاز زیادی به امام داشتند و از طرفی هم امام را برای نیاز مالیشان میخواستند و میخواستند امام را راضی کنند که متدینین به آنها کمک کنند و از اموال خود برای مبارزه به آنها بدهند.
در ابتدا که اینها خط اسلام داشتند آقای رفسنجانی رابط اینها با بازار بود و پول سهم امام را به بازار میداد تا برای اینها وسایل مبارزه فراهم کند.
سال 54 عده ای از اعضای مارکسیست بین این سازمان نفوذ کردند.مرحوم لباف زیردست ساواک افتاد وشهید شد و ازاین سازمان چیزی جز سازمانی مارکسیستی با اعلام موضع صریح باقی نماند.
انعکاس این خبرها در جوانان نوعی حالت سرخوردگی و حیرت را به وجود آورد و همچنین بسته شدن حسینیه ارشاد برای افراد مذهبی که روشنفکر بودند هم باعث ناراحتی و سرخوردگی بود(در سال 52).این حسینیه توسط افراد برجسته ای مثل مطهری برپاشده بود وبا پیوستن شریعتی گرمتر شده وباعث جذب جوانان شد. این نحوه ی مبارزه به نوعی ناکام و عقیم ماند از آنجا توجه ها جلب شد به سمتی که اما به عنوان یک رهبر سازمان دهندگانی که از مکتب وسیع فکری سیراب می شدند و به سمت روحانیت رفت پیوند میان جریان دانشگاهی و حوزوی مقدمات یک روش تازه برای مبارزه با رژیم را فراهم کرد و ...
درسال 56 شهادت فرزند دوم امام به صورت شعله های خشم مردم خود رانشان داد. اجرای مراسم ختم هرروز درجایی از کشور سبب شد که تفکرات امام خمینی (ره) فرصت بیشتری یابد انتشارنامه های امان با عنوان امام کاشف الخطا به به طور وسیع بین مردم ((نظریه ولایت فقیه)) این حضور به تدریج جدی تر شد. اتفاقا اولین بار در مسجد ارگ عنوان امام برای رهبر انقلاب به کاربرده شد آن کسی که این عنوان را مطرح کرد یک طلبه ی جوان و خوش سخن بود مطالعات دانشگاهی اش درحد لیسانس بود و کسی نبود جز دکتر حسن روحانی.
رابطه یک رهبر و امت شکل گرفت برخلاف روش های مبارزاتی سابق که تلاش می شد یک نماینده به مجلس برود یا دولت تشکیل شود این برای انهدام رژیم تلاش می شد نظامی به وجود آمد که از همان ابتدا نشان داد که میخواهد با دشمنی جمهوری اسلامی وارد شود دلیل عمده ی نوشته شدن آن مطلب حرکت و موجی بود که در استقبال از شخصیت امام در رسانه آغازشده بود و رژیم برای ضربه زدن به امام دستورداده بود آن مطلب را در روزنامه ی اطلاعات بزند.
بعد ازآن مسیر مبارزات در دست کسانی افتاد که خواستار امام بودند شبکه ی وسیع روحانیت در سراسر کشور امکانی بود که در هیچ کجای کشور هیچ حزبی اینگونه نبود از هر مسجدی روحانی بود و این روحانی وصل میشد به مرجعی یا روحانی دیگر.
پس از ورود امام به ایران در سال 57، در25بهمن بعضی از گروههای سیاسی مثل چریکی و مجاهدین خلق آمدند به سمت خیابان ایران محل استقرار امام و گفتند میخواهیم با امام حرف بزنیم اعلام موضع کنیم و بگوییم ما برای رسیدن به این نقطه شهید دادیم تلاش کردیم و درتاسیس حکومت جدید ما باید جایگاهی داشته باشیم و حق خود را میخواهیم از همان ابتدا سهم خواهی آغاز شد، درحالی که آنها به این مبارزه اصلا اعتقادی نداشتند و درسرکوب 15خردادطعنه می زدند که مبارزه پیچیدگی هایی دارد که شما نمی دانید.
دوران حکومت شریف امامی و انجام تغییر تاریخ هجری دینی به تاریخ شاهنشاهی 2535.2536رخ داد که دوسال پس از این واقعه شریف امامی تاریخ را به هجری شمسی بازگرداند. یکی ازمراجع وقت اعلام کرد که به حمدالله به خواستمان رسیدیم و تاریخ عوض شد گویی مردم برای همین فقط خون ریختند.
زمان شاه ساعت12 ظهر اذان میگفتند و ساعت شرعی را متوجه نبودند بعد از مدتی شریف امامی اعلام کرد ساعت شرعی را اعلام میکنیم و باز این روحانی(منتظری )گفت:خب بحمدالله این هم حل شد.این نشانه ی عدم بصیرت این روحانی است که دلیل مبارزه را نفهمیده بود.
هر اتفاقی می افتاد مردم نظر امام را از شبکه های روحانی می پرسیدند مسجدها پاتوق وکانون بودند. انقلاب باید نهادسازی می کرد شبکه های حکومتی را کامل میکرد و به واسطه ی فقدان سابقه افراد متدین و کار آمد در حکومت به دلیل کار نکردن آنها در حکومت غاصب. حالا باید کارگزارانی مشخص شوند که حکومت موقت برای همین بود. مثلا داریوش فروهر در دوران مصدق بود. جوان ملی به سرعت جایگاه خود را در دولت تازه تاسیس یافت و فهمید حکومتی که با خدا تشکیل شده نمیتواند از مشرب غیرخدا سیراب شود و فهمید که این خواسته خیلی زود جواب دارد. زمانی که دولت شهید رجایی شکل میگیرد.2 سال بعداز انقلاب ترکیب دولت از عناصر بی بدیل بود. مثل دکتر قندی مجتهد مسلم و دکترای الکترونیک وزیرپست و تلگراف شهید رجایی بود با سن کمتر از20سال این مسیر متوجه شد. همان موقع بنی صدر رجایی را به خشک مغز بودن متهم میکرد و فکرمیکردند مگر می شود درشرایط امروز نظامی را ایجاد کرد و براساس اسلام اداره اش کرد؟ امروز ثابت شده که اگر در سیمای انقلاب امثال شهید رجایی نبودند امروز کسانی نبودند که برای تاسیس نظام اسلامی درجهان اعلام آمادگی میکنیم به نهضت شاب در مصر که رجوع میکنیم میبینیم که میگویند در ایران یک دوستی پیاده شده که باید آن را اجرا کنیم مارکسیست ها چریک میفرستادند به سبک آقای چه گوارا که برود به عنوان انقلاب معرفی کنند.
درست درشرایطی که ایران جایگاه خود را نشان داده عده ای اعتراض می کنند و آن معنی اش عصا زدن زیر بغل آمریکاست و میخواهند انتقام آمریکایی راکه در قاهره مانده درخیابان آزادی بگیرند وپروژه ی اسب تروایشان را نقش برآب شد.
آقای خاتمی چند روز پیش گفته این بازی که موسوی وکروبی راه انداخته اند دوسر باخت است اگر مجوز بدهند چه زمانی میتوانیم یک دهم جمعیت 22بهمن را در خیابان جمع کنیم.
ولی آقای موسوی و کروبی مشکل اصلی شان حماقت است. چون خط اصلی را از آن طرف به آنها میدهند.آن طرف میگوید چطور خروج مردم مصر از طرف ایران خوب است آن وقت خود مردم اعتراض میکنند به راست؟ شماکه اعتقادی به جهان وطن در اندیشه ی اسلامی ندارید(نه غزه نه لبنان )وقتی میگویند که ما به حمایت ازمردم مصربه خیابان ها می آییم چه معنی دارد؟ آمریکا در شرایط ویژه واقع شده و کارش ازحد بحران (ICu) گذشته ودر (ccu) رفته و حتی مسکن ها ی قوی کارساز نیست. وقتی همه ی جهان اسلام میگوید ما میخواهیم ازدست آمریکا راحت شویم100هزار نفر بگویند آمریکا. چه دردی از آمریکا دوا میکند؟!
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


