کد خبر: ۴۰۱۳۶
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
جمعی از فعالان سیاسی شمال غرب کشور:

انقلاب در تونس و مصر و فرصت طلبی رویزیونیست های داخلی

مردم کشور ما بارها در طول سال گذشته نشان دادند که به همین انقلاب اسلامی کشور خودشان اعتقاد دارند و از فرصت طلبانی نظیر جنبش سبزیها و مجمع مدرسین و محققین و ... بیزار است. مردم کشور ما با درایت، عقبه مدعیان دموکراسی را پی گیری نموده و از فسادهای مالی، سیاسی و حتی وابستگی های آنها به ابرقدرتها کاملاً آگاه است.

انقلاب در تونس و مصر و فرصت طلبی رویزیونیست های داخلی

تحولات در دو کشور تونس و مصر اگر چه برای ملت های این دو کشور و کشورهایی که دارای حکومت های دست نشانده هستند بسیار تکان دهنده و مسرت بخش بود اما برای ما مایه ملال و درد است!.
آقای موسوی و کروبی که از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته همچنان در شوک فرو رفته و مترصد فرصتی برای اعلام حضور هستند؛ به دنبال رخدادهای دو کشور مصر و تونس به صرافت افتادند تا از این موقعیت پیش آمده به نحوی از انحاء استفاده نمایند و آتش رو به خاموش جریان خود را شعله ور سازند.
درخواست مجوز و فراخوان به راهپیمایی توسط میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای ٢۵ بهمن ماه که ظاهراً در جهت حمایت از قیام های اعتراضیِ مردم مصر و تونس در نظر گرفته شده است چیزی نیست جز اعلام وجود و برخاستن از خواب زمستانی شان. اما چه امیدهایی ایشان را به این صرافت انداخته است که می توانند از این آب گل آلود و فرصت پیش آمده استفاده نمایند؟ آیا نسیم تغییراتی که در منطقه خاورمیانه وزیدن گرفته است به همان سمتی است که آقایان موسوی و کروبی در نظر گرفته اند؟ با این مقدمه به جریان انقلاب مصر و تونس نیم نگاهی می افکنیم.
1- هر دو کشور مصر و تونس دارای رژیم هایی دست نشانده و وابسته به آمریکا و اسرائیل و... بودند. هیچ کدام از آنها از جایگاه مردمی در خور شأنی برخوردار نبوده و در میان ملتهای منطقه نیز منفور محسوب می شدند.
2- نوع انقلاب هر دو کشور و خواسته های مردم آن نشان دهنده این است که به دنبال حکومتی اسلامی هستند. کاربرد واژه انقلاب اسلامی برای انقلاب مصر و تونس ابداعی شخص و یا افراد خاصی نیست. روند انقلاب، دست رد زدن به سینه ی نامحرمان و وابستگان به آمریکا، برگزاری نماز و شعارهای مطروحه در این راهپیمایی ها نشان دهنده ماهیت انقلاب در این کشورهاست.
3- مردم هر دو کشور از این که دولت آنها بیش از 30 سال دست پرورده آمریکا بوده و مطیع امپریالیسم محسوب می شدند؛ به تنگ آمده و راه نجات خود را در تغییر این حکومت ها دیده اند.
4- در هر دو کشور افراد فرصت طلبی بوده اند که تلاش نموده اند تا این انقلاب اسلامی را به نفع خویش مصادره نمایند. اما مشاهده می شود که مردم از قبول آنها امتناع ورزیده و خواهان بر کرسی نشاندن حرف خودشان می باشند.
5- در هر دو کشور مورد نظر؛ دولت آمریکا و اسرائیل مخالف فروپاشی دولتهای دست نشانده خودشان بوده اند و پس از فروپاشی نیز در پی ایجاد حکومتی وابسته هستند و دوست دارند نسیم تغییرات به سمتی باشد که باز هم این دو کشور را تحت اسارت خود درآورند.
از موارد فوق چنین بر می آید که این انقلابها ماهیتی مردمی و غیر وابسته دارند. از منظر دیگر باید به این موضوع نیز اشاره نمود که حمایت از این انقلابها وظیفه تمامی ملتهای آزاده جهان است. اما آیا آقایان موسوی و کروبی جزو این ملتهای آزاده محسوب می شوند؟ و واقعاً هدفشان اعلام حمایت از مردم این کشورها می باشد؟ بد نیست به موضوعات زیر نظری بیافکنیم.
اولاً که راهپیمایی حمایت آمیز مردم ایران از این انقلابها و مردم مصر و تونس به صورت خود جوش و در ابعاد میلیونی انجام پذیرفته و دیگر نیازی به راهپیمایی مجدد نیست.
دوماً در سایتهای جنبش سبز، عکسی از ائل قونیم مصری ثبت شده که دستبند سبز دارد و از قول وی نوشته شده است که «ائل قونیم مصری Wael Ghonim در میدان تحریر با در دست داشتن نوارسبز رنگی که الهام بخش از تجمعات مسالمت آمیز مردم ایران بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته است به سخنرانی برای حاضران می پردازد».
در همین ارتباط چند نکته حائز اهمیت است. 1- ائل قونیم از فعالان جنبش 6 آپریل مصر است که در سال 2008 و با کمکهای خارجی تاسیس شده و مورد حمایت آمریکا و اسرائیل نیز هست. 2- همانگونه که خودش نیز گفته است این دستبند به صورت اتفاقی به دست او بسته شده و در روز جمعه 22 بهمن 89 نیز بخش فارسی «صدای آمریکا» در تلاش بود این موضوع را تبدیل به یک مسئله ی سبز و به روز شده سیاسی کند!. اما زهی خیال باطل. 3- چنانچه در هر کجای جهان عده ای از وابستگان امپریالیسم بخواهند نسبت به جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی اعلام وفاداری و یا همبستگی نمایند؛ این مسئله ربطی به تمامی مردم ایران و آن منطقه ندارد و شامل بخشی از افراد فریب خورده می باشد.
موضوع قابل توجه دیگر در این خصوص آن است که در طول جریانات سال گذشته تا به امروز شاهد بوده ایم که جنبش سبز ابداعی آقای موسوی در تلاش بوده است تا به هر نحو ممکن حمایت همان دولتهایی را جلب نماید که مردم ایران با زحمات بسیار و هزینه های جانی و مالی توانستند پای آنها را از این کشور قطع نمایند. قرینه سیاسی جریان آقای موسوی در کشور خودمان همان گروهک منافقین است که برای دست یابی به قدرت حاضر شدند با دشمنان این مردم و این سرزمین دست دوستی بدهند.
برملا شدن رسوایی مالی و کمکهای آنچنانی کشورهای سلطه گر از آقای موسوی و جنبش سبز ایشان نیز مسئله ای است که می تواند در اعلام این راهپیمایی مورد توجه قرار گیرد و آقای موسوی برای رهایی از فشار سیاسی این کمکها و برای ایجاد انحراف در اذهان پرسشگر مردم ناگزیر از حرکتی است که نظرها را از مسیر اصلی منحرف ساخته و از بار سیاسی و عقوبت نهایی این کمک ها بکاهد.
مسئله دیگر در این خصوص شانتاژها و جنگ روانی مستتر در پشت این دعوت نامه است. چنان که در سایت سحام نیوز می خوانیم: «در ادامه حمایت جنبش سبز از آزادیخواهانِ معترض درمصر و تونس، مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم با صدور بیانیه ای ضمن تاکید بر اینکه «انقلاب تونس و مصر اراده ملی برای تغییر، اراده زندگی و اراده پیوند دین و مردمسالاری است»، خاطرنشان ساخت «آینده جهان اسلام به نتایج انقلاب تونس و بویژه مصر، گره خورده است»!
نکته اول این که منظور از مردم سالاری همان جمهوری است و اگر قرار باد که مردم تونس و مصر به دنبال پیوند دین و مردمسالاری(جمهوری) باشند – که هست- معنای آن جمهوری اسلامی می شود که پرچمدار آن در جهان کشور خودمان می باشد و اگر معتقد به این باشیم که آینده ی جهان اسلام به نتایج انقلاب تونس و به ویژه مصر گره خورده است – که باز چنین است- بایستی این را نیز اضافه کنیم که اگر انقلاب اسلامی مصر و تونس روند صحیح خود را طی کند شاهد شکل گیری خاورمیانه مسلمان و انقلابی خواهیم بود که در مقابل استکبار گران می ایستد ولی اگر غیر از آن باشد، شاهد بر روی کار آمدن حکومتهایی با هویت اسلام آمریکایی خواهیم بود که تلاش خواهند نمود مسیر انقلاب سایر ملتهای منطقه را به سمت حفظ و نگهداری منافع استکبار جهانی سوق دهند.
مردم کشور ما بارها در طول سال گذشته نشان دادند که به همین انقلاب اسلامی کشور خودشان اعتقاد دارند و از فرصت طلبانی نظیر جنبش سبزیها و مجمع مدرسین و محققین و ... بیزار است. مردم کشور ما با درایت، عقبه مدعیان دموکراسی را پی گیری نموده و از فسادهای مالی، سیاسی و حتی وابستگی های آنها به ابرقدرتها کاملاً آگاه است. فعالان جنبش سبز هنوز به سوال اساسی این مردم پاسخی نداده اند و آن این که چرا وقتی تاریخ مصرف هر یک از فعالان این جنبش در داخل کشور تمام می شود، سر از کشورها، رسانه ها و جریانات ساخته و پرداخته آمریکا، انگلیس، اسراییل و... در می آورند؟ اگر این موضوع نشانه وابستگی جریان به کشورهای فوق الذکر نیست پس نشانه چیست؟ چرا باید مردمی که انقلاب کرده اند تا دست اجانب را از کشور خویش قطع نمایند، باز هم به دست روشنفکران غرب زده خود به دامان غرب بیافتند؟
آخرین موضوع مورد توجه در خصوص این بیانیه و بیانیه های سلسله واری که از اتاقهای فکر این جریان تهیه و صادر می شود و قصد تحریک مردم را دارد؛ پرداختن به موضوع قومیت هاست. پخش بیانه هایی تحت عنوان اعلام حمایت تشکل های دانشجویی و یا مردم تبریز و... و دامن زدن برخی جریانات مارک دار نظیر فعالین سیاسی دانشگاه های سراسری، علوم پزشکی، آزاد و صنعتی سهند تبریز از این بیانیه نشانگر این است که جنبش سبز در کنار فعالیت برای قبضه قدرت سیاسی در مرکز؛ از فعالیت در میان قومیت گرا ها هم غافل نیست و در تلاش است تا به هر نحو ممکن کشور را با بحران و نا امنی روبرو نماید.
مردم آذربایجان در طول دوران حیات خویش بارها، گروهها و جریانات سیاسی نظیر دوم خرداد و جنبش سبز را به محک کشیده و دانسته است که از آتش این جریانات، آبی گرم نمی شود. مردم فهیم آذربایجان از این که بازیچه دست این افراد قرار گیرند، بیزارند و به برخی مهره های فرصت طلب این جریان که در آذربایجان فعال هستند اعلام می کند که احساسات ملی مردم آذربایجان وسیله ای برای قدرت نمایی شما نیست. آذربایجان در طول سال گذشته نشان داده است که علاقه ای به جنبش سبز ندارد و دنباله رو این جریان نیست.

جمعی از فعالان سیاسی شمال غرب کشور

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۵:۱۷ - ۱۳۸۹/۱۱/۲۶
0
0
من یک سوال دارم این نظام ریاکار چرا مخالفت مردم با دولت حسنی مبارک را انقلاب ولی مخالفت مردم با نظام را فتنه می خواند؟ آقا خودتونید. جواب خدا را چه خواهید داد.

بولتن نیوز : حماقت شما مثال زدنی شده است زیرا مردم مصر بر علیه یک نظام دیکتاتور که همپیمان اسرائیل و امریکاست و دستهایش به خون انقلابیون مصر و فلسطین آلوده است مبارزه و انقلاب کرده اند اما فتنه گران در راستای خواست و سناریوی اسرائیل و امریکا و بر اساس دشمنی با انقلابی که حکومتی دیکتاتور و وابسته به امریکا را سرنگون کرد مبارزه می کنند آیا بر این به اصطلاح مبارزه جز فتنه گری و همراهی با دشمنان ملت ایران می شود نامی گذاشت؟
اما جواب خدا را گفتید چه خواهیم داد، خداوند متعال در قرآن کریم از ما خواسته است بر علیه ستمکاران زمان و مستکبرین جهانی مبارزه کنیم و امروز امریکا و اسرائیل نماد استکبار جهانی و قاتل انقلابیون جهان هستند و کاری جز اطاعت خدا نمی کنیم
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین