مصر و داربست هايي كه فرو ريخت
تحولات مصر طي يك هفته گذشته از جمعيت هاي 10 تا 20 هزارنفره به 8 ميليون نفر گسترش يافته و حتما اگر حكومت مصر مقاومت كند طي يك هفته آينده از مرز چند ده ميليون نفر عبور مي كند و در اين صورت به معناي دقيق كلمه «انقلابي بزرگ» در حوزه عربي- آفريقايي و در ميان «اهل سنت» به وقوع پيوسته است
تحولات مصر طي يك هفته گذشته از جمعيت هاي 10 تا 20 هزارنفره به 8 ميليون نفر گسترش يافته و حتما اگر حكومت مصر مقاومت كند طي يك هفته آينده از مرز چند ده ميليون نفر عبور مي كند و در اين صورت به معناي دقيق كلمه «انقلابي بزرگ» در حوزه عربي- آفريقايي و در ميان «اهل سنت» به وقوع پيوسته است كه خود نوعي « قالب شكني» به حساب مي آيد چرا كه جنبش هاي مذهبي و سياسي در مصر و در ميان سني مذهبان عرب همواره بر پايه روش هاي مسالمت آميز و پارلمانتاريستي بوده است.
در خصوص تحولات جاري مصر ما شاهد «حساسيت ويژه» آمريكا، اروپا، كشورهاي غربگراي عربي و كشورهاي بزرگ آسيايي بوده ايم و مي توان گفت سران اين كشورها و دستگاههاي اطلاعاتي و سياسي آنان كارهاي جاري خود را كنار گذاشته و به تجزيه و تحليل شرايط كنوني مصر و «چه بايد كرد» روي آورده اند. اين موضوع نشان مي دهد كه از نظر آنان تحولات مصر مي تواند به تغييرات بسيار عمده- در سطحي كه انقلاب اسلامي ايران به وجود آورد- منجر شود و چهره بخش وسيعي از جهان را دگرگون نمايد. در خصوص تحولات مصر ملاحظاتي وجود دارد كه به بعضي از آنها اشاره مي كنيم:
1- از نظر مذهبي، مصر به واسطه در اختيار داشتن بزرگترين و قديمي ترين «حوزه علميه اهل سنت- دانشگاه الازهر- تاثير عميقي بر كشورهاي سني كه داراي اكثريتي از پيروان مذاهب مالكي، شافعي و حنفي هستند مي گذارد. اين مجموعه اي است كه حداقل نيمي از مسلمين را پوشش مي دهد. بنابراين روي كار آمدن يك نظام مذهبي و يا نظامي كه از الازهر در مسير يكپارچه سازي سياسي پيروان اين سه مذهب حمايت كند، فوق العاده مهم و براي غرب كه حامي نظام هاي سكولاريستي است، تهديدي جدي محسوب مي شود.
2- مصر از نظر جغرافيايي در نقطه حساسي قرار دارد. قرار داشتن در مجاورت درياي مديترانه، درياي سرخ، شاخ آفريقا و در اختيار داشتن آبراه استراتژيك سوئز، اتصال زميني با دو قاره آسيا و آفريقا، موقعيت ژئوپليتيكي حساسي به اين كشور بخشيده است. تحولات عميق در مصر مي تواند همه اين مراكز حساس كه اينك به گونه اي مستقيم و بعضا غيرمستقيم در اختيار آمريكاست را به بلوك مقاومت در منطقه منتقل گرداند.
3- مصر پرجمعيت ترين كشور عربي و آفريقايي به حساب مي آيد و در مجموع بيشترين جمعيت مسلمان قاره آفريقا را در خود جاي داده است علاوه بر آن مصري ها نسبت به ساير كشورهاي عربي از وضعيت علمي بهتري برخوردار مي باشند. نزديك به 80درصد مصري ها از توانايي خواندن و نوشتن بهره مند هستند و نزديك به يك سوم جمعيت 75 ميليون نفري مصر داراي تحصيلات عاليه اند. علاوه بر آن سالانه حدود 2000 طلبه و مجتهد از «جامع الازهر» فارغ التحصيل شده و عمدتا جهت فعاليت به كشورهاي آسياي جنوب شرقي، اروپا، آمريكا و آفريقا اعزام مي گردند بنابراين تحولات در مصر مي تواند عميق و ماندگار بوده و پيامدهاي بين المللي و منطقه اي فراواني در پي داشته باشد.
4- حضور خودجوش و در عين حال سازمان يابي سريع آن كاملا بي سابقه و برخاسته از جمع بندي قبلي و تجارب بود. نكته جالبتر اين بود كه مصري ها مسير تظاهرات از چند ده هزار به چند صد هزار را خيلي سريع طي كردند و با همين سرعت به تظاهرات چند ميليوني رسيدند. با اين وجود تظاهرات از جامعيت لازم برخوردار نبود، مثلا بانوان مصر و يا اقشار كارگري و نيز حاشيه نشين ها در اين تظاهرات حضور كمرنگي داشتند كه صدالبته اگر تظاهرات استمرار پيدا كند آنان در روزهاي آينده به صفوف مي پيوندند.كما اينكه در تظاهرات 8 ميليوني اين اتفاق در سطح نسبتا قابل قبولي رخ نمود.
5- كاملا واضح بود كه احزاب سياسي مصر بخصوص «اخوان المسلمين» كه پرسابقه تر و قديمي ترين جريان سياسي مصر به حساب مي آيد، با احتياط زيادي برخورد كردند تا جايي كه درباره رهبري و ماهيت اعتراضات مردمي حرف و حديث ها و گمانه زني هاي زيادي به وجود آمد. دليل اين احتياط اين بود كه فضاي مصر شديداً امنيتي است. رژيم حسني مبارك نزديك به يك ميليون نفر نيروي اطلاعاتي در اختيار دارد كه صرفاً براي كنترل مردم مصر آموزش ديده اند. اين نيروها كه از پشتيباني حدود 500 هزار پليس و 500 هزار نيروي ارتش هم برخوردار بوده و در مجموع يك عدد دو ميليون نفري را تشكيل مي دهند، فضاي فعاليت سياسي را كاملاً بسته و اختناق را بر سراسر مصر حاكم كرده اند. در اين فضا گروه هاي مختلف به راه اندازي شبكه اي گسترده كه علاوه بر مديريت در صحنه كاركرد رهبري هم دارد، مبادرت ورزيده اند و از اين طريق بر اوضاع مسلط مي باشند.
6- احزاب و رهبران مصري از نظر منش و خلق و خو، عمدتاً هوادار «تغييرات توافق شده» هستند تا توسل به شيوه هاي انقلابي و «در صحنه» از اين رو ممكن است ميان ظرفيت سياسي مردم در مصر و ظرفيت رهبران سياسي اين كشور فاصله اي وجود داشته باشد. اين فاصله را مي توانيم از جمله در مقايسه بين بيانيه 6 ماده اي ديروز اخوان المسلمين كه در آن نامي از بركناري حسني مبارك نيامده و اين خواسته را در مسيري پارلماني قرار داده بود و تظاهرات عظيم چند ميليوني روزهاي سه شنبه و چهارشنبه گذشته مردم كه بركناري فوري حسني مبارك در رأس خواسته هايشان بود مشاهده كنيم. از سوي ديگر جريان اصلي رهبري تظاهرات در مصر- براساس قرائن- احساس مي كند كه بايد ميان تحمل مردم و خواسته هايي كه مطرح مي گردد توازني برقرار شود و به اين جهت خواسته هاي خود را در مسيري پلكاني قرار داده بنابراين مي توان گفت آنچه اخوان در بيانيه رسمي آورده به منزله «كف خواسته هاي» مردم مصر مي باشد.
7- تظاهرات مردم مصر عميقاً ديني است و به هيچ وجه- به دلايل فراوان- نمي توان آن را از دين جدا كرد. اين قيام ماهيت اقتصادي ندارد- اگر چه مردم مصر مشكلات اقتصادي فراواني دارند- اگر ماهيت اقتصادي داشت بايد حاشيه نشين ها، بيكاران و گروه هاي كارگري و... محور آن باشند و حال آنكه اولين تظاهرات بزرگ از مكان نمازجمعه برگزار شده و سپس «الله اكبر» به عنوان آرماني ترين شعار توسط همه تكرار گرديده است. اين انقلاب صرفاً ضد استبدادي نيست بلكه فراتر از آن بايد به آن «انقلاب هويت» گفت چرا كه رژيم مصر با مشاركت آمريكا، رژيم صهيونيستي و اروپا طي 40 سال گذشته- از زمان به قدرت رسيدن سادات در سال 1350- تلاش كرده اند تا مصري ها را از هويت فرهنگي و ديني جدا كرده و در يك كلمه «عزت» آنان را پايكوب كرده اند و اين خروش همگاني براي بازيابي عزت خود است و صد البته ضد استبدادي هم هست. در اين تظاهرات نيروهاي مذهبي در پيشاني جمعيت قرار دارند اما طي روزهاي گذشته هم رژيم مبارك، هم اروپا و هم آمريكا روي «مشكلات اقتصادي» مردم تمركز كرده و يا «انتخابات آزاد» را مهمترين خواسته معترضين خوانده اند و حال آنكه اگر اينها واقعيت داشت بايد وعده هاي گشاده دستانه مبارك حداقل در عده اي اثر مي كرد.
8- بدون هيچ ترديدي تظاهرات مردم مصر و به تعبير درست تر «انقلاب مصر» بيش از هر شخصيتي، تحت تأثير حضرت امام خميني و خلف صالح او حضرت آيت الله العظمي خامنه اي- دامت بركاته- است. مردم مصر به پيروي از اهل بيت شهره اند. از نظر مذهبي، مصري ها نزديكترين نسبت را به شيعه داشته و از نظر سياسي نزديك ترين مردم به انقلاب اسلامي هستند. مروري بر مواضع شخصيت هاي مختلف مصري كه در تظاهرات 8 روز گذشته نقش داشته اند نشان مي دهد كه همه آنان از انقلاب ايران به نيكي ياد مي كنند. اما البته اين نسبت در تظاهرات عظيم مردمي كمتر بيان شده كما اينكه تمايلات داخلي آنان نيز بسيار كمتر بيان شده است. مثلاً همه مي دانند كه اخوان المسلمين در پي تأسيس نظامي ديني در مصر است اما اين هدف كليدي كمتر مطرح شده و طبيعي هم هست كه جنبش وقتي شروع مي شود از يك لبه نرم شروع مي شود و به تدريج به خواسته هاي حداكثري منتقل مي گردد. نياز به ذكر سند نيست چه كسي است كه نداند طي 30 سال گذشته، سلسله جنبان همه جنبش هاي اسلامي و انقلابي، «ايران امام خميني» بوده است.
9- آنچه تاكنون از «رهبري تظاهرات مردمي»- كميته مشتركي كه وجود دارد- مشاهده شده، «هوشمندي» آنان بوده است. اين «رهبري مشترك» قطعا براي آنكه كار را به سامان برساند، تاكتيك هايي را برمي گزيند، الان مهمترين موضوع اين جنبش «حفظ وحدت» حول محور بركناري رژيم حسني مبارك است. بر همين اساس ديده مي شود كه صهيونيست هاي اروپايي و آمريكايي ها با حاشيه پردازي پيرامون شخصيت هايي نظير محمد البرادعي در صدد بهم ريختن صف واحدي است كه رژيم غرب گرا را نشانه رفته است. لذا ما شاهديم كه يك روز نتانياهو مي گويد: «البرادعي عامل ايران است». فردا يك شخصيت اروپايي مي گويد: «البرادعي جايگزين مبارك مي شود» و روز ديگر يك آمريكايي مي گويد: «اخوان المسلمين با البرادعي به تفاهم رسيده است» در اين ميدان انگيزه اصلي متفرق كردن احزاب و گروه هايي است كه به «كميته مشترك» رسيده اند و اين كميته عملا كار راش از دست ارتش، نيروهاي امنيتي و در يك كلمه رژيم مبارك و غرب خارج كرده است.
10- رژيم مبارك در اين ميان دچار نوعي انفعال است و گسترش روز به روز دامنه تظاهرات كار را از دست آنان خارج كرده است لذا يك روز ارتش را به مقابله مي فرستند فردا مي گويند پليس بايد كنترل كند روز ديگر دوباره به سراغ ارتش مي روند بنابراين به نظر نمي آيد كه غرب در نهايت بتواند بر اين اوضاع سوار شود. خوشبختانه امروزه به دليل گسترش وسايل ارتباطي، غرب نمي تواند اوضاع را به كنترل درآورد.
سعدالله زارعي
در خصوص تحولات جاري مصر ما شاهد «حساسيت ويژه» آمريكا، اروپا، كشورهاي غربگراي عربي و كشورهاي بزرگ آسيايي بوده ايم و مي توان گفت سران اين كشورها و دستگاههاي اطلاعاتي و سياسي آنان كارهاي جاري خود را كنار گذاشته و به تجزيه و تحليل شرايط كنوني مصر و «چه بايد كرد» روي آورده اند. اين موضوع نشان مي دهد كه از نظر آنان تحولات مصر مي تواند به تغييرات بسيار عمده- در سطحي كه انقلاب اسلامي ايران به وجود آورد- منجر شود و چهره بخش وسيعي از جهان را دگرگون نمايد. در خصوص تحولات مصر ملاحظاتي وجود دارد كه به بعضي از آنها اشاره مي كنيم:
1- از نظر مذهبي، مصر به واسطه در اختيار داشتن بزرگترين و قديمي ترين «حوزه علميه اهل سنت- دانشگاه الازهر- تاثير عميقي بر كشورهاي سني كه داراي اكثريتي از پيروان مذاهب مالكي، شافعي و حنفي هستند مي گذارد. اين مجموعه اي است كه حداقل نيمي از مسلمين را پوشش مي دهد. بنابراين روي كار آمدن يك نظام مذهبي و يا نظامي كه از الازهر در مسير يكپارچه سازي سياسي پيروان اين سه مذهب حمايت كند، فوق العاده مهم و براي غرب كه حامي نظام هاي سكولاريستي است، تهديدي جدي محسوب مي شود.
2- مصر از نظر جغرافيايي در نقطه حساسي قرار دارد. قرار داشتن در مجاورت درياي مديترانه، درياي سرخ، شاخ آفريقا و در اختيار داشتن آبراه استراتژيك سوئز، اتصال زميني با دو قاره آسيا و آفريقا، موقعيت ژئوپليتيكي حساسي به اين كشور بخشيده است. تحولات عميق در مصر مي تواند همه اين مراكز حساس كه اينك به گونه اي مستقيم و بعضا غيرمستقيم در اختيار آمريكاست را به بلوك مقاومت در منطقه منتقل گرداند.
3- مصر پرجمعيت ترين كشور عربي و آفريقايي به حساب مي آيد و در مجموع بيشترين جمعيت مسلمان قاره آفريقا را در خود جاي داده است علاوه بر آن مصري ها نسبت به ساير كشورهاي عربي از وضعيت علمي بهتري برخوردار مي باشند. نزديك به 80درصد مصري ها از توانايي خواندن و نوشتن بهره مند هستند و نزديك به يك سوم جمعيت 75 ميليون نفري مصر داراي تحصيلات عاليه اند. علاوه بر آن سالانه حدود 2000 طلبه و مجتهد از «جامع الازهر» فارغ التحصيل شده و عمدتا جهت فعاليت به كشورهاي آسياي جنوب شرقي، اروپا، آمريكا و آفريقا اعزام مي گردند بنابراين تحولات در مصر مي تواند عميق و ماندگار بوده و پيامدهاي بين المللي و منطقه اي فراواني در پي داشته باشد.
4- حضور خودجوش و در عين حال سازمان يابي سريع آن كاملا بي سابقه و برخاسته از جمع بندي قبلي و تجارب بود. نكته جالبتر اين بود كه مصري ها مسير تظاهرات از چند ده هزار به چند صد هزار را خيلي سريع طي كردند و با همين سرعت به تظاهرات چند ميليوني رسيدند. با اين وجود تظاهرات از جامعيت لازم برخوردار نبود، مثلا بانوان مصر و يا اقشار كارگري و نيز حاشيه نشين ها در اين تظاهرات حضور كمرنگي داشتند كه صدالبته اگر تظاهرات استمرار پيدا كند آنان در روزهاي آينده به صفوف مي پيوندند.كما اينكه در تظاهرات 8 ميليوني اين اتفاق در سطح نسبتا قابل قبولي رخ نمود.
5- كاملا واضح بود كه احزاب سياسي مصر بخصوص «اخوان المسلمين» كه پرسابقه تر و قديمي ترين جريان سياسي مصر به حساب مي آيد، با احتياط زيادي برخورد كردند تا جايي كه درباره رهبري و ماهيت اعتراضات مردمي حرف و حديث ها و گمانه زني هاي زيادي به وجود آمد. دليل اين احتياط اين بود كه فضاي مصر شديداً امنيتي است. رژيم حسني مبارك نزديك به يك ميليون نفر نيروي اطلاعاتي در اختيار دارد كه صرفاً براي كنترل مردم مصر آموزش ديده اند. اين نيروها كه از پشتيباني حدود 500 هزار پليس و 500 هزار نيروي ارتش هم برخوردار بوده و در مجموع يك عدد دو ميليون نفري را تشكيل مي دهند، فضاي فعاليت سياسي را كاملاً بسته و اختناق را بر سراسر مصر حاكم كرده اند. در اين فضا گروه هاي مختلف به راه اندازي شبكه اي گسترده كه علاوه بر مديريت در صحنه كاركرد رهبري هم دارد، مبادرت ورزيده اند و از اين طريق بر اوضاع مسلط مي باشند.
6- احزاب و رهبران مصري از نظر منش و خلق و خو، عمدتاً هوادار «تغييرات توافق شده» هستند تا توسل به شيوه هاي انقلابي و «در صحنه» از اين رو ممكن است ميان ظرفيت سياسي مردم در مصر و ظرفيت رهبران سياسي اين كشور فاصله اي وجود داشته باشد. اين فاصله را مي توانيم از جمله در مقايسه بين بيانيه 6 ماده اي ديروز اخوان المسلمين كه در آن نامي از بركناري حسني مبارك نيامده و اين خواسته را در مسيري پارلماني قرار داده بود و تظاهرات عظيم چند ميليوني روزهاي سه شنبه و چهارشنبه گذشته مردم كه بركناري فوري حسني مبارك در رأس خواسته هايشان بود مشاهده كنيم. از سوي ديگر جريان اصلي رهبري تظاهرات در مصر- براساس قرائن- احساس مي كند كه بايد ميان تحمل مردم و خواسته هايي كه مطرح مي گردد توازني برقرار شود و به اين جهت خواسته هاي خود را در مسيري پلكاني قرار داده بنابراين مي توان گفت آنچه اخوان در بيانيه رسمي آورده به منزله «كف خواسته هاي» مردم مصر مي باشد.
7- تظاهرات مردم مصر عميقاً ديني است و به هيچ وجه- به دلايل فراوان- نمي توان آن را از دين جدا كرد. اين قيام ماهيت اقتصادي ندارد- اگر چه مردم مصر مشكلات اقتصادي فراواني دارند- اگر ماهيت اقتصادي داشت بايد حاشيه نشين ها، بيكاران و گروه هاي كارگري و... محور آن باشند و حال آنكه اولين تظاهرات بزرگ از مكان نمازجمعه برگزار شده و سپس «الله اكبر» به عنوان آرماني ترين شعار توسط همه تكرار گرديده است. اين انقلاب صرفاً ضد استبدادي نيست بلكه فراتر از آن بايد به آن «انقلاب هويت» گفت چرا كه رژيم مصر با مشاركت آمريكا، رژيم صهيونيستي و اروپا طي 40 سال گذشته- از زمان به قدرت رسيدن سادات در سال 1350- تلاش كرده اند تا مصري ها را از هويت فرهنگي و ديني جدا كرده و در يك كلمه «عزت» آنان را پايكوب كرده اند و اين خروش همگاني براي بازيابي عزت خود است و صد البته ضد استبدادي هم هست. در اين تظاهرات نيروهاي مذهبي در پيشاني جمعيت قرار دارند اما طي روزهاي گذشته هم رژيم مبارك، هم اروپا و هم آمريكا روي «مشكلات اقتصادي» مردم تمركز كرده و يا «انتخابات آزاد» را مهمترين خواسته معترضين خوانده اند و حال آنكه اگر اينها واقعيت داشت بايد وعده هاي گشاده دستانه مبارك حداقل در عده اي اثر مي كرد.
8- بدون هيچ ترديدي تظاهرات مردم مصر و به تعبير درست تر «انقلاب مصر» بيش از هر شخصيتي، تحت تأثير حضرت امام خميني و خلف صالح او حضرت آيت الله العظمي خامنه اي- دامت بركاته- است. مردم مصر به پيروي از اهل بيت شهره اند. از نظر مذهبي، مصري ها نزديكترين نسبت را به شيعه داشته و از نظر سياسي نزديك ترين مردم به انقلاب اسلامي هستند. مروري بر مواضع شخصيت هاي مختلف مصري كه در تظاهرات 8 روز گذشته نقش داشته اند نشان مي دهد كه همه آنان از انقلاب ايران به نيكي ياد مي كنند. اما البته اين نسبت در تظاهرات عظيم مردمي كمتر بيان شده كما اينكه تمايلات داخلي آنان نيز بسيار كمتر بيان شده است. مثلاً همه مي دانند كه اخوان المسلمين در پي تأسيس نظامي ديني در مصر است اما اين هدف كليدي كمتر مطرح شده و طبيعي هم هست كه جنبش وقتي شروع مي شود از يك لبه نرم شروع مي شود و به تدريج به خواسته هاي حداكثري منتقل مي گردد. نياز به ذكر سند نيست چه كسي است كه نداند طي 30 سال گذشته، سلسله جنبان همه جنبش هاي اسلامي و انقلابي، «ايران امام خميني» بوده است.
9- آنچه تاكنون از «رهبري تظاهرات مردمي»- كميته مشتركي كه وجود دارد- مشاهده شده، «هوشمندي» آنان بوده است. اين «رهبري مشترك» قطعا براي آنكه كار را به سامان برساند، تاكتيك هايي را برمي گزيند، الان مهمترين موضوع اين جنبش «حفظ وحدت» حول محور بركناري رژيم حسني مبارك است. بر همين اساس ديده مي شود كه صهيونيست هاي اروپايي و آمريكايي ها با حاشيه پردازي پيرامون شخصيت هايي نظير محمد البرادعي در صدد بهم ريختن صف واحدي است كه رژيم غرب گرا را نشانه رفته است. لذا ما شاهديم كه يك روز نتانياهو مي گويد: «البرادعي عامل ايران است». فردا يك شخصيت اروپايي مي گويد: «البرادعي جايگزين مبارك مي شود» و روز ديگر يك آمريكايي مي گويد: «اخوان المسلمين با البرادعي به تفاهم رسيده است» در اين ميدان انگيزه اصلي متفرق كردن احزاب و گروه هايي است كه به «كميته مشترك» رسيده اند و اين كميته عملا كار راش از دست ارتش، نيروهاي امنيتي و در يك كلمه رژيم مبارك و غرب خارج كرده است.
10- رژيم مبارك در اين ميان دچار نوعي انفعال است و گسترش روز به روز دامنه تظاهرات كار را از دست آنان خارج كرده است لذا يك روز ارتش را به مقابله مي فرستند فردا مي گويند پليس بايد كنترل كند روز ديگر دوباره به سراغ ارتش مي روند بنابراين به نظر نمي آيد كه غرب در نهايت بتواند بر اين اوضاع سوار شود. خوشبختانه امروزه به دليل گسترش وسايل ارتباطي، غرب نمي تواند اوضاع را به كنترل درآورد.
سعدالله زارعي
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


