کد خبر: ۳۸۵۹۶
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

نقد دوم بر عرفان کیهانی

مرضیه خاکساری

در شماره ی گذشته به  تحلیل و پاسخگویی برخی از شبهاتی که توسط عرفان کیهانی ایجاد شده بود پرداختیم. در این مقاله به یکی از عمده ترین و در حقیقت محوری ترین مبحث مطرح شده در عرفان حلقه که شالوده ی آن نیز به حساب می آید می پردازیم .مسا له ی حزن و اندوه  یکی دیگر از تناقضاتی است که در عرفان کیهانی از آن صحبت می شود و به نظر راقم این سطور نقطه ی اوج تبلیغات  برای این گروه همین موضوع حزن و اندوه  و انرژيیهای مثبت و منفی است و بسته به اینکه معتقد به عرفان اسلامی یاشی یا نباشی دارای مفاهیم متفاوتی خواهد بود .در بخشی از کتاب انسان از منظری دیگر آمده :( اطلاعات ماورایی انسان یا از شبکه ی منفی   به دست می آید یا از شبکه ی مثبت .اما کلیه ی اطلاعاتی که ایجاد ترس ،وحشت ،یاس و ناامیدی ،حزن و اندوه می کند ،از شبکه ی منفی است) .در حقیقت عرفان حلقه ،نحوه ی تشخیص آگاهی ها از شبکه مثبت و منفی را  به مخاطب گوشزد کرده و طبق روال الگویی ارایه می دهد به این ترتیب که :هرگاه اتفاقات ،احسا سات و یا جریانی در زندگی پیش آمد که نتیجه ی آن ترس و وحشت یا غم و اندوه بود به طور حتم این انرژیها  از شبکه ی منفی بر زندگی شما وارد شده و باید از آن دوری کنید .در اینجا سوالی مطرح می شود .آیا واقعا هر اتفاق غم آلود  و هر احساس ترس یا اندوهی فی نفسه اثر  نامطلوب دارد ؟ و آیا امکان ندارد خود ترس از چیزی یا اندوه مترتب بر آن ، موجبات احتیاط را فراهم آورد و حتی  از اتفاقات نا مطلوب جلوگیری کند ؟

 این نقد  به دو دلیل بر عرفان کیهانی وارد است .اول :به خاطر اصرار آن بر طریق عرفان در حالیکه در مقام نظر و عمل ،فرسنگها با آن فاصله دارد .دوم : ادعای اسلا می بود آن در صورتیکه با  متون تراز اول عرفان اسلامی همخوانی ندارد.در بین متون اصیل اسلامی از گنجینه ی بی بدیل کلام مولا علی (ع) نهج البلاغه می توان نام برد  که در آن، مبحث حزن و اندوه بسیار دقیق مطرح شده است . در آثار عرفانی معتبر معاصر نیز این مباحث به روشنی تحلیل شده که علاقمندان به مباحث عرفان حقیقی می توانند به آنها رجوع کنند .در این مقاله ،مبحث حزن واندوه را ابتدا از منظر مقتدای عارفان حضرت علی (ع) بررسی خواهیم کرد . در حکمت های 25-30و383 نهج البلاغه ،حضرت ،به وضوح ترس  را به عنوان یکی از فاکتورهای مثبت رسیدن به کمال  معرفی کرده و  در حکمت 358به ترس از دست رفتن نعمتها و راه کار آن اشاره می نماید . حضرت امیر  در حکمت 175 نهج البلاغه  نیز به اثرات سوء ترس بر انسان اشاره می کنند و راه درمان آن را مواجهه با موضوع  می دانند و می فرمایند :هنگامیکه از چیزی می ترسی خود را در آن بیفکن زیرا گاهی ترسیدن از چیزی از خود آن سخت تر است .در واقع علی (ع) به تاثیر منفی ترس در انسان و از دست دادن کارکردها و فرصتها  برای انسان بسیار دقت دارند .به این ترتیب می بینیم که  در  اندیشه عرفان اسلامی  ،مساله حزن فی نفسه نه بد است نه خوب و ارزش مثبت و منفی آن به مصادیق و انگیزه ها و ارتباط آن مساله حزن انگیز با ما و فطرت درون ما بستگی دارد .حضرت امیرالمومنین (ع) در خطبه 87 نهج ا لبلاغه با صراحت از ویژگیهای بندگان محبوب خدا سخن می گوید (ان من احب عبادالله ....فاستشعرالحزن و تجلبب الخوف )گرامی ترین و محبوب ترین بندگان نزد خدا کسی است که جامه زیرین او اندوه و لباس رویین او خوف است .موضوع حزن و اندوه از نگاه امیر مومنان ذو مراتب است البته یکی از ویژگیهای ممتاز نهج البلاغه  همین نگاه جامع داشتن به مفاهیم و از ابعاد گوناگون مفاهیم را بررسی کردن است که هر صاحب سخن و اندیشمندی را به حیرت فرو می برد .حضرت امیر در این خطبه کارکرد مثبت اندوه را برای بندگان خوب خدا برشمرده اند و اتفاقا آدمیان را برای به دست آوردن این نوع از اندوه تشویق می نماید . حضرت در این خطبه ی بسیار شگفت انگیز حتی به اینکه جایگاه حزن و اندوه کجاست نیز توجه نموده است و در قالب تشبیهات بی نظیری می فرماید:انسان محبوب باید اندوهش پایدار اما پنهان و ترسش آشکار باشد .مثل لباس زیر و لباس رو .و اینکه حزن را مختص بندگان محبوب خدا می دانند ناظر بر  تفاوت حزن بندگان به میزان درجه ی ایمان و عشق آنهاست .به بیان دیگر اندوه یک انسان با درجه ی ایمان متوسط اندوه نداشتن است اینکه ما در عرصه ی زندگی دنیا چه چیزهایی نداریم ممکن است موجبات حزن مارا فراهم کند که گاه پسندیده است گاه نیست .اما حزن بندگان محبوب خدا حزن داشتن است به این معنی :انسان مومن از اینکه سرمایه ای مثل عمر دارد ولی عبادت شایسته ای انجام نداده محزون است یا از اینکه اموالی دارد ولی هنوز در جهت صحیح و مورد رضایت خدا مصرف نکرده  ناراحت است و در مراتب بالاتر، انسان مومن از دوری خدا و میزان فاصله اش با پروردگار رنج می برد واین نوع غم و اندوه ویژگی انسانهای عاشق است که سراسر انرژی مثبت است و آنجا که  می فرماید حزن باید مثل لباس زیرین مخفی بماند حاکی از دقت نظر ایشان در رعایت  رفتارهای اجتماعی انسان با همنوع خویش است تا ناراحتی های خود را هر چند معنوی به دیگران منتقل نکند .می بینیم که در منابع عرفان اسلامی مفاهیم  آنچنان  دقیقند  که جای هیچگونه شبهه ای باقی نمی ماند .این که نمیشود هر کسی چند کتاب مطالعه کند و ادعای مکتب  نماید .آنهم در زمینه عرفان که خطیر ترین عرصه و نازکترین و حساس ترین طرق شناخت و رسیدن به خداست .

پس از بررسی موضوع حزن و اندوه از دیدگاه امیر مومنان نوبت  میرسد به اندیشمندان و صاحب نظران معاصر عرصه ی عرفان . حضرت آیت الله جوادی آملی در این باب نظرات عمیقی ارایه کرده اند  .ایشان خوف (ترس) و حزن (غم ) را به دو دسته ی ممدوح و مذموم تقسیم بندی نموده اند .ایشان می فرمایند :خوف و حزن و بسیاری از عناوین دیگر بر دو گونه است .مثلا طمع ذاتا بد یا خوب نیست و بستگی به متعلق آن دارد .اگر طمع به لهو ولعب و نیرنگ و فریب ، یعنی به دنیایی که متاع غرور و فریب است تعلق گیرد مذموم است ولی اگر طمع به مغفرت الهی و قرب خدا تعلق گیرد  خوب است . اندوه و ترس نیز ذاتا بد یا خوب نیست.گاهی خوب  و گاهی بد است  .قرآن کریم می فرماید (الا ان اولیاءالله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون –سوره سجده آیه 16 ) .اولیای الهی ترسی ندارند وا ندوهگین هم نیستند . و در جای  دیگر می فرماید :(و لمن خاف مقام ربه جنتان –الرحمن –آیه 46) .اولیا ی الهی را اهل ترس می داند . درباره ی غم و اندوه نیز همین داستان بر قراراست .یعنی در عین حال که حزن را از اولیای الهی نفی می کند  آنان را محزون از عدم توفیق به بارگاه الهی میداند .پس اگر غم و اندوه برای از دست دادن فضیلتی عقلی و کمالی الهی باشد ،فضیلت است .زیرا همین غم و اندوه ،زمینه را برای فضیلت از دست رفته فراهم می کند .به این ترتیب روشن می شود که مفاهیم و اصطلاحات عرفانی ذو وجوه است و اگرکسی تنها به حکم  یک جنبه از ابعاد آن تصمیمی اتخاذ کند حتما از سایر ابعاد آن بی نصیب خواهد ماند .پس  این اندیشه ی  عرفان کیهانی  رانمیتوان پذیرفت که  هراحساس غم واندوه وترسی نامطلوب است .   حضرت آیت الله  جوادی آملی در این باب ضمن عباراتی لطیف  واژه ی غم را ریشه یابی نموده و می فرمایند :اصولا واژه ی غم از غمام به معنای ابر گرفته شده .ابر چون جلوی آفتاب و نور را می گیرد و فضای باز را می بندد به آن غمام می گویند.اندوه نیز اگر در صحنه ی دل پیدا شود جلوی نور علم و اندیشه را می گیرد ،فضا را می بندد و انسان احساس می کند در  مداری بسته  زندگی می کند از اینرو مغموم است ولی گاهی ابری زمینه ای برای تبدیل به باران و تلطیف هوا و سر سبزی مزرع پدید می آورد برای تابش بهتر چنین ابری امید بخش است .با این تفاسیر آیا باز هم می توان گفت کلیه ی اطلاعاتی که موجب حزن و اندوه یا ترس میشود نا مطلوب است ؟ و آیا این برداشت ازوقا یع و احساسات به نوعی سطحی نگر وناپخته به نظر نمی آید ؟

نویسنده :مرضیه خاکساری

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین