کد خبر: ۳۸۳۹۱
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

گزارشی زیبا از تدریس خارج فقه رهبری

حجت الاسلام والمسلمین سیدعلی اشکوری، استاد سطوح عالی حوزه که حدود شش سال در درس خارج حضرت آیت الله خامنه‌ای شرکت داشته در نوشتاری، درس خارج رهبر انقلاب اسلامی را مورد بررسی و تحلیل قرار داده و به معرفی اجمالی کتاب «قصاص» که در کنار تدریس با قلمی روان و بیانی رسا توسط حضرت آیت الله خامنه‌ای به رشته تحریر در آمده، پرداخته و گستردگی دیدگاه‌های فقهی معظم‌له را بررسی کرده است. سرویس علمی- فرهنگی مرکز خبر حوزه این گزارش را برای استفاده عموم تقدیم می کند.


به گزارش حوزه نیوز به نقل از مجله فقه آمده است:
در سال ۱۳۷۶ از سوى پژوهشکده امام خمینى(ره) و انقلاب اسلامى در تهران به تدریس دعوت شدم و این دعوت را به جهت شرایط خاصى اجابت نمودم و زمینه خیر و فرصت مناسبى دست داد تا در بحث خارج فقه حضرت آیت‏الله خامنه‏اى هم حضور داشته باشم.

تدریس ایشان با شروع سال تحصیلى آغاز شده بود و جمع کثیرى از طلاب و فضلا و اساتید در درس حاضر بودند. موضوع بحث، «قصاص» بود و پیش از قصاص، جهاد را بحث کرده بودند.

بحث از نظر محتوا بسیار متقنع و از ناحیه کیفیت ورود و خروج و بیان، مرتب و منظم و واضح و شیوا بود. آنچه اعجاب مرا بر مى‏انگیزد، نهایت اتقان بحث و التفات به دقایق و ظرایف و دقت در اصول و فروع و مسائل مطروحه که خود به مطالعه فراوان نیاز دارد، در کنار سنگینى بار مسئولیت رهبرى و اشتغالات داخلى و خارجى است و این توانمندى، گویاى استعدادى فوق‏العاده همراه با تسدید الهى و دستگیرى حضرت بارى تعالى است، و گرنه جمع میان این امور به آسانى نشاید و از توان هر مدعى بر نیاید «ذلک من فضل الله یؤتیه من یشاء والله ذو الفضل العظیم». ایشان گذشته از تدریس آن مباحث استوار و شیوا، تمامى آن را به زبان تازى و با قلمى روان و بیانى رسا به رشته تحریر درآوردند و امید است به زودى زمینه چاپ آن مهیا گردد.

تدریس معظم‏له در موضوع قصاص، در آغاز سال تحصیلى ۱۳۷۶ در حسینیه امام خمینى تهران، واقع در انتهاى خیابان فلسطین جنوبى، جنب بیت ایشان برگزار گردید.



در هفته سه روز یکشنبه، دوشنبه و سه‏شنبه، از ساعت هفت و ده دقیقه تا هفت و پنجاه و پنج دقیقه تدریس مى‏فرمودند.

تعداد جلسات مباحث قصاص، ۳۲۳ جلسه بود و آخرین جلسه آن یکشنبه ۱۷/۳/۱۳۸۳ مطابق با ۱۶ ربیع‏الاول سال ۱۴۲۵ قمرى به پایان رسید.

در آغاز بحث، مطالبى را به عنوان مقدمه ذکر نمودند، از جمله:

تعریف قصاص، ادله مشروعیت قصاص، قصاص در سایر ادیان، شبهات بر قصاص و پاسخ آنها، بیان این مطلب که قصاص حق است یا حکم، فرق میان ملکیت و سلطنت و آثار مترتبه بر آن.

سپس به بیان احکام قصاص پرداختند، از جمله:

موجبات قصاص، اقسام قتل، حکم اقسام قتل، مباشرت و تسبیب، مراتب تسبیب و ده‏ها مسئله مربوط به آن، اشتراک در قتل، موجب تحقق شرکت، حکم اکراه، ادعاى قتل و آنچه قتل با آن ثابت مى‏شود، شرایط اقدام به قصاص و ده‏ها مسئله و فروعات مربوط به آن، و چگونگى استیفاء قصاص و مسائل مربوط به آن.

در این مباحث گسترده، مناقشات زیادى با اعلام و بزرگان نموده و مطالب آنان را مورد نقد و بررسى قرار مى‏دادند؛ بزرگانى مانند: مرحوم مقدس اردبیلى، محقق خوانسارى، شهید ثانى، محقق خوئى، امام راحل، علامه حلى، محقق حلى (که کتاب شرائع ایشان محور مباحث معظم‏له بود)، صاحب جواهر، فاضل هندى و ... .

نحوه بحث ایشان این‏گونه بود که پس از تنقیح موضوع و بیان دقیق محل بحث، به نقل اقوال در مسئله مى‏پرداختند و استدلال هر قول را جداگانه بیان مى‏نمودند و متعرض مناقشات آن مى‏شدند، سپس نظر خویش را بیان مى‏کردند و ادله آن را از کتاب و سنت و عقل، با تمام آنچه استدلال به آنها نیازمند به آن است، از دقت در معناى لغوى و استظهار و نگاه تاریخى و مباحث رجالى و رعایت قواعد اصولى در کیفیت جمع میان ادله متعارضه و بیان مقتضاى اصل و رعایت نکات عرفى و عقلایى، استخراج و با اتقان تمام به استدلال مى‏پرداختند.

معظم له پس از پایان بحث قصاص، محور بحث را مکاسب محرمه قرار دادند و مطالب بسیار مهمى را بیان نمودند و هم اکنون بحث ایشان در رابطه با قمار است.



قرائتى اجمالى از بخشى از دیدگاه‏هاى فقهى و خاستگاه‏هاى آن


به‏طور کلى استنباط احکام شرع و اجتهاد در نظر معظم‏له، از سه رکن اساسى پایبندى، قانونمندى، و پویایى برخوردار است؛ پایبندى استنباط به منابع قطعى و عدم تجاوز از چهارچوب آن، و قانونمندى که در قالب قواعد اصولى و قواعد فقهى که به استنباط نظم و نسق مى‏بخشد، و پویایى که از جمود و عقب‏افتادگى فقه از جامعه و نیازهاى روز پیشگیرى مى‏نماید.

این سه رکن، ضامن استنباط صحیح احکام است و موجب مصونیت بخشیدن هرچه بیشتر و دورى از خطاى در استنباط و استنباط خطایى خواهد بود.

مرجعیت کتاب کریم و سنت و عقل که حجیت آنها به عنوان مصادر تشریع و قانون‏گذارى امرى قطعى و ثابت شده است و این به معناى اصالت منابع تشریع است.

فهم و برداشت از نصوص دینى، امرى بى انضباط و بدون منطق نیست، بلکه براساس ضوابط و قواعد مسلّمى است که از اوهام و شکوک و ظنون غیرمعتبره به دور است و از آموختن علوم مختلف، به عنوان مقدمات و ابزار استنباط، بدان پرداخته مى‏شود.

مسئله بسیار مهمى که نقش بسیار اساسى در چگونگى نتایج ارائه‏شده و استنباط ایفا مى‏کند، نوع دیدگاه به احکام دینى و شریعت است. دارا بودن بینش وسیع از ذات شریعت، و تلقى از آن به عنوان آیین کامل براى زندگى بشر، و پاسخ‏گوى همه حوادث واقعه در همه زمان‏ها و مکان‏ها، و مدعى توانایى مدیریت جهان با همه گستردگى و تنوع آن است که خود در چگونگى قرائت و برداشت از ادله و نصوص دینى نقش بسزایى خواهد داشت.

متناسب‏بودن احکام شریعت با این دیدگاه، مرهون به‏کارگیرى صحیح ابزار استنباط است و اجتهاد صحیح، مطمئن‏ترین راه براى دست‏یابى به چنین شریعتى جامع خواهد بود، و فقاهت - علم فقه - است که متکفل و عهده‏دار بیان شریعت جامع و کامل، و راهنماى زندگى سعادت‏بخش براى انسان‏هاست.

در راستاى آنچه گذشت، نکات ذیل همواره در نظر ایشان مورد توجه قرار مى‏گیرد:

۱. تشخیص موضوعات: اینکه گفته مى‏شود تشخیص موضوع برعهده فقیه نیست، از موارد خلط میان موضوع و مقام انطباق مصداق موضوع است که در امور فردى تشخیص آن با مکلف است. به‏طور طبیعى فقیه تا موضوع حکمى را نشناسد نمى‏تواند حکمى را بر آن مترتب سازد.

۲. تشخیص مصالح تا حد ممکن: این مسئله نقش بسزایى در بعضى از احکام و سعه و ضیق آن و در مورد تزاحم با دیگر موارد خواهد داشت.

۳. دریافت و کشف علت تامه احکام در موردى که امکان آن میسر است.

۴. بینش صحیح از برداشت علل احکام و مصالح و فرق میان حکمت تشریع و علت و مصلحت.

۵. نگاه نظام‏مند به اسلام به عنوان مجموعه‏اى پیوسته.

۶. نگاه حکومتى و مدیریتى.

۷. نگاه تأثیرگذارى زمان و مکان در قرائت از نصوص دینى.

۸. نکته‏سنجى در برداشت از نصوص دینى.

۹. ریشه‏یابى؛

۱۰. تأثیر گرایش‏هاى مخاطبین در برداشت از نصوص دینى؛

۱۱. عدم غفلت از مسئله تدرّج در بیان احکام (کلموا الناس على قدر عقولهم)؛

۱۲. هدفمندبودن تکالیف (این نکته غیر از مصلحت در اصل تشریع حکم است، یعنى جهت‏داربودن تکالیف)؛

۱۳. بهره‏بردارى از خطوط کلى و استفاده از علایم و راهنماها؛

۱۴. تأثیر تقیه، چه به‏خاطر حفظ مؤمنین یا خودِ گوینده سخن، در برداشت از احادیث؛

۱۵. مجارات و تقیه مداراتى؛

۱۶. تأثیر فهم عرفى در برداشت از احادیث (فرق میان مسامحات عرفى و دقت عرفى)؛

۱۷. فرق میان تساهل در دین و سهل‏انگارى دینى؛

۱۸. در برداشت از نصوص دینى، فرق میان بیان کلیات و بیان‏هاى موردى (زیرا حیثیت مقام بیان کلیات با حیثیت مقام بیان موردى، ممکن است متفاوت باشد)؛

۱۹. در صورت عدم امکان دریافت شرایط صدور حدیث، آیا امکان برداشت از مفاد صحیح میسر خواهد بود یا موجب اجمال آن مى‏گردد؟

۲۰. گاهى در بعضى از روایات اعراض از جواب مناسب و پرداختن به جواب دیگر، موجب خدشه در دلالت حدیث مى‏گردد؛

۲۱. گاهى تبعیض در دلالت حدیث، موجب وهن روایت مى‏گردد؛

۲۲. مقدار تبعیت دلالت التزامى از دلالت مطابقى.



اشاره‏اى اجمالى به نمونه‏اى از دیدگاه‏هاى اصولى که در برداشت از دلیل و استنباط احکام شرعى تأثیر بسزا و غیرقابل انکار خواهند داشت.


۱. عرفى‏بودن به گونه‏اى که خارج از استظهار از دلیل و محدوده از دلالت الفاظ نباشد؛ مثلاً درباره استصحاب عدم ازلى از آنجا که روایات عمده‏ترین دلیل بر حجیت استصحاب به شمار مى‏روند، استظهار شمول روایات نسبت به آن در نظر ایشان، خارج از فهم متعارف عرفى است.

۲. از آنجا که استصحاب جزء اصول عملیه به‏شمار مى‏رود، و مثبتات آن حجت نیست، و مشهور، لوازم عقلى مترتب بر آن را حجت نمى‏دانند، ولى ایشان لوازم عقلى مستصحب و آثار مترتب بر آن را در صورتى که واسطه به قدرى خفى باشد که عرف آن را نادیده انگارد، حجت مى‏دانند، یا بسیار آشکار همچون مواردى که میان مستصحب و میان اثر، ملازمه واضح عقلى وجود داشته باشد.

۳. حجیت خبر ثقه، امرى تعبدى نیست بلکه از باب ایجاد وثوق به مضمون خبر است که مورد اعتبار قرار مى‏گیرد. در حقیقت آنچه عقلا در مقام عمل بدان اعتماد مى‏کنند، علم و یقین است و آنان اطمینان را علم مى‏پندارند و اطمینان عرفى در نزد آنان حجت است.

۴. در مبحث خاص و عام در مورد دو دلیل، در صورت مثبت‏بودن هر دو دلیل، به مجرد ادعاى مثبت‏بودن نمى‏توان به هردو اخذ نمود، بلکه اگر برحسب قرائن، وحدت حکم احراز گردد، در این صورت حکم دو دلیل متنافى را خواهند داشت و به همان گونه باید اعمال قواعد گردد.

۵. عمل مشهور قدماى اصحاب و اعراض آنان، نقش بسزایى در استنباط خواهد داشت، ولى موضع مشهور در صورتى مؤثر خواهد بود که چه از جنبه دلالى و چه از جنبه سندى، به استنباط و برداشت و قرائت بازگشت ننماید؛ زیرا در این صورت اعراض موجب وهن نخواهد بود، چنانچه در این صورت، عمل اصحاب موجب تقویت نمى‏گردد.

۶. چنانچه واضح است، اجماع مدرکى اعتبار ندارد، ولى اگر روایتى مطابق با معقد اجماع وجود داشته باشد و هیچ‏گونه مستند عقلایى دیگرى نباشد که از نظر سند معتبر نباشد، آن معقد اجماع که مطابق با مضمون روایت مذکوره است ثابت مى‏گردد؛ زیرا یا آن روایت، مستند مجمعین نبوده، پس اجماع مدرکى نیست و حجت خواهد بود، و یا مستند آنان آن روایت بوده است، پس عمل ایشان جابر ضعف سند روایت مى‏گردد.

۷. درباره فرق میان امارات و اصول و حکم به اجزاء احکام ظاهریه از احکام واقعیه در مورد اصول، و عدم اجزاء در مورد اَمارات، احتمال اجزاء در مورد امارات براساس استفاده از بعضى روایات ارجاع به فقها در اخذ معالم دین را بسیار درخور تأمل مى‏دانند.

۸. هرچند معیار موضوعات، عرف است نه عقل با دقت ویژه آن، ولى از آنجا که عرف هم داراى دو مرحله است، عرف مسامحى و عرف با رعایت دقت، میزانْ نظر عرف مسامحى نیست، بلکه دریافت نظر دقیق عرف است.

نمونه‏هایى از دیدگاه‏هاى فقهى معظم‌له

- قضاوت قاضى براساس شواهد و قرائن و امور کارشناسى که موجب علم مى‏گردد.

- نقش پزشکى قانونى و آزمایش، در کشف جرایم و ترتب آثار نسب و مانند آن.

- کالبدشکافى و وصیت به اهداى اعضا.

- کیفیت اقدام به قصاص براى اولیاى دم، در صورت متعددبودن اولیا.

- مصادیق جدید معاملات.

- حکومتى‏بودن خمس و انفال و زکات، و کیفیت مصارف آنها.

- حکم جهاد ابتدایى.

- جهاد در اسلام همیشه دفاعى بوده است.

- اثبات رؤیت هلال به وسیله آلات و ابزار جدید.

- حکم غنا و موسیقى و بیان شاخصه براى تعیین مصادیق حلال و حرام آن.

- حکم بازى با آلات قمار و بازى با شطرنج.

- طهارت اهل کتاب.

- حکم پورسانت و دلالى در معاملات دولتى.

- حکم مصافحه با اجنبیه در محافل سیاسى.

- حکم شرکت در مجالس ضیافت سیاسیون که در آن مشروب سرو مى‏شود.

- حکم میراث زوجه از اموال غیرمنقول.

- حکم کپى‏رایت و سایر حق امتیازها.

- حکم تلقیح مصنوعى و اجاره رحم.

- حکم فضاهاى مجازى و سایت‏ها.

- حکم شبیه‏سازى.

- حکم ساخت سلاح‏هاى هسته‏اى.

و ده‏ها مورد دیگر که حکایت از دیدگاه‏هاى اجتماعى برگرفته از اعتقاد به جهان‏شمول‏بودن دین و قابلیت مدیریت جهانى و ارائه برنامه در همه ابعاد زندگى بشرى دارد.



بعضى از مسائل و موضوعاتى که در ابواب مختلف فقهى وجود دارند و ظاهراً - برحسب برداشت این‏جانب - در نظر ایشان جاى بحث و گفت‏وگو دارند، عبارت‏اند از:


- سن یائسگى زن‏ها.

- سن بلوغ دختران.

- طهارت انسان.

- همزیستى مسالمت‏آمیز با سایر ادیان و گرایش‏ها (غیر اهل کتاب).

- تعلق زکات به موارد نه‏گانه (آیا حکم حکومتى است؟).

- موضوع ارتدادى که احکام ویژه بر آن مترتب مى‏شود.

- حدود مالکیت اشخاص نسبت به عمق زمین و فضا.

- حکم معادن در املاک شخصى.

- بحث در رابطه با اجراى بعضى از حدود شرعى به علت عدم پذیرش جامعه.

- حکم طلاق‏هاى انجام‏شده در محاکم کشورهاى غیراسلامى.



گذشته از منظورداشتن این نکات در مقام استنباط عملى و تجلى آن در پاسخ به استفتاءات و سئوالات شرعى، گستردگى دیدگاه‏هاى ایشان در تأکید بر بخشى از امور، در گفتارها و رهنمودهایشان در رابطه با حوزه علمیه آشکار مى‏گردد که در ذیل به آن اشاره مى‏شود:


۱. فرصت‏بخشیدن به ارائه نظریات مخالف.

۲. تحمل گفت و شنود و ترویج مباحثات.

۳. تأکید بر تشکیل هیئت‏هاى علمى.

۴. تأکید بر رشته‏هاى تخصصى در حوزه.

۵. تجدید نظر در کتب درسى حوزه و بازنویسى آن.

۶. تأکید بر تعامل میان حوزه و دانشگاه.

۷. تأکید بر رونق‏بخشیدن به بخش پژوهش در حوزه.

۸. تأکید بر ضرورت برنامه‏ریزى و توسعه بخش حوزه بانوان.

۹. بازکردن راه‏هاى تعامل میان حوزه و نظام.

۱۰. تأکید بر بهره‏بردارى از فناورى‏هاى نوین در زمینه پژوهش و آموزش در حوزه‏ها.

۱۱. تأکید بر تقویت انگیزه‏ها و ایجاد شور و نشاط در طلاب جوان در زمینه‏هاى علمى، فرهنگى، هنرى و تبلیغى.

۱۲. تأکید بر جنبه‏هاى معنوى، و دورى از مادى گرایى و صیانت از زىّ روحانیت.

۱۳. بهره‏بردارى از تکنولوژى مدرن براى نشر و توسعه و تبلیغ دین.

۱۴. ایجاد توانمندى براى مقابله با شبهات و پاسخ‏گویى مناسب.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین